Unfamiliar

Unfamiliar

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 1

Informations sur la version

Unfamiliar S01E06 1080p WEB h264-NESTED
Un commentaire de NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Publié le: 2026-02-08
Téléchargements: 75
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 184 premières lignes.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫ ‫قسمت ششم

‫دیگه پیر شدی.

‫این بساط باید تموم بشه.

‫دیگه نمیتونم ادامه بدم.

‫این یکی به استخون خورده.

‫اون چیه؟

‫گلوله ردیاب.

‫تا حالا ندیده بودم. خیلی هوشمندانه هست.

‫پس از قصد تیرش رو خطا زده.

‫- یعنی کلوئیف رو مستقیم کشوندیم اینجا؟ ‫- آره.

‫مرت.

‫توی دوربینها هیچکی نیست.

‫نه داخل، نه بیرون.

‫بیا از اینجا بریم. به خاطر نینا.

‫دیگه از فرار کردن خسته شدم.

‫میخوام این قضیه تموم بشه.

‫اگه تو میمونی، منم میمونم.

‫وسایلت رو بردار. باید بری. ‫لو رفتیم.

‫فکر میکردم اینجا جاش امنه.

‫کی بهت تیر زد؟ ‫چرا نرفتی بیمارستان؟

‫هر چی بابات میگه گوش بده، نینا.

‫تا حقیقت رو بهم نگی ‫هیچ کاری نمیکنم.

‫شماها کی هستین؟

‫نینا، لطفا برو وسایلت رو بیار.

‫فردا با هم حرف میزنیم، ‫باشه؟ خواهش میکنم.

‫همیشه همین رو میگی.

‫توی یه جور خونه امن مخفی شدیم، ‫به مامان تیر خورده،

‫و این زن هم مثل پت خونگی ‫همش دور و بر ماست.

‫این اصلا عادی نیست.

‫این مال توئه.

‫واسه وقتی که اگه اتفاقی افتاد.

‫یه سری جوابها توشه.

‫توی ون یه لپ تاپ هست. ‫فقط فایل رو باز کن.

‫باشه، اونا اومدن.

‫یالا دیگه.

‫خواهش میکنم یول، بیا بریم.

‫یه دختر 16 ساله اون توئه. ‫نباید یه خراش هم روش بیفته.

‫فهمیدم.

‫بقیشون رو هم...

‫کارشون تمومه. از جمله زن سابقت.

‫و مال تو.

‫زدی به هدف.

‫این در میره سمت راه پله ای که ‫دیگه ازش استفاده نمیشه.

‫اونا از اون یکی پله ها میان بالا. ‫بهشون برنمیخورین.

‫- کاتیا تو و یول رو از اینجا میبره بیرون. ‫- چی؟

‫کاتیا؟

‫میفهمی چی ازت میخوایم؟

‫- آره. ‫- خب.

‫یادته گرگور رو کجا پیدا کردیم؟

‫همونجا همدیگه رو میبینیم.

‫باشه.

‫بیا بریم.

‫- من نمیخوام بیام. ‫- نینجا.

‫اگه تو اینجا باشی ‫نمیتونم کاری که لازمه رو انجام بدم.

‫میکشیشون؟

‫و خودت هم کشته نمیشی؟

‫مطمئن باش.

‫دوستت داریم.

‫ببین نینا، معذرت میخوام. باید بری.

‫پیدا کردن سوزن تو انبار کاهه، نه؟

‫10 تا طبقه هست.

‫9 تا زنگ داره.

‫باشه. از اون بالا شروع میکنیم.

‫من با متین میرم. گروه پیشرو.

‫ببینیم میتونیم بی سر و صدا ‫تمومش کنیم یا نه.

‫سوار شو.

‫اگه ما ون رو ببریم اونا چطوری فرار کنن؟

‫شنیدی که چی گفتن. ‫باید تو رو از اینجا ببرم.

‫اونا اون بالا میمیرن!

‫به مامان تیر خورده، ‫توی سر بابا هم که اونجوری شده،

‫حالا هم یه مشت مرد مسلح دارن میان!

‫نینا...

‫یه فکری میکنیم، باشه؟ ما...

‫منتظرشون میمونیم.

‫منتظرشون میمونیم.

‫لطفا فقط سوار شو. خواهش میکنم.

‫سوار شو.

‫تو به معشوقت سم دادی ‫و بچه خودت رو کشتی.

‫حالا میفهمم چرا نمیخواستی ‫به کسی درباره بلاروس چیزی بگی.

‫چطوری پیدام کردی؟

‫مگه فرقی هم میکنه؟

‫آره. یعنی یکی تو تیم من ‫دهنش لقه.

‫پدرم توی برلینه.

‫اون به اوکن زنگ زد.

‫تو بچت رو کشتی؟

‫نه. یه مشت دروغ تحویلت دادن.

‫من اینجام که نجاتش بدم.

‫قضیه بلاروس افتضاح بود ‫و چیزی نیست که بهش افتخار کنم.

‫ولی در نهایت، دخترم رو ازم گرفتن. ‫اون الان اون بالاست.

‫و منم میرم که پسش بگیرم.

‫عقلت رو از دست دادی؟

‫نمیتونی این کار رو بکنی!

‫نه توی خاک آلمان ‫و نه به عنوان شوهر سفیر.

‫همه چی امن و امانه. میتونی بیای.

‫اگه از این ماشین پیاده بشی...

‫دارم میام.

‫یوزف!

‫لعنتی!

‫منو از اینجا ببر.

‫همین الان!

‫هی، شما دو تا.

‫یه پیشنهادی براتون دارم.

‫حیف شد.

‫کل بازی رو از دست دادم.

‫فقط همین دو نفرن. ‫دختره اینجا نیست.

‫بعدا میریم سراغش.

‫ولی دمت گرم، انجامش دادی.

‫کی فکرش رو میکرد؟

‫ایول.

‫بیا اینجا.

‫بکشش.

‫لعنتی!

‫فکر کردی من احمقم، آره؟

‫اتاقهای هتل آینه دارن.

‫خب؟ زن سابقت چی گفت؟

‫هی.

‫گذاشتم زنده بمونی. ‫هیچوقت خانوادتو تهدید نکردم.

‫من دشمنت نیستم. ‫فکر کنم منظورش منم.

‫و تو گفتی...

‫کمک میکنم، ولی باید کلوئیف رو بکشی.

‫نمیتونم. ساشا من رو میکشه.

‫آره.

‫و ساشا میگه وقتی بچش رو تهدید کنی ‫اینجوری میشه.

‫لعنتی!

‫برو!

‫لعنتی!

‫هی نینجا.

‫لابد تا الان دیگه از این اسم متنفری.

‫هر وقتی که این «الان» باشه.

‫داریم این رو توی تولد 10 سالگیت ضبط میکنیم.

‫و خب، امیدواریم ‫هیچوقت مجبور نشی ببینیش.

‫ولی اگه داری این رو میبینی،

‫لابد یه اتفاق بدی افتاده.

‫قبل از اینکه تو بیای،

‫من و بابات ‫واسه سازمان اطلاعات آلمان کار میکردیم.

‫ما جاسوس بودیم.

‫اسمهای الکی داشتیم،

‫هویتهای الکی، گذشته های الکی.

‫وقتی تو اومدی، کار رو ول کردیم

‫چون میخواستیم ‫یه زندگی عادی داشته باشی.

‫با پدر و مادرهای عادی.

‫ببخشید.

‫یه جایی، خب، ‫دوباره از مهارتهامون استفاده کردیم.

‫ما یه زندگی کاملا جداگونه داشتیم

‫در کنار اون زندگی ای که با تو داشتیم.

‫و وقتایی که فکر میکردی ‫داریم یه چیزی رو ازت قایم میکنیم،

‫قضیه همین بود.

‫ما قسم خوردیم همیشه ازت محافظت کنیم.

‫و هر کاری که کردیم ‫به اندازه بودن در کنار تو مهم نبود.

‫چیزهای زیادی درباره ما میشنوی.

‫بهت میگن ما آدمهای بدی هستیم.

‫که ازمون کارهای وحشتناکی برمیاد.

‫ولی تو... تو ما رو میشناسی. تو...

‫میدونی ما واقعا کی هستیم.

‫- دوستت داریم. ‫- دوستت داریم.

‫باید بریم.

‫لعنتی، نمیتونم همینطوری ‫مامان بابام رو اینجا ول کنم!

‫نینا.

‫اگه الان بریم اون بالا، جفتمون میمیریم.

‫اگه اونا بمیرن، من دیگه هیچکی رو ندارم.

‫اینطوری نیست.

‫تو منو داری.

‫اصلا تو رو نمیشناسم.

‫لازمه که بهم اعتماد کنی.

‫خب نمیکنم. چرا باید بکنم؟

‫چون من...

‫برانکارد رو بگیر، یول!

‫- بابا؟ ‫- ببر عقبتر.

‫- باشه. ‫- مامان، چشه؟ چی شده؟

‫سرش ضربه دیده. ولش کن.

‫- باشه. ‫- ول کن.

‫خب، پاها اینجا.

‫نینا، پاهاش رو بگیر!

‫یک، دو، سه!

‫باشه.

‫حرکت کن!

‫کمک میخوایم، لطفا!

‫این شوهرمه. آنوریسم داره.

‫20 دقیقه هست که بیهوش شده. تصادف کردیم.

‫احتمال خونریزی مغزی. اتاق احیا؟

‫اتاق سه خالیه.

‫به اتاق عمل خبر بدین. ‫سریع سی تی اسکن میگیریم.

More Farsi Persian subtitles for Unfamiliar

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left