Az első 200 sor.
راوی: آنچه گذشت در
«آشپزخانه جهنمی: نبرد ایالتها»
یالا. بجنبید بچهها
راوی: تیمها با هم رقابت کردن
در چالش تیمیِ غذای چینی
تعویض! یالا بجنبید
راوی: چالشی که برای تست خلاقیت
و مهارتهای ارتباطیشون طراحی شده بود
من همهی موادتو آوردم. همهچی همونجاست
باشه، باشه. مرغ رو راه بنداز
راوی: بودا لو، داور مهمان
عاشق دامپلینگهای جِیدا شد
واقعاً عالیه. امتیاز به تیم آبی میرسه
راوی: و همینطور اردک ترش و شیرینِ لیزا
قطعاً طعمهای ترش و شیرین اینجا حس میشه
امتیاز برای تیم قرمزه. آفرین
راوی: اما با مساوی شدن امتیازها، نوبتِ الی بود
میگوی تفتداده شده با سس سویا
در کل طعمش واقعاً عالیه
امتیاز به تیم قرمز میرسه. خیلی ممنون، شف
راوی: و همین موضوع برد رو نصیب تیم قرمز کرد
ایول
راوی: اون شب در مراسم ویژهی
شامِ خیریه
ایست. آنتونی، تیم آبی، بیا اینجا
راوی: دقتِ آنتونی به جزئیات
ناامیدکننده بود
بشقابها رو بشمار! یه بشقاب کمه
راوی: ناتوانیِ جِیدن در تقسیم کار
یالا جِیدن. حرف بزن، حرف بزن
راوی: باعث شد جلوی میز سرو حسابی ضایع بشه
سس کجاست؟ سس؟
سس کجاست، جِیدن؟
راوی: در حالی که سیدنی
خیلی خب خانمها، یالا بجنبید
راوی: لیزا
حرکت کن، حرکت کن، حرکت کن. یالا، یالا، یالا
راوی: و الی... همین الان حاضر میشه
راوی: تیم قرمز رو به سمت پیروزی هدایت کردن
تبریک میگم
همگی: ممنون، شف
راوی: تیم آبی باخت و هنری کاندید کرد
آنتونی رو. و
جِیدن رو
راوی: شف رمزی تصمیم گرفت با
جِیدن خداحافظی کنه. شببخیر
راوی: و به رویای او برای سرآشپز شدن پایان داد
در کازینو و استراحتگاه فاکسوودزِ «آشپزخانه جهنمی»
در ماشانتوکتِ کنتیکت
و حالا، ادامهی «آشپزخانه جهنمی»
بزنید به چاک
همه: چشم، سرآشپز
بیرحمانه بود. هیووو
واقعاً خیالم راحت شد که حذف نشدم
توی تمام این مدت تمام تلاشم رو کردم
توی کل این مسابقه
اصلاً قرار نیست الان کوتاه بیام
اون که حتمیه
واقعاً مرحلهی سختی بود
پیازش خیلی زیاده
فقط در حد یه ذره سیبزمینیه
جادا، قرار نیست همهی اونو بریزی اون تو
گند نزن بهش، جادا
کلاً گیج شدم
میترسم سرآشپز سرم داد بزنه
فقط میخوام پیشت روسفید بشم
با دوتا دستت خانم جوان! با دوتا دست
من و جادا قطعاً مثل دوتا خواهریم که مدام با هم کلکل میکنیم
مدل حرف زدنمون با همدیگه اینطوریه
ولی خب، هر دو احترام زیادی برای هم قائلیم
ما هر دو زنهای جوون سیاهپوستی هستیم که توی یه حرفهی مردونه کار میکنیم
با دوتا دستت، خانم جوان
وقتی اومدم اینجا اصلاً فکر نمیکردم دوستی پیدا کنم
اینکه فقط یه نفر رو داشته باشی که واقعاً بتونی باهاش حرف بزنی
میدونی، و واقعاً بشه بهش تکیه کرد
واقعاً نعمت بزرگی بوده
زیرِ تابه رو کم کن، عوضی
خفه شو
پاشید وقت بیداره. به خط شید
چشم، سرآشپز
اینها همون درهایی هستن که «هلز کیچن»
قهرمانش رو تاجگذاری میکنه
این دقیقاً همون جاییه که همهتون دارید براش میجنگید
چون اگه درِ شما باز بشه
بهعنوان قهرمان فصل ۲۴ «هلز کیچن» معرفی میشید
کسی گفت قهرمان؟
لطفاً همه به ستارهی دابلیو دابلیو ای خوشآمد بگید
باعث افتخاره. سوپراستار، «بیگ ای»
واو
تو برندهی سهگانه شدی. بله قربان
قهرمان دابلیو دابلیو ای و قهرمان بینقارهای
ایول، بیگ ای
چیزی هم گذاشتی بقیه ببرن؟
اه، من همهاش رو میخوام. همهاش مال منه
همهاش رو میخوای؟ بله. بله قربان
اگه من کشتیگیر بودم، فکر کنم اسم مستعارم
میشد «دِ چف». فقط «دِ چف»
من «دِ چف» هستم
قرمز کوچولو
ما با کسی شوخی نداریم
به نمایشِ بازوها خوش اومدید
این دستهای شُل و ول رو ببین
ممکنه کاپیتان باشه
منظورم اینه که، من سرِ کارم، میفهمی چی میگم؟
مثلاً، میدونی
حسابی میتونم رو دستِ شف رمزی بلند شم
اسمِ کشتیگیریم میشد «شیرینی»
با پرچم و شنل و همه چیز
نمیدونم، امروز واقعاً بازوهام رو رو نکردم
چون یه برگه امضا کردم که توش نوشته بود آوردنِ اسلحه ممنوعه
اما خب، میدونی
برای اینکه به یه اسطوره و یه قهرمانِ فوقالعاده تبدیل بشی، چی لازمه؟
سرآشپزها، این کار نظم و اراده میخواد
و تمرکزِ خیلی زیادی میطلبه
آه، «بیگ ای»، ممنون بابت نظرت
دربارهی اینکه برای قهرمان شدن چی لازمه
کسی گفت قهرمان؟
لطفاً به ستارهی WWE، «لیو مورگان» خوشآمد بگید
لیو مورگان؟ اینجا چه خبره؟
قراره همینجا جلوی چشممون مسابقهی کشتی زنده ببینیم؟
چون
من بدجوری پایهم
چطوری همیشه تو اوج میمونی؟
تعهدِ خیلی بالا
اشتیاقِ همیشگی برای پیشرفت
و همیشه موندن تو بالاترین سطحِ رقابت
یه لحظه صبر کن
اوه، لعنتی
چه اتفاقِ کوفتیای داره میافته؟
«براون استرومن». پسر
ساعت ۸ صبحه
این یارو داره دیوار رو میترکونه و میاد تو
یه لحظه وایسا
من هنوز حتی قهوه هم نخوردم
آره
دمت گرم
حاضرم حتی پولِ ناهارمم بدم بهش
داری شوخی میکنی؟
مگه قهرمانها کتِ مشکی نمیپوشن؟
درسته، سرآشپزها
وقتِ کتهای مشکیه
یالا! بزن بریم
امروز روزِ کتِ مشکیه
این یکی از بزرگترین مراحلِ این رقابته
یعنی بازی تازه شروع شده
در طولِ امروز، شما با
سه تا چالشِ فوقالعاده روبرو میشید
حالا بعد از هر چالش، یک یا شاید دو نفر از شما
کتِ مشکیِ پُرطرفدار رو دریافت میکنه
شما هفت نفر هستید
و فقط پنجتا ژاکت مشکی باقی مونده
خب... واو
اولین چالشتون داره شروع میشه
سرآشپزها، به عنوان کشتیگیرهای حرفهای که
در طول سال به کل کشور سفر میکنیم
مدام داریم طعمهای لذیذ و جدید رو امتحان میکنیم
که مخصوص هر منطقه هستن
میدونیم هر کدوم از شما اینجا نماینده یه ایالت متفاوت هستید
پس برای اولین چالش، شف رمزی ازتون میخواد
غذایی درست کنید که به بهترین شکل معرف ایالتتون باشه
پس بهتره حواستون باشه که طعمها قوی
جسورانه و مقتدرانه باشن
همهتون ۴۵ دقیقه وقت دارید تا اصالت ایالتتون رو توی یه بشقاب نشون بدید
دقیقهتون ۴۵
همگی: از همین الان شروع شد
یالا، بجنبین
جِیدا، میخوای بهم بگی داری چی درست میکنی؟
بله قربان
دارم، اوم، ماهی سرخوی رستشده درست میکنم
روی یه چیزی مثل سالاد سیبزمینی انگشتیِ برشته
این یعنی کلِ فلوریدا توی یه بشقاب
منظورم اون مرکبات فوقالعادهایه که تو فلوریدا عمل میاد
و نمیتونی ادعا کنی اهل فلوریدایی
اگه تا حالا ماهی سرخو نپخته باشی
فقط همین یه تیکه کوچیک اونجاست
بسیار خب، انجام شد
این غذا ۱۰۰ درصد برای ادای احترام به پدرمه
فرقی نمیکرد تا چه وقت شب کار میکرد
پدرم همیشه اصرار داشت که منو ببره فروشگاه
تا برای هر غذای مندرآوردی و عجیبی که
تو بچگی میخواستم درست کنم، مواد اولیه بخره
پس همهاش رو مدیون اونم
فکر کنم حدود پنج دقیقه تو فر بمونه کافیه
الی، داری روی چی کار میکنی؟
شف، میخوام چاک گوشت خوک با استخوان درست کنم
و در کنارش هم کمی ترشی مارچوبه
این رو انتخاب کردم چون رنگهاش
خیلی برنزه، خاکستری و قرمز هستن
شبیه منظره بیابونه
بسیار خب
نوادا خیلی وقت که خونه من بوده
پس دارم رنگهایی رو انتخاب میکنم
که تداعیکننده چیزی باشه که اونجا میبینم
بیابون نوادا. آره
این چیه؟ این سسه؟
این تازه شروع کاره
برای درست کردن یه جور لعاب روی این گوشت شکم خوک
عالیه
میخوام یه چیزی مثل
یه توستادای شکم خوکِ تند و شیرین درست کنم
No comments yet. Be the first to leave one.