One Tree Hill

One Tree Hill

Farsi Persian felirat letöltése

8. évad

Kiadási információk

One Tree Hill S08E06 Not Afraid 1080p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-CRFW
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 6 One.Tree.Hill زیرنویس فارسی سریال

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-01-04
Letöltések: 18
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 199 sor.

کِلی؟

اوه خدای من. سلام کویین

ا-اون اینجا چیکار می‌کنه؟ کِلی، ا-اون سعی کرد ما رو بکشه

یه فکری دارم عزیزم

چطوره مغزش رو بخوریم؟

تا دو بشماریم؟

تا دو بشماریم

نیتن، باید بهم کمک کنی

کِلی مرده و داره سعی می‌کنه منو بکشه

کِلی نمرده. هنوز نه

یکی از کلیه‌هامو بهش می‌دم و حالش خوب می‌شه

بهش نمی‌خوره

ولی اگه بخواد می‌تونه برشداره

اوه خدای من

هیلی! هیلی

هیلی! همین الان باید بریم

دیگه خیلی دیر شده

نیتن همین الانش هم منو گاز گرفته. وای خدای من

فکر کنم دیگه فقط مسئله زمانه

تا منم خون‌آشام بشم

منظورت زامبیه؟

کاملاً مطمئنم که اون یه خون‌آشامه

ببین، یه جورایی عجیبه که داریم سر این موضوع بحث می‌کنیم

ولی اون قطعاً یه زامبیه

باشه، هر کی نظر خودشو داشته باشه، قبول؟

به من گوش کن! باید جیمی رو با خودت ببری

مامان؟

الان دیگه فقط تویی که می‌تونی ازش محافظت کنی

در برابر خون‌آشام‌ها

لعنتی، هیلی

نه! وای خدای من

اوه! نه، نه، نه، نه

وای خدای من. برو، برو

حالتون خوبه؟ ما خوبیم

قایم شو

کویین، اون چوب رو پرت کن برای من. باشه. بگیرش

نمی‌ذارم این ساقدوش‌های خون‌آشام عروسی‌مون رو خراب کنن

اوه، اینا زامبی‌ان! داری شوخی می‌کنی؟

نمی‌بینی چقدر آروم حرکت می‌کنن؟

آره

ایول، عجب ضربه‌ای

مراقب باش. به لباس نگاه نکن

متأسفم. ندیدمش. اوه، نه

کویین، جیمی رو بردار و از اینجا برو

باشه. موفق باشی

جیمی

سلام رفیق. هالووین مبارک

خب، خوشحال می‌شی اگه بدونی تصمیم گرفتم امسال

به جای سیب، شکلاتِ واقعی پخش کنم

می‌دونم پارسال چقدر بابت اون قضیه خجالت کشیدی

ببخشید، چرا-چرا-چرا اون رو پوشیدی

وقتی می‌دونی من چه حسی نسبت به دلقک‌ها دارم؟

خیلی خب، لازم دارم که دیگه بهم زل نزنی

سلام مامان

اگه تو اونجایی، پس اون قاتل زنجیره‌ای روی مبل کیه؟

اون چاکه

اون از دلقک‌ها متنفره. مامان منم همین‌طور

خب، اِ، اون ماسک مزخرف رو از کجا آوردی؟

مال بابامه. بیشتر شبا می‌پوشتش

بیشتر وقتا. باشه

هی مامان، بابا هنوزم امشب ما رو برای شکلات جمع کردن می‌بره؟

آره، اون، اوم... همش داره درباره‌اش حرف می‌زنه

باور کن، هیچ کار دیگه‌ای نیست که ترجیح بده امشب انجام بده

عالیه. "آره."

بازی افتتاحیه فصل "باب‌کتس" امشبه

متأسفم که اونجا نیستی، نیت

ممنون پسر

هنوز واقعاً باورم نشده

هی، اینو گوش کن

"مدیر برنامه‌های تروی جیمسون امروز رسماً اعلام کردن

"که اگه یه پیشنهاد منطقی‌تر

"این هفته از طرف آتلانتا نرسه

"اون‌ها فوراً تمام مذاکرات رو متوقف می‌کنن

"و به کوارتربکِ ستاره‌شون دستور می‌دن

"که سال آینده دوباره وارد سیستم یارکشی NFL بشه."

واو

دارن بلوف می‌زنن، نه؟

اوه، نه. درس اول: این آدم‌ها بلوف نمی‌زنن

اگه این کار رو بکنن، اهرم فشارشون رو توی تمام مذاکرات آینده از دست می‌دن

اهرم فشار برای بقیه موکل‌ها

و موکل‌های احتمالی آینده. آره، داری راه می‌افتی

پس داری می‌گی تروی جیمسون ممکنه کلِ

فصل اول حضورش رو از دست بده

چون مدیر برنامه‌هاش می‌خوان ازش به عنوان عبرت

برای موکل‌های آینده استفاده کنن؟

خب، هم آره و هم نه. یعنی، مطمئنم

که واقعاً دارن سعی می‌کنن بهترین قرارداد ممکن رو براش بگیرن

اما برای این کار مجبورن ریسک کنن

آره، ولی بچه‌های توی رختکن

این موضوع رو چماق می‌کنن می‌کوبن سرش

و اگه یه چیز باشه که من بدونم، اینه که به محض اینکه

احترام هم‌تیمی‌هات رو از دست بدی، کارت تمومه

دیگه می‌تونی وسایلت رو جمع کنی و بری خونه

هالووین مبارک، ماروین

یه چیز کوچیک برات گرفتم. بامزه نیست؟

می‌دونی، همیشه فکر می‌کردم کدو تنبل‌های بیش از حد کوچیک

یه جورایی بامزه‌ان، ممنون

دیشب پادکستت رو گوش دادم

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم این‌قدر درباره قوانین کریکت چیز یاد بگیرم

خب، دونستن قوانین هیچ‌وقت ضرر نداره، میلی

حتماً به یاد می‌سپارم

اوم، خب، می‌خوای بعد از مهمونی

با هم وقت بگذرونیم؟

حتماً. فکر خوبیه. اون موقع می‌بینمت

باشه

پس بالاخره برگشتید پیش هم؟

نه، اون‌طوری نیست. فقط داریم با هم وقت می‌گذرونیم

باشه

این فقط یه مشاهده‌ است، ولی، اِ

فکر کنم اون فکر می‌کنه دارید دوباره با هم یکی می‌شید

ببین، دخترا همین‌طوری کدو تنبل‌شون رو به هر کسی نمی‌دن

پسر، برو درامای دخترونه خودت رو جمع کن

هی

"ماوث" اون کدو تنبل فسقلی رو از کجا آورد؟

میلی بهش داد

نمی‌دونستم دوباره با هم راه افتادن

چیزی، اِ، نوشیدنی‌ای چیزی لازم داری؟

نه، خوبم

فقط می‌خواستم بگم که

واقعاً متأسفم که الکس از شهر رفت

هیچ‌وقت نمی‌خواستم تو آسیب ببینی

ببین، هر دومون می‌دونیم که تو می‌خواستی اون بره

حالا هم که رفته. حق با تو بود. من اشتباه می‌کردم

فقط یه لطفی در حقم بکن و تظاهر نکن که برات مهمه، باشه؟

مرکز مداخله در بحران

"سلام، هیلی؟"

سلام، یه مدتی بود زنگ نزده بودی

"می‌خواستم زنگ بزنم، ولی..."

"...فکر کردم نباید تمام وقتت رو تلف کنم."

"من تنها کسی نیستم که مشکل داره."

باور کن. تو حتی یک ثانیه از وقت من رو هم تلف نمی‌کنی

من منتظر تماس‌هات هستم، پس تا هر وقت که نیاز داشتی

کسی رو داشته باشی که باهاش حرف بزنی، من شنونده خوبی‌ام

"اسلانچه، هیلی."

ببخشید؟

"یعنی به سلامتی."

اوه. هوم، خوشم اومد

"داشتم فکر می‌کردم..."

"...تو حتی اسم من رو هم نمی‌دونی."

"اسمم ارینه."

اسلانچه، ارین

امروز چطوری؟

امروز چطوری، زیباییِ من؟

چندان هم زیبا نیستم

اوه، باشه، خب پس من می‌رم یه آینه بیارم

تصویرت توی آینه خودش جواب این حرف رو می‌ده

بس کن

اصلاً حس خوبی نسبت به خودم ندارم

می‌خوای درباره‌اش حرف بزنی؟

مگه چیزی هم برای گفتن مونده؟

همه‌چی رفت

"کلوز اوور بروز"، تمام چیزهایی که با سختی ساختمشون

همه‌اش از دست رفت. همه‌اش نه

جولیان، من با امضام همه رو واگذار کردم

هی، بیا اینجا

یه چیزی بهم بگو

چرا "کلوز اوور بروز" این‌قدر موفق بود؟

راستش، خودم جواب می‌دم

به خاطر تو بود

تک‌تک طراحی‌ها، جزئیات و ایده‌ها

از وجودِ خودت سرچشمه می‌گرفتن

و اونا هنوز همون‌جان. تو نمی‌تونی اونا رو با امضا واگذار کنی

"کلوز اوور بروز" خودِ من بودم

بدون اون، دیگه واقعاً نمی‌دونم کی هستم

خب، خبر خوب اینه که امروز هالووینه

و با اینکه یه جشنِ جادوگریِ ترسناک و الکی گنده‌شده‌ست

تنها مزیتش اینه که

لازم نیست بدونی کی هستی

امروز می‌تونی هر کسی که دلت می‌خواد باشی

من در رو باز می‌کنم

شکلات بده یا شیطنت کن

برای شکلات جمع کردن یه کم پیر نیستی؟

آخ (حرف سنگینی بود)

ولی فکر کنم حق با توئه

پس خبری از شکلات برای من نیست

می‌تونم کمکتون کنم؟

پسرم اینجاست؟

اوه، خدایا، لطفاً نه

مامان؟ فکر نمی‌کردم تا چند هفته دیگه بیای

اوه

خب، ظاهراً دارم پیر می‌شم

واسه همین با خودم گفتم چرا صبر کنم؟

چرا وقت رو هدر بدم؟

کی می‌دونه چقدر وقت برام باقی مونده، مگه نه بروک؟

سلام. سلام

یالا دیگه

همه‌ش همین بود؟

آره. فکر کنم به یه استراحت نیاز دارم

یه سوال

تو هیچ‌وقت وقتی ازت می‌خواستم، اجازه می‌دادی استراحت کنم؟

سوال، تو تا حالا تیر خوردی؟

لطفاً نگو که قراره تا آخر عمر

این قضیه رو بکوبی توی سر من

بهش عادت کن، باشه؟

زنده موندن بعد از تیر خوردن، برگ برنده نهاییه

باشه

هی، داشتم به حرفی که زدی فکر می‌کردم

درباره اون کوارتربک، تروی جیمسون

آره، می‌خوای باهاش حرف بزنی؟

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left