Les 200 premières lignes.
لعنتی
چکمههام کثیف شدن
حالا چی بپوشم؟
،خب، وقتی فقط یه جفت داشته باشی این بلا سرت میاد
همیشه چهار جفت چکمه احتیاج داری، کولت
یه جفت برای کار
،یه جفت برای مشروب خوردن دو جفت هم برای موقع سکس
تنها دلیلی که به دو جفت چکمه برای سکس احتیاج داری
اینه که تو فضای باز چهار دست و پا خم بشی
نه، پسر
برای وقتی احتیاج داری که مجبور میشی از پنجره بیرون بپری
و یه جفتش رو جا میذاری
،اگه فکر میکنی ممکنه گیر بیفتی
چرا یه جفتش رو
بیرون پنجره نمیذاری؟
وای کولت، کل روش بازی رو تغییر دادی
بابا امروز زیاد بهمون سخت گرفت، نه؟
آره
هر فحشی که وجود داشت رو به زبون آورد
ولی تا حالا نشنیده بود اسم "جان دیر" رو به فحش بکشه
به خاطر اینکه مامان برنگشت اینجا اعصابش خورده
از زمانی که اوباما گواهی تولدش رو منتشر کرد
اینقدر عصبانی ندیده بودمش
وایسا ببینم، جریان مامان و بابا چیه اصلاً؟
به نظر میومد دارن با همدیگه خوب کنار میان
آره، چندین بار این جریان رو دیدم
مامان و بابا مثل "بروکس و دان" هستن
چند سالی پیش همدیگه برمیگردن
،و هر بار که این کار رو میکنن وضعیت فقط بدتر و بدتر میشه
هی، بابا - هی، پدر -
نردهها رو تا کجا نصب کردین؟
تا نهر غربی نصب کردیم
،دوتاییتون
کل روز، تا نهر غربی رسیدین؟
احتمالش هست به این خاطر اینو میگی
چون خیلی تحت تاثیر قرار گرفتی؟
وقتی میومدین درش رو بستین؟
آره
.آره، بستیمش :یادمه، چون گفتم
،باد خیلی شدیده"
"مطمئن شو درش رو محکم ببندی، روستر
آره، راست میگی
:بعدش من بستمش و گفتم
"هی کولت، مطمئن شو در رو قفل میکنی"
:بعدش تو بهم گفتی
،پسر، من کولت بنت هستم"
"مجبور نیستم از چیزی مطمئن بشم
:بعدش هم گفتی
"پسر، بابا خیلی عوضیه، مگه نه؟"
آره. آره، آره
بعدش گفتم: "دارم شوخی میکنم
،چون بابا نه تنها پدر منه
"بلکه بهترین دوستم هم هست
ولی بابا، میدونی چیه، من میرم
به جای کولت در رو چک کنم
نه، نمیخواد
شما پسرها راحت باشین
روز طولانیای داشتین
من میرم چِکش کنم
،و وقتی برگشتم
پاهاتون رو ماساژ میدم
،میدونم شوخی میکنه
ولی شرط میبندم دستهای قوی میتونن معجزه کنن
تو کجا میری؟
میرم کمک بابا
پس بهتره
یه جفت چکمهی اضافه بیرون طویله بذاری
باشه، منم میام کمک
!ای کثافتها
من 15 سال رو از دست داد
میتونم یه شب دیگه رو هم از دست بدم
زیرنویس از آرمان اسدی .: Arman333 :.
هی، هنک. مامان - کولت -
هی
زندگی توی کاروان چطوره؟
خوبه
البته، از وقتی شنیدم تو و هدر توش سکس کردین
دیگه نمیتونم روی میز آشپزخونهام غذا بخورم
اگه اینطوره
پس شاید دلت نخواد اینجا هم غذا بخوری
حالا واقعاً، اوضاعت خوبه؟
آره، خوبم
بیشتر نگران پدرتم
اوضاعش چطوره؟
امروز بهم گفت قهوهی افتضاحی درست میکنم
گفت مثل آدم نمیتونم یونجهها رو بستهبندی کنم
بعدش یه ساعت راجعبه این نطق کرد
که حیوونها دیگه مثل قبلنا کثافتکاری نمیکنن
ببین، متاسفم که اوضاع بین من و پدرت
باعث شده زندگیت سختتر بشه
هی، من کیم که ناراحت بشم؟
اومدی خونه، اوضاع رو قر و قاطی کردی و رفتی
این حرکات
کاملاً مخصوص کول بنت هستش
هی، کولت - هی، ابی -
هی، خانم بنت
هی، عزیزم
یه چیز کوچیک برای تریلرتون گرفتم
یه جورایی هدیهی خونه گرمی هستش
واقعاً؟
فکر کنم من با آتیشسوزی خوب گرمش کرده بودم
فهمیدم، واسه شوخی خیلی زوده. شرمنده
تو چقدر مهربونی
سوزنی و نوکتیز هم هست
فکر کنم بذارمش روی میز آشپزخونهام
عاشق هدیه دادنی، نه؟
در مورد چی حرف میزنی؟
،واسه مامانم هدیهی خونه گرمی میدی
بهم میگی واسه هدر هدیه بگیرم
که اون هدیه بزرگترین هدیهی دنیا رو ...نصیبم کرد
یه دوستدختر
آه، چقدر خوب
وقتی میری دنبالش
از دبیرستان برداریش، دست همدیگه رو میگیرین؟
من با بچهی دبیرستانی قرار نمیذارم
شوخی میکنه، هنک
من اینجا دربارهی کسی قضاوت نمیکنم
دارم بهت میگم، اوضاعمون داره عالی پیش میره
حالا اسمش توی گوشیم با اسم "هدر" ذخیره شده
که دو تا شکلک قلب هم کنارشه
قبلاً تو گوشیم با اسم "هانا؟" ذخیره شده بود
کولت، آخرین باری که
یه رابطهی واقعی داشتی کِی بود؟
،اوه، میدونی چیه
من یه رابطهی جدی
با یه دختر به اسم "جسی" داشتم
و توی اولین سالگردمون
شوهرش مچمون رو گرفت
باید یه جفت چکمه بیرون پنجره میذاشتم
چی؟
آه... هیچی
فکر کنم باید بگم، سطح توقعاتم رو خیلی بالا بردی، دختر
حرفت خیلی شیرینه. خیلی هم حقیقت داره
من آخرین دوستدختر جدیـت بودم؟
خب، اصلاً تو چرا راجعبه
رابطههام نصیحتم میکنی؟
تو فقط با کنی بودی
نه! من با کلی آدم قرار گذاشتم
با استیو ویلیگر قرار میذاشتم
چی... استیو ویلیگر؟ - چیه؟ آره -
!همونی که هر روز تیشرت جنگ ستارگان تنش میکنه
"اصلاً مد نمیدونم چیه"
...خیلیخب، میتونی با یه "کاروان" زن قرار بذاری
وایسا - یعنی یه گروه -
ممنون
یا میتونی توی یه رابطه متعهد بشی
و ببینی بالغ بودن چطوریه
خیلیخب، پس تو بهم میگی
به نظرت بهتره به یه زن متعهد بشم
چون فکر میکنی واسه قرار گذاشتن نابالغم؟
من منظورم فقط شخصِ هدر نیست
حرفم اینه که تو یه مرد 34 سالهای
که از 18 سالگی به بعد یه دوستدختر جدی نداشته
آره
میدونی چیه؟ حق با توـه باید بالغ بشم
به هدر پیامک میدم و میگم باهاش به هم میزنم
!وای خدا نه، نمیتونی با یه پیامک باهاش به هم بزنی
درسته، درسته، اینطوری اوضاع درهم و برهم میشه
منتظر میمونم بهم پیام بده
:بعدش در جواب مینویسم "این خط رو تازه گرفتم. شما؟"
خیلیخب
اگه اصرار داری از این راه انجامش بدی
حداقل بذار من پیام رو بنویسم
تا مثل یه عوضی به تمام معنا به نظر نیای
.خب، اینطوری به نظر برام راحتتره بفرمایین
ولی مطمئن شو چند تا کلمه رو غلط بنویسی تا باورش بشه منم
"...هدر، آشنایی باهات عالی بود"
:عالی رو اینطوری بنویس G-R-8
"ولی الان موقع مناسبی برام نیست"
آره - تو دختر خیلی خاصی هستی" -
و میدونم که یه شخص عالی برای خودت پیدا میکنی
G-R-8 - باشه. گرفتم .G-R-8 -
خیلیخب - باشه -
عالیه
باید بذارم تو به جام با همهی دوستدخترهام به هم بزنی
بفرستش - باشه -
بینگو - آره -
هدر، من دارم میام به دیدنت"
"یه چیزی هست که میخوام رو در رو بهت بگم
چه مرگته؟
به دنیای بالغها خوش اومدی
کجا میری؟ !هی، برگرد اینجا
خط رو تازه گرفتم. شما؟
ممنون که به این سرعت خودتو رسوندی، دیل
از دیدنت خوشحالم
هیچوقت از دیدنم خوشحال نمیشی، بو
،سه بار قبلی که همو دیدیم یه بار گاوت داشت میزایید
،یه بار تلقیح گاوت بود یه بار هم عروسی کارول پالمر بود
،همهاشون سه ساعت بیشتر از اونی که باید وقتمون رو گرفتن
هی دُکی، دخترت چطوره؟
تا جایی که به مربوطه اون لزبینـه
مطمئناً زمان دبیرستان که لزبین نبود
خب، گوساله چشه، دیل؟
لعنتی، دیل
گفتم، گوساله چشه؟
چرا سرم داد میزنی؟
چون سمعک احتیاج داری، پیرمرد
من سمعک احتیاج ندارم
تو باید اینقدر زیرلبی حرف نزنی، بابابزرگ
من زیرلبی حرف نمیزنم
No comments yet. Be the first to leave one.