Az első 187 sor.
کنجکاوم بدونم
چطور ژانگ یو وی و جیانگ با هم دوست شدن!؟
ما هممون توی یه چیزی مشترکیم
هممون نمیتونیم راهمون رو پیدا کنیم
سال اول دانشگاه، توی یه همچین روز و برنامه فعالیت گروهیی بودیم
هر 3 تامون توی فعالیت جمع کردن چوب برای آتیش شرکت کردیم
توی جنگل گم شدیم
همینطور راه رفتیم، رفتیم و رفتیم، کل شب رو سعی کردیم از جنگل خارج بشیم
اما همینطور بیشتر میرفتیم سمت جنگل، موضوع خنده دارش اینه که
هر کدوممون فکر میکردیم اون یکی راه رو بلده
بعد اینکه کل شب رو راه رفتیم، گشنمون شد
فقط جیانگ یه تیکه نون با خودش آورده بود
ما همش میخواستیم اون تیکه رو بدیم به اون یکی بخورتش برای همین در آخر هیچکدوممون نخوردیمش
ما به یو وی به عنوان دختر نگاه میکردیم
اما اون به ما به عنوان داداشش نگاه میکرد
ما همدیگه رو خوب نمیشناختیم
اما حاضر بودیم جونمون رو برای همدیگه بدیم
شما هم نمیتونید راه ها رو تشخیص بدین و هم همتون خیلی رفتارهای دوستانه ای دارید
به نظر درست میاد
از اون موقع به بعد ما دوست های صمیمی ای با هم شدیم
صمیمی ترین دوست ها، من همیشه
به این فکر کردم که، مردم به همدیگه اعتماد میکنن
چون یه همچین اتفاق کوچیکی مثل این اتفاق براشون پیش میاد
من هر چقدر هم درگیر موضوعی بشم نمیترسم
چون میدونم هر اتفاقی هم بیوفته
بقیه کنارم هستن
کاملا میفهمم
مثل هوان هوان و ژن یو
میدونم هر اتفاقی هم بیوفته، همیشه حمایتم میکنن
فکر کنم اگه ازشون جدا بشم، از بهم زدن رابطه هم برام سخت تر میشه
تو خیلی راحت از این حرف ها میزنی، اصلا تاحالا رابطتت رو به هم زدی!؟
اگه جرات داری امتحان کن
تانگ ژو، بذار ازت یه چیزی رو بپرسم
چرا ازم خوشت میاد!؟- من کور ام-
منظورت چیه!؟- نمیخوام چیزی ببینم-
یو وی، اون- چی شده!؟-
گم شده- گم شده!؟-
نترس- چطور میتونم نترسم!؟-
یو وی نمیتونه مسیرش رو تشخیص بده، خودت هم خوب میدونی، توی این جنگل ممکنه نفهمه که کجاست
اون قویی و مثل داداشمونه
اما بازم یه دختر، دختر
اگه تو ژانگ یو وی رو از دست بدی
پشیمون میشی
باشه، فهمیدم، الان مهم ترین چیز اینه که پیداش کنیم
بیاین جدا بشیم و دنباش بگردیم، من از اون طرف میرم
داداش وی
ژانگ یو وی
وی وی، وی وی
داداش وی
تانگ ژو!؟
تانگ ژو
اون واقعا اسکیت سرعت مسیر کوتاه رو دوست داره
اما مدتیه که تمرین نکرده برای همین الان کارش خوب نیست
اما وی وی، تو خیلی توی این ورزش خوبی
میتونی یه زمان هایی بهش کمک کنی!؟
تا اینجوری بتونه این 1 ماه آزمایشی رو قبول بشه
دستت رو تکون نده
اون تمام مدت تانگ ژو رو دوست داشت
خودم هم مدتی میدونستم
اما چرا هی به خودم دروغ گفتم!؟
چرا تنهایی اومدی اینجا!؟
میخواستم یکم قدم بزنم
تعجب کردم با این پای آسیب دیدت تونستی تا اینجا بیای
همه نگرانتن، من میبرمت
مشکلی نیست، میتونم راه برم- بیا روی کولم، کار بزرگی نیست که-
واقعا خوبم، خودم میتونم راه برم- وی وی-
جیانگ، مگه تو با تانگ ژو نبودی!؟
اون رفت کمپ
من خیلی نگران بودم برای همین اومدم اینجا هم یه نگاه بندازم
خوبی!؟
اون خوبه، چطور میتونه اتفاقی برای داداش وی بیوفته!؟
تو برگرد و به همه و مربی ها بگو همه چی خوبه، منم داداش وی رو میارم
باشه
معذرت میخوام- خوبه که آسیبی ندیدی-
چرا عذرخواهی میکنی؟ بیا، بیا بریم
کاپیتان، خوبی!؟
چی شد!؟
رفتم یکم قدم بزنم و فکر کنم
معذرت میخوام که همه رو نگران کردم
اشکالی نداره، همین که آسیبی ندیدی خودش خوبه
چون پیدات نکردیم
جیانگ میخواست منو بزنه
اون عادت داره همه چی رو بزرگ کنه
معذرت میخوام
اشکالی نداره- معذرت میخوام-
تا وقتی که حالت خوب باشه، خوبه
داره دیر میشه
همگی برید یکم استراحت کنید
یو بینگ، با کسی قرار میذاری!؟
ازت سوال پرسیدم، با کسی قرار میذاری یا نه!؟
من میرم، خداحافظ- خداحافظ-
من میرم بیرون- خداحافظ-
جدیدا چیکار میکنی!؟ میخوای بریم کباب بخوریم!؟
اون موبایل کیه!؟
آبنبات کوچولو
مال بینگ بینگِ!؟
موبایل لی یو بینگِ
آبنبات کوچولو؟ چه اسم مستعار قشنگی
بینگ بینگ! یکی به اسم آبنبات کوچولو داره بهت زنگ میزنه
کدوم یکی از دختر هاست!؟
برای خودتون داستان درست نکنید، شیرینی فروشیه
تولد مامانم، منم براش کیک سفارش دادم
تولد خاله مبارک- تولدش مبارک-
منم باید کیک سفارش بدم
آبنبات کوچولو
خوابگاه دختران
تو اینجا چیکار میکنی!؟
میخوام ببرمت چک آپ- چه چک آپی!؟-
پام خوبه، همش یه آسیب دیدگیه ساده بود
هنوز درد میکنه!؟- نه، واقعا درد نمیکنه-
ژانگ یو وی، پای تو پای یه بازیکن اسکیت سرعت مسیر کوتاه ست
تو نباید نسبت بهش بیخیال باشی، واقعا مشکلی نیست
نگاه
الان باور کردی، نه!؟ باشه کافیه بیا بریم
بیا بریم ورزشگاه، دیرمون میشه
همین که کنارت راه میرم
حس خوبی دارم
وی وی، میخوام یه چیزی ازت بپرسم
بپرس
تو از کسی خوشت میاد!؟
از کی باید خوشم بیاد!؟
لی یو بینگ
اگه دوستش داری، بهش بگو
من حمایتت میکنم
همه چی که با حمایت درست نمیشه
من و اون توی یه اتاقیم، اگه برای کاری بهم احتیاج داشتی، فقط کافیه بهم بگی
جیانگ
اون الان از یکی خوشش میاد
پس براش بجنگ
برام سخته که هر روز تو رو اینجوری ببینم
اگه
اگه تو کسی رو دوست داشتی
و میدونستی که اون یکی دیگه رو دوست داره
بازم براش میجنگیدی!؟
مثل بردن بلیط لاتاریه
وقتی شماره اول رو میبینی
میفهمی که نبردی
دیگه چه نیازیه بقیه شماره ها رو بخونی!؟
پس میخوای اینجوری بیخیال همه چی بشی!؟
من نمیخوام به عنوان دوستم هم از دستش بدم
الان حداقل میتونم هر روز ببینمش
و اونم راحت میتونه باهام حرف بزنه
ما هنوز میتونم با هم خوش بگذرونیم و همدیگه رو تشویق کنیم
فکر میکنم اینطوری خیلی عالیه
با اینکه دوست پسرم نیست
حداقل دوستم هست
پس میگی...اگه بهش حقیقت رو بگی دیگه نمیتونید دوست بمونید!؟
تو چی فکر میکنی!؟ پس نباید به لی یو بینگ بگی
شما دوست های خوب منید، نمیخوام دوستیمون تمام بشه
شنیدی!؟
مشکلی نیست
خداحافظ
وی وی، اگه من بهت بگم دوست دارم
دیگه نمیتونیم با هم دوست بمونیم!؟
چیکار میکنی!؟ بیا بریم
باشه
بچه ها، فکر کنم موضوع مصاحبه این ماهمون
باید یکی از دانشجوهای همین جا باشه که کار بزرگی کرده
پیشنهادی دارید!؟
خدای یخ، لی یو بینگ
کل خبرهای دانشگاه مال اونه بیاین یکی دیگه رو انتخاب کنیم
قهرمان اسکیت نمایشی، یو یان
اون شخصیت جدیدیه
ما از وقتی اومده توی دانشگاه فقط یک بار باهاش مصاحبه کردیم
اما فکر کنم الان یو یان خارج از کشو داره آموزش میبینه
اون به زودی قرار توی مسابقات بین المللی شرکت کنه
شانس اول شدنش هم بالاست
اما یادمه که یو یان هیچ وقت دوست نداشته وضعیت زندگیش رو بقیه بفهمن
به جز اون مسابقه خوانندگی، اون توی هیچ برنامه دیگه ای حاضر نشده
مدیر من یو یان رو راضی میکنم
من دختر خاله تانگ ژو ام، برای مصاحبه به کمکت احتیاج دارم
و این برنامه این ماه تیم های ماست
تو اگه نیاز بود میتونی تغییر های مشخصی برای تیم های خاص آماده کنی
خسته نباشید
من یه چیز دیگه هم میخوام بگم، فقط یک دقیقه وقتتون رو میگیره
اتاق وسایلمون دو تا از وسایل هاش رو از دست داده
قطعا آدم های بیرونی راجب این وسایل چیزی نمیدونن
من کلی بهش فکر کردم و حدس زدم که باید کار یکی از خودی ها باشه
برای همین گفتم یه گروه گشت آماده کنم
تا ببینم اون آدم از اعضای خودمون هست یا نه
دزد!؟ به پلیس اطلاع دادی!؟
بیاین اول خودمون سعی کنیم مشکل رو حل کنیم تا مشکل های دیگه درست نشه
الو!؟ آبنباتم!؟ تمرینت تمام شد!؟
همین الان تمام شد
خسته ای!؟- نه، خوبم-
دلم برات تنگ شده
منم دلم برات تنگ شده
No comments yet. Be the first to leave one.