Les 200 premières lignes.
به خیال خودت کجا میری؟
هیچ جایی برای رفتن نداری
مثل یه موش کثیف قایم نشو، خودتو نشون بده
باید سوار اون هواپیما میشدی
از تصمیمت پشیمون میشی
پیدات میکنم
هرجور که شده
آقا، کجا ببرمتون؟
به سئول، لطفاً
باشه
...ببخشید
میشه پنج دقیقه بهم وقت بدی؟
جونهو
جونهو، صدام رو میشنوی؟
دکتر! یه دکتر خبر کنید
پسرم چشمهاش رو باز کرد
اینهو
«بازی مرکب دو»
«قسمت اول: نان و بختآزمایی»
چه غلطها؟
.کلاه ایمنی نذاشتی گواهینامتو بده
لعنتی، برامون کمین کردی؟
قایم شدی که مردم رو گیر بندازی
واقعا میخوای از مردم بیپول پول بکشی؟
گواهینامهت رو لطف کن
یه لحظه صبر کن
ببین، نمیتونی بذاری ما بریم؟ من که کلاه دارم
نه، خانم
هی، تو خیلی جذابیها
میتونم بهت اتهامِ منع اجرای عدالت وارد کنم
به این راحتیها هم پا نمیدی
اینجا رو نگاه
وای، چه عکس خوبی
جریمهی نداشتن کلاه ایمنی بیست هزار وونه، به موقع پرداخت کن
هی، میشه این عکس رو پست کنم؟
اینستاگرام داری؟ بیا همدیگه رو فالو کنیم
کجا میری؟
هی! کجا میری؟ پس من چی؟
میتونی با ماشین گشتِ اون خوک احمق بری
هی
بیشعور
لعنتی
هوانگ جونهو
واسه این انتقالی گرفتی که بهت بگن خوک احمق؟
رئیس
به اینا باید سرکه بزنی؟
انقدر نخوردم یادم نمیاد
.جونهو، وقتت رو اینجا هدر نده برگرد به بخش جرائم بزرگ
.وایسا، به پیازها سرکه نمیزنیم فقط به ترشی ترب
محض رضای خدا، هنوز ناراحتی؟
ببین، تلاشم رو کردم
سعی کردم مقامات رو قانع کنم که به حرفت گوش بدن
و گارد ساحلی رو فرستادم که به مدت چند روز اون منطقه رو بگردن
میدونم. نودلت رو بخور تا خمیر نشده
گوش کن
میخوام حرفتو باور کنم
در واقع، باور هم کردم
ولی عکسایی که میگی فرستادی هیچوقت به دستمون نرسید
گوشیت ته دریاست و حتی نمیدونی اون جزیره کجاست
اون بازیایی که گفتی دیدی و آدمایی که توش کشته شدن
خیلی تلاش کردم که رؤسا رو قانع کنم که حرفت رو باور کنن
ولی مدرک کافی نداریم
تنها چیزی که داریم، اون گلولهایه که توی شونته و قابل ردیابی نیست
.و بذار بهت یادآوری کنم، آقای باهوش وقتی بدون اجازه تفنگ برداشتی
،و خواستی سرکشی کنی چند روز بعدش نزدیک بود بمیری
راستش رو بخوای
وقتی به هوش اومدی
میخواستن اخراجت کنن و من به هر دری زدم و جلوشونو گرفتم
صحیح، ممنون
تا آخر عمر مدیونت هستم
آشغال تیکه میندازه
ببین، ما پلیسیم
آتشنشانها با آب، آتیش رو خاموش میکنن
پلیسها با مدرک، جنایت رو حل میکنن
میدونم، واسه همینه که الان مامور راهنمایی و رانندگیام
توی بخش ما مدارک واضحن
چراغ قرمز رد کنی، با سرعت غیرمجاز بری ...کلاه ایمنی نداشته باشی
.عکست میافته و میشه مدرک کسی نمیتونه ردشون کنه
...جونهو، واقعاً یادت نیست
کی بهت شلیک کرد؟
نه
«مترجمان: علیرضا نورزاده و داوود آجرلو» ::. MrLightborn11 & Highbury .::
اینهو
همراهم بیا
...اینهو، چرا
کجا داریم میریم؟
نگاه، یه مسافرخونه اینجاست
اینجا؟
چی؟
ببخشید؟
کسی اینجا هست
بازید یا نه؟
آهای؟
عزیزم، مجبوریم اینجا بمونیم؟
شبیه یه مخروبهست
.هیچ چراغی هم روشن نیست
.خوبه. چراغ خاموش یعنی اتاقها پرن بریم یه جای دیگه
از کجا میدونی؟
کی بهت گفت؟
واقعا باید بپرسی؟ میدونم دیگه
میدونی دیگه؟ مگه کارشناس مسافرخونهای؟
جدی؟ خیلی عوضیای
عوضی؟ - خودت گفتی از اینکه همهچیز رو میدونم خوشت میاد -
.فقط بگو از کجا میدونستی دوستپسر قبلیت بهت گفت؟
برو گم شو
چرا نمیتونی جوابم رو بدی؟
کی اونجاست؟
بازیکن 456
دنبال اینا میگردی؟
منم
برات غذا و دارو آوردم. حالت چطوره؟
خوبم
بیخیال، بهنظر نمیاد بهتر شده باشی
بهت گفتم زیادهروی نکن، نگفتم؟
قبل از اینکه پیداش کنی خودت رو از پا میندازی
چطور پیش رفت؟
امروز همه ایستگاههای خطوط یک تا چهار مترو رو چک کردیم
اما بازم چیزی پیدا نکردیم
زمان جستجو کِی بود؟
از ده صبح تا ده شب
.برای ناهار و شام یک ساعت استراحت کردیم نوبتی غذا خوردیم
اگه فهمیده باشه که دنبالشیم و رفته باشه یه جای دیگه چی؟
دو ساله داریم میگردیم ولی هیچ ردی ازش پیدا نکردیم
فردا، نفرات بیشتری بیار جستجو رو گسترش بده. از اولین قطار تا آخرین
همه خطوط رو همزمان چک کنید
همه خطوط رو همزمان؟
انجام همچین عملیات گستردهای
باعث میشه کلی پول فقط صرف پرسنل کنیم
سه سال پیش، حدوداً همین موقعهای سال اومد سراغم
...اگه بازی هنوز ادامه داشته باشه
الآن داره بازیکن جمع میکنه
اگه الآن پیداش نکنیم ممکنه یه سال دیگه طول بکشه
آره... باشه، فهمیدم
من... این دفعه حتماً پیداش میکنم
قول میدم
وو سوک - بله؟ -
از فردا به آدمهای بیشتری نیاز داریم
چی؟ ولی چقدر بیشتر؟
هر کسی رو که میشناسی خبر کن
...ولی - همچنین از ساعت شش صبح شروع میکنیم -
.پس تا دیروقت بیرون نمونی و مشروب بخوری برو خونه و بخواب
...ساعت شش صبح؟ کی اون موقع داکجی بازی
بیخیال، رئیس. کلی بهش فکر کردم ...ولی این داستان اصلا منطقی نیست
.نه، منطقی نیست ولی مطمئنم یه اتفاقی داره میافته
همونطور که میدونی بیشتر آدمایی که به من بدهکار بودن
طی چند سال گذشته غیبشون زده
...هیچی بهم پس ندادن - خیلیخب -
پس فکر میکنی همه کسایی که بهت بدهکار بودن رو به یه جزیره بردن
و بازیهای بچگونه کردن و همهشون ...کشته شدن؟ این مسخره
لعنتی، منم باورم نمیشه
ولی فقط برای پوله که دارم این کارو میکنم
اگر خودِ سونگ گیهون نمیاومد سراغم
تا بدهیش رو بده و این کار رو بهم نسپرده بود
نمیتونستم به شماها حقوق بدم یا کاسبی رو بچرخونم
...میدونم، ولی
پس دهنت رو ببند و خوب جستجو کن
خیلیخب
اگر اون عوضی رو با داکجی بگیریم
یه جایزه یه میلیارد وونی میگیریم
یه میلیارد؟
درسته. حالا داستانش باورپذیر شد؟
...ولی - گوش کنید -
هرکی پیداش کنه نصف پول مال خودشه. باشه؟
پونصد میلیون؟ - درسته -
خب پس معطل چی هستیم؟
پونصد میلیون وون
ناخدا
سلام
اوضاع چطوره؟
مثل همیشه
.هوا خوب باشه میرم ماهی میگیرم بد باشه، میمونم و مشروب میزنم
ناخدا پارک، با اینکه هر روز مشروب میخوری ولی هنوز سر و وضعت خوبه
این حرفا رو بذار کنار. اینو بپوش
باید جزیره مرموز رو پیدا کنیم
امروز کجا میخوای برم، هوانگ؟
توی این یک سال و نیم تقریباً همه جا رو گشتیم
ولی همچنان میخوای ادامه بدی و دیگه نمیدونم میخوای کجا ببرمت
جزیره مرموز، کدوم گوری هستی؟
یه سری جاها بودن که به خاطر شرایط جوی یا تغییرات جزر و مد نتونستیم درست بررسیشون کنیم
علامتشون زدم
امروز بریم اینجاها
حتما، ناخدا هوانگ
پسر، باید وقتی داشتی غرق میشدی نجاتت نمیدادم
.تا اینقدر توی دردسر نمیافتادم بیچاره من
خب، گوش کنید
شخصی که دنبالشیم
اینه
قدش بلنده، احتمالا بالای 180 ئه
.خوش قیافهست و کتشلوار شیک میپوشه یه کیف سامسونت هم داره
و داخل اون کیف
کلی پول نقد و داکجی داره
با غریبهها توی ایستگاههای مترو ...داکجی بازی میکنه و بعدش
بهشون یه همچین کارتی میده
نمیبینم - چی روش نوشته؟ -
به محض اینکه همچین آدمی دیدین به شمارهای که دادیم زنگ بزنید
ازش عکس بگیرید
وایسا نمیبینم - سرت رو ببر اونور -
لطفا برو کنار - یه ذره -
خیلیخب، تموم شد؟
باید اینجاها رو بگردید
No comments yet. Be the first to leave one.