نخستین 200 خط.
!برگرد! یه چیزی اون... اوه
میدونی چه حیوونی تو رو گاز گرفته؟
ما به دنبال بچههایی هستیم که توی اون اتوبوس مدرسه بودن
تنها چیزی که تا به حال میخواستی این بوده که کسی مثل خودت رو پیدا کنی
اما الان داره این اتفاق میُفته
یه چیزی شما رو گاز گرفت
شما هم الان مثل ما هستین
درست مثل ما
نگو - گرگینهها -
بلیک
بلیک
بلیک، صبر کن
من باید برم
!بلیک
لعنتی
بلیک، آرومتر
!باید برگردم پیش برادرم
میشه یه لحظه حرف بزنیم؟
!هی! وایسین
گفتی اسمش چیه؟
اورت - !اورت -
رفیق، صبر کن
اصلا میدونن دارن کجا میرن؟
تو میدونی؟ - .واقعا نه -
ما داریم توی مسیر اشتباهی میریم
از کجا میدونی؟
چون داره گرمتر میشه
!بلیک، بمون! صبر کن
حالـت خوبـه؟
صبر کن. من این بچهها رو میشناسم
فکر میکنین دارین چیکار میکنین؟
بهم گفتین که دارین میرین خونه
این دوتا کی هستن؟ از دوستهاتونن؟
آره، اون اوِنـه
اورت - اورت -
...این اورتـه. اون هم
بلیک. اورت و بلیک
اونا با ما توی یه مدرسه هستن
توی کلاس ما هستن
اونا یه پایه پایینتر از ما هستن
بچهها، لطفا حقیقت رو بگین
ما فقط سعی میکردیم راه برگشت رو پیدا کنیم
هممون سعی میکردیم
تو چطور؟
چطور تو چیزی نمیگی؟
من به اندازه اون دروغگوی خوبی نیستم
بامزه بود. ازت خوشم میاد
بیاین بریم. همتون میرین به خونه
برو
برو، سریع
خوبی؟
آره، خوبم
...پس شما بچهها
سال آخری هستیم
آره، یه جورایی میدونستم
باید باهاشون صحبت کنیم
ما حتی اونا رو نمیشناسیم
من اورت رو میشناسم
آخرین باری که باهاش وقت گذروندی کی بود؟
یادم نمیاد
.چون اون رو نمیشناسی - .جز اینکه میشناسم -
جز اینکه نمیشناسی و اونا هم ما رو نمیشناسن
پس یک کلمه هم نگو، لونا
اورت، چرا به جنگل زدی؟
صدای زوزه گرگ شنیدم
تو هم شنیدی
ما هم همینطور
لونا، دیگه حرف نزن
یه تماس دریافت کردین؟
یه تماس تلفنی؟ - از طرف کی؟ -
نمیدونم، اما گفت اون تلاش میکنه
...قبل از ماه کامل بعدی من رو بکشه
بهش دست نزن - خب، پس بس کن-
داریم صحبت میکنیم - دستت رو بردار -
!مواظب باش
یه سوال
فقط میخوام یه چیز رو بدونم، باشه؟
چیزی شما رو گاز گرفت؟
گاز گرفته شدین؟
هر دو گاز گرفته شدیم
میتونم بهتون نشون بدم
،یادت باشه، بلیک
اگه بهش نیاز داری، یا اگر میخوای اون ،رو به برادرت آموزش بدی
بهش میگن نفس شیر
لعنتی
کندرا، ما موافقت کردیم که این موضوع رو با آرامش حل کنیم
من آرام به نظر نمیرسم؟
میخوای حقیقت رو بگم؟
اورت، به نظر تو من چطور به نظر میرسم؟
من عصبانی، ناراحت، خشمگین به نظر میرسم؟
،هر کدوم یا همه موارد
که من کاملا حق دارم که اون رو احساس کنم؟
آره
آره، چی؟
آره، تو... عصبانی به نظر میرسی
بابا؟
آره
ما فردا به این کار رسیدگی میکنم
برو بخواب
شما یک پیام جدید دارید
برای پخش پیام جدید خود، یک را فشار دهید
پیام اول
تو در امان نیستی
قبلاً بهت گفتم، ما اونا رو نمیشناسیم
پس اون بیرون باهاتون چیکار میکردن؟
هیچی
لونا؟
،پس اونا فقط اونجا بودن
توی جنگل وسط یه آتیش سوزی جنگلی وقت میگذروندن؟
حدس میزنم همینطور باشه
باشه. بیایین اینجا
ما کوهنوردا رو هوایی به این مناطق یعنی اینجا و اینجا منتقل کردیم
در حال حاضر چند گروه روی این حریق شکن مشغول به کار هستن
اینجا جاییـه که فکر میکنیم
باباتون احتمالاً پناه گرفته
چرا اون باید اونقدر از گروههای کاربلد و خبره دور باشه؟
نمیدونیم
اما به این نگاه کن
اینجا، این یه دیوار آتیشـه
میفهمی؟
با پای پیاده نمیشه ازش عبور کرد
پس اونا چیکار میکنن، اون بیرون تنهاش میذارن؟
نه
گروه جستجو و نجات برای پیدا کردن اون اضافه کاری میکنه
اما فقط هلیکوپترها میتونن توی باد
و دود تا اونجا برن
سوختـشون تموم میشه. باید جریان رو به پایین پیچیدهای رو
که روی فرود اونا تأثیر میذاره، حل و فصل کنن
زمان میبره
چقدر زمان؟
گرت میتونه به تنهایی یه هفته توی جنگل زنده بمونه
ما هم همین آموزش رو گذروندیم
و اگه من خودم اون بیرون میبودم، اولین کاری که انجام میدادم این بود
که به دنبال زمینی بلندتر بگردم که اونجا سنگ های زیادی وجود داره
و چیزی برای شعلهور شدن آتیش وجود نداشته باشه
در حال حاضر، اون احتمالاً در حال صعود به یه قله است
تلاش میکنه که برای یه بالگرد علامت بفرسته
من تضمین میکنم که اون داره تمام تلاشـش رو میکنه تا زنده بمونه
و قبول نمیکنه که تسلیم بشه
،شما دو نفر
شما هم تسلیم نمیشید
ما پیداش میکنیم
دیگه به اون موضوع فکر نکن
اونا مشکل ما نیستن
اگه پدر واقعی ما کسیـه که اونا رو گاز گرفته
قطعاً مشکل ماست
ما نمیدونیم چی بهسر اونا اومده
ما همچنین نمیدونیم وقتی کسی گاز گرفته میشه چه اتفاقی میُفته
ما اصلا چیزی درباره این موضوع نمیدونیم
چشماشون رو دیدی
نمیدونم چی دیدم
چشم من رو دیدی؟
معنی خاصی نداره
همه ما صدای زوزه گرگ رو شنیدیم
همه ما دقیقاً به یه مکان رسیدیم
یک ماه کامل در راهـه
هر دوی اونا توی بزرگراه گاز گرفته شدن
هیچکدوم خراشی نداشتن
!چون خوب شدن
من هیچوقت اونطور خوب نشدم
پس حرفشون رو باور نمیکنی؟
من بهشون اعتماد ندارم
باید باهاشون صحبت کنیم
اونا به ما نیاز خواهند داشت
،پس ما چیزی در موردشون نمیدونیم
اما میخوای همه چیز رو در مورد خودمون به اونا بگی؟
همه رازهایی که میتونن باعث مرگ ما بشن؟
رازهایی که از تک تک افراد توی این
دنیای لعنتی به جز گرت مخفی نگه میداریم؟
آره
چرا؟
چون حالا راز اونا هم هست
لعنتی
گندش بزنن
لعنتی
پنجاه و سه خونه در آتیش
دره آرویو نابود شده
تا الان به طور رسمی گزارش گمشدن هیجده نفر داده شده
،تایید شده که چندین نفر آتشنشان هستن
و همچنین یک محیطبان
در حالی که آتیش سوزی هنوز ...فقط 15 درصد مهار شده
برو بخواب
مشکلی نیست
جای نگرانی نیست
بلیک ترسیده
نه، نترسیدم
فقط محض اطمینان اون کار رو کردم
هیچ چیزی اون بیرون نیست
هیچی بیرون نیست
هیچ چیزی اون بیرون برای نگرانی وجود نداره
قول میدم
،توی نور روز نمیتونه به راحتی حرکت کنه
اما حرکت میکنه و به سراغت میاد
باید قبل از ماه کامل بعدی تو رو بکشه
اورت
یه چیزی جلوی در هست
اورت
اورت، بیدار شو
ببخشید
دیروز اصلا از اتاقت بیرون نیومدی
No comments yet. Be the first to leave one.