Ang unang 200 linya.
ربا، مطمئنی اینجا صحنه "صدای برتره"؟
فکر کنم همینجا باشه. بوی متفاوتی میده.
حس بویاییت خوبه، بوبله.
به اُز خوش اومدید.
این راه آجری زرده.
این خیلی محشره!
خیلی متاسفم. فکر کنم اشتباه اومدیم.
شاید بتونی ما رو راهنمایی کنی به... نه، نه، رِبز.
نه؟ دو دنیای ما با هم برخورد کردن.
تا من بتونم آرزوی دیرینهم رو عملی کنم.
که برای همهتون تست بدم.
پس، ام... اگه زحمتی نیست، لطفا برگردید.
نمیتونم بذارم نگاهم کنید.
خصوصاً تو، نایل. میتونم نگاه سوزونت رو حس کنم.
*مثل دنبالهداری که از مدارش خارج میشه وقتی از کنار خورشید رد میشه*
*من برای همیشه تغییر کردم.*
واو. هیچ صندلیای نچرخید.
اوه... ببخشید، بومن.
هی، من از آهنگه خوشم اومد.
"فانتزی" انتخاب بهتری بود. موافقم.
تو چی، بوبله؟ حتی تو هم نچرخیدی؟
فکر کنم دکمهم خراب بود.
خب، از صداقتت ممنونم.
فقط بدون که هیچوقت اینو فراموش نمیکنم.
فکر کنم باید بریم سراغ مرحله حذفی.
آره. باید بریم، باید بریم.
خداحافظ.
خوشحال شدم دیدمت. برید، برید.
باشه، خب من برای مگا منتوری در دسترس هستم.
فقط خواستم بگم.
چطورین؟ این اسنوپ داگ بزرگه.
و امروز در "صدای برتر"، یه مگا منتور آوردم.
*یک مرد مسئولیتپذیر بودن*
کارگردان: اکشن، زک. زک: زک براون هستم.
خیلی هیجانزدهام که یه مگا منتور در "صدای برتر" هستم.
تیم بوبله، تیم اسنوپ.
ما رفقای باحالی هستیم که دنبال یه وقت خوبیم.
جو والش قبول کرد منتورم باشه.
نایل: پس ما اینجا برای مرحله حذفی هستیم. بوم!
و مگا منتور من یکی از قهرمانهای منه.
یه جوری شدم که الان نمیتونم آهنگات رو نخونم.
چون کنارم نشستی.
آره، آره.
باید یه چیز دیگه مینوشتم، نه؟
نه. همینا رو بنویس. کارگردان: و مارکر.
یعنی، نه اینکه بخوام پز بدم یا چیزی.
ولی من دو بار تو برنامه بودم و دو بار هم بردم.
پس اگه این بار هم انجامش بدم، میشه سه بار قهرمانی پشت سر هم.
باشه. فکر میکنم تیم بوبله میتونه از پسش بربیاد. بریم.
ربا: تیم منو بیشتر از تیم نایل دوست داشتی؟
آره! آها! جواب عالیه.
پس دو تا خانم زیبا دارم که دارن میان.
عاشقشم. بریم سراغش. اسم یکیشون تونیه.
اون یه خواننده فوقالعادهست.
من باور دارم که اون تواناییهاشو داره.
که کل برنامه رو ببره. باشه.
و بعدش ناتالیا رو داریم. اون فوقالعادهست.
تو مرحله نبردها من یه حق نجات داشتم.
واسه همین منطقی بود که نجاتش بدم.
و سریع نجاتش دادم. فقط دکمه رو زدم.
دالی: صبر کنید. باید نجات بدیم!
من کاری رو کردم که یه مربی واقعی انجام میده.
از هویتش محافظت میکنه. یالا دختر، بریم!
خیلی هیجانزدهام!
اسنوپ: هی خانمها! باشه! کی اونجاست؟
هی، ببین کیه!
کلاه قشنگیه. چه خبر؟
شماها کلاههای ست پوشیدین!
تونی: زک براون مگا منتوره.
معلومه که اون از قضیه کلاه خبردار شده، آره؟
اون سه بار برنده جایزه گرمیه.
اون گروه خودش رو داره. آدم مهمیه.
و فکر میکنم که اون میتونه تو هر سبکی که شما بهش اجازه بدید، راهنمایی کنه.
که شما بهش اجازه بدید.
شماها از وقتی اومدین تو برنامه بهم نزدیکتر شدین؟
آره. اون رفیق منه.
پس این یه خواهرانه واقعیه.
تونی: آره، قطعاً. همینه.
ولی یکیتون باید اون یکی رو حذف کنه.
من روحیهتون رو دوست دارم.
واسه همین شماها رو روبروی هم قرار دادم.
حالا، پیچیدگی این مرحله اینه که...
نه حق نجات دارین، نه حق دزدی و جایی برای اشتباه نیست.
ناتالیا، چی رو انتخاب کردی و چرا؟
من آهنگ "I Wish" استیوی واندر رو انتخاب کردم.
احساس میکنم الان که بزرگ شدم، واقعاً متوجه حرفاش میشم.
چون، میدونی، ما واقعاً داریم درباره اون روزا حرف میزنیم.
که داشتیم و خیلی باحال بودن، میدونی؟
این برای من خیلی عزیز و با ارزشه.
بعضی از بهترین خاطرات دوران بچگیم.
با خواهرم، دمی، بودن. اون بهترین دوستمه.
خواهرم هم اهل موسیقیه.
ما با هم تو مسابقات استعدادیابی شرکت میکردیم.
ما رقصهای خانوادگی رو انجام میدادیم.
مثل هر کاری که با موسیقی در ارتباط بود.
من عاشق این بودم که جزئی ازش باشم.
ولی فکر میکنم یه خورده بیشتر با من موندگار شد.
تا با اون. پس منظورم اینه که الان داره خوب پیش میره.
به عنوان یه هنرمند پاپ آر اند بی.
قطعاً احساس میکنم این آهنگ نشون میده...
اون کسی که میخوام به عنوان خواننده باشم
من میتونم اون بخش R&B رو ارائه بدم، ولی در عین حال خیلی هم پرانرژی و شاده.
پس اگه بخوام میتونم اون حال و هوای پاپ رو هم بیارم.
*برگشته به زمانی که یه پسر کوچولو با موهای ژولیده بودم*
پسر شیطون!
اوه، بریم!
*و تنها نگرانیام برای کریسمس این بود که اسباببازیام چی میتونه باشه؟*
به عنوان یه وکالیست، صدای ناتالیا مثل کره نرمه، ابریشمی و روان.
باحال. پر از حس. روحنواز.
*دو دو دو دو دو دو دو دو دو دو دو دو*
تمام کارهایی که من از پسشون برمیام
ناتالیا هم از پسشون برمیاد.
واسه همین یکم استرسزا میشه.
اووو! بترکون دختر!
ممنون.
صدات قویه. پرقدرت به نظر میرسی.
فقط یه راهی پیدا کن که راحتتر باشی
و این رو مال خودت کن.
درسته، درسته، درسته.
اگه ۱۵ درصد کمتر تحریر بری
وقتی انجامشون میدی، خاصترشون میکنه.
باشه، اینو دوست دارم. تو همه ابزارها رو داری.
فقط همهاشون رو تمام مدت به رخ نکش.
باشه. کمتر، بیشتره.
عالی بود، ناتالیا. آره، آره. کارت عالی بود.
ناتالیا: ممنون بچهها. منم از اعتماد به نفس شما خوشم میاد.
ممنون. خب. ناتالیا کسی بود که من نجاتش دادم.
و اون قطعا به من ثابت کرد که ارزش نجات دادن رو داشت.
فکر میکنم آهنگی رو انتخاب کرد که نشون میده چه کارهایی از دستش برمیاد.
کنترلی روی صداش داره
که واقعاً نادره.
اون قطعا روی من تاثیر گذاشت.
تونی رونی! سلام.
آهنگ من "لیدی مارمالاد" از پتی لابل هست.
پتی همهی شور و همه انرژی رو داره.
فقط حس کردم یه آهنگ مثل این به اعتماد به نفس نیاز داره.
یا باید ارائه بدی یا نه، و من قصد دارم ارائه بدم.
در طول سالها، با اعتماد به نفس مشکل داشتم.
از استعدادم مطمئن نبودم، از تواناییهام مطمئن نبودم.
فکر میکردم صدام خیلی ضعیفه.
فقط مطمئن نبودم که لایق یه فرصت هستم
حتی مثل این یکی.
حالا میفهمم که اعتماد به نفس از درون آدم میاد.
این همون چیزی بود که باید یاد میگرفتم.
این آهنگ کاملاً به من یادآوری میکنه که اشکالی نداره جسور باشی،
شاد باشی و بیهیچ عذرخواهی خودتو ابراز کنی.
همون باش که میخوای باشی.
بترکون!
*ووله وو کوشه اووک موا سه سوار؟*
چیزی که منو در مورد رقابت با تونی یکم عصبی میکنه
اینه که اون خیلی قدرتمنده.
اون واقعاً یه وسعت صدای زیبایی داره.
تونی یه همه فن حریفه، میدونی، اون از پس همهچیز برمیاد.
هوو!
آره. بریم. تونی: بله!
اوم! اون قدرتمند بود.
زک: عالی بود.
من فقط میگم که تمریناتت رو بکن.
آره. خیلی مسلط باش.
که به جزئیات فنی فکر نکنی.
بین مغز و صدات هیچ قطع ارتباطی نباشه.
مغزت درگیرش نباشه.
فکر میکنم اگه روی اون نت آخر کاملاً مثل پتی باشی
باشه. چون میتونی.
آره، موافقم. کاری کن پتی لابل کفششو پرت کنه سمت تلویزیون.
آره، آره. خب؟
تونی عالی صیقل داده شده بود، رفیق. اون تحریرها مثل جراحی دقیق بودن.
بعضی آدما اون فاکتور ایکس رو دارن.
اونا اون یه چیز خاص رو دارن. تونی داره.
هرکی اون شب بهتر عمل کنه
مثل یه بازی فوتباله.
هرکی بهترین بازیاش رو بکنه
و کمترین اشتباه رو داشته باشه، برنده میشه.
دروغ نمیگی، زک.
پس خانمها، فقط جهت اطلاع
اونا یه بخش ویژه اضافه کردن
به این مرحله که بهش میگن "مایک دراپ".
پس اگه من دکمه رو بزنم
این فرصت رو بهت میده که مورد قضاوت مردم آمریکا قرار بگیری
که بتونی توی رژه رز بخونی.
تبلیغات عظیمی داره، بینندههای زیادی داره.
یعنی، واقعاً مهمه که معرفی بشی.
پس یه چیز دیگه برای جنگیدن.
بعد از اینکه آهنگم رو خوندم، فقط حس میکنم که...
پس خیلی دوست دارم که اون دکمه رو برام بزنه.
وقتی مایک دراپ میگیری، باید یه اجرای فوقالعاده باشه.
واقعاً میخوام اون دکمه مایک دراپ رو برام فشار بده.
چی کار میکنی اسنوپ؟
بزن بریم، تونی!
هی! آره!
*هی خواهر، برو خواهر* برو خواهر
*خواهر بااحساس، برو خواهر* خواهر بااحساس، هی، آره
*هی خواهر، برو خواهر*
*هی-ی-ی-ی* *خواهر بااحساس، برو خواهر*
*اون مارمالاد رو توی نیواورلئان قدیم ملاقات کرد*
*که تو خیابون داشت هنرنمایی میکرد، آره*
*گفت: "سلام، هی جو*
*میخوای امتحانش کنی؟"*
*اومهم*
*گیچه گیچه یا یا دا دا*
No comments yet. Be the first to leave one.