200 ensimmäistä riviä.
مگه نشنیدی؟ داچ داره عروسی میکنه
برای همه سیگار اوردم
-داچ -یعنی نمیخوای بیای دیگه سر کار؟
اون الان خانواده دار شده دیگه آخر شب باید بره خونه
...بچه دار شدین؟ من نمیدونستم که ازدواج کردین
اون اتفاقی بود
تبریک میگم کی هست؟
دختر عموته؟
ویک
مارا چطوری؟- صبح ها زیاد حالش خوب نیست-
مسخره ست من دارم پدر میشم
آره
ببین.. ما درباره کارهامون حرف نزدیم نمیدونم... شاید بعدا حرف زدیم
اما میخوام بدونم تو کنارم هستی
حتما
-کسی اینجا درخواست کاراگاه کرده بود؟ -من زنگ زدم
خانم مکی؟ نمیدونستم اینجا کار میکنی
تازه کارمو شروع کردم کورین مکی
داچ واگنباک.. شما همسر ویک هستی؟- بله-
دکتر جنتی امز خواست بهتون زنگ بزنم
سلام- دکتر-
یه بیمار با مورد مسمومیت اومده اینجا
-تو این ماه سومین باره -فست فود ادم رو میکشه
-مخصوصا وقتی توش تالیم باشه -تالیم؟اون دیگه چیه؟
یه سم بدون بو و رنگ
شاید یکی اجناس مغازه ام رو داره دستکاری میکنه
میتونیم سایر بیمارستان ها رو چک کنیم
ببینیم کس دیگه ای علائم شما رو داشته يا نه
باید خونه تون رو هم بگردیم تا نشده باشه
فکر نکنم لازم باشه الان حالم بهتره
-ما دوتا ازمایش ازش گرفتیم -مجبورم بپرسم اما...
شما خودت رو مسموم نکردی؟
خدای من نه
-لطفا اینجا تلفن جواب ندید -باشه
امروز چی خوردی؟- الو-
برادرم اومد خونه ام با هم صبحونه خوردیم
دفعه های قبل که مسموم شدی چی؟
-خونه بودم -برادرت هم اومد؟
آره...به خاطر اون غذای مزخرف خیلی باهاش دعوا کردم
اسودا بود باید برم
چه خبره؟
میخوام برم تو یه گروه دیگه
چرا؟
اینجا زیاد پم خوش نمیگذره
-اونطوری که باید ازم استقبال نمی -ما ازت استقبال مین
-میدونم روابط ما یه جوریه -به خاطر شما نیست
...شماها خوبید اما
شین
-من میخوام جایی باشم که به درد بخورم -کاراگاه؟
فعلا صبر کن من برات برنامه دارم.. بهم اعتماد کن
کاپیتان اسودا و کاراگاه ویمز میخوان ببیننت
قربانی کرن ریواس یه عابر بوده
مثل اینکه اون و بچه اش بعد از دزدی تصادف کردند
خوش بختانه بچه حالش خوبه
صاحب مغازه و پسرش به اضافه یه عابر مردند
این پرونده کلادیت جغت ثیم ها از اون باید پیروی کنند
چرا جفت؟ ما قبلا از اين پرونده ها حل کردیم
ماهم همینطور نگران نباش مک تو دستگیری میتونی کمکمونکنی
اینطوری سریع تر پرونده حل میشه
نه تصویر امنیتی هست اینجا هم کلی رسانه ريخته
-شانس اوردند ما اينجاییم -حرف خانم رییس رو که شنیدی
چطوره یه مسابقه بذاریم؟
-اولین تیمی که تیرانداز رو بگیره میبره -که چی بشه؟
چطوره سر یه چیزی که ارزش داشته باشه شرط ببندیم
خیلی خب اگه شما باختید باید برید حموم
این چطوره؟
-تیمی که باخت تو پاسگاه لخت میشه -اين بیشتر به درد خودت میخوره
-با این مشکلی نداری؟ -اين دیگه چطور شرط بندیه؟
پول بذارید وسط- آره-
آره- یه مرد شرفش رو سر شرط میذاره-
چیه؟ میترسید پول هاتون تموم بشه؟
شما خانم دارید...ما مجبوریم شما رو دعوت کنیم بیرون
تنها خانم هایی که اینجان شمایید که میترسید شرط رو قبول کنید
خیلی خب باشه
حالا که باختید میبینید- خواهیم دید
: زیرنویس تبدیل ویرایش ، تنظیم و هماهنگ شده با نسخه های بلوری .....:::::Hamid5251:::::.....
ریواس یه مرسدس سفید مدل 99 داشته
ویک به افرادت بگو پیداش کنند
شماره پلاکش رو برو بده مرکز ردش رو بگیر
باشه -اینجا خیلی شلوغه
ولی به نظر کسی چیزی ندیده ویلون برو از مردم سوال کن
انی..تو برو از افراد اینجا بپپرس تریش..تو هم برو اونور خیابون
ادی..تو هم از مغازه ها بپرس
دوتا از صندوق های داخل رو ریخته بودند بیرون شاید تیرانداز دنبال یه چیز خاص بوده
یا شاید نمیتونسته در صندوق پول رو باز کنه خواسته یه چیزی دیگه ببره
-برید ببینید چی برداشته -رونی...تو برو
من یه نفر رو میشناسم که جنس دزدی میخره..شاید خبر داشته باشه
خوبه..برو ازش سوال کن شین رو با خودت ببر
شاید بهتر باشه فقط من برم
-رونی میتونه خبرها رو هم بده -منم باهات میام
موفق باشید
اگه قاتل ماشین رو بیخیال شده باشه معلوم میشه
شاید هم به یکی بفروشدش
-بهتره ماشین فروشی ها رو سر بزنیم -خوبه..هرچی شد خبرم کنید
باشه
یه شاهد پیدا کردیم
خیلی وحشتناک بود صدای تیر شنیدم
بعد دیدم یه مرد سفید پوست با یه زن سیاه پوست اومدند بیرون
بعد ماشین اون خانم رو دزدیدند بیش شلیک کردند و بچه اش رو انداختند تو خیابون
بعد من فریاد زدم یکی زنگ بزنه 911
چرا وقتی این صحنه رو دیدی سریع نیومدی بهمون گزارش بدی؟
رفتم خونه لباسام رو عوض کلم یه کم ارایش کنم
چرا؟- من دوربین ها رو دیدم.. میخواستم تو فیلم باشم-
من شش ماهه هیچ کاری نداشتم
-نمیدونید چقدر سخته -تو هنر پیشه ای؟
میدونید چقدر سخته؟
نمیترسی اون قاتل ها الان شناساییت کنند؟
-اونا اسمم رو نمیدونند -الان فیلمت تو اخبار پخش شده
-نمیدونند که کجا زندگی میکنم -اسمت که تو دفتر تلفن هست
شما ازم محاقظت میکنید. درسته؟
-ادیکسون؟ -خیلی خب
رونی گفت تیم دکوی چندتا شاهد دیگه هم پیدا کرده
اسودا میخواد اونا رو جامابذاره
-نباید بذاریم -البته...ادیکسون
ادیکسون
دیگه پیدا کردنت سخت شده
دو جا زنگ زدم تا بتونم پیدات کنم
نه
-مرسدس نه؟ -نه...مرسدس نه
اینجا رو نگاه کن
کی داره برات دزدی میکنه؟
-حالا -حالا
اگه مرسدس پیدا کردم.. خبرت میکنم کافی نیست-
باید به همه بگی اون ماشین رو میخری..با قیمت بالا
تیون
-اين همکارم شینه -چطوری؟
ما دنبال یه سری چیزها میگردیم
-از تو خیابون پنجم اوردنش -تو اخبار دیدم
واقعا متاسف شدم از این اتفاق ها برای منم پیش اومده
کار ما هميشه دردسر داره
-چیزی که برای من نیاوردن -مطمئنی؟
چون به نظرم اینجا میتونی یه چیزایی قایم کنی
ارزه مطمئنم
-اونجا چکار میکنی؟ -همونطوری که همکارم گفت
دارم دنبال جنس های دزدی میگردم
-که از صحنه قتل اوردند اینجا -دست من نیست
-چی داری؟ -اين رفیقت چشه؟
شین..میتی خودیه اگه میگه دست اون نیست
-لعنتی -برای اینا جواز داری؟
شماره سریالش پاک شده
ببین عوضی من که گفتم اونا دست من نیست
-حالا برو -واقعا؟ تو بازداشتی
برگرد ببینم- شین.. چکار داری میکنی؟-
-دارم دستگیرش میکنم -اون اگه چیزی بفهمه خبرمون میکنه
-دیگه نه -دیدی؟
میخوای اونجا وایسی یا کمکم میکنی؟
دستبندت رو بده با یه دستبند نمیشه اینوبست
نگران نباش هزارتا دیگه هست
میشه بعدا اینکارو بکنیم؟ الان کار دارم
-بشین -راستش من دختره رو خوب دیدم
اما اون یارو سفید پوسته رو زیاد یادم نیست
-میدونی چی میگم؟ -بازم نگاه کن
-برای دستگیریش 5000 تا جایزه گذاشتن -جایزه؟
جاسوسم دنبال خرید مرسدی هست
اگه قاتل بخواد بفروشدش خبرم میکنه
اون اشیام گم شده چی؟
رونی وسایلی که گم شده رو چک کردم
تمومش به نظر جواهرات بودند
که مال دین واریسون بوده
شاید. اون خواسته جواهرانش رو پس بگیره
آره..رفتیم محل زند گیش ولی از اونجا رفته بود...داریم ردش رو میگیریم
همچنین پرونده اش رو هم کشیدم بیرون
دزدی...ورود به زور حمل مواد
اونه؟
ممکنه سفید پوسته باشه
خب من مدل ماشین و اینا رو تو رسانه ها پخش میکنم
تا بدونند دوتا مضنون داریم
تیم دکوی چکار میکنه؟
کارت سوخت ریواس یه ساعت پیش استفاده شده
ویلون رفته با مسئول پمپ بنزین حرف بزنه
کوین..تو اومدی اینجا چون که یکی مبخواسته برادرت رو بکشه
ما مقداری سم تالیم تو شکم رابرت پیدا کردیم
با عقل جور درنمیاد
مخصوصا وقتی این سومین باره تو این ماه که بستری ميیشه
یعنی اون میخواد خودش رو بکشه؟
نظریه جالبیه بذار اینطوری بت یگم
رابرت یه کار خوب داره که 12 سال توش تجربه داره
از خودش خونه داره کلی دوست داره دوست دختر داره
-سالمه -ولی مسموم میشه
ولی مسموم میشه
به نظرت برای چی همچین ادمی باید خودش رو بکشه؟
افسردگی؟
بذار من نظریه ام رو بگم
تو کار ندا اری..دوست نداری ورشکست شدی
تو واقعا هیچی نداری
اما قموم اموال رابرت بعد از اون به تو میرسه
بعد یه دفعه اون مسموم میشه
بعد از اینکه نو براش غذا درست میکنی؟
-ادم برای برادرش نمیتونه غذا درست کنه؟ - به حقایق نگاه کن
تو غذا درست میکنی اون مسموم ميیشه
یه کم به نظرت تابلو نیست؟
نمیدونی ثابلو یعنی چی؟
فکر کردی میتونی به من دروغ بگی؟
فکر کردی میتونی منو قانع کنی که تو دستی تو این کار نداری؟
تابلو یعنی واضح
خب پس خیلی واضحه تو یه عوضی هستی
با دیو واریسون حرف زدیم
اون یارو رو چند وقته ندیده اما میگه با یه دختر سیاه پوسته بوده
-قاتل مون؟ آدرسش کجاست؟ -داریم روش کارمیکنیم
بیشتر کار کنید اون قاتل هنوز ازاد داره میگرده
No comments yet. Be the first to leave one.