Only Murders in the Building

Only Murders in the Building

Farsi Persian felirat letöltése

2. évad

Kiadási információk

Only Murders in the Building S02E08 WEBRip x264-ION10
Only Murders in the Building S02E08 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Only Murders in the Building S02E08 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Only Murders in the Building S02E08 1080p WEB HVC x265-RMTeam
Only Murders in the Building S02E08 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Only Murders in the Building S02E08 1080p HEVC x265-MeGusta
Only Murders in the Building S02E08 1080p WEB H264-CAKES
Only Murders in the Building S02E08 2160p WEB H265-GGEZ
Only Murders in the Building S02E08 720p WEB H264-CAKES
Only Murders in the Building S02E08 XviD-AFG
Kommentár Hossein_Hidden
█⫸ حـسـیـن هـیـدن | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦

Címkék

web
720p
720
x265
HEVC
webrip
BRip
2CH
1080
x264
Közzétéve: 2022-08-09
Letöltések: 70
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

‫این منـم؟

‫من به یکی چاقو زدم؟

‫اون یارویی که توی مترو بود، ‫همون مرد اکلیلی بود؟

‫اون کیفـم رو برده. ‫این مال همونـه؟

‫همین حالا باید برم به جزیره کنی.

‫جواب آزمایش دی‌ان‌ای که برای ‫پروژه مدرسۀ هنری گرفته بودیم اومد.

‫نگران این باشم که پسرم، پسرم نباشه؟ ‫نه اصلاً.

‫می‌دونی، راستش اومدم به اینجا ‫چون نگرانـتم.

‫- لازم نیست نگران من باشی. ‫- چرا هست.

‫یه چیزای عجیبی داره توی ‫این ساختمان اتفاق می‌افته، چارلز.

‫به اطلاعاتی که بگه این یارو کیـه نیاز دارم.

‫یه چیزی که یه تکونی به حافظه‌ام بده.

‫وقتی مرد اکلیلی رو پیدا کردم...

‫این همراهش بود.

‫سلام. ‫کجایی؟

‫لوسی! ‫خودت کجایی؟

‫- توی خونۀ توام. ‫- ببین باید...

‫اومدم تو رو ببینم.

‫- لوسی! ‫- اوه، این یکی رو می‌شناسم.

‫با یه قطعی کامل برق طرفیم، بچه‌ها.

‫جنایت توی نیویورک خیلی سریع .و وحشیانه اتفاق می‌افته

‫هر روز یه تیتر جدید مهیج میاد بیرون.

‫"جسد وارث در کلکسیون شخصیِ عروسک‌هایش پیدا شد."

‫"مردی توسط حیوان خانگی‌‌ همسر سابقش ‫که یک پلنگ است، در آپارتمانش دریده شد."

‫بعد از مدتی، همه‌شون کم کم .فراموش میشن

‫اما گاهی هم...

‫یک قاتل برجسته میشه

‫و اثر خودش رو توی تاریخ می‌زاره.

‫پنج‌تا قسمت همینطوری چرت و پرت گفتن.

‫با این روند پلیس‌ها زودتر از اونا ‫پرونده رو حل می‌کنن.

‫کاش شماها نظریۀ قاتل خیابون ششـم .من رو جدی می‌گرفتید

‫مارو، ما یک قسمت کامل از پادکست طرفداران رو بهت دادیم

‫تا اون پروندۀ "قاتل سریال بانی رو کشته" رو ارائه کنی.

‫نگرفت. هیچکس باورش نمی‌کنه. ‫بیخیالـش شو.

‫اون واقعیـه.

‫- و آزاده. ‫- ببین...

‫نمی‌دونم کامل آماده این باشم

‫که بیخیال "فقط و فقط قتل‌های..." بشم یا نه، ‫اما این مدت چندتا پادکست دیگه هم گوش کردم

‫قسمت اول اون پادکست "اختلاس سیاسی" رو شنیدید؟

‫پول رو بردار و فلنگ رو ببند. ‫بدک نبود.

اگه سر و کله یه جسد هم توش پیدا بشه .که دیگه غوغا می‌کنه

‫اختلاس؟

چطور دارید به عوض کردن پادکستی که بهش وفاداریم فکر می‌کنید؟

‫اونـم وقتی بچه‌ها هنوز وسط فصل دوم هستن؟

‫واقع بین باش، مارو. ‫دیگه درجا زدن.

‫اگه زیادی بهشون وفادار باشیم

‫ما رو هم با خودشون می‌کشن پایین.

‫هی! ‫سلام!

‫آخه ببینـشون. ‫هان؟

‫شما شاید طرفداران نیمـه راه باشید،

‫اما من تا آخرین قطره خونم ‫همراه این پادکست می‌مونم.

‫این آواخر چش شده؟

‫وقتی داشت به اون چنگال نگاه می‌کرد، ‫ریده بودم به خودم.

‫قاتل خیابان ششـم اوایل هزارۀ جدید .سر تیتر روزنامه‌ها شد

‫اون سال‌ها به قتل‌هاش ادامه داد، ‫همیشه قربانیان خودش رو...

‫از بین کسانی که توی خیابان ششـم ‫زندگی می‌کنن انتخاب می‌کرد.

‫یا نزدیک به خیابان ششـم.

‫چندباری هم هفتـم و هشتـم.

‫توی خیابون‌های برادوی و آمستردام.

‫درواقع کل نیویورک محل شکارش بود.

‫هیچکس توی هیچ خیابونی جاش امن نبود.

‫بجز اونایی که توی خیابون سوم زندگی می‌کنن. ‫به نظر می‌اومد اونا مشکلی ندارن.

‫و اون هیچ وقت گیر نیوفتاد.

‫- لوسی! کجایی؟ ‫- تنها چیزی که می‌دونیم اینـه که...

‫دوباره برگشتـه.

‫با یه قطعی کامل برق طرفیم، بچه‌ها.

‫باید بریم دنبال لوسی. ‫اون تک و تنها توی واحد منـه.

‫- اگه قاتل دنبالشـه... ‫- وایسا...

‫لوسی؟

‫دختر نیمه ناتنیـت؟

‫الان نه مارو. ‫توی یه حالت بحرانی هستیم.

‫برق کل شهر رفتـه؟

‫احتمالاً برق حوزۀ شرقی رفتـه.

‫شاید فقط فیوز آشپزخونه پریده.

‫من سفارش یکم پیچیده بود.

‫پیام از طرف شرکت برق:

‫برق کل شهر رفتـه!

‫می‌بینی؟ بعضی وقتا یه چیزایی ‫حالیمـه.

‫آنتن ندارم. ‫کسی آنتن داره؟

‫من آنتن دارم. ‫همین الان یه ایمیل گرفتم.

‫اوه خدای من. ‫جواب آزمایش دی‌ان‌ایـه.

‫بزن روش تا جوابی که این همه منتظرش بودی رو بگیری.

‫می‌زنم روش. می‌زنم روش. ‫باز نمیشـه. خدا لعنتـش کنـه!

‫دکل‌های مخابراطی مختل شدن.

‫همه دارن در آن واحد تلاش می‌کنن ‫که با همدیگه ارتباط برقرار کنن.

‫من از قطعـی برق متنفرم.

‫یه نخ باریک تمدن و بلبشو رو از هم جدا کرده،

‫و اون نخ، برقـه.

‫باید بریم به آرکونیا تا قبل از قاتل

‫- لوسی رو پیدا کنیم. ‫- من می‌تونم...

‫میشه نظریـۀ قاتل خیابون ششـمم رو ‫بهتون توضیح بدم؟

‫- می‌دونم دیگه گیر افتادید و... ‫- وقت نداریم مارو.

‫آره و ما گیر نکردیم، خیلی خب؟

‫- همونطور که می‌بینی، داریم می‌ترکونیم. ‫- آقای پاتنام، صبر کنید!

‫یخچال کار نمی‌کنـه. ‫این سس‌ها خراب میشن.

‫مجانیـه، خواهش می‌کنم. ‫بهمـون لطف می‌کنید.

‫اولیور، بیا بریم.

میشه برام بزارید توی نایلون؟

‫شاید یه نایلون بزرگ؟

‫مترجم: حـسـیـن هـیـدن ‫تلگرام: Hossein_hidd@

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫قـسـمـت هـشـتـم - فـصـل دوم ‫سـلـام تـاریـکـی

‫روش کار قاتل خیابان ششم ساده بود.

‫زن‌های سن‌ بالا رو انتخاب می‌کرد.

‫اما زن‌های جوان هم ممکن بود اهدافـش باشن.

‫همینطور مرد‌ها از هر سنـی.

‫به روزش بستگی داشت.

‫بدجوری شهر رو به وحشت انداخته بود،

‫و هیچ وقت هم گیر نیوفتاد.

‫تنها نکتۀ مثبت یه قاتل زنجیره‌ای آزاد

‫اینـه که یک شهر از هم جدا شده رو، ‫دوباره کنار هم قرار میده.

‫همه همزمان توی آپارتمان‌هاشون جمع میشن،

‫همه هم از یه روانی وحشت دارن.

‫هیچی اندازۀ یه بحران نمی‌تونه ‫ساکنین نیویورک رو کنار هم جمع کنـه.

‫نگهبانی. خودمون می‌دونیم برق قطعـه. ‫چطور می‌تونم کمکـتون کنم؟

‫آسانسور کار نمی‌کنـه؟

‫چطوری باید این خرت و پرت‌ها رو ‫ببرم به آپارتمانـم؟

‫راه پله‌ها اون طرف هستن، فرانک.

‫من توی طبقۀ هشتـم زندگی می‌کنم.

‫وقتی توی براکستون زندگی می‌کردم، ‫اونا موتور برق داشتن.

‫هی، هی، هی! ‫همگی ببندن!

‫خودتون که می‌دونید چطوریـه.

‫پنج دقیقه‌ای تموم میشه. ‫یا پنج روزه.

‫پس آروم باشید

‫و بیایید بنوشیم.

‫هم شفا بخشـه، هم مغذی...

‫و یکمی هم الکل داره.

‫اولی رایگانـه. ‫بعدش...

‫فقط پول نقد.

‫نگهبانی.

‫خودمون می‌دونیم برق قطعـه. ‫چطوری می‌تونم کمکـون کنم؟

‫لستر، نینا هستم. ‫یه بسته برام اومده؟

‫بله خانم لین. ‫همین الان جلومـه.

‫میشه لطفاً برام بیاریش بالا؟

‫اما آسانسور‌ها کار نمی‌کنن.

‫و؟

‫و شما طبقۀ چهاردهم زندگی می‌کنید.

‫می‌دونی، ازم درخواست شده که ‫هزینه‌های ساختمان رو کاهش بدم.

‫اخراج کردن یه پیرمرد که دری رو که...

‫خودش اتوماتیک باز میشه رو باز نگه می‌داره ‫می‌تونه شروع خوبی باشه.

‫اگه یه پهباد به جات گذاشته بودیم می‌تونست ‫اون بسته رو پنج دقیقه‌ای به دستم برسونـه.

‫تا... ‫یکم بیشتر از پنج دقیقه دیگه میام بالا.

‫می‌بینید؟ ‫هرج و مرج شروع شده.

‫تا 15 دقیقه دیگه سر روی نیزه کردن ‫و آدم‌خواری هم شروع میشـه.

‫من ازتون مراقبت می‌کنم.

‫کجا می‌رید؟ ‫آسانسور‌ها اون طرفی هستن.

‫برق نباشـه آسانسور‌ها هم کار نمی‌کنن، عزیزم.

‫- اوه، نه. قطعاً نه. ‫- هی!

‫بیا پیاده‌روی رو شروع کنیم.

‫اونجاست. اونجاست. نگاه نکن، ‫نگاه نکن، نگاه نکن.

‫همونـی که بارونی برند گرینگراس پوشیده.

‫اوه آره. آره، این اطراف دیدمـش. ‫خوشتیپـه.

‫خوب چیزی نیست؟

‫درستـه برق ها قطع شدن، ‫اما اون همچنان می‌درخشه.

‫برو ازش بخواه برید بیرون.

‫داری چی میگی؟

‫توی طبقۀ خودت زندگی می‌کنه.

‫برو در آپارتمانـش رو بزن، ‫شق و رق وایسا،

‫پاهات رو به اندازه عرض شونه باز کن

‫که نشون بده اعتماد به نفس داری، ‫و ازش بخواه برید بیرون.

‫با مفهوم سر تر بودن آشنایی داری، درسته؟

‫و به یکی نخوردن؟

‫به بهونـه قرض گرفتن باطری ‫برای چراغ قوه‌ات برو جلو.

‫خیلی بی کلاسـیه.

‫آخه مگه چی میشـه؟

‫ممکنـه بزنم زیر گریه. ممکنـه بالا بیارم. ‫ممکنـه یهویی آتیش بگیرم.

‫ممکنه هم هست فردا بمیری، ‫بدون اینکـه سر قرار عاشقانه‌ای رفته باشی.

‫اگه هیچ وقت خطر نکنی، ‫هوارد زندگیـت...

‫همیشـه همین شکلی می‌مونه.

‫من با زندگیـم مشکلی ندارم.

‫یه آپارتمان دارم. ‫توی یه گروه کر یودل هستم.

‫من مسئول گسترش کتاب‌های...

‫کتابخانه عمومی مرکزی متهتن هستم.

‫تازه سولین رو هم دارم.

‫شاید زندگی چیزی بیشتر از گربه‌ها باشه.

‫بهش نمیگم این رو گفتی.

‫ممنون دکتر.

‫خیلی خب، دیگه‌ نمی‌تونم ادامه بدم. ‫- تازه طبقۀ چهارم هستیم.

‫اصلاً من چرا باید به سمت چیزی برم؟

‫به محض این که برق‌ها بیان، ‫جواب آزمایشـم معلوم میشه

‫و هویتـم از بین میره.

‫دیگه "بابای دوست داشتنـی ویل" نخواهم بود. ‫من فقط میشم...

‫عشق سسی که زنش توسط ‫پادشاه سس‌ها گاییده شده.

‫چه ربطی به بحران هویت تو داره.

‫داریم میریم پیش لوسی. ‫اون بهـمون احتیاج داره.

‫- به همه‌مون. ‫- زانوم هم داغون شده.

‫تازه عملشون کردم.

‫خیلی حساس هستن.

‫اونا مثل آلفا رومئو می‌مونن، ‫نه موتور چهارچرخ.

‫نمی‌تونم این مدل آفرود‌ها رو تحمل کنم.

‫منم اینا رو سال 2006 عمل کردم و حالا ببین. ‫هنوز هم کار می‌کنن.

‫اوه جداً؟ ‫کی تو رو عمل کرده؟

‫دکتر ارسلانیان توی تقاطع 85 خیابون لکس.

‫الکی نگو! ‫زانوی من رو هم ارسلانیان عمل کرد!

‫توی زانو توی منهتن کارش از همه بهتره، درستـه؟

‫بی شک!

‫ولی بجاش منشیـش خیلی کثافت بود.

‫از شریل که اصلاً نگم برات.

‫آهای؟ ‫قاتلِ آزاد؟

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left