200 ensimmäistä riviä.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
میگن زنها مثل آب گازدار میمونن
با ویسکی خیلی خوشمزه میشن
و وقتی هوا گرم میشه یهعالمه آب مینوشیم
... و بعضیوقتها انقدر هوا گرم میشه
که مردم پنجرههاشون رو باز میکنن تا هوا بیاد داخل
و رازهاشون بره بیرون
نه
نه، نرید پاهای کوچولوتون خیلی حال میده
صبر کن، یه جایی میشناسم که میتونیم بریم
مردم میگن اونجا هواش همیشه حسابی سردـه
!از کولر خودت استفاده کن
مثل همیشه ... توی کل زندگیم
یه کار خوب برام نکردی
و منم همیشه مهربون و خیرخواهم
پس یا بذار باد کولر به منم بخوره وگرنه میبریمت یه خونه سالمندان بدتر
خانه سالمندان بدتری وجود نداره
اون خونه سالمندانی که !کهنهسربازها رو میبرن
!ای هیولا !این مرد داره یه سالمند رو آزار میده
چرا انقدر طولش دادید؟
متوجه منظورت نمیشم
ایب "بابابزرگ" سیمپسون
اما توی تحقیقات یه پرونده به کمکت نیاز داریم
اونم همین الان
دارید این بدبختها رو نبش قبر میکنید؟
نگران نباشید ... قراره به یاد این
عزیزان زجر کشیده یه بنای یادبود اینجا بسازن
ما چرا اینجاییم؟
اومدیم اینجا چون وقتی ... یکی از قبرها رو باز کنن
یه چیزی میبینن که هیچکس نباید ببینه
زودباشید بچهها، بیاید نشونتون بدم موبایلهاتون رو در بیارید
یه نفر بهطور مخفیانه یه جسد دیگه توی این طابوت گذاشته
و همراه اون جسد دوم این رو پیدا کردیم
سیمپسون و اودانل
کارآگاهان خصوصی
دنبال ایب بگردید"؟"
بابابزرگ، کارآگاه خصوصی بودی؟
الان یک ساعت زمان میبره جورابهات رو پیدا کنی
خیلیخب ویگم، اون چیزی که میخواستی نشونم بدی رو دادی
توی این کشور، آدمها میتونن ... هر حرفی میخوان بزنن
و هر کاری میخوان، بکنن
بهجز توی محوطههای دانشگاه
که میتونه یه چیزهایی بگی اما نه همهچیز
که معلوم نیست کدوم به کدومـه
هی، میتونی هر موقع میخوای بری ... اما قبلش باید توضیح بدی
چرا کارت ویزیت تو روی این جسد بوده
باشه، میگم اما توی خونه سالمندان
که دکمه فراخوان پرستار هم نزدیکم باشه
اون دکمهها اصلا کار نمیکنن
من با فشار دادن اون دکمه، ورزش میکنم
میبینید؟
اوه، تا حالا اون بخش رو ندیده بودم
فکر میکنید امروز هوا گرمه؟
در مقایسه با تابستان 1982 الان هوا خیلی خنکـه
مثل این بود که توی خورشید زندگی کنی و بخاری رو هم روشن کرده باشی
من و بیلی یه چند سالی بود با هم کار میکردیم
یهعالمه پرونده داشتیم
طلاق، درگیریهای رولر دربی
اما این روز خاص، خیلی آروم بود
اوه، پرتاب خوبی بود باید بری توی انبیای
تو هم همینطور رفیق شلوارک کوتاه خیلی بهت میاد
منظورت همون شلوارکهاییه که همه مردم الان توی دهه 80 میپوشن؟
تا اینکه اون خانم اومد
دنبال یه کارآگاه میگشتم
اما بهنظر میاد اینجا بیشتر زیر بغل همدیگه هندونه میذارید
اومدید عضو گروهمون بشید؟
اول باید ازت تمجید کنم
من اگنس اسکینر هستم
و ازت میخوام دوستپسرم رو تعقیب کنی
اوه؟ دوستپسرت کیه؟
یه کچل پولدار به اسم مونتگامری برنز
خب، فکر کنم داره بهم خیانت میکنه
با یه دختر جوونتر و جذابتر
باور نمیکنم - کدوم بخشش رو؟ -
اینکه کسی جوونتر و جذابتر از شما وجود داره
هوم. چرا یهو هوا انقدر گرم شد؟
خُشکم میکنی؟
... اوه
تو مامان جدیدم هستی؟
چون حسابی کمبود این رو دارم که یه نفر بیاد روم پتو بکشه
بابا سرش شلوغه پسرم
چطوره بری با این دستبندها بازی کنی؟
اوه، پسر
... هوم، اگه تو مشغول بچهداری هستی
گمون کنم بهتر باشم برم سراغ یکی دیگه
اوه، صبر کن، صبر کن، وایسا
چطوره من با اگنس برم؟
و ببینم اوضاع چطوره؟
باشه، اما یادت باشه تو نماینده شرکت هستی
پس حرفهای رفتار کن
اوه، ایول
اوه، مامانِ جدید گیرم نمیاد؟
من هم بابات هستم، هم مامانت
حالا ساکت باش و دست از سرم بردار
و همین
حالا اگه کارتون تموم شد ... امروز سهشنبهی تاپیوکاست
و بدجور هوس یهچیز شُل و بیمزه کردم
تاپیوکا، تاپیوکا
هوم
پیاده شو با هم بریم آقای هامفری موتورسوار
همکارت وقتی برگشت، چی گفت؟
هیچی، که تعجببرانگیز نبود چون اصلا برنگشت
برنگشت؟ تو چی کار کردی؟
کارت ویزیت جدید چاپ کردم
ایب سیمپسون و هیچکس کارآگاهان خصوصی
اصلا تعجب نکردم
بابام هیچوقت برای کسی کار نمیکنه
هومر، بذار آقایون پلیس از بابات بازجویی کنن
ویگم، دیگه حرفی ندارم
اما بذار یه چیزی بهت بگم !برو گم شو
اوه، جدا؟ ... نظرت درمورد اتاق بازجویی
... با یه دونه چراغ سقفی
بدون دستشویی و یه صندلی فلزی سرد که پایههاش لق میزنه، چیه؟
بهنظر من از اینجا بهتره
از اینجا بهتره
خیلیخب، باشه، میریم اما فعلا
اما بهطور رسمی، تو رو بهعنوان مظنون اعلام میکنم
وای، بابابزرگ بالاخره شدی یه آدم جالب
میشه با هم وقت بگذرونیم؟
آره، اما حرف نمیزنم - عالیه -
باورم نمیشه
یعنی بابابزرگ نرفته دنبال همکارش بگرده؟
دقیقا همینطوره
حتی دنبال زن گمشدهاش هم نگشت
نتونست یه سگ فراری رو پیدا کنه
متوجه نشد توی باغوحش گُم شدهام
تا اینککه شامپانزه روی صندلی ماشین، بالا آورد
هنوز برای اون میمون کارت تولد میفرسته
... شاید بتونم با تحلیل جرمشناسی
کارت ویزیت، یه چیزی پیدا کنم
لیسا، اصلا خوشم نمیاد که برای پیدا کردن بقایا، خاک میریزی
خواهش میکنم، لطفا، لطفا
قول میدم فقط دنبال چیزهایی که ریخته روش بگردم
باشه، اما یه روزنامه زیر دستت بذار
روزنامه دیگه چیه؟
بارت، روی این کارت خون هست
گروه خونی آ ب منفی که فقط یک درصد مردم جهان این گروه خونی رو دارن
حرف نداره تو حتی میتونی خون رو هم کسلکننده کنی
اگه بیلی اودانل هم همین ... گروه خونی رو داشته باشه
ممکنه جسد خودش توی اون طابوت باشه
طابوت؟ منظورت اینه خونآشامـه؟
آره، خونآشامـه
باید خونش رو بررسی کنیم
داری مثل بچهها باهام رفتار میکنی و خیلی خوشم میاد
دو بار دیگه این کار رو تکرار کن اون موقع باهات همکاری میکنم
خیلیخب، گروه خونی
دو نفر رو میشناسم که کل اطلاعات شهر دستشونه
اما هزینه داره - چقدر؟ -
متاسفانه باید باهاشون یهخرده وقت بگذرونیم
این تکنسین پزشکیـه وقتی که داشتم ماده عکسبرداری رو میخوردم
اینم منم که وسط عمل بههوش اومدم چون داروی بیهوشی بهاندازه کافی قوی نبود
و اینم پیچخوردگی مریم
و اینم ماییم که داریم عکسهامون رو تبدیل به ویدئو میکنیم
هنوز مشغول تبدیلیم هنوز هم مشغولیم
و اینجا داریم ویدئومون رو به نسخه دیجیتال تبدیل میکنیم
درحال تبدیل، همچنان درحال تبدیل هنوز درحال تبدیل
هی، میشه به کار ما رسیدگی کنید؟
برید هر کاری میخواید، بکنید بچهها
... اما یادتون باشه، اون اطلاعات
متعلق به مردم اسپرینگفیلدـه
بهشون همونقدری احترام بذارید که لایقش هستن
اوبانون، اوبریدی اوکانل، اوکانر
چقدر ایرلندی توی این شهر داریم
اودی، اودل، اودیاودو
!اودانل !بیلی اودانل
گروه خونی: آ ب منفی
خودشه این رو میبرم پیش بابابزرگ
اوه، میدونستی کونِ لنی، یهتکه بوده؟
تعجبی نداره هی از روی چهارپایهاش میافته
تقصیر من نبود
رئیس، این نوه همون پیرمردست
اون وقت میگفتی نیازی نیست بیایم اینجا کشیک بدیم
نه، من میگفتم نیازه تو میگفتی نیازی نیست
خب، یه نفر گفته دیگه دهنت رو ببند
همون گروه خونیـه
شرط میبندم میخوای برگردی سر کار
اون کار مال 40 سال پیشـه
از دست اون خدمتکاری که لباسم رو تنم میکنه هم چروکیدهتره
!خدمتکار هم احساسات دارهها
اداره راهنمایی و رانندگی ... ماشین بیلی رو
توی اولد بلاسم پارکوی پیدا کرد ... که الان
نیروگاه اتمی اسپرینگفیلدـه
خب؟
داری توی چیزهایی دخالت میکنی که نباید صداشون رو در بیاری
و تو هم داری درموردشون دروغ میگی
!هیچکس حق نداره اینطوری با من صحبت کنه
!منم که با بقیه اینطوری صحبت میکنم
تو همیشه الگوم بودی بابابزرگ
خب، هر روز دارم بیشتر آب میرم
پس بهزودی دیگه همقد خودت میشم
باورم نمیشه حتی تلاش هم نکردی
اما ... اما ... لعنت بهش تلاش کردم
رفتم سراغ زن سابقش حسابدارش
معلم رقصش
ببخشید خوشتیپ اومدی سراغ آدم اشتباه
چهار، پنج، شش عقب، لگد، قر ریز
... فقط یه نفر بود
که میتونست بهم بگه چه اتفاقی افتاده یعنی اگنس
اما انگار آب شده بود رفته بود توی زمین
برنز بدجور ازش محافظت میکرد
No comments yet. Be the first to leave one.