The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
«کی یک پایگاه هوایی دیگر آمریکا در خلیج فارس میخواهد؟»
«کی اشغالگری با اسمی تازه میخواهد؟»
«امپریالیسم غربی با اسمی تازه»
«کی میخواهد هواپیما و بالگردها
بالای سر بچههایمان پرواز کنند؟»
«کی میخواهد
- زیر پرچم بیگانه؟» - خب.
چی رو از دست دادم؟ مترجم چی میگه؟
تا اینجا که حرف تازهای نزده
- همان گلایههای همیشگی… - «هرگز نمیپذیریم…»
کارآگاه لنکر؟
فرماندهی برنزی، اون پایین چه خبر؟
بله، روی زمین مشکلی نیست
«این چهرهٔ واقعی تروریسم دولتیه»
«اشغالگرها باید تاوان خونی رو که ریختن بدن»
خب، اینو گرفتید؟
«انتقام این هتک حرمت به یک کشور مستقل رو بگیرید»
کلیف، تو حقوقدانی میشه بابتش بازداشتش کرد؟
خودِ «انتقام بگیرید» بهتنهایی تحریک به خشونت محسوب نمیشه، پس…
فرماندهی طلایی، توجه کنید
ضدتظاهرکنندهها توی نیلزورث جمع میشن
خب، میدونستیم این اتفاق میافته
واحد سی، پشت محدودهٔ ۸۰ یاردی نگهشون دارید
بقیه حواستون به میدون باشه
«چشم در برابر چشم»
«جان در برابر جان»
خب، این از حد قانونی رد میشه؟
تهدید به مرگه؟ غیرقانونیه؟ آره یا نه؟
تا جایی که یادمه، نقلقول از قرآن
یا حتی انجیل خلاف قانون نیست
- کلیف، هیچکس از زرنگبازی خوشش نمیاد - من که میاد
جون، اوضاع چطوره؟
هنوز نسبتاً آرومه تهدید فیزیکیای دیده نمیشه
خب، تا یه حدی با اختیار خودت عمل کن، باشه؟
«انتقاممون سریع و بیرحمانه باشه…»
واحد چارلی به فرماندهی طلایی؛ پنجاه نفر پشت محدودهٔ بیرونیاند
خب، منطقه امنه یا نه؟
فعلاً امنه، تمام
«این حیوانها باید تاوان توهینشون رو بدن…»
این دیگه که متن مقدس نیست
پس برای بازداشت کافیه؟
تهدید باید مشخصاً متوجه یک فرد یا چند فرد معین باشه
اَه، کلیف
واحد چارلی به فرماندهی طلایی؛ تجمع قابلتوجهیه
هفتاد و پنج متر پایینتر از میدون اوضاع داره متشنج میشه
- صدای درگیری میاد… - خیلی نزدیکه…
کجاست؟ خیابون نیلزورثه؟
«سازماندهی کنید سر مار رو قطع کنید»
فراخوان به اقدامه؟
«هر دیپلمات و توجیهگر آمریکایی…»
- آره - فراخوان مشخص به خشونته؟
- آره - برای بالا بردن سطح واکنش کافیه؟
بهنظر من آره
پس مجوز بازداشت داریم؟
مادهٔ ۴۴؛ مبنای قانونی بازداشت رو دارید
و توصیهات هم همینه؟
بله، تأیید میکنم
فقط رهبرشون یا همه؟
چون بعضیهاشون فقط… بعضیهاشون بچهان
- صف رو نگه دارید! - عقب برید!
بریم!
لعنتی!
فوراً پشتیبانی تاکتیکی میخوایم؛ تکرار میکنم
- همه… فوری… - توصیه میکنم…
ببخشید خانم، نمیشنوم… میشه تکرار کنید؟
فعلاً فقط رهبرشون تا بعداً تصاویر رو بررسی کنیم…
- بسیار خب، مجوز بازداشت رهبر رو دارید - مایک سیرا، مایک سیرا
بازداشت مجازه
شکستند! دارن بهسمت میدون میرن!
فوراً پشتیبانی تاکتیکی میخوایم همهٔ واحدها…
داخل! برید داخل!
جداشون کنید! جداشون کنید!
عقب برید!
برید کنار!
کمک! یکی کمک کنه!
برید کنار، خب
باشه، بیا اینجا
امدادگرها!
دوستشی؟
- اینجا رو میبینی؟ دستت رو بذار اینجا - عقب! همه عقب برید!
محکم فشار بده؛ نگام کن محکم فشار بده
- باشه، خوبه - آروم…
خدای من… باشه
امدادگرها کجان؟
پیشتم
خب، نگام کن چیزی نیست، پیشتم
مـ… مامان
مامان
مامان
- پیشتم، پیشتم - مامان
مامانت رو میبینی
ممنون ممنون از همگی
لطفاً همه سر جاتون بشینید
پیش از شروع، یک پرسش فوری از مارگو ویتاکر، نمایندهٔ مجلس
پانزده سالش بود
یک پسر معمولی از حوزهٔ انتخابیهٔ من
درست بیخ گوش خودم
- ممنون رفیق - قابلی نداشت
سلام، یه خودکار میدید؟
فقط به این دلیل همراهشون رفته بود که، عیناً نقل میکنم:
«توی ون جا بود و دلش میخواست سوار چرخوفلک لندن بشه»
حالا توی اخبار دیدم از شاهدها خواستید جلو بیان
ممنون
پیشنهاد میکنم از اون ۳۴ مأموری شروع کنین که مثل گوسفند فقط وایساده بودن
و جلوی چشمشون یه پسر رو با چاقو کشتن؟
طبق اطلاعات ما، تجمع خیابون نیلزورث
در آخرین لحظه نفوذی گرفته
از یک هستهٔ کوچک شامل حداکثر شش افراطی
صورتهاشون پوشیده بوده
بقیه نمیشناختنشون و فقط برای یک هدف آمده بودند…
حتی یکی… حتی یکی از اعضای این هسته رو نتونستید شناسایی کنید
تا جایی که میدونم وظیفهتون جلوگیری از جرمه
اما نه بازداشتی داشتید، نه شاهدی و نه سلاح قتلی پیدا شده
تعجبی داره اعتماد مردم به پلیس به پایینترین حد رسیده؟
این زن کیه و اینجا چی کار میکنه؟
من…
فقط میخواستم بگم از صمیم قلب بابت فقدانتون متأسفم
داره میگه:
«چی میخوای؟»
من کنارش بودم؛ اونجا بودم
پسرتون
و فقط… کاش میتونستم جلوش رو بگیرم
لطفاً برو
- لطفاً یکی بگه بره - …
اشکالی نداره
ببخشید… واقعاً متأسفم
- میشه یکم ازش بخورم؟ - کارآگاه لنکر؟
بله، هنوز نسبتاً آرومه تهدید فیزیکیای دیده نمیشه
فوراً پشتیبانی تاکتیکی لازم داریم؛ تکرار میکنم
همهٔ واحدها، فوراً پشتیبانی تاکتیکی لازم داریم
کجاست؟ خیابون نیلزورثه؟
- مـ… مامان - امدادگرها کجان؟
مامان… مامان
- پیشتم، پیشتم - مامان
ممنون، جری
- تونی - تو کی هستی؟
خودمم
دن، رئیس
«رئیس»؟ مطمئنی؟ چه رویی داری
- بهخاطر خدا، تونی - …
هنوز اونقدرها داغون نشدم
باید جیمِ پیر رو پشت اون دیوار ببینی
سرم و دستگاه تنفس بهش وصله و…
با این حال هنوز میگن ممکنه فرار کنه
افتضاح بهنظر میای نگو باز تقصیر اون دخترته
اسمش چی بود؟ لولو یا لوییزا…
- لیزا - آره، چه خبر ازش؟
هنوز شماله؟ جزیرهٔ…
- جزیرهٔ ایگ بود؟ - فیندهورن
فیندهورن، جای خوبیه
اون بالا پر از هیپیهای پیر و ازکارافتادهست شبها گرمش نگه دارن
گوش کن
فقط میخواستم دربارهٔ یه چیزی تهوتوش رو دربیارم
آهان، رسیدیم به نیت اصلیت
بگو ببینم
یه چیزی مدتی پیش گفتی
چی گفتم؟
این یارو
کازمو تامپسون
که اینطور
گفتی عددی نیست؛ خردهپاست
آره
خب، نظرم عوض شده
شنیدم خیلی مشتاقی توی تحقیقات کمک کنی
من اونجا بودم پس معلومه که میخوام کمک کنم
مایک و تیمش در طبقهٔ پایین
- کاملاً از پسش برمیان، باشه؟ - نگفتم نمیان.
لازم نیست بالای سرشون وایستی و مشقشون رو تصحیح کنی
ولی اینجا دوست زیاد داری، جون
پس کسی قربانیت نمیکنه تا وقتی من اینجام
بذار یه چیزی بهت بگم
مسئول مرگ اون پسر
همون کسیه که تیغهٔ پانزدهسانتی رو فرو کرد توی سینهاش
هر کی هم که باشه، پیداش میکنیم
وقتی هم پیداش کنیم، این همه فحش و اتهام
تموم میشه، باشه؟
اما تا اون موقع باید تحملش کنیم
- پس بذار مایک و تیمش کارشون رو بکنن. - باشه.
- باشه؟ - بله
خوبه؛ سخنرانی انگیزشی تموم شد
فعلاً هم…
دیگه با خانوادهٔ قربانی تماس نگیر؛ بهتره…
ببخشید، میشه بپرسم چرا؟
- فقط از روی… - احتیاط؟
دقیقاً
اظهاراتت رو بده و از این پرونده فاصله بگیر، باشه؟
میخوام کاملاً از موج انفجار دور باشی
باشه
خیلی خب
بفرمایید
خب، عکسها رو دستبهدست کنید
- فقط همینها رو دارید؟ - متأسفانه
منتظر تحلیل دوربینهای مداربستهایم
شاهد زیاد داریم، ولی هیچکدوم چیز بهدردبخوری ندیدن
میتونم این یکی رو بردارم؟
سه روز از خشونتهای میدان سافک میگذره
خشونتی که به مرگ یک نوجوان و مجروح شدن افراد بیشماری انجامید
امشب میپرسیم پلیس چه کار متفاوتی میتونست بکنه
و آیا وقتش رسیده افراطیهای داخلی
No comments yet. Be the first to leave one.