Brickleberry

Brickleberry

Farsi/persian उपशीर्षक डाउनलोड करें

सीज़न 2

रिलीज़ जानकारी

Brickleberry S02E07 My Way Or The Highway Filamingo Fa
टिप्पणी द्वारा filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

टैग

webdl
प्रकाशित: 2026-07-21
डाउनलोड: 1
श्रवण बाधित: No

Farsi/persian उपशीर्षक पूर्वावलोकन

पहली 200 पंक्तियाँ।

‏باعث افتخاره زنی رو معرفی‏ ‏کنم که سال‌ها الهام‌بخشم بوده‏

‏به زن‌های این ایالت نشون‏ ‏داده اگه واقعاً اراده کنیم،‏

‏هیچ کاری غیرممکن نیست‏

‏فرماندار زن؟ اووو، چندش!‏

‏فقط منم که از زن‌ها متنفرم؟ هان؟‏

‏خانم‌ها و آقایان، فرماندار‏ ‏فعلی و آینده، نینا ملچر!‏

‏صبح بخیر، بریکل‌بری‏

‏افتخار بزرگیه که برای...‏

‏هووو!‏

‏من اومدم فرماندار رو ببینم،‏ ‏نه خدمتکار شلخته‌ش رو!‏

‏وودی! چه مرگته؟‏

‏هیس! صبحونه‌ش رو سر کشیده. ببینیم آخرش چی می‌شه‏

‏می‌گم مشکلم چیه!‏

‏نمی‌خوام یه فرماندار زنِ پررو بهم دستور بده!‏

‏اومدم یه اعتراض روشنفکرانه بکنم!‏

‏سینه‌هات رو نشون بده! سینه‌هات رو نشون بده!‏

‏با اون بودم، احمق! هی استیو، سینه‌های خوبی داری‏

‏آقا، چیزی هست که بخواین به من بگین؟‏

‏بله، فرماندار «فِلچر»، هست!‏

‏این کشور ۷۰۰ سال پرافتخار دست مردها بود!‏

‏سراسر شجاعت، جسارت و سوسیس‌های بزرگ آویزون‏

‏ولی بعد «زن‌ها» افتادن سر کار‏

‏بعدش چیه؟ تامپون رو پرندهٔ رسمی ایالت می‌کنین؟‏

‏یا نوار بهداشتی؛ بال هم داره‏

‏پیشنهاد می‌کنم ساکت شی و کمی‏ ‏احترام بذاری، وگرنه پشیمون می‌شی‏

‏همه پناه بگیرین! گرگرفتگی گرفته!‏

‏اون دهن زن‌ستیزت رو ببند!‏

‏اوه، می‌خواد چی کار کنه؟‏

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏این دیگه چه کوفتیه؟‏

‏ «بزرگراه یادبود وودی جانسون، عوضیِ زن‌ستیز»؟ ‏

‏نه!‏

‏نه!‏

‏نه!‏

‏یه بزرگراه لعنتی از وسط پارکم کشیده!‏

‏شاید دفعه بعد قبل از درافتادن‏ ‏با فرماندار دوباره فکر کنی‏

‏اون یه پیت‌بوله‏

‏فقط شانس آوردی هیچ اصطلاح‏ ‏تحقیرآمیزی برای «سگ ماده» یادم نمیاد‏

‏ـ من یکی دارم... کانی‏ ‏ـ اوه‏

‏اگه می‌خوای بزرگراه جمع بشه،‏ ‏باید از فرماندار عذرخواهی کنی‏

‏من هرگز از یه زن عذرخواهی نمی‌کنم!‏

‏و اگه این ناراحتت می‌کنه، اتل، خب، معذرت می‌خوام‏

‏ولی همین الآن عذرخواهی کردی‏

‏اوه، با منطق لزجِ واژنت گیرم ننداز!‏

‏عیسی مسیح، وودی، مادرت باهات چی کار کرده؟‏

‏مادرم قدیسه بود‏

‏خیلی بهت افتخار می‌کنم،‏ ‏پسرم. تولد هشت‌سالگی‌ات مبارک‏

‏حالا این جنده رو بکن تا همجنس‌گرا نشی‏

‏و این‌طوری وودی با زن اولش آشنا شد‏

‏صبح بخیر، محیط‌بان‌ها‏

‏«برگرد آفریقا، کاکاسیاه»‏

‏ـ وودی!‏ ‏ـ چی؟ فقط نوشتهٔ روی لباسش رو خوندم‏

‏چندتا گردن‌کلفت روستایی بهم دادن.‏ ‏بیرونن و برای شبه‌نظامی‌شون نیرو می‌گیرن‏

‏پس چرا پوشیدیش؟‏

‏برام مهم نیست روش چی نوشته. تی‌شرت مجانیه‏

‏خوشم اومد. مدل پورتوریکویی هم داره؟‏

‏ای بابا. حالا باید با یه گروه‏ ‏شبه‌نظامی هم سروکله بزنیم؟‏

‏این هفته واقعاً بد آوردم. استیو، برو جمعشون کن!‏

‏استیو کدوم گوریه؟‏

‏اِم... کمک؟‏

‏گور بابای استیو. کانی، تو برو جمعشون کن!‏

‏اِ... جلسهٔ شبه‌نظامی‌ها اینجاست؟‏

‏ـ من رو فرستادن که...‏ ‏ـ آره! می‌خوای عضو شی؟‏

‏ـ بودین، چه غلطی می‌کنی؟‏ ‏ـ چی؟ عضو لازم داریم، بابی‏

‏ضدهمجنس‌گراییم، یادت نیست؟‏

‏اون همجنس‌گراست‏

‏آره بابی، یادمه، ولی قوی به نظر‏ ‏میاد و هیچ‌کس دیگه عضو نمی‌شه‏

‏حتی برادر دیوونه‌ات یا خواهر فلجت‏

‏یا خالهٔ فاحشهٔ کثیفت که‏ ‏سعی کرد کیرم رو گاز بگیره‏

‏حرف حساب. خب، یه اعلامیه دارم‏

‏می‌تونی عضو شی. از الآن طرفدار همجنس‌گراها هستیم‏

‏وای! وای! وای! تا حالا هیچ‌کس‏ ‏دعوتم نکرده بود عضو یه گروه بشم‏

‏اینم تی‌شرت مجانی‌ات‏

‏هورا! تی‌شرت مجانی!‏

‏سوپ چطوره؟‏

‏ـ چی؟‏ ‏ـ سوپ!‏

‏ـ گه؟‏ ‏ـ نه! سوپ!‏

‏می‌دونم!‏

‏می‌گم سوپت مزهٔ گه می‌ده‏

‏آخ! اوه! لعنتی!‏

‏مطمئنی نمی‌خوای عذرخواهی کنی؟‏

‏هرگز! بهترین استفاده رو از این وضعیت می‌کنیم!‏

‏این دیگه از کجا اومد؟‏

‏ـ تو دیگه کی هستی؟‏ ‏ـ مرد، چه خوب که بازین‏

‏این اولین استراحتگاه توی کیلومترهاست‏

‏باید از نوک خروسم یه جیش حسابی بگیرم‏

‏این دیگه چه کوفتیه؟‏

‏هی، مدیر شمایی؟ فکر کنم توالت‌تون رو ترکوندم‏

‏ولی نگران نباش. مردم هنوز دارن استفاده می‌کنن‏

‏بِلَخ!‏

‏ـ این دیگه...‏ ‏ـ گفتی «بهترین استفاده رو بکن»‏

‏بسه! دیگه تحمل ندارم!‏

‏آبیر، شیفتت زودتر شروع می‌شه‏

‏جک‌پات‏

‏به نظرم خیلی خوبه که عذرخواهی‏ ‏می‌کنی. وجه حساس‌ات رو نشون می‌ده‏

‏هی، اینا چه گل‌هایی‌ان؟ بنفشه؟‏

‏نه، دسته‌گل «خفه‌شو»ئه‏

‏هر کاری می‌کنم تا اون بزرگراه‏ ‏رو از پارکم بندازم بیرون‏

‏واو! چه عمارت خفنی!‏

‏چرا ما توی همچین جایی زندگی نمی‌کنیم؟‏

‏آهان، درسته! چون اون خانم فرماندار از تو مردتره‏

‏سلام، فرماندار‏

‏اوه، تویی. زود باش جانسون. برای‏ ‏یه سخنرانی خیلی مهم دیرم شده‏

‏فقط یه ثانیه طول می‌کشه‏

‏فقط می‌خواستم بگم م-م-م-م...‏

‏چه بی‌عرضه‌ای‏

‏م... معذ... اِه!‏

‏متأسفم که از مردونگی من احساس خطر کردی‏

‏و وقتی حقیقت رو گفتم زدی زیر گریه!‏

‏ـ خب‏ ‏ـ این عذرخواهیته؟‏

‏به‌علاوهٔ اینا‏

‏بیشتر شکلات‌ها رو توی راه خورد‏

‏با توجه به کونت، لطف بزرگی بهت کردم‏

‏شوخی کردم. کونت اون‌قدرها هم...‏

‏خب، خیلی گنده‌ست، ولی هنوز با چراغ خاموش می‌کنمت‏

‏دوباره دوستیم؟‏

‏یه قول بهت می‌دم، آقای جانسون‏

‏تا وقتی فرماندار این ایالتم، اون‏ ‏بزرگراه حتی یه سانت هم جابه‌جا نمی‌شه!‏

‏چی؟ نمی‌تونی این کار رو باهام بکنی، جندهٔ کث...‏

‏حالا اگه اجازه بدین‏

‏پس توقفگاه کامیون می‌مونه. باشه‏

‏باید برگردم خونه و چندتا‏ ‏سوراخ دیوار توالت رو وصله کنم‏

‏نه به این زودی! حرفم تموم نشده‏

‏برو کنار خانم! منم یه اعلامیه دارم‏

‏من، وودرو وایلند جانسون، نامزد فرمانداری می‌شم!‏

‏سؤالی هست؟ بله، خانم سیاه‌پوش‏

‏چرا این خبر رو توی مراسم‏ ‏خاکسپاری پسرم اعلام می‌کنین؟‏

‏اوه اوه، فاکس نیوز گفت تروریست‌های همجنس‌گرا‏

‏می‌خوان اسلحه‌هامون رو با سقط‌جنین عوض کنن‏

‏واسه همینه که وودی باید فرماندار بشه‏

‏چک کمک‌تون رو در وجه مالوی بنویسین‏

‏هی بچه‌ها! منم، استیو!‏

‏چند روزه وسط بزرگراه گیر افتادم!‏

‏لطفاً بفرستین...‏

‏خیلی خب، تیم وودی! چقدر پول جمع کردیم؟‏

‏سی هزار دلار‏

‏بوم!‏

‏اوه، ببخشید. منفی سی هزار دلار‏

‏چی؟‏

‏هزینهٔ چاپ، تبلیغات رادیویی‏ ‏و اون دلفین برای مراسم تحلیف‏

‏خرید لحظه‌ای بود، ولی پشیمون نیستم‏

‏وایسا، وایسا‏

‏خیلی پررویی که این رو توی دفتر کمپین من پوشیدی‏

‏این دفتر کمپین تو نیست، وودی‏

‏ایستگاه محیط‌بانیه‏

‏ـ توی جهنم بسوز، یهودی‏ ‏ـ چی؟‏

‏باز هم تی‌شرت مجانی شبه‌نظامی‌هاست، دنزل؟‏

‏نه، از گپ خریدم‏

‏ببین وودی، هیچ شانسی نداری‏

‏فرماندار ملچر بیکاری رو کم کرده،‏

‏بودجه رو متوازن کرده و مدال افتخار کنگره برده‏

‏تو یه نژادپرستِ زن‌ستیز و جنایتکار جنگی‌ای!‏

‏وقتی با این لحن منفی می‌گی، بد به نظر میاد، آره‏

‏ـ اوف!‏ ‏ـ وودی، قضیه اینه‏

‏باید ببری تا من توی عمارت فرماندار زندگی کنم‏

‏رقیبم یه زنه. معلومه که می‌برم‏

‏توی نظرسنجی ۹۹ درصد عقب‌تری!‏

‏باید یه کار افراطی بکنیم‏

‏حق با توئه! باید یه دلفین دیگه بخریم!‏

‏نه! از این زن باج می‌گیریم‏

‏اوه، هوشمندانه‌ست. یه مدرک کثیف‏ ‏پیدا می‌کنیم و تهدیدش می‌کنیم‏

‏نه، گفتم «مرد سیاه»، یعنی تو‏

‏ـ قراره باهاش فیلم سکس بسازی‏ ‏ـ آره، بعد باهاش جق می‌زنیم‏

‏نه، برای مطبوعات می‌فرستیم‏

‏تو به روش خودت، منم روش خودم‏

‏من عاشق سکس و وسایل‏ ‏الکترونیکی‌ام. ولی چند سالشه؟‏

‏ـ نگران نباش. پیره‏ ‏ـ شنیدی، دیک؟‏

‏هیجان‌زده‌ای؟ انگار هستی!‏

‏آآآ!‏

‏آآآآآ!‏

‏نه، نه، نه، نه، نه!‏

‏اوه! لعنتی!‏

‏بودین، نمی‌گم ساکش بزن. فقط توی دهنت نگهش دار‏

‏ـ خوش اومدی، عضو جدید!‏ ‏ـ بچه‌ها، خبر عالی دارم‏

‏یه عضو جدید آوردم! مربی زندگی منه‏

‏ سلام ‏

‏نه، نه، نه! مکزیکی ممنوع!‏

‏ما قطعاً ضد مکزیکی هستیم!‏

‏ولی چیمی‌چانگا آورده!‏

‏ـ خیلی خوشمزه‌ان، بابی‏ ‏ـ باشه، قبوله! می‌تونی عضو شی‏

‏ ممنون، رفیق ‏

‏به مکزیکی یعنی «کریسمس بوریتویی»‏

‏هی، هی، فرماندار سکسی‏

‏اوه، من فرماندار نیستم. اون فرمانداره‏

‏چ-چ-چی؟‏

‏یه خبر بد برات دارم، دیک‏

‏تا کجا می‌ری، رفیق؟‏

‏اون طرف خیابون‏

‏عالیه. می‌رسونمت‏

‏اشکالی نداره یه سر سریع خونهٔ پدر و مادرم بریم؟‏

‏آآآ!‏

‏چه هوای عجیبی داشتیم اخیراً، نه؟‏

‏ـ گفتی کجا می‌ری؟‏ ‏ـ اِ... اون طرف خیابون‏

‏عالیه! سر راه خونهٔ خواهرمه‏

‏فرماندار ملچر پس از انتشار‏

‏فیلم سکس با یک مرد سیاه‌پوست‏ ‏از رقابت کناره‌گیری کرد‏

‏لعنتی، سینه‌هات چقدر سفت و بالاست‏

‏اوه، ممنون‏

‏تعریف نبود!‏

‏ـ دنزل، چطور تونستی؟‏ ‏ـ اوف! آسون نبود‏

More Farsi/persian subtitles for Brickleberry

टिप्पणियाँ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left