Criminal Record

Criminal Record

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Season 1

Impormasyon ng release

Criminal Record S01E05 WEB H264-RBB
Komentaryo ni iredprincess

Mga Tag

web
720p
720
x265
x264
1080
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
XviD
Na-publish noong: 2024-01-31
Mga Download: 71
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

‫خب، آره...

‫آره

‫ولی درکُل، ازت ممنونم که اومدی

‫خب، چه افتخاری بالاتر از این

‫بله، ولی سلام گرگ همچین هم بی‌طمع نیست

‫- مگه نه، جون؟ ‫- از دستِ تو، لئو

‫- باشه؟ ‫- من...

‫توی راه برگشت به خونه، سربسته واسه‌ش توضیح دادم

‫به نظر جالب میاد

‫خیلی‌خب، این آقا...

‫خب، بریز

‫چی بهتر از این که روان‌پزشکی ‫رو با الکل پیش ببریم؟

‫ممنونم ‫مذکره دیگه، درسته؟

‫خب، از تصادف جون سالم به در می‌بره...

‫مدّعی شده که هیچ چیزی یادش نمیاد

‫دقیقاً از همون موقعی که پاش به خونه رسیده، ‫تا لحظه‌ای که توی بیمارستان به‌هوش میاد،

‫حافظه‌ش رو به کُل از دست داده

‫حتماً هم بعدش حافظه‌ش برمی‌گرده ‫و به همه‌چیز اعتراف می‌کنه

‫بله، ولی تا جایی‌که من می‌دونم، ‫از لحاظ عصب‌شناختی همچین چیزی امکان‌پذیر نیست

‫ببینید، هیپوکامپوس...

‫بخشی از مغز که وظیفۀ ضبط ‫و بازیابیِ خاطرات رو به‌عهده داره...

‫شبیهِ حبوبات ریزه

‫حبوبات؟

‫آره، مثل لوبیا، ‫که درواقع بعد از ضربات روحی منقبض می‌شه

‫و بازیابی خاطرات رو سخت‌ترش می‌کنه

‫پس آخه چطوری حافظۀ ارول برگشته

‫و با جزئیات به همه‌چیز اعتراف کرده؟

‫گفتم که ذهنش بدجور درگیر این مسئله‌ست

‫خیلی‌خب

‫خاطرات به چشم ما، ‫درست مثل فیلم‌های ضبط شدۀ قدیمی،

‫در دسترس‌ان

‫ولی در اصل حُکم نقاشی رنگ‌روغن‌ رو دارن

‫خودت که لایه به لایه ‫روی پس‌زمینه با رنگ نقش می‌زنی، هیچی

دیگران هم درش دخیل‌ان

‫یعنی... بقیه هم می‌تونن ‫خاطراتت رو دست‌کاری بکنن؟

‫بعله، توی پادکستم راجع‌بهش صحبت کردم

‫خب، همچین چیزی خیلی بعیده

‫عه، مطمئنی، جون؟ خیلی‌خب

‫نظرت چیه یه سر بیای آزمایشگاهـم؟

‫باهات شرط می‌بندم که می‌تونم به خاطراتت دسترسی پیدا کنم

‫کاری کنم باورت بشه ‫من و تو رفقای گرمابه و گلستانیم

‫شایدم توی خونه درختیِ مامان‌جونت، ‫همدیگه رو بوسیدیم

‫مامان‌جونم اصلاً خونۀ درختی نداره

‫مطمئنی؟ ‫اگه یه عکس نشونت بدم، چی؟

‫ببین، اصل داستان همینجاست ‫وقتی خاطرۀ کسی بازسازی می‌شه،

‫فقط آخرین خاطرات در دسترسـه

‫نه خاطرۀ اصلی

‫با وجود ضربات روحی شدید،

‫واقعاً دیگه کنترلی روی ‫خاطرات ذهنِ خودشون هم ندارن

‫خب، امکانش هست که کسی بخواد ‫توی ذهن ارول خاطرات ساختگی بسازه؟

‫به لحاظ فرضی، بله

‫راحت‌تر از اون چیزیه که فکرش رو بکنی

‫«ســوءپیشینه» ‫

‫ازت خوشش میاد

‫منم ازش خوشم میاد

‫نه، نه، منظورم اینه که ‫یه جور دیگه ازت خوشش میاد

جان؟

از بس به دل می‌شینی

حالا فهمیدم ‫تازه خیلی هم ذوق‌زده شدم

‫- مثلاً کارآگاهی‌ها ‫- خفه‌شو بابا

‫آره، بدجوری مجذوبت شده بود ‫دروغ نگم، خوش‌سلیقه‌ست

‫جون

‫می‌دونی که هرچیزی رو می‌تونی بهم بگی، نه؟

‫برخلاف چیزی که می‌بینی، ‫من همیشه طرفِ توام

‫می‌دونم

‫[تعداد پلیس‌های تحت نظارت جنایی ‫در پایتخت افزایش یافته است]

‫[گسترش فرهنگ راست‌افراطی ‫در میانِ نیروهای پلیس انگلستان]

‫[فراخوانِ رسیدگی به علت اخراج ‫یک افسر پلیس در پایتخت]

‫[سؤالات مکرر مِن‌باب هم‌دستی ‫مأمورین پلیس با «جبهۀ سیاه»]

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫ترجمه و تنظیم از ‫«iredprincess و امیر فرحناک»

‫می‌دونی، ‫یکمی ذهنم درگیرت بوده

عه؟

‫تو هم بهم فکر می‌کنی... یکمی؟

‫- کلایو ‫- بله؟

‫می‌شه یه سؤالی ازت بپرسم؟

‫فقط باید بین خودمون دو تا بمونه

‫قبولـه

‫«جبهۀ سیاه»

‫دوره نوجوونیت عضوش بودی، ‫درست می‌گم؟ آره؟

‫خب، می‌خوام چند تا عکس نشونت بدم،

‫و کلاً ازت می‌خوام

‫بهم بگی این افراد عضو این سازمان بودن یا نه

‫متوجه شدی؟

‫این که پلیسـه

‫- داستان چیه؟ ‫- آره یا نه

‫نه

‫مطمئنی؟

‫آره، امکان نداره

‫حداقلش اینه که من تا حالا ندیدمش

‫این یکی چی؟

‫این چطور؟

‫می‌شناختیـش

‫آره

‫همه‌مون تونی رو می‌شناختیم

‫تونی گیلفوی

‫من گروهبان کارآگاه جون لنکرم ‫از ادارۀ پلیس آگاهی دالستون لین

‫لطف می‌کنی وسایل رو بذاری توی ماشین، عزیزم؟

‫بله، ببخشید مزاحم وقت‌تون شدم

‫واقعاً ازتون ممنونـم ‫ولی جریان یکمی پیچیده‌ست

‫- این یکی رو هم بذار ‫- این...

‫شاهدی داریم ‫که توی تحقیقاتی که در حال بررسیه،

‫اسم شما رو آورده

‫می‌شه اون یکی رو بذاری بالاش؟ ‫باید ویلچرم بذارم توی ماشین

‫ببینید، اتهامی وجود داره

‫که اذعان داره شما عضو یک سازمان سیاسی بودید

‫و همونطوری که در جریانیـد، ‫عضویت در هرگونه سازمان سیاسی‌ای

‫برای افسران در حال خدمت ممنوعـه، ‫چه برسه به جبهۀ سیاه

‫گروهک نئونازی محسوب می‌شه ‫به «نَسَب» هم معروفه؟

‫خب، تا حالا عضو همچین گروهی بودید ‫یا در حال حاضر عضو هستید؟

‫هنوزم «روی چیمبرز» مسئول دالستون لینـه؟

‫اجازه بدید یه زنگ بهش بزنم

‫اعترافات ارول متیس رو بهم بگو

‫شروع شد

‫اعترافات رو بهم بگی، ‫هرچیزی که شنیدم رو فراموش می‌کنم

‫آره، شنیدم که به بقیه زور می‌گی

‫گوش کن، ‫درمورد آدم‌های زورگو،

‫مامان عزیزم همیشه بهم می‌گفت... ‫نباید بهشون میدون بدی

‫باید زُل بزنی تو تخم چشم‌هاشـون ‫و بهشون بگی که برن درشون رو بذارن

‫حالا، درمورد تو؟

‫شاید باورت نشه ولی طرز فکرت ‫به شخمم هم نیست، خب؟ بای بای

‫- بله، الو ‫- سلام، رفیق. گوش بده.

‫اوضاع خرابـه

‫ای تو روحش ‫پا شده رفته پیش تونی. داره...

‫یالا، برو دیگه

‫ازمون آتو گرفته، رئیس

تو چطوری خبردار شدی؟

‫مریضه‌ها، یادت که نرفته؟ حقش این نیست ‫اونم بعد از این همه سال خدمت

‫حلش می‌کنم، کیم ‫جدی می‌گم

‫پشت‌مون به تونی گرم بود

‫گمونم باید بخاطرش پا پیش بذاریم

‫می‌بینی؟ همیشۀ خدا، ‫تو و تونی اینطوری رفتار می‌کنید

‫همیشه همدیگه رو دلواپس می‌کنید ‫

‫الو، بله؟

‫- سلام علیکم ‫- خوب پیدام کردی

‫خب، جریان چیه؟

‫مسئله‌ای نیست، آپارتمان لازمم

‫دنبال یه آپارتمان جمع‌وجور واسه ‫یکی از دوست‌هام‌‌ام

‫یه پسر جوونی به اسم پاتریک

‫گمونم واسه پیش‌پرداخت کافیه

‫- فردا خبر بدم، خوبه؟ ‫- آره

‫یه سری عکس دارم از هگرتی ‫که نشون می‌ده هفتۀ پیش به این آدرس رفته

‫بعد از اینکه از خودپرداز کُلی پول ‫برداشت کرد، یه سر رفتش اینجا

‫از دستِ تو، سونیا ‫واسه‌ش به‌پا گذاشتی؟

‫از چی انقدر می‌ترسی؟

‫- نمی‌تونم جاسوسیِ همکارم رو بکنم ‫- خب، به ما ربطی نداره که، داره؟

‫تونی گیلفوی چی؟

‫- فکر کنم بهتره... ‫- ببین، هگرتی مشکوکـه

‫مثل روز واسه‌مون روشنـه ‫جریان راننده بودنش چیه؟

‫اون همه پول نقد می‌خواسته چیکار؟ ‫بالاخره، یه چیزی دستمون رو گرفته

‫چی؟ واسه چی رفته فرش‌فروشی؟

‫اینجا موادفروشیـه، جون

‫دستِ یه یارویی به اسم میراث منصوره

‫موادفروشن. عمده‌فروشن، عملاً ‫کُلی هروئین می‌دن دستِ ملت

‫و هگرتی هم مشتری همیشگی‌شونه

‫باید برگردم سرکارم

‫داری چشمت رو روی حقایق می‌بندی

‫یا دارن ازش اخاذی می‌کنن

‫یا که شایدم توی خریدوفروش مواد دستی داره

‫آخه حرفِ خودته، جون ‫مگه نگفتی هر چیزی از این بشر برمیاد؟

‫- هی ‫- اگه می‌تونی، بگیر

‫- هی، یکی بده دیگه ‫- بذار یدونه بردارم

اینجاست

‫وای اینو، چه اسکله

مزه عن می‌ده، داداش

دهنت عَنی‌ـه

‫معلومه سالی یکبار هم مسواک نمی‌زنی، داداش

‫نه که خودت خیلی...

‫پلیس

‫- دست‌ها پایین ‫- بدویید، انجام بدید

‫کوله‌پشتی‌هاتون رو دربیارید ‫برگردید

‫جریان چیه؟

‫این چیه؟

‫- لعنتی ‫- مال من نیست

‫نکنه خودش پا درآورده رفته تو کیفت؟

‫خیلی‌خب، شما دو تا برید پیِ کارتون

‫- بریم ‫- برید

‫جیکوب؟ ‫شماره هفت‌مون کو؟ جیکوب؟

‫من اگه بودم، ‫دست به گوشیم نمی‌زدم جیکوب

‫- موضوع چیه؟ ‫- توی خیابون هارپس گرفتیمش

‫برو پشتِ خط

‫- به چه اتهامی؟ ‫- تملک مواد با انگیزۀ پخش

‫که اینطور

‫که اینطور

‫اسمتون رو بگید، لطفاً

‫جیکوب تیلور

‫بیاید جلو

‫اسامی و شمارۀ سه نفری که

‫می‌خوای بهشون خبر بدی ‫رو بنویس برام

‫می‌تونی از گوشیت استفاده کنی

‫بدو دیگه

‫خیلی‌خب

‫بردار دیگه، مامان

‫شماره‌ای که با آن تماس گرفته‌اید ‫در دسترس نمی‌باشد

‫لطفاً بعداً تماس بگیرید

‫شماره‌ای که با آن تماس گرفته‌اید ‫در دسترس نمی‌باشد، لطفاً بعداً تماس بگیرید

‫کسی دیگه‌ای هست ‫که بخوای بهش زنگ بزنی؟

‫گوشیم کو؟ کجایی؟ ای داد بی‌داد

‫کدوم گورستونه؟

More Farsi Persian subtitles for Criminal Record

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left