Boston Blue

Boston Blue

Farsi Persian felirat letöltése

1. évad

Kiadási információk

Boston Blue S01E06 Code of Ethics 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 Boston Blue 2025 زیرنویس فارسی سریال

Címkék

webdl
Közzétéve: 2025-11-22
Letöltések: 45
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

همه واحدها، مراقب باشید.

دنبال یه مزاحم احتمالی.

مرد سفیدپوست با هودی تیره.

آخرین بار در حال حرکت به سمت جنوب از «اشکرافت» دیده شده.

و «هالیفاکس». ۱۲-جیک-۱۰۲

در حال تعقیب پیاده به سمت جنوب.

به سمت خیابان «سنتر». درخواست نیروی کمکی.

پلیس! وایستا!

پلیس!

ولم کن! مشکلت چیه لعنتی؟

نشنیدید داد زدیم "وایستا"؟ نه، با موزیکم نمی‌شنیدم.

ببخشید خانم. ما فکر کردیم... چی، بیرون رفتن...

برای دویدن عصرگاهی، الان غیرقانونیه، جناب سروان؟

۱۲-جیک-۱۰۲

به مرکز. نیازی به کمک بیشتر نیست.

ما... ما خوبیم. شما دو تا احمق به تمام معنایید.

پلیس ایالتی با حکم بازرسی!

خیلی خب، زودباش!

پلیس ایالتی!

مأمور پلیس!

امنه!

امنه. امنه.

همه‌جا امنه.

حکم بازرسی، داریم میایم تو! آشپزخونه امنه!

کسی اینجاست؟ کسی اینجاست؟

برو پایین.

نگو که خالیه!

به نظر میاد سریعاً فرار کردن.

و نه خیلی وقت پیش. هنوز تو نوشیدنی‌ها یخ هست.

اینا می‌دونستن داریم میایم.

دوباره!

اوه. شامپاین؟

واقعاً؟

آره. جشن می‌گیریم؟

خب، تقریباً یه ماه از وقتی با هم بودیم می‌گذره.

پس، آره، فکر کردم باید جشن بگیریم.

توی آپارتمان جدیدت.

جایی که تنها تکه اثاثیه‌ت...

یه تخته.

منظورم اینه، «شان» تک‌تک وسایل خونه رو با خودش برد.

وقتی از اینجا رفت. اشکالی نداره.

آره.

به سلامتی ما.

دوستت دارم. منم دوستت دارم.

اون مال توئه یا مال من؟

مال من.

وظیفه واقعاً داره صدات می‌کنه. جواب بده.

باشه.

سلام، کارآگاه «سیلور».

باشه. تو داری کار می‌کنی، منم دارم کار می‌کنم.

متاسفم.

نه، اشکالی نداره.

اگه کسی سختی‌های این کار رو درک کنه...

اون شریک قدیمی توئه.

فردا برات جبران می‌کنم.

یه ناهار تو یه جای خیلی قشنگ برنامه‌ریزی کردم.

و، امم، می‌تونم تمام روز تو چشمات خیره بشم.

بی‌صبرانه منتظرشم.

برو یه خلافکار رو گیر بنداز.

دوستت دارم. دوستت دارم.

امروز یه روز خوب تو اداره بود، رفقا.

در واقع، این رو خط بزنید.

امروز یه روز پیروزمندانه بود.

ما پس گرفتیم...

بیش از ۱۴ میلیون از پول شهر رو.

بوستون ازتون ممنونه. من ازتون ممنونم.

پس، جشن بگیرید، خوش بگذرونید، اما نه زیاد.

فردا کله سحر برمی‌گردیم اینجا.

با پرونده‌های بیشتری که باید ببریم، ببریم، ببریم.

مطبوعات اینو می‌بلعند.

آره، همینطوره.

هی سارا، چه خبر؟ هی.

هیچی، فقط...

من و «سث» دعوامون شد.

اون هی میگه "تو باید اولویت بدی..."

"رابطه‌مون رو به کارت."

مثلاً، مگه یه زن نمی‌تونه حرفه داشته باشه؟

همه شما مردا اینجوری فکر می‌کنید؟

اِم...

فکر کنم...

بهتره برم بین جمعیت.

آره.

باشه، هر دو می‌دونیم «سث» هیچ‌کدوم از این حرفا رو نزد.

اون خیلی بیش از حد پیشروئه...

و می‌ترسه تو رو عصبانی کنه.

پس چرا «چارلی» رو فراری دادی؟

می‌دونی چرا؟

سه ماهه که بازرس‌های من دنبال...

یه روسپی‌خونه بودن که از طریق اجاره‌های لوکس کار می‌کنه.

خب، پس مشتری‌های سطح بالا.

فقط می‌تونیم حدس بزنیم.

چون هر بار که اطلاعات کافی برای گرفتن حکم رو به دست میاریم...

اون روسپی‌خونه جمع می‌کنه و جابجا می‌شه.

حتماً یکی داره بهشون خبر میده.

یکی از کارآگاه‌های تو؟

امشب افرادم رو محک زدم.

اونا رو از اطلاعات جدید بی‌خبر نگه داشتم.

خودم شخصاً با پلیس‌های ایالتی رفتم به محل.

که هیچی نمی‌دونستن.

ولی روسپی‌خونه هنوز یه قدم جلوتر بود؟

قاضی چی؟

که حکم‌های بازرسی رو امضا کرده؟ یه قاضی دیگه.

امشب، بر خلاف همه حمله‌های قبلی.

فقط

یه جای دیگه هست که این لو رفتن

می‌تونه از اونجا باشه.

یکی از همین اداره.

سارا.

بیش از ۳۰۰ نفر برام کار می‌کنن.

و الان

تک تک‌شون مظنونن.

شب دویدن

با لباس تیره

در حالی که با هدفون حواس‌شون پرته

میتونه فوق‌العاده خطرناک باشه.

آره، ممکنه گیر یه پلیس کله‌خر بیفتی.

بازم، واقعاً متاسفم بابتش.

اشتباه من بود. باید می‌دونستم.

افسر گرو در حال گشت‌زنی بود.

گرو؟ منظورم همون

گرو سرگردان؟

اون کمیک رو می‌شناسی؟

بهترین چیزیه که اپیک منتشر کرده، آره.

ولی اگه قراره منو مقایسه کنی

با یه ابرقهرمان احمق، من بیشتر شبیه هاوک‌ام.

کاش هاوک بودی!

نه، نه، نه، تو بیشتر شبیه

ام، لانگ‌شات. بیخیال!

من اصلاً شبیه لانگ‌شات نیستم.

حیفه. لانگ‌شات یه جورایی جذابه.

لانگ‌شات در خدمتم، خانم.

باشه، به من "خانم" نگو.

اسمم پنیه.

شان. هی، همکار.

میتونیم یه لحظه حرف بزنیم؟

زود برمی‌گردم.

من همین‌جام.

داری خوش می‌گذرونی؟

داداش، عالیه این دختره. آره؟

آره. می‌دونی دیگه چی هست؟

یک مجرم.

اون چیه؟ مجرمه.

مدارکشو بررسی کردم. نه...

معلوم شد که اون الان

در حال گذروندن دوران آزادی مشروطه بخاطر اینکه

برای یک سرقت که اتفاق افتاد

دو سال پیش، دیده‌بان بوده.

می‌دونی چی فکر می‌کنم؟

اون سارق سریالی خونه‌ها رو می‌شناسی؟ آره.

اون امشب یه خونه دیگه رو توی این محله زد.

اگه اون دیده‌بانش باشه چی؟

عمراً، اون پنج مایل از اینجا فاصله داشت.

امکان نداره به هم ربط داشته باشن.

می‌دونستم اینو می‌گی.

احتمالاً حق با توئه، ولی

واقعاً می‌خوایم تازه‌کارایی باشیم

که یه همدست احتمالی رو ول می‌کنن بره؟

هیچ مدرکی دال بر جرمی وجود نداره

پس نمی‌تونیم بازداشتش کنیم یا نگهش داریم.

نه، ولی می‌تونیم بیاریمش اینجا که بهمون کمک کنه گزارش رو بنویسیم.

از اونجایی که شما دو تا این

کمیک بوکی

مراسم جفت‌گیری عجیب و غریب رو دارین

می‌تونید ازش استفاده کنید تا ببینید آلیبی داره یا نه.

ممنونم.

چطور باهاش کنار اومد؟

ماریا، زیاد خوب نبود.

ولی کارآگاه بائز، اون می‌فهمه.

وای، احساس بدی دارم. احساس بد نداشته باش.

اون کارشو می‌شناسه. به‌علاوه، من براش گل فرستادم.

خب، چه خوب. آره.

خب، چی گیرمون اومده؟ ما داریم

یه دوربین اینجا، سه تا دوربین دور محیط.

شرکت امنیتی داره فیلم‌ها رو ایمیل می‌کنه.

ما این رو هم داریم.

این اصلاً معنی نداره.

تو هر مورد دیگه

سرقت خونه، مجرم ما از بغل رفته بود.

یه در رو اهرم کرده بود.

خیلی آروم و بی‌سر و صدا، از دید دور.

حالا یهو در ورودی رو می‌شکنه

یه خونه، درست تو دید عموم؟

چرا باید شیوه عملشو عوض کنه؟

عوض نکرد.

یه مرد از گشت محله در حال گشت‌زنی بود.

قربانی‌ها رو دید که بسته شده بودن

به یه صندلی، از پشت پنجره.

برای همین آدرنالین زد بالا

و منم گفتم «وقت عمله.»

پس منم شیشه رو شکستم.

خوشبختانه، سارق خونه

تا اون موقع خیلی وقت بود که رفته بود.

ولی اون پنجره جلویی رو شکوند.

دستشو برید.

حرکت کلاسیک یه کله‌خر.

حداقل اول با ۹۱۱ تماس گرفت، آره؟

آه، پس کلاً کله‌خر نبود.

هنوز ازشون بازجویی نکردم، فقط خواستم بدونی.

هی، این شریکمه، کارآگاه ریگان.

اینا آقا و خانم مریک هستن.

More Farsi Persian subtitles for Boston Blue

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left