200 ensimmäistä riviä.
راوی: آنچه در قسمت قبل گذشت
«آشپزخانه جهنمی: نبرد ایالتها»
«آشپزخانه جهنمی!»
راوی: چالشِ سه نفر نهایی، ابداع
یک منوی اعیونیِ پنج پرسه بود
بسیار خب بچهها، بزنید بریم
راوی: سیدنی سراغ ریشههای جنوبی خودش رفت
قدیما همیشه به بابام التماس میکردم برام «چیکن اند دامپلینگ» درست کنه
الی
راوی: الی هم به سوابق خودش تکیه کرد
لاسوگاس
من کلاً تو کارِ زرقوبرق و استیکهام
راوی: و جیدا هم حاضر نبود به چیزی
کمتر از بینقصی رضایت بده
داره از هم وا میره
این نیوکی رو برای بار سوم امتحان میکنیم
راوی: و غذاهای الهامگرفته از فلوریدای اون
یه کرودو
نمرهاش ۱۰ـه
واو
۹ نیوکی جیدا.
عالیه. استیک نیویورک چی؟
بهت ۹ میدم. معرکهست
راوی: داورها رو حسابی تشنهی کارهای بعدیش گذاشت
داری اونو برمیداری؟ نه، معذرت میخوام
راوی: و اون اولین سرآشپزی بود که
جایگاه خودش رو تو فینال رزرو کرد
فینالیست
الان نمیتونم حرف بزنم چون اشکم درمیآد
راوی: با رقابتِ سیدنی از کارولینای شمالی
و الی از نوادا برای به دست آوردن آخرین جایگاه باقیمونده
فقط یه بشقاب دیگه برای قضاوت مونده
راوی: همه چیز به نظر داور مهمان
استفانی ایزارد بستگی داشت
الی، به نظرم فوقالعاده پختتش
بهت ۹ میدم
راوی: و اون امتیاز به الی اجازه داد
که در فینال به جیدا ملحق بشه
فوقالعادهست
اوه! فقط یه قدم تا برنده شدن فاصله دارم
راوی: جیدا برای اولین انتخابِ تیمش، این نفر رو انتخاب کرد:
آنایا
راوی: و بعد هم آنتونی، هنری و کریس
اولین انتخاب الی جای تعجب نداشت
سیدنی
راوی: و بعد از اون هم لیزا
جیدن و الکساندرا
و حالا فقط یه برد با قهرمانی فاصله دارید
راوی: امشب، نبرد نوادا علیه فلوریداست
در حالی که الی و جیدا روبروی هم قرار میگیرن
تا کاملاً بینقص نباشه، از اینجا بیرون نمیره
بله، سرآشپز
راوی: در یک رقابت تمامعیار و بیرحمانه
در آخرین سرویس شام
یالله لیزا! اون اردکها رو لازم دارم
خودت رو جمع و جور کن
راوی: با فرصتی که میتونه کل زندگیشون رو زیر و رو کنه
میدونم که همهمون آشپزی بلدیم
جیدن! جفتشون شورن
راوی: و تمام چشمها به این دو نفر فینالیسته
بجنب الکس
وقتی میگم بیار، یعنی همین الان بیار
راوی: فشار هیچوقت تا این حد بالا نبوده
این دیگه چه کوفتیه؟ داره حالمو بهم میزنه
ادامه بدید! کم نیارید
قلبم داره از سینه میزنه بیرون
راوی: کدوم آشپز تاج قهرمانی رو به سر میذاره؟
آشپزی که در به روش باز بشه، برنده مسابقه است
راوی: امشب میفهمیم. یک
راوی: در فینال پر از تنش این فصل
دو
راوی: از برنامه «آشپزخانه جهنمی: نبرد ایالتها»
سه
راوی: و حالا، بخش پایانی
برنامه «آشپزخانه جهنمی: نبرد ایالتها»
برید دیگه دخترا. خسته نباشید
برید، دمتون گرم
بترکونید. یالله
بدو، بدو، بدو
وای، خدای من
وای، باورم نمیشه
من به فینال «آشپزخانه جهنمی» رسیدم
جیدا
اصلاً نمیدونم از خوشحالی چی بگم
فقط دلم میخواد گریه کنم
واقعاً فوقالعادهست
باورم نمیشه تا اینجا اومدم
هی
من باختم
خیلی افتضاحه، ولی هر کاری از دستم بربیاد میکنم
تا مطمئن بشم «اِلی» برنده میشه
اون هنوز صمیمیترین رفیق منه توی این آشپزخونه
خیلی خوشحالم که توی فینالی
واقعاً خوشحالم
«سیدنی» ناامید شده
ولی به محض اینکه سرویس «آشپزخانه جهنمی» شروع بشه
اون تمام تلاشش رو میکنه
تا مطمئن بشه من برنده میشم
خب، سید، پیشغذاهای گرم با تو
لیزا، معلومه که بخش گوشت هم با توئه
جیدن قراره بخش ماهی رو بچرخونه
الکس هم میره سراغ دورچین
فردا دهنِ بخش دورچین رو سرویس میکنم
و به همه اونایی که چشم ندارن ببیننم ثابت میکنم در اشتباهن
صدف
قراره توی تابه باشه
تو هم کارهای سیر و شالوتها رو انجام میدی
من شش هفت سالِ گذشتهی زندگیم رو
توی استیکفروشیها جون کندم
این منو امضای منه
سبکِ من، طعمهای من
بسیار خب، بریم سراغ گوشت
پس اردک قراره با کُنفیتِ سیبزمینی ترشی باشه
و بعدش هم یه کلم ترویزوی خرد شدهی مشتی
و این از بقیه چیزا جداست؟
نه، همش توی یه تابهست
همش تو یکی؟ آهان، اوکی
آره، همینه، همش توی یه تابهست
واقعاً فکر میکنم باید چهارچشمی حواسم به الکس باشه
چون وقتی بحث مدیریت یه ایستگاه باشه
اصلاً رهبرِ قویای نیست
میتونی یه جورایی از قبل آمادهش کنی
توی یکی از رستورانهایی که کار میکردم همین کار رو میکردیم
ولی نمیدونم
ریسکش اینه که ممکنه زیادی بپزه
آره، خطرِ بیش از حد پختنش هست
فقط یکم بابت تیممون با وجود الکساندرا نگرانم
اون احتمالاً ضعیفترین آشپزِ تیم ماست
خب، ریبآی
واسه این یکی میریم سراغ اسفناجِ خامهای
و تخممرغِ آبپز، درسته؟
آره. شنیدم (حله)
توی برنامهی امروز قراره در مورد این حرف بزنیم که
چطور جیدا خودش رو به فینال رسوند
و بعدش هم در مورد این حرف میزنیم که
این چیه؟ چشمام ضعیفه، درست نمیبینم
جیدا، آنایا رو واسه حذف کاندید کرد
واو
میخواست در مورد همین باهات حرف بزنه
راستش، من یه خردهحسابی دارم
ممکنه از مسابقه حذف شده باشم
ولی خردهحسابها همیشه باقی میمونن
نه، شوخی میکنم
چرا از من متنفری؟ نه بابا، نفرت چیه
خیلی هم برات خوشحالم
اگه من نبودم، قطعاً نوبت تو بود
اصلاً از آنایا خوشم نمیاد. به نظرم خیلی از خود راضیه
واسه چی میخندی؟
فکر کنم همین یه نوبت سرویس دادن با آنایا
واسه کلِ عمرم کافی باشه
پس فردا میبینمت
منو نذار روی بخش گوشت
شوخی کردم. خفه شو
مسئول گوشت هنریه
ماهی هم با آنائیاست
کریس رو میذارم برای دورچین
و خب معلومه، آنتونی تو هم روی پیشغذاهایی
دستور پخت اسکالوپهای تفتدادهشده رو مینویسم
سسِ زیرش هم «یوزو بور بلانک» هستش
اوه
عالیه
در کل این منو یه جورایی
با پیشینه من جور درمیاد
منظورم اینه که هم کوباییه
هم آمریکایی-آفریقایی، یه ذره هم سبکِ آسیایی توش هست
به نظرم خیلی استواییه
و خیلی هم به فلوریدا میاد، همون جایی که نمایندهشم
یه ترکیبِ خفن از همه چیه
پس به جای اینکه هویج و شلغم
توی تابه با هم جفت و جور بشن
هویج و نخودفرنگی با هم باشن
هویج و نخودفرنگی با کره؟
دقیقاً
به منوم خیلی اطمینان دارم
این بشقاب عصارهی خودمه
با وفادار موندن به طعمهای خودم، به خودم وفادار میمونم
ترجیح میدم مجبور نشید ایستگاهتون رو ترک کنید
اگه لازم نیست
باشه
به نظرم جیدا منوی فوقالعادهای داره
فکر میکنم خیلی خوب چیده شده
قطعاً میخوام جیدا برنده بشه
اما الی هم آشپزِ معرکهایه، یه سرآشپزِ تمامعیاره
پس آره، قراره یه جنگِ واقعی باشه
چه خبر؟ سلام سرآشپز
راوی: بعد از یک شب طولانی برای برنامهریزی منوهاشون
به همراه گروههاشون
میخوام برای رفتن به جنگ کاملاً آماده و منظم باشید
بله، موافقم، چون امشب جنگه
راوی: الی و جیدا آمادهسازیِ حیاتی رو شروع میکنن
برای سرویس شامِ امشب
امشب نگرانِ ناراحت کردنِ بقیه نباشید
اگه دیدید کسی داره گند میزنه، فقط
بله سرآشپز. من اینجام که برنده بشم
این بزرگترین روزِ زندگی منه
هیچوقت اینقدر مشتاق نبودم
و اینقدر نترسیده بودم
خواهش میکنم، توی هر ایستگاه کره بذارید
نمیخوام امشب دلیلِ شکستمون
نداشتنِ کره باشه
No comments yet. Be the first to leave one.