Az első 200 sor.
بعد از میانبرنامه، با دیوید کرن مصاحبه میکنیم،
کسی که به بلندترین کوه دنیا، اورست صعود کرده،
ولی اون همجنسگراست.
منظورم اینه، اون همجنسگراست. ببخشید، نابیناست.
نوجوانای بیشتری دارن "فاک"... در واقع، خوششانسی میارن.
یه راه برای تقلید صدای بوقلمون با این دستگاهه
که اجازه میده هوا بلرزه.
باید امتحانش کنی.
حتماً. بزن، میخوام ببینم.
نه، نه.
این اصلاً خوب نبود. آره.
روز یادبود قشنگیه.
اینجا مردم دارن آفتاب میگیرن.
مردم دارن توپ پاسکاری میکنن.
و واقعاً میخوایم بهتون توصیه کنیم که
سعی کنین روز یادبود بیخطری داشته باشین.
من یه پرندهام، عوضی!
باشه بابا. لعنتی!
خب، مطمئنم که لازمش داشتی، اَنی.
وقتی بچه بودی زیاد کتک میخوردی؟
اِم... بچگیهام، نه. من... صبر کن.
یه دقیقه صبر کن.
شرکت انرژی سوسنکو داره پیشنهادی برای "جک آف"... اعلام میکنه.
"جک آپ". ببخشید.
نظرتون دربارهی نتایج جریان دادگاه چیه؟
من نظری ندارم.
فکر میکنید پروندتون چه تأثیری گرفته...
واقعاً چه اتفاقی افتاد اون پنجشنبه اینجا تو دبیرستان مرکزی
که منجر به (اتفاقی برای) تیم جانسون شد...
اون دیگه چی بود؟
لعنتی.
خدایا، دارم تو این شهر کثافتِ دهاتیِ داغون میمیرم.
دارن از تپه میان پایین.
به نظر میاد روبن پیشتازه، و داره الان میاد...
هجوم فنچهای قهوهای کانادایی، که یه پرنده کوچیکه...
فکر کنم باید حدس میزدم که این اتفاق میفته، ها؟
حالا میریم سراغ مگان مایلز. مگان؟
هی، جو، من اینجا در ASPCA هستم، که روی...
ای وای. فکر کنم واقعاً اونجا آسیب دیده. اوه.
فکر کنم همینطوره. مگان، حالت خوبه؟
مگان، خوبی؟
یه پزشک رو میفرستیم پیشش. آره.
خیلی ممنون که با من اومدی.
تو رفیقمی. تیم.
آره. تیم.
وای خدای من. اونا که قضیه گربه رو پیش نمیکشن، نه؟
اون مال صد سال پیش بود. دیگه کسی اون چیزای یوتیوب رو نگاه نمیکنه.
آره بابا. آروم باش، مگان.
آروم باش.
اوه. شبکهست.
یه پله بالاتر از کار محلیه، ولی تو آمادهای.
اوه، من آمادهام.
فقط خودت باش.
نه، من دقیقاً همونی میشم که اونا میخوان.
"مجری خبر."
هم اسمه و هم فعله.
یه پشتیبان قابل اعتماد یا اصلی، ولی در عمل،
یعنی محکم نگه داشتن.
هوم.
باور دارم که میتونم این کارو برای بینندگانتون بکنم،
مرکز باشم،
و اونا رو نگه دارم،
ثابت.
بیشتر از خودتون برامون بگید.
خب، من تو تگزاس بزرگ شدم.
روزنامهنگاری رو تو دانشگاه تگزاس خوندم.
عاشق کتاب خوندنم. خیلی زیاد کتاب میخونم.
بیشتر داستانهای تاریخی.
"عزیز" تونی موریسون رو خوندید؟
البته.
جواب خوبیه.
الگوهای من شامل پدر و مادرم میشن، که میدونم کلیشهایه،
ولی اونا 35 ساله که ازدواج کردن،
و من هم تازگی نامزد کردم.
خوشمون اومد.
تا دو هفته دیگه تصمیم میگیریم. هیچ
چیز سیاهی تو گذشتهتون نیست که باید بدونیم؟
رازی؟
هیچ استخونی از هر نوعی؟
من دختر خوبیم.
صبح بخیر، مگان مایلز. خوب باشی.
روز خوش. روز خوش.
هی، چاک راجرز، عالی به نظر میای.
پنج دقیقه تا پخش، بچهها.
هی. هی.
خب، من همین الان با منبعم داخل شبکه صحبت کردم.
چی شد؟
کار به تو و وندی چانگ رسیده.
تصمیم امروز اعلام میشه. نگران نباش.
نگران نباشم؟ نباید بهم میگفتی.
نفس بکش.
وای. وای، صبر کن، صبر کن.
مگان مایلز هستم.
مگان، تو فاحشه کثیف.
رُزی، بس کن. الان میرم روی آنتن.
باشه، خوبه. ولی اینو بدون که امشب میریم بیرون جشن بگیریم.
عزیزم، من هنوز کارو نگرفتم.
مهم نیست.
نمیدونم.
هفته خیلی طولانیای بود.
هیس! حالگیر نشو.
با من تکرار کن:
میدونی چیه؟ رزی، یه لحظه.
مگان مایلز هستم.
مگ، عزیزم.
سلام مامان.
همین الان آخرین خبرت رو دیدیم.
کارت خیلی خوب بود.
هرچند اون لباست یه دکمه زیادی باز بود.
واقعاً؟
ممنون از بازخوردت.
خب، ما دوستت داریم.
به کایل سلام برسون.
منم دوستت دارم.
بعداً صحبت میکنیم.
باشه، من حالگیر نمیشم.
هنوز منم، عزیزم.
خیلی متاسفم مامان.
اینجا KZLA، اخبار ساعت پنج زنده، اخبار شاهدان عینی.
با جین رین...
دوربین یک. حاضری چاک؟ بریم که داشته باشیم.
چاک راجرز، اخبار ورزشی. و استیو چاپر، گزارشگر ترافیک.
بس کن دیگه! مامانم منو میکشه.
عصر بخیر لسآنجلس. مگان مایلز هستم.
خبر اصلی امشب...
خب، بالاخره فرا رسید.
یه کابوس ترافیکی عظیم.
چیزی که بعضیها اسمش رو گذاشتن «ماشینفاجعهی امروز.»
بخشهایی از اتوبان ۱۰
این آخر هفته به خاطر عملیات عمرانی بسته خواهد شد.
برای اطلاعات بیشتر، میریم سراغ استیو چاپر خودمون.
استیو چاپر، میتونی بهمون بگی اون بالا اوضاع چطوره؟
اوه. عالیه. فوقالعاده.
استیو چاپر، داری پیامک میدی؟
آره، آره.
مشکلی نیست. کی میتونه اینجا جلومو بگیره؟
الان اون پایین همه چی خوب و روونه،
اما به رانندگان هشدار میدیم دربارهی
ترافیک شدید این آخر هفته.
پس میگی باید ازش دوری کنن؟
اوه. «دوری کنن.»
اینو گرفتم، مگان مایلز.
باحال بود، باحال بود. مثله فرمون ماشین!
ممنون استیو چاپر. ساعت ۶ دوباره باهات ارتباط برقرار میکنیم.
ارتباط برقرار کنیم؟ چی؟ چکم برگشت خورده؟
اوه! ببخشید.
باشه. خداحافظ استیو چاپر. پرواز بیخطر.
خیلی هم عالی، استیو چاپر.
احمق لعنتی. باید همین رو بکوبونم
تو تابلوی هالیوود، همه چی رو تموم کنم.
استیو چاپر، صدات هنوز میاد.
میکروفونت روشنه. میکروفون زندهست.
متوجه شدم.
برای پیگیری اخبار ماشینفاجعه،
همراه KZLA باشید برای همهی نیازهای خبریتون.
باشگاه ایتالیایی-آمریکایی شهرستان ونتورا کار بزرگی کرد،
اما هنوز به آقای گینس زنگ نزنید.
معلوم شد بزرگترین کوفته قلقلی دنیا در جنوا، ایتالیا قرار داره.
فعلاً همین بود. با ما همراه باشید برای ادامهی
پوشش KZLA از ماشینفاجعه،
و اینکه چه وسیلهی سادهی خانگی ممکنه کشنده باشه.
مگان مایلز هستم. خدانگهدارتون.
و تمام.
عالیه.
استیو چاپر، قرصهاش رو مصرف کرده؟
جواب کوتاه، نه.
کسی زنگ زد؟ ایمیلی دریافت کردی؟
پیامک خاصی هست که باید بدونم؟
نه، نه، نه. آروم باش. آروم باش.
حتماً ازشون خبری میشه.
و خونه بهت زنگ میزنم.
دیگه طاقت ندارم. میخوام برم حسابی مشروب بخورم و برقصم.
و فقط همین دو تا.
دنیس. چی؟
مگان!
مگان!
مگان مایلز!
یا خونه نیست یا داره ما رو نادیده میگیره.
یا از حال رفته، دست و پاش بستهست،
یا شاید سکته کرده یا تشنج یا یه همچین چیزی.
دنیس، اینجا برنتووده. هیچ اتفاق بدی هیچوقت تو...
اوه خدای من، او.جی. سیمپسون. تازه یادم اومد.
مگان! در بازه.
عزیزم، تو که دیگه تو مزرعهی تگزاس نیستی.
نمیتونی همینجوری در رو باز بذاری.
اوه، سلام دخترای خوشگذرون. چه خبر؟
چی میخورید؟ آب لوله دارم.
صبر کن، چی شده؟ کایل کجاست؟
سوپرمارکته.
و وسایل تو کجاست؟
اوه. امم...
کایل همهاش رو برده سوپرمارکت.
سوپرمارکادو.
اون رفته.
اون...
اون گفت که دیگه منو نمیشناسه،
و بعد رفت و همه چیز رو هم برد.
خیلی عجیبه. کی برمیگرده؟
چرا به ما نگفتی؟
نمیدونم. متاسفم.
No comments yet. Be the first to leave one.