M/Other

M/Other (M/OTHER)

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

MOther 1999 REPACK 1080p WEB-DL AAC2 0 H 264-ZETA
Kommentár PhilAsefi

Címkék

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
webrip
BRip
TS
YTS
720p
720
Közzétéve: 2024-01-30
Letöltések: 43
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

‫صبح به خیر

‫کی اومدی خونه؟

‫هممم... چه عرض کنم، خورشید دراومده بود

‫- می‌ری؟ ‫- آره، کار دارم

‫خوب خوابیدی؟

‫خب... دیگه خوابم پرید

‫- بهتره برم ‫- بمون

‫- نمی‌تونم ‫- امروز مرخصی بگیر

‫- نمی‌تونم ‫- بمون دیگه

‫نه

‫دیرم می‌شه

‫- فعلا خداحافظ ‫- تا بعد

‫تلفن

‫می‌شه برداری؟

‫الو؟

‫سلام، شان ام

‫الو؟

‫شان ام

‫- کیه؟ ‫- پسرت

‫چی؟ الو؟

‫نگران نباش، یادم نمی‌ره

‫ساعت 3 اونجا ام

‫می‌آم، نگران نباش

‫خیلی خوب، 3 می‌بینمت

‫باشه

‫- حالا برو به درست برس ‫- باشه

‫بای بای

‫خداحافظ

‫می‌ری دیدنش؟

‫- آره، امروز ‫- امروز؟

‫ساعت 3

تصادف کردن

‫- تصادف؟ ‫- مادرش...

‫- خوبه؟ ‫- بیمارستانه

‫- شوخی نکن ‫- چیز خاصی نشده

‫خود شان چطور؟

‫می‌مونه پیش فک و فامیل

‫اما پای زنم

‫یعنی زن سابقم، شکسته

‫می‌خوان چند تا آزمایش بگیرن، ‫زمان می‌بره

‫- با چای چطوری؟ ‫- زحمت نکش

‫ویسکی می‌زنم

‫و یه کم دیگه می‌خوابم

‫با اون دست فرمونش

‫انتظار همچین چیزی هم می‌رفت

‫خیلی خوب

‫بهتره برم

‫به من هم بده

‫دستم باشه؟

‫باشه، دست خودت باشه

‫می‌بینمت

‫کاری داشتی زنگ بزن

‫می‌بینمت

‫خیلی خوب

‫ممنون

‫امسال کار و کاسبی کساده

‫روزی 30 تا مُشتری از کف می‌دیم

‫تو هر دو تا شعبه هم وضع همینه

‫می‌شه از سر و ته مواد اولیه زد

‫اما از این فکر خوشم نمی‌آد

‫درسته که فکر من بوده

‫اما بهتره بیخیالِ پریکس ‫فیکس دو نفره‌ی 7000 یِنی بشیم

‫ پریکس فیکس یعنی یک خوراک کامل ( شامل تعدادی ‫غذای محدود ) با قیمت مشخص

‫خیلی خوب

‫متاسفم

‫اما سودی نداره

‫درسته

‫خوبه

‫تصادف جزئی بوده

‫آره... اما ظرف دو سال گذشته ‫پسرم خودش رو سوزوند

‫از بارفیکس افتاد و آسیب دید

‫و حالا هم این تصادف

‫حتم لعن و نفرین پدرمه

‫شاید

‫بابت طلاق ناراحت بود؟

حالا چرا شان رو نفرین کرده؟

‫نمی‌دونم چجوری بگم

‫سلام، در رو باز می‌کنی؟

‫سلام

‫این‌ها چی چیه؟

‫- زود اومدی ‫- آره، یک‌کمی

‫- شان همراهمه ‫- چی؟

‫فک و فامیل به‌ش روی خوش ‫نشون ندادن

‫- کمک می‌خوای؟ ‫- نه، همینه

‫شان کجاست؟

‫نه، تو ماشین خوابیده

‫مونده بود پیشِ...

‫خواهر-زن سابقم، اما...

‫آب‌شون تو یک جوب نرفت

‫خب؟

‫چه کار کنم؟ لب به چیزی نمی‌زنه

‫دست کم تماس بگیر...

‫گمونم راست می‌گی

‫ببخشید، خیلی یک‌هویی شد

‫بگذاریم تا یک چندی بمونه

‫این "چندی" یعنی چند وقت؟

‫خب، شاید یک ماه. بیشتر نه

‫یک ماه؟

‫تُرش نکن

‫دل بد نکن عزیزم

‫آهای، شان!

‫خودت رو معرفی کن

‫- حالا سلام بده ‫- شان تاکاهاشی!

‫ایشون از دوستان عیاقِ باباییه

‫خوشوقتم

‫احوالت چطوره؟

‫من آکی ماتسونو ام

‫ایشون آکیه

‫درد می‌کنه؟

قوی هستی تو

‫دستش یک‌کمی پیچ خورده، برای همین...

‫- او هم تو ماشین بوده؟ ‫- آره...

‫نگفته بودی

‫خب، بوده دیگه

‫گرسنه ای؟

‫نه، غذا خوردیم، مگه نه؟

‫- غذا خوردید؟ ‫- همبرگر خوردیم، مگه نه؟

‫نزدیک ایستگاه

‫که این‌طور

‫می‌شه برم بالا؟

‫بالا؟

‫خیلی آشفته‌ست

‫می‌شه برم؟

‫- اگه می‌خوای باشه ‫- می‌خوام برم

‫خیلی خوب، مراقب باش

‫کثیف می‌شی ها

‫چراغ... همین‌جاست

‫چرا پکری؟

‫زنگ نزدی

‫آخه خیال نمی‌کردم برگشته باشی

‫زنت چی گفت؟

‫گفت چاره چیه!

‫پس مشکلی نداشت؟

‫نه

‫به چند تا راهکار فکر کردم ها

‫می‌تونستم شب رو خونه‌ی شان اینا بگذرونم

‫اما خب این‌جوری مجبور می‌شدم

‫پیشش بمونم

‫ترجیح خودت هم اینه که

‫این‌جا باشم، مگه نه؟

‫هیچ جایی نبود که ببرمش

‫حالا یک فکری می‌کنم

‫می‌تونستی باهام مشورت کنی

‫ببخشید

‫آخه یعنی چی که برای خودت ‫بریدی و دوختی؟

‫برم ببینم چه می‌کنه

‫چه کار می‌کنی؟

‫بازی گیرآوردی، هان؟ آفرین

‫مامان همیشه می‌گفت «این بالا نیایی ها»

‫اما حالا بزرگ‌تر شدی

‫یک فکر بکری به سرم زد

‫چه فکری؟

‫چطوره که...

‫این‌جا رو بکنیم اتاق تو؟

‫راستی؟

‫- خوشت اومد؟ ‫- آره

‫- می‌شه این‌جا رو بکنم دژ خودم؟ ‫- دژ؟

‫یعنی دژِ پنهانی؟

‫با همین جعبه‌ها درستش می‌کنم

‫خیلی خوب، بریم تو کارش. ‫یک دژ پنهانی

‫اما باید یک قولی بدی

‫چی؟

‫که با آکی خوب باشی

‫می‌دونی، او و بابایی...

‫باهم کنار می‌آیید دیگه، هان؟

‫راستی راستی؟

‫قول می‌دی؟ ‫قسم بخور

‫شان!

‫هنوز خیلی سَبُکی

‫آره؟

‫بزن بریم

‫بالاخره خوابش برد

‫چی؟

‫خیلی یک‌هویی شد

‫خیلی شرمنده ام

‫وقتی...

اون‌موقع که مادر شان فهمید که

‫ما باهم زندگی می‌کنیم

‫بند کرده بود که هیچوقت نیارمش این‌جا

‫اما امروز

‫لابه کرد و گفت خواهش می‌کنم ‫مراقبش باش

‫الان دیگه هشت سال‌شه

‫دلم نمی‌خواست

‫از او پنهونت کنم

فرصت خوبیه تا بشناسدت

‫نمی‌شه که تا ابد پنهانش کرد

‫راستی؟

‫به گمونت از من خوشش می‌آد؟

‫شان؟

‫گمون نکنم تا الان فهمیده باشه

‫- از من بدش می‌آد؟ ‫- اصلا

‫بچه خوبیه، یخش باز می‌شه

‫چرا با من صلاح-مشورت نکردی؟

‫من واقعا معذرت می‌خوام

‫دلم نمی‌خواد برات کار بتراشم

‫نمی‌خوام باری رو دوش تو بگذارم

‫حالا کارِت چی می‌شه؟

‫با مدیرمون حرف زدم

‫الان دیگه دَم تعطیلات تابستنونه

‫به هر حال، باید بیشتر باهاش وقت بگذرونم

M/Other subtitles in other languages

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left