Lost

Lost

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 6

Julkaisutiedot

Lost06x14The Candidate FQM WwW SEvenThGate IR
Kommentaari serpico
Ellen

Tunnisteet

other
Julkaistu: 2010-05-05
Lataukset: 44
Kuulovammaisille: Yes

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

آقاي لاک

هممم - آقاي لاک -

آقاي لاک ، صداي منو ميشنوين؟؟

سلامتي مجددتون رو خوشامد ميگم

من شما رو ميشناسم

ما در پرواز بازگشت از سيدني با هم بوديم

من شما رو توي دفتر تحويل بار ملاقات کردم

گويا شما چاقوهاتون رو گم کرده بودين

من جک شپرد هستم

چه اتفاقي افتاد؟

شما با يه ماشين تصادف کردين و يک عمل جراحي رو هم پشت سر گذاشتين

....من

من حال و احوالم مساعده؟

به کيسه دورال شما ضربه وارد شده بود

ولي من همه چي رو سر حالت اولش برگردوندم

آقاي لاک .... وقتي داشتم جراحيتون ميکردم ، نگاهم

به مشکلي که در نخاع و ستون فقرات شما بود جلب شد چيزي که باعث شده که شما روي صندلي چرخ دار بشينيد

و گفتم شايد ممکن باشه بهم بگين که چطور چنين اتفاقي براتون افتاد

چرا؟

چون فکر ميکنم شما يه کانديدا هستين

کانديدا براي چي؟

يه روش جديد

يه شيوه ي جراحي که ما در حال بررسي اون هستيم

و اگه جواب بده ، ميتونيم پاهاي شما رو دوباره بهتون برگردونيم

در واقع ، شما احتمال زياد دوباره ميتونيد راه برين

البته اگه اين فرصت رو به من بدين ، جناب لاک

من فکر مي کنم که ميتونم سلامتي رو بهتون برگردونم

نه ، ممنونم

...خب ، با حداقل ريسک و نفعي که واسه خودتون داره

گفتم که ، خير ، دکتر

جان؟

اوه - اوه ، جان -

اين اولين باره که اجازه دادن ببينمت

تو حالت خوبه؟؟ - آره ، خوبم ، سلام -

شما دکترش هستين؟؟ - بله ، من دکتر جک شپرد هستم -

اوه ، ممنونم

ممنونم از اينکه نجاتش دادين سپاسگزارم

متشکرم

به جزيره ي هايدرا خوش اومدي

حداقلش اين بود که مجبور نبودي پارو بزني

برو تو

اوه

اصلا راه نداره من دوباره به اين قفس ها برگردم

...خب ، حالا که من اسلحه گرفتم طرفت ...پس - حالا ديگه نگرفتي ، جوجه سرباز -

اسلحه ات رو بنداز

اسلحه ات رو بنداز يا اينکه من ميکشمش

تو هيچ احدالناسي رو نميکشي

در ضمن ، قرار هم نبود که ما رو بندازي توي قفس

يه ليست از اسامي دست منه ، که "تو هم توي اون هستي "فورد

رييز" و "کووان" هم در اين ليست هستن"

کيت اوستن؟؟؟ تو اين ليست نيست

پس واسه ي من اهميتي نداره که بميره يا زنده بمونه

به حرفش گوش نکن

ممکنه باور نکني

ولي من اين کار رو به خاطر خودتون دارم ميکنم

حق داري من که باور نميکنم

ديوار صوتي کار ميکنه هنوز؟ - ميگن تا يه ساعت ديگه -

ما يه ساعت وقت نداريم بگو سريعتر کار کنن

اون داره مياد

ترجمه : Ellen & Serpico

آهاي؟؟

ببخشيد؟؟

سلام؟؟ هممم

اوه

شرمنده ام ، کسي جلوي در نبود

و من فقط صداي مته ميشنيدم

مي دونين چطور ميتونم دکتر نادلر رو پيدا کنم؟ - خب ، خودم هستم -

و اگه بيمار نيستين ، ميتونين منو برنارد صدا کنين

سلام

جک شپرد هستم

من جراح بيمارستان سنت سباستين هستم

و گفتم بيام و شايد بتونم يه نگاهي به پرونده ي يکي از بيمار هاي شما بندازم

و اين بيمار کي هست؟

اسمش جان لاک هست و اسناد ثبت شده نشون ميده که

شما سه سال پيش يه جراحي لثه ي اضطراري براش انجام دادين

و شما دقيقا دنبال چي هستين؟ - ميخوام بدونم چطور صدمه ديد؟ -

ميتونم بپرسم که چرا اينقدر به اين موضوع علاقه داري ، جک؟؟

...اوممم

من و ايشون هفته گذشته همديگه رو ديديم

ما در راه برگشت از سيدني استراليا توي يه پرواز با هم بوديم

پرواز شماره 815 اوشينيک

من تو رديف کناري شما نشسته بودم

تا اونجايي که يادمه

من وقتي توي دستشويي بودم داشتي با همسرم "رز" لاس ميزدي

عجيبه ، نه؟

بله

خب ...شايد شما به دليل خاصي اينجا هستين ، نه؟

حالا بايد بهتون بگم که نمي تونم راز بيمار خودم رو بهتون بگم

و چيزي رو که نبايد بگم رو بهتون بگم

ولي اينو ميتونم بهتون بگم که وقتي آقاي لاک رو درمانش کردم

يه آقاي ديگه اي هم در اين اتفاق با ايشون بود

صبر کنيد بينم ، اين قضيه واسه سه سال پيشه ....شما يه دفعه اي

يادتون اومد؟

البته که يادم مياد ، جک

آنتوني کوپر

موفق باشي ، دکتر

اميدوارم اونچه که دنبالش هستي رو پيدا کني

چه اتفاقي افتاد؟

يه حمله ي خونيني بهمون شد

آدماي ويدمور اين بلا رو به سرمون آوردن

لاک نجاتت داد

بقيه ي گروه چي شدن؟ چي به سر اونا اومد؟

اونايي که کشته نشدن توي جنگل پراکنده شدن

فقط ما سه تا مونديم

چرا منو آورد اينجا؟

چون دوستاي تو خودشون رو انداختن توي تله

...و حالا

ما هم قراره بريم و نجاتشون بديم

از چي نجاتشون بديم؟

ويدمور اونا رو در حدود نيم مايلي اينجا انداخته تو قفس

...چرا بايد - مي دوني ، من ازش پرسيدم -

و به نظر ميرسه نميخواد يه جواب سرراست و درست بهم بده

ولي من تصور نميکنم که نيت خوبي داشته باشه

اگه الان حرکت کنيم

مي تونيم آدماي تو رو از اونجا بياريم بيرون و به سمت هواپيما حرکت کنيم

و قبل از اينکه ويدمور بفهمه چي به سرش اومده از اين جزيره بزاريم بريم

اونا آدماي من نيستن

و من هم اين جزيره رو ترک نميکنم

خب ، جک ، اميدوارم نظرت رو در اين مورد عوض کني

اما دوستانت که ميخوان از اينجا برن

و از موقعي که با قايق خودم از دست من فرار کردن

من به کمک تو نياز دارم تا متقاعدشون کني که به من اعتماد کنن

واسه چي بايد بهت اعتماد کنم؟

چون من مي تونستم بکشمت ، همين الان و همين جا

و دونه دونه ي دوستانت رو هم مي تونستم بکشم

و تو هيچ غلطي هم نمي توني بکني که جلوي منو بگيري

ولي با اين وجود من نجاتت دادم و بقيه رو هم ميخوام نجات بدم

پس ، کمکم ميکني؟

چيه؟؟ احساس ميکني داريم دور خودمون ميچرخيم؟

...برگشتن به اين قفس

يه جز اينکه ، دفعه ي پيش اسلحه رو سر من کشيده شده بود

اون منو نمي کشت ، جيمز

غاري که در موردش به تو گفتم

جايي که اون اسم ها رو ديوارهاش نوشته شده بود؟

اسم تو هم اونجا نوشته شده بود

ولي روش خط خورده بود

اون به تو احتياجي نداره ، کيت

پس اون الان با مادر توئه؟

آره ، عکس هاش رو ديدي؟ چطوري؟

آدماي ويدمور ، دوربين تو رو تو هواپيما پيدا کرده بودن

عکس ها رو اون بهم نشون داد

دخترمون رو

خيلي خوشکله

حلقه ي تو دست منه

اوه

چي شد؟

کي باعث خاموشي اينجا شد؟؟ چه خبره؟

يکي منبع تغذيه رو خاموش کرده يه تيم ببر اون ژنراتور رو روشن کنن

و الا کارمون ساخته اس

برو ...برو ....برو

آه

هي

فکر کنم دستم به کليد ها ميرسه

عجله کن ، وقتي کارش با اينا تموم بشه مياد سراغ ما

خب ، ما صبر نميکنيم

اوه ، گندش بزنن

تو اينجا چيکار ميکني؟

من با اون هستم....بياين

چه قدر به هواپيما راه باقي مونده؟

به نظرم يک چهارم مايل ، درست اون طرف تپه اس

خب ، تو با ما مياي؟

من شما ميرسونم به سمت هواپيما ، ولي باهاتون نميام

...شرمنده ، کيت

من قرار نيست جايي برم

از اينکه واسه ما اومدي ممنون دکي مرسي

نه ، چيزي نيست

سعيد با ماست ، ژنراتور رو سعيد خاموش کرد

عاليه ، بهتر از اين نميشه

بايد بريم ، لاک منتظره

شما از اقوام آقاي کوپر هستين؟

نه ، نيستم

پس ميتونم دليل ملاقات شما رو با ايشون بدونم؟

دکتر شپرد؟

هي

اينجا چيکار ميکنين؟

من اومدم اينجا که آنتوني کوپر رو ببينم

ميشناسين ايشون رو؟ شما هم به همين خاطر اينجا هستين؟

با آنتوني چيکار دارين شما؟؟

ميخوام در مورد اتفاقي که مربوط به آقاي لاک ميشه با ايشون در موردش صحبت کنم

....دکتر شپرد

فقط بريد

ببينين ، تنها کاري که من ميخوام بکنم کمک به ايشونه

مي دونم ، جان در مورد عمل جراحي همه چيز رو بهم گفت

اون نميخواد اين کارو بکنه

چرا نميخواد؟

خواهش ميکنم ، دکتر شپرد ، بيخيال بشين

شما زندگي جان رو نجات دادين

چرا همين اندازه واستون کافي نيست؟

چون نيست

مرکز نگهداري ، خط 23

مرکز نگهداري ، خط 23 رو جواب بدين

سلام

ايشون آنتوني کوپر هستن

"پدر "جان

هي ، وايسا

هونجا وايسا

خب ، اينم از اين

بزار ببينيم اين کوچولو چطوري ميخواد ما رو پروازمون بده

حرومزاده

گردنش شکسته

More Farsi Persian subtitles for Lost

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left