The Originals

The Originals

Farsi Persian felirat letöltése

1. évad

Kiadási információk

The Originals S01E03 Tangled Up In Blue 480p 720p HDTV Free Offline
The Originals S01E03 Tangled Up In Blue LOL Version-Free Offline
The Originals S01E03 Tangled Up In Blue mSD 480p HDTV x264 Free Offline
Kommentár S@eideH
©►¦¦ ترجمه از نوشین و ســعیده ¦¦◄© | Forum.Free-Offline.Org

Címkék

HDTV
hdtv
720p
720
480p
480
HD
x264
Közzétéve: 2013-10-16
Letöltések: 46
Hallássérülteknek: Yes

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

...من و برادرانم اولین خون آشام ها هستیم

.در کلّ تاریخ .اصیل ها

.300سال پیش ما در ساختن "نیواورلانز" کمک کردیم

.حالا که ما برگشتیم دیدیم که شهر در حال جنگه

...خون آشام "مارسل" ارتشی رو در مقابل گروهی از

.جادوگران درمانده هدایت می کنه

،برادرم "کلاوس" با هر دو طرف مقابله می کنه

،در حالی که تشنه ی قدرته

.و می خواد از گرگینه ای که بچّه شو توی شکم داره حفاظت کنه

.امّا مارسل یک برتری داره

...اون به کمک یک اسلحه ی سرّی

.برادر ما "الایژا" رو به اسارت گرفته

...حالا برای آزاد کردن برادری که بهش عشق می ورزم

چاره ای جز این ندارم که برم طرف .برادری که نمی تونم بهش اعتماد کنم

.آگوست 1359

...من تغییری رو در خواهر و برادرانم

.مشاهده کردم

پیمان ما تحت تأثیر فشاراتی که در زندگی ... به عنوان یک خون آشام هست

.داره سست میشه

...آن ها هر روز از انسانیتی که زمانی داشتند

.دور و دورتر می شن

..."خواهر عزیزم "ربکا

.کاملاً با بی قیدی به سمت وحشیگری کشیده شده

.امّا مشکل اصلی همچنان برادرم نیکلاوس ـه

.اون داره سعی می کنه با خشونت تنهایی خودش رو مخفی کنه

...همچنان، من به این امید پایبندم که به عنوان برادر بزرگ آن ها

.بتونم به سمت مسیر درست هدایتشون کنم

.راهی که از اتّحاد فامیلی نیرو می گیره

...چنان چه من شکست بخورم

.میراث خانوادگی ما در تاریکی گم میشه

...من باورم نمیشه تو ترتیب اون خون آشاما رو

.بدون من دادی

.تو که می دونستی من چقدر از آتیش زدن خوشم میاد

...باید توی حیاط جلویی

ولشون می کردم تا بپوسن؟

.علاوه بر اون، اونا مسئولیت من بودن

...اونا به دختر حامله ی بی دفاعی

.که بچّه ی منو داره، حمله کردن

...اوه، من به شدّت تحت تأثیرِ

...این احساس مسئولیت تازه شکوفا شده ـت

...در مقابل گرگینه ای که توله ی دورگه ـتو توی اجاقش

.حمل می کنه، قرار گرفتم

.این گرگینه می خواد بدونه که نقشه چیه

.خب، تا منظورت از نقشه کدومش باشه، عشقم

...نقشه ی من برای حکومت جهانی

.یا نقشه ی ربکا برای پیدا کردن عشق توی این دنیای بی رحم خشن

...نقشه واسه نجات الایژا

،می دونی، همون برادر خوبه

...همونی که الان تو مالکیتِ

دشمن مرگبارته ...البتّه چون تو از پشت بهش

.خنجر زدی

.البتّه اگه بخوای دقیقشو بگی از جلو بهش خنجر زدم

.شما دو تا گفتین که اونو پس می گیرین

پس حالا نقشه ای در کار هست یا نه؟

.باشه

...خب، اول از همه این که مارسل دشمن مرگبار من نیست

،اون دوست منه ...اگر چه دوسته که نمی دونه

...که من دارم سعی می کنم توی فرمانروایی اون

...به جامعه ی موجودات ماوراءالطبیعه یِ

.محلّه ی فرانسوی ها، کارشکنی کنم .امّا به هر حال دوستمه دیگه

...و دوّماً من به الایژا خنجر زدم

.واسه این که اعتماد مارسل رو جلب کنم

...اگر من می دونستم که اون قراره برادر منو

...بده دست یه جادوگر نوجوون کریه

...مسلّماً در انتخاب کردن گزینه هام

.بیشتر دقّت می کردم .و سوّماً ـش رو خواهرم بگو لطفاً

...و سوّماً نقشه ای که شما طلب کردین

...اینه که نیکلاوس به سادگی از مارسل بخواد که

.الایژا رو برگردونه

این که کلّ نقشه نیست، هست؟

.اوه، خواهش می کنم

...کلاوس ممکنه به عنوان یه برادر کاملاً

،از مرحله پرت باشه ...امّا از اون اهریمنی تر

.دیگه وجود نداره

.امّا این فقط نقشه ی اولیه ی ماست، عشقم

.همیشه یه نقشه ی جایگزینم هست

و اون نقشه ی جایگزین چیه؟

.جنگ

"من از خونه خیلی دورم"

"با فشارایی که همه روی دوش خودمه"

"چقدر از خونه دورم"

"امّا خیلی زود برمی گردم"

"آره"

.لعنتی، چقدر توی کت و شلوار خوش قیافه میشم

...جاشوا روزن" 18 ساله"

...اخیراً وارد نیواورلانز شده به عنوان عضوی از

...دوست من و نوچه هاش قراره بیان شهادت بدن

...که اون دو تا رو دیدن

."که از مستی افتادن توی "می سی سی پی

.حالا می خوان تا هفته ها رودخونه رو بگردن

.هیچ کس نمیاد اینجاها سرک بکشه

...و این خوبه با در نظر گرفتن این که

...یکیشون الان توی سطل زباله ی بقل قبرستون مُرده

.و اون یکی هم الان خون آشام شده

چیز دیگه ای هم هست؟- !آخ-

.اجازه بده، عزیزم

.یه چیز دیگه

...من 4 تا شبگرد فرستادم که وجود گرگینه ها رو

.توی محلّه بررسی کنن

.از اون موقع ازشون خبری نشده

...با این میشه 10 تا شبگرد مُرده

.توی هفته ی گذشته

...فکر می کنی گرگینه ها برگشتن به شهر

و دارن تلاش می کنن آشوب به پا کنن؟

...ببین. من می دونم که تو و کلاوس با هم دوستین

...امّا حقیقت اینه که از وقتی سر و کلّه ی اصیل ها پیدا شده

."اوه، بیخیال، "تیری

...تو که هنوز بابت اون گاز کوچولو ی زهرآلود گرگینه ای

که گرفتمت ناراحت نیستی که؟ هستی؟

.فکر می کردم دیگه گذشته ها گذشته

.می بینم که مفت و مسلّم افسارتم دادی دستش که

...بله، خب با توجّه به این که من و خانواده ـم

...اینجا زندگی کردیم، اینجا رو ساختیم

.خیلی خب .بس کنین دیگه

.شماها هر دو درستونو بلدین

.تیری از افراد منه توی حلقه ی درونی

.کلاوس دوست و ارباب قدیمی منه

.همچنین اون اینجا مهمون ماست

صلح. باشه؟ .خیلی خب

چی می خوای داداش؟

...عذر می خوام امّا خواهرم ربکا تأکید داره که

.من برگردوندن الایژا رو درخواست کنم

.اون خیلی روی این موضوع تعصّب داره

.که اینطور

ما که قرار نیست بذاریم 3 تا اصیل راست راست توی شهر راه برن؟

.نصف افراد ما فکر می کنن که خواهره شبگردا رو کشته

این یه اتّهامه؟ اونم به یه اصیل؟

من مگه نگفتم صلح داشته باشین؟

.یالّا

.با من بیا

.این آقای حلقه ی درونی تو اصلاً شوخی سرش نمیشه

،اون یکم زیادی محافظه کاره

.امّا بسیار وفاداره

،من توی دهه ی 40 جونشو نجات دادم

...داشت از جراحتی که توی جنگ پیدا کرده بود

.بیرون بیمارستان ارتش می مُرد

.اون حاضره به خاطر من کشته بشه یا بمیره

...تازه، اون پسر یه جوری ترومپت می زنه

.که اصلاً باورت نمیشه

...ببینم امشب یکم توی مهمونی

.می تونه بزنه

میای که، نه؟

...چطور میشه شانسمو برای دیدن مسئول شورای شهر در حالی که

داره بخشش عظیم تو رو قبول می کنه، از دست بدم؟

...اون یه ابلهه امّا میذاره

...کارامونو در ازای

،یه سری خدمات شهری انجام بدیم

.مثلاً این که سگامونو دور از جاهای عمومی نگه داریم

...ببین، در مورد برادرت

،من خیلی دوست دارم کمکت کنم

.امّا حق با تیری ـه

.افراد من لبه ی مرزن

...اونا می بینن که خانواده ی اصیل ها برگشته

.خون آشاما کشته میشن، این اونا رو عصبی می کنه

،اگر من الان الایژا رو تحویل بدم

...ممکنه باعث بشه تصور غلطی ایجاد شه

.از این که کی واقعاً الان زمام امورو به دست داره

می دونی منظورم چیه؟

.حتماً درک می کنی که مجبور بودم بپرسم

...هی، کلاوس، تو رو جون عزیزت

آخه پرسیدن یه سؤال ساده مگه چه قدر طول می کشه؟

...بیشتر از اون چه که تو فکر می کنی

.با در نظر گرفتن این که جوابش همون طور که پیش بینی می کردیم، نه، بود

.اون آدم مارسل، تیری، مشکوک شده

.اون فکر می کنه تو 10 تا از شبگردا رو کشتی

.خب، این که دروغه .من فقط 8 تا کشتم

می خوای نهمیش تیری باشه؟

،مارسل داره دوستانه بازی می کنه

،ما نمی تونیم بچّه ی مورد علاقه شو بکشیم

.چون از کوره در میره میاد سراغمون

.پس چاره ای جز جنگ نیست- .البتّه-

می دونی باید با اون جادوگره چیکار کنی؟

.فکر کنم بدونم- .خوبه-

تو "سوفی دورو" رو کنترل کن

.منم ترتیب مرحله ی بعدی رو میدم

من به تو دستور دادم که خونشو تخلیه کنی

چرا این قدر طول کشیده؟

.ببخشید. من که متخصّص شکنجه ی قرون وسطی نیستم

حالا مگه باهات چیکار کرده؟

.به خاطر کاری که کرده نیست

.به خاطر کاریه که می خواد بکنه

،بعد از این که کارمون تموم شد ،هر کاری ازش بخوام می کنه

.درست مثل تو

.مثلاً اینو فرو کن توی شکمـش

.این مسخره ست

.من نمی خواستم این کارو بکنم امّا کردم

.به این میگن اجبار ذهنی

،خون آشاما می تونن به آدما نفوذ ذهنی کنن

...اصیل ها مثل من و خواهر و برادرم

،می تونن به خون آشاما هم نفوذ ذهنی کنن

.و هیچ کس نمی تونه به اصیل ها نفوذ ذهنی کنه

متوجّه شدی؟ .خوبه

...اینجوریه که یه شبگرد تازه کاری مثل تو

...اینجا داره فرمایشات منو بی چون و چرا

.اجرا می کنه

.امّا من که هیچ وقت دل و روده ـم تخلیه نشده

...آهان، اون قضیه، جاشوآی جوون، به خاطر اینه که من

...قبل از این که قطره ای شاهپسند گیاهی وارد سیستم بدنت بشه

.بهت دسترسی پیدا کردم

.چون می دونی، اون مانع نفوذ ذهنی میشه

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left