Ang unang 200 linya.
شمارهای هست که بتونیم به پدر و مادرت زنگ بزنیم؟
موهات چی شدن؟ سرطان داری؟
فرار کردی؟
توی دردسر افتادی؟ - اون خونه؟ -
!بس کن! داری میترسونیش - !اون منو میترسونه -
شرط میبندم کره
کر نیست
خیلی خب، کافیه دیگه، باشه؟ فقط ترسیده و سردشه
بگیر، اینا تمیزن. خیلی خب؟
!نه، نه، نه
خدای من. خدای من
اونطرفو میبینی؟ اونجا حمومه
خلوته. فهمیدی؟
نمیخوای ببندیش؟
نه
آها، پس میتونی حرف بزنی
...خیلی خب. خب
...نظرت چیه که درو اینطوری
همینطوری
بهتر شد؟ - بله -
این دیوونگیه - لااقل میتونه حرف بزنه -
.فقط بله و نه گفت خواهر سه سالت حرفای بیشتری بلده
خواست لخت بشه
واقعاً یه مشکلی داره
یه مشکلی تو سرش - ...یهویی خواست -
شرط میبندم از پنهرست فرار کرده
از کجا؟ - مدرسه استثنایی ایالت کارلی -
خانوادت اونجان؟ - خفه -
ولی، جداً درموردش فکر کنین
این سر تراشیدهی اون و دیوونه بازی درآوردنش رو توجیه میکنه
...اینکه چرا یهویی اینطوری
.مهم اینه که اون فراریه احتمالاً هم یه دیوونهست
مثل مایکل میرز - !دقیقاً -
ما اصلاً نباید میاوردیمش اینجا
پس میخواستی اون بیرون توی توفان تنهاش بزاریم؟
،آره! رفتیم بیرون ویل رو پیدا کنیم نه اینکه یه مشکل دیگه درست کنیم
به نظرم باید به مامانت بگیم - قبول دارم -
الان کی دیوونه ست؟ - آخه این چیش دیوونگی حساب میشه؟ -
چون ما امشب نباید بیرون میبودیم، یادته؟
خب؟ - خب اگه من به مامانم بگم -
...و اون به مامانت بگه و مامانت هم به
ای داد - خونهمون میشه آلکاتراز -
دقیقاً. اینطوری هیچوقت ویل رو پیدا نمیکنیم
:خیلی خب. نقشه اینه دختره امشب اینجا میخوابه
...اجازه میدی یه دختر - !گوش کن -
صبح زود، دزدکی به طرف خونهام میاد
میره جلوی در و زنگ درو میزنه
مامانم میره درو باز کنه و دقیقاً میدونه چیکار کنه
اون دختره رو به پنهرست یا هرجایی که ازش اومده میفرسته
دیگه مشکلی هم برامون پیش نمیاد
و فردا شب، برمیگردیم بیرون
و این بار، حتماً ویل رو پیدا میکنیم
بفرما. این کیسه خواب منه
واقعاً فکر میکنی دیوونهست؟
نمیخواستم توی خونهام بمونه
دیوونه
راستی، اسمت رو نپرسیدم
واقعیه؟
شرمنده، تاحالا بچهای که خالکوبی داشته باشه رو ندیده بودم
یازده معنیش چیه؟
اسمت اینه؟
الون . خیلی خب
اسم منم مایکه. مخفف مایکل
.شاید بتونیم "ال" صدات کنیم مخفف الون
خب، خیلی خب
شب خوش، ال
شب خوش، مایک
ترجمه از رضا حضرتی DeathStroke
قسمت دوم اون خل و چل توی خیابون میپل
خیلی خب مامان. صبحونه حاضره
چی؟ نه، مراقب پوستر باش - باشه. خیلی خب -
نمیتونم چیزی بخورم - باید یه چی بخوری، مامان -
گوش کن، گوش کن. تقریاً 30 دقیقه دیگه مغازه زیراکس باز میشه
باشه - نمیخوام تنهایی بری -
نه، میدونم. بهت که گفتم، خودم میتونم
،پس باید به کارن بگم تو رو ببره چون من باید اینجا بمونم
باشه - باید حدود 200، 300 تا کپی بگیریم؟ -
هر کپی چقدر میشه؟ - باشه -
ده سنت؟ - مامان، مامان -
...اگه ده سنت - !مامان، مامان، مامان -
نباید اینطوری کنی، باشه؟
شرمنده. ببخشید - نه، اشکالی نداره -
شش ساعت منتظر بودیم
میدونم. به محض اینکه تونستم اومدم
شش ساعت
یکم اعتماد داشته باش، باشه؟
.کل شب رو دنبالش میگشتیم کلی راه تا کارترسویل رفتیم
خب؟ - هیچی -
یا خدا
فلو میگه بهت زنگ زدن؟
آره
توفان بدجور جزغالهاش کرده
توفان؟ - پس چی؟ -
منظورت اینه که این عجیب نیست؟
نه، عجیبه
میشه رد تماس گیرنده رو بگیریم؟ ...ارتباط
نه، اینطوریا نیست
خب، مطمئنی ویل بود؟
چون فلو گفت که صدای نفس کشیدن شنیدی؟
نه. خودش بود. و ویل بود
...و ترسیده بود. و بعدش یه چیزی
.احتمالاً محض شوخی زنگ زدن یه نفر میخواسته تو رو بترسونه
کی همچین کاری میکنه؟ - خب، تلویزیون اینجور چیزا رو زیاد نشون میده -
.باعث هر دیوونه بازیای میشه ...شواهد اشتباه، مزاحمت تلفنی برای شوخی
نه هاپر، شوخی نبود. خودش بود
جویس - بیخیال، پس اعتماد چی شد؟ -
چیه؟ فکر میکنی دارم این حرفا رو از خودم درمیارم؟
نمیگم که از خودت درمیاریشون
فقط میگم که الان خیلی احساساتی شدی
فکر میکنی صدای نفس کشیدنِ پسر خودم رو نمیشناسم؟
صدای نفس کشیدن دخترت رو تشخیص نمیدی؟
هنوز خبری از لانی نشده؟ - نه -
خیلی طول کشیده. بررسیش میکنم
!بیخیال
داری وقتت رو تلف میکنی
آهای هاپر
هاپر
بزار من برم
ببخشید؟ - سراغ لانی -
اگه ویل اونجا باشه، معنیش اینه که فرار کرده
اگه پلیسا رو ببینه، خیال میکنه تو دردسر افتاده
اون... قایم میشه
توی قایم شدن حرف نداره - واقعاً؟ -
خب، پلیسا هم توی پیدا کردن حرف ندارن، خب؟
پیش مامانت بمون
بهت نیاز داره
.آروم بخور، مایک اینجوری حال به هم زنه
دیشب زیاد خوندی؟
راستش آره، کُلی خوندم
گفتی چه امتحانی داری؟ اناتومی بدن انسان؟
هی، چه خبره؟
هیچی
اَبَربیسیمم رو پیدا کردی
خیلی باحاله، نه؟
باهاش با دوستام حرف میزنم
،بیشترم با لوکاس حرف میزنم چون خونهاش خیلی نزدیکه
سیگنالش خیلی ضعیفه
برات صبحونه آوردم
گوش کن چی میگم، شاید یکم عجیب ،به نظر بیاد
ولی باید برم بیرون
بعدش برو جلوی در و زنگ درو بزن
مادرم درو باز میکنه و بهش میگی که گم شدی و و کمک لازم داری
ولی هر کاری که بکنی، نباید درمورد دیشب یا اینکه من تو رو میشناسم حرفی بزنی
فهمیدی؟
جداً مسئلهی بزرگی نیست
فقط وانمود میکنیم که دوباره هم دیگه رو دیدیم
و مامانم، میدونه به کی زنگ بزنه
نه
نه؟
نه
نه یعنی نمیخوای مامانم کمک خبر کنه؟
توی دردسر افتادی، مگه نه؟
...کی
با کی مشکل داری؟
بد
بد؟
آدمای بد؟
میخوان بهت صدمه بزنن؟
آدمای بد؟
فهمیدی؟
مایکل، کجایی؟ داره دیرمون میشه
!بیا بریم - خیلی خب، زود برمیگردم -
همینجا بمون، باشه؟ همینجا بمون
کی این اتفاق افتاد؟
دیشب. با کمتر از 2 مایل فاصله
پسره چی؟ - هنوز پیدا نشده -
پسرم بود. میدونم
و یه چیزی شنیدم
چیز دیگهای؟
مثل صدای یه جور حیوون بود
نمیدونم. لطفاً به هاپ بگین عجله کنه
!ویل! ویل بایرز
!ویل بایرز
!ویل - !ویل -
آهای! چیزی پیدا نکردی؟
تو چی؟
نه، هیچی جز یه تلفن که شارژ تموم شده پیدا نکردم
جویس چی؟
یه قدم به ناامیدیش مونده
تا الان چند قدم هم از ناامیدی جلوتر رفته، نه؟
یه بچه گم شده، پسر
یکم فرهنگ داشته باش
!خیلی خب. یالا، زود باشین
کُلی جا هست که باید بگردیم
رئیس و زنه، قبلاً ریختن رو هم، نه؟
!ویل
...این یعنی آره یا اونا
!ویل - !ویل -
هنگامی که ذرات آلفا از فویل طلایی ...عبور میکنن، تبدیل به
فضای خالی - ...مولکولی که میتونه -
!هوی - نمیدونم -
به نظرم به قدر کافی درس خوندی، نانس
استیو - میگم که تو میتونی -
نگران نباش. بریم سر مسئلهی مهمتر
بابام به خاطر کنفرانس از شهر رفته و مامانم هم باهاش رفته
چون بهش اعتماد نداره - تصمیم خوبی گرفته -
پس پایهای؟
پایهی چی؟
پدر و مادر تعطیل؟ خونهی بزرگ؟
پارتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.