200 ensimmäistä riviä.
... آنچه گذشت
دکستر مورگان کیه؟
یه عوضیه که برای .پلیس جنایی میامی کار میکنه
حالا میتونم لطفاً برم؟
.آره
... پس به الکل و نگاه کردن به
دخترای لخت علاقه نداری؟...
.پس جای جای اشتباهی اومدی
... من دارم آشغالا رو جمع میکنم
.آشغالایی که اگه بمونن متعفن میشن...
.یه سیستم قانونی برای این کار هست
اگه این سیستم به همون خوبی ... که فکر میکنی، کار میکرد
.من انقدر مشغول نبودم...
فقط میخوام .یه نمونه از بزاق دهانتون بگیرم
شغلت همینه؟
... خب، ازش متنفرم، اما درکش میکنم
.کاری که میکنی رو...
... اما چیزی که نمیفهمم
.اسلایدهای خون هستن...
.اونا یادگارین
.درست مثل گوشوارههای "اسپلتزر" هستن
.من هیچیم مثل "اسپلتزر" نیست
،رئیسهام توی کلوب
.اونا بهم دستور دادن که بهت نزدیک بشم
.این آدما خطرناکن
.نمیتونم دست خالی برگردم پیششون
.نمیذارم اتفاقی برات بیافته
.اون رفته - ...مادرسگ -
.یه دختر اینجا داره
.باید پیداش کنیم
.اون مُرده
* قسمت چهارم از فصل هفتم * * فرار کن *
... درست موقعی که بنظر میرسه
... من و "دب" داریم به یه جاهایی میرسیم...
.یه مسیراشتباهی درست میشه...
...من به "دب" یه هیولا رو نشون دادم ."ری اسپلتزر"
قاتلی که قربانیهاش رو از بین یه هزارتو .دنبال میکنه
.میتونستم جلوی اون قتل رو بگیرم
.و "دب" هم اینو میپذیره
- اما هنوز خودمو نپذیرفته
.چیزی که هستم رو
.و مطمئن هم نیستم هیچوقت بپذیره
.آره
.هیچی پیدا نکردم
تو چی؟
.نه
.این هزارتو، پسر-- کارش خیلی خوبه
.کارش رو بلده
... سروکار من همهش با قاتلهایی میافته
ای از خودشونDNA که هیچ... .توی صحنهی جرم جا نمیذارن
.اینجا گذاشته DNA اما این کلی
،خب، اگه این گورستون، دفتر کارش بوده
.انگار اینجا هم محل استراحتش بوده
.یه چیزی اینجا بوده
،یه چیز خاص شاید یه چیزی مثل یادگاری؟
.از یکی از قربانیهاش
قاتلها متنفرن که .یادگاریهاشون رو جا بذارن
"خب، این یعنی "اسپلتزر ... بعد از اینکه اون دختره رو کُشته
.اومده اینجا...
.دختره اینجا نیست DNA اما
.نه خون، نه پوست، نه مو
.آنتن هم نمیده
... اسپلتزر" توی دنیا آزاد شده"
و "دب" هرکاری در توانش باشه میکنه... .تا پیداش کنه
... اما آیا من و اون میتونیم
راهمون رو به سمت همدیگه پیدا کنیم؟...
... "دب"
... تو
مال من میشی؟...
.صبح بخیر
.قهوه .حالا
... "ریتا" - .یه مسیراشتباهی دیگه -
.قاتل سهگانه» اونو کُشت»
.آره
!آره - چرا؟ -
.اون اصلاً با الگوی کارش جور در نمیاومد
.چون دنبالش بودم
«پس وقتی که ما داشتیم «قاتل سه گانه ... رو شکار میکردیم
.تو هم دنبالش بودی...
.من قبل از شماها فهمیدم کیه
و کمکمون نکردی دستگیرش کنیم؟
،اون میدونست من کیَم، کجا زندگی میکنم
.و خونواده دارم
.داشتم سعی میکردم از اونا محافظت کنم
.تو فقط میخواستی بکُشیش
.و کُشتم
کِی؟
.اون مُرده .مهم همینه
اما کِی؟
.من ترتیبش رو دادم
ریتا" رو دوست داشتی؟"
چرا این سؤالو میپرسی؟ - ... چون حالا یهویی -
... اصلاً نمیدونم حقیقت چیه...
.و چیا رو بهم دروغ گفتی...
.دوستش داشتم
... اگه انقدر نگران خانوادهت بودی
پس چرا دنبال «قاتل سه گانه» بودی؟...
یه شوهر خوب اینکارو میکنه؟
اصلاً میتونی کسی رو دوست داشته باشی؟
.تـو رو که دوست دارم
چطوری؟
چطور میتونی منو دوست داشته باشی ...چیزای دیگه رو هم
.من تمام عمرم رو همینطوری زندگی کردم
... قبل از اینکه وارد اون کلیسا بشی
هیچوقت به احساسم نسبت به خودت... شک کرده بودی؟
پس چرا الان برات فرق میکنه؟ - !چرا؟ -
!خدایا، دکستر
.مورگان هستم
.باشه
.باتیستا" بود" .اسپلتزر" رو پیدا کردن"
یه نگهبان امنیتی ... توی محل اوراق ماشین دیدتش
و اونم احساس کرده... !نباید سعی کنه و یه قهرمان باشه
.چهارتا افسر لازمه تا بتونن "اسپلتزر" رو بگیرن
.اون دعوای خوبی درست کرده
.چیزی نمونده بوده بهش شلیک کنن
اگه "اسپلیزر" اسلحه داشت .حتماً بهش شلیک میکردن
.اسپلتزر" خودش یه اسلحهس"
.اون مال من بود
.هنوز درخواست وکیل نکرده
.این تنها شانسته
.اعتراف تـنها شانسمونه
وقتی بهم حمله کرد ... یه نقاب روی صورتش بود
واسه همین نتونستم... .مدرک معتبری بهش بچسبونم
شDNA باورم نمیشه که .توی صحنهی جرم نبود
.من و "ماسوکا" دوبار بررسیش کردیم
،آره، من و دکستر
... ما غارِ مقبرهایِ "اسپلتزر" رو برای
... مدارکِ قربانیها» چک کردیم»...
.اما چیزی نبود...
من و دکستر دیگه تواناییمون !حتی در حدِ ایجادِ مدارک هم هست، بابا
... اگه نتونی اعتراف بگیری
.اسپلتزر" از دستت میره"...
آمادهاید؟
.حتماً
.این "دکستر مورگان"ـه
.صورتش... آشناس
"هرچی که "جورگ .از مورگان پیدا کرده رو اونجا گذاشتم
.اون پلیس نیست
.یه موش آزمایشگاهیه .تحلیلجوی خون
!تحلیلگر درسته
.تحلیلگر خون - .هرچی -
.از میامی .یه آدم عادی
... بجز اینکه زنش چندسال پیش توسط
.یه قاتل زنجیرهای کُشته شده...
اونی که توی قایق کُشتیم چی؟
.لوئیس گرین
.یه کارآموز توی پلیس میامی بوده
مالک قایق؛ این .دکستر مورگان
.اونم برای پلیس میامی کار میکنه
- مرگ ویکتور
یه تلافی برای کُشتنِ اون بازرس بوده؟
.ویکتور خوب گند زده بهمون
... از بین تمام آدمایی که میتونسته بکُشه
.حتماً باید یه پلیس رو ناکار میکرده...
پس مرگ "ویکتور" تقصیر خودش بوده؟
.آه آره
.اون یه نوکر غیرقابل پیشبینی بود .هیچوقت به حرف کسی گوش نمیداد
.حداقل نه به من
همهچیز خوب داشت پیش میرفت .تا اینکه اون به میامی اومد
.ویکتور مَرد خوبی بود
.وفادار بود
.متعهد بود
و اینجا بود که کاری رو انجام بده .که تو نتونستی
تا جلوی کلومبیاییها رو بگیره !که کسابی مواد ما رو تصاحب نکنن
.کیر توش
.باز شروع شد
.عصر همگی بگیر .من بازرس "کوئین" هستم
.امروز رسماً چوبِ توی کونتون هستم
میشه اون موسیقی رو خاموش کنید؟
،خانمها به چپ
.مشتریها به راست
.پشتِ بار بمون
.خانم، میخوام برید اونطرف بیاستید
.سرکار
.بازرس هستم
."بازرس "کوئین
!نگو که با اون میخوابی
!نه چرا اینطوری فکر میکنی؟
!تو تنها بازرسِ اینجا نیستی
واقعاً فکر میکنی رقاص برهنه ایدهی خوبیه؟
.نه، ایدهی وحـشتناکیه
جداً تا کِی قراره اینکارا ادامه پیدا کنه؟
... فکر کنم هرروز
.تا اینکه قاتل "مایک اندرسون" رو گیر بندازیم...
... یا میتونی قیمتت رو بگی
.و درست مثل قدیما کار کنیم...
،میدونی ... یهو میری درِ ماشینت رو باز میکنی
.و توش کُلی پول پیدا میکنی...
.شاید یکم مواد
.تمام این دردسرا هم تموم میشن
.نمیدونم از چی حرف میزنی
.برو بذار باد بیاد
.هیچکدوم اینا با عقل جور در نمیاد
.ویکتور مُرده !گیرش آوردن دیگه
همه توی پلیس میامی .از این قضیه خبر ندارن
.وگرنه اینجا نبودن
.شاید این مورگان و "گرین" تنها کار میکردن
... خب، پس چرا این دوتا عوضی
باید قتل ویکتور رو لاپوشونی کنن؟...
.گمون کنم دکستر مورگان دلیلش رو میدونه
No comments yet. Be the first to leave one.