Locked Down

Locked Down

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

Locked Down 2021 HDRip XviD AC3-EVO
Locked Down 2021 1080p GP WEB-DL DDP5 1 x264-CMRG
Locked Down 2021 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
Locked Down 2021 WEB-DL XviD AC3-FGT
Locked Down 2021 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Locked Down 2021 1080p WEB-DL DDP5 1 H 264-CMRG
Locked Down 2021 720p WEBRip 800MB x264
Locked Down 2021 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EVO
Locked Down 2021 1080p WEB-DL DD5 1 H 264-EVO[TGx]
Locked Down 2021 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Kommentár Death Stroke
⚜️ FoxMovie.Co | رضا حضرتی و ماهشاد ⚜️

Címkék

hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
webrip
web
x264
720p
720
BRip
TS
YTS
1080
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Közzétéve: 2021-01-15
Letöltések: 48
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

‫ترجمه از رضا حضرتی و ماهشاد Mahshad , RezaH

‫قبل اینکه چیزی بگی ‫باید بگم که من برادرت نیستم

‫برادر ناتنیت هستم

‫یعنی چی؟

‫چرا باید بحثو اینجوری شروع کنی؟

‫چون می‌خوای ازم پول بخوای

‫و هر وقت که بهت میگم چرا باید بهت پول بدم؟

‫میگی چون داداشتم

‫ولی هیچوقت نگفتم که برادر ناتنیتم

‫هیچوقت نگفتم. ولی اخیرا اتفاقاتی افتاده...

‫سلام پکستون. لرزش نامنظم سرت چطورن؟

‫اینو پرسیدم چون یه مقاله خوندم

‫راستش، تحت کنترل گرفتمش

‫کارای هنری سیمانیت در چه حالن؟

‫یه قطعه به قیمت 50 هزار دلار فروخته

‫یه آبشار منجمد

‫به این شرایط میومد

‫از چه لحاظ به این دوره می‌خوره؟

‫اصلا میدونی چیه؟ مهم نیست

‫راستش زنگ زدم ببینم حالت چطوره

‫چون شنیدم اوضاع نیویورک بده

‫بده. ان‌بی‌ای رو هم کنسل کردن

‫شنیدیم لندن توی قرنطینه کامله

‫راستش بهم مرخصی دادن

‫- عالیه ‫- آره

‫حالا دیگه هیچ هدفی تو زندگیم ندارم

‫لیندا چطوره؟

‫یه جایی تو خونه ست

‫مشکلی هست؟

‫مشکلی هست؟ بذار ببینم

‫یه دروغ مناسب برای تحلیل جنایی

‫مشکلات خونوادگیمون یا گفتن حقیقت؟

‫خیلی خب، همون دروغ مناسب

‫نه. مشکلی نیست. ما اوکیم

‫میتونی بهش بگی بعدا از اسکایپ بهش زنگ میزنم؟

‫راستی دیوید، موتورسیکلتم رو فروختم

‫چیکار کردی؟

‫آره، یه خریدار دارم. بعد اینکه

‫از این زندون جهنمی روانی

‫خلاص بشیم پولشو میده

‫با شعله های کوفتی تنهایی سوزان

‫بگایی قرنطینه تا وقتی که

‫نتونی بدن خودت و از وسایل خونه تشخیص بدی

‫گاز دادن و ادامه راه

‫عملا غیر ممکن شده. تونستم مودم رو ‫بهتون انتقال بدم؟

‫چرا موتورت رو فروختی؟

‫تو موتورتی. موتورت تویی

‫آره، خودمو فروختم

‫من خود سابقم رو فروختم

‫دلم برای موتورم میسوخت

‫لیاقتش کسیه که بتونه ‫با عدالت رو در حق روحش برقرار کنه

‫کسی که هنوزم میتونه قوانین رو بشکنه

‫پس تو و لیندا باهم دعوا کردین؟

‫لیندا گفت که میخواست تموم کنه

‫رابطمون یا هر چی که بود رو تموم کنه

‫چون از هم دور شدیم

‫یعنی اون پیشرفت کرده و من پس رفت

‫میخواست قبل از اینکه قرنطینه اعلام بشه ‫این کارو بکنه

‫...چون داشتیم داد میزدیم

‫من یه چیزایی گفتم ‫اونم یه چیزایی گفت

‫و الان اینجا پیش هم گیر افتادیم

‫در حالی که حرفایی که زدیم

‫مثل صدای زنگ توی خونه میپیجه

‫برای دو هفته اینجا پیش هم گیر افتادیم

‫بگذریم. راستش رو بخواین ‫فقط میخواست صدای یه نفرو بشنوم

‫- و انتخابت ما بود؟ ‫- آره، چرا که نه

‫مایک چی شد؟ ‫دوستت مایک

‫نه نه. من و مایک دیگه باهم حرف نمیزنیم

‫اون از حدش... ‫پیک اومد!

‫از حدش فراتر رفت وقتی گفت که

‫ویروس کوید نتیجه‌ی

‫تزریق سری دی ان ای یهودیای فضایی ها

‫به سیستم آب پاشیِ

‫یه تفریحگاه گلف چینی بوده

‫انگار غذا رسید

‫- پس مزاحمت نمیشیم ‫- غذا نیست. ساندویچه

‫آره، طاقت بیار برادر

‫- برادر ناتنی ‫- به لیندا بگو بهش زنگ میزنم

‫باشه، براش یه یادداشت میذارم ‫تا وضعیتمون ضایع تر بشه

‫ماریا، سلام! ‫همه چی روبراهه؟

‫آره، همه چی عالیه

‫قوی میمونیم. آره، با پکستون حرف زدیم

‫آره، شنیدم. البته یکمیشو. ‫بالش انداخته بودم رو سرم

‫گفت که علائم کرونا رو داری

‫فکر کنم دیگه گذشت. امیدوارم گذشته باشه. ‫چه میدونم

‫باید طرز تهیه اسموتی گرین رو برام بفرستی

‫طرز تهیه نیست، یه عمله

‫فقط سبزی ها رو میریزی تو و دکمه استارتش رو میزنی

‫رابطه تو و پکستون چطوره؟

‫همه چی روبراهه؟

‫میدونی که همه چی روبراه نیست

‫نه تنها همه چی روبراه نیست

‫هیچی روبراه نیست

‫هیچی روبراه نبود و نیست. ‫حتی اسمش هم روبراه نیست

‫خودشم میگه. میگه حتی اسمشم ‫یه پیشگویی از قیامته

‫اخیرا همینجوری بوده

‫خیلی عوض شده

‫همه عوض میشیم

‫آخه لیندا، تو تکامل پیدا کردی. ‫اونم جهش پیدا کرده

‫یکم کمک لازم داره

‫- یه مقاله خوندم... ‫- دیروز گفت که

‫هر مردی که بالای 35 سالش میشه ‫و سوار اتوبوس میشه یه شکست خوردس؟

‫هر روز سوار اتوبوس میشه. ‫شایدم قبلا سوار میشد

‫- اینو واسه شکنجه خودش میگه ‫- هیچ کسی همیشه کاملا هوشیار نیست

‫شنیدم که موتورش رو میفروشه

‫این قدم بزرگیه

‫آره، هردومون موافق بودیم که ‫یه مقداری زمان میخواد

‫برای همین از پول فروش موتور استفاده میکنه

‫تا بره قزاقستان و درمورد زندگیش فکر کنه

‫چرا قزاقستان؟

‫ده سال پیش واسه سفر رفتیم اونجا

‫ده سال پیش؟ ‫یه میلیون سال پیش

‫بگذریم، الان اینجا گیر کرده ‫منم اینجا گیر کردم

‫- لیندا، کس دیگه‌ای هست؟ ‫- نه، فقط من و خودش

‫نه، منظورم پای مرد دیگه‌ای وسطه؟

‫- نه ‫- یه زن؟

‫چی؟

‫فقط به فکرم رسید

‫به اون شبی که توی لندن ‫من و تو یکم زیادی روی کردیم فکر میکردم

‫اون فقط نتیجه‌ی چت کردن و کنجکاوی بود

‫هر دومون ارضا شدیم، لیندا

‫میدونی این تماس‌ها زیاد امن نیستن

‫بعضی وقتا درمورد اون شب فکر میکنم

‫- واقعا؟ ‫- آره، تو فکر نمیکنی؟

‫گوش کن ماریا، کل روز تو اسکاپ ‫و زوم تماس تصویری داشتم

‫اداره توی قرنطینه ست. ‫باید یکم بخوابم

‫- خیلی خب، خدافظ ‫- خدافظ

‫- دوست دارم ‫- چی؟

‫یا خدا

‫پکستون، جایی میری؟

‫کجا باید برم؟

‫شلنگ تو اگزوز چیکار میکنه؟

‫میخواستم یه سلفی بگیرم

‫یکی از همکارام بهم پیام داد ‫و پرسید که

‫با قرنطینه چه میکنم

‫برای همین خواستم یه عکس از خودم

‫با شلنگ که داخل کلاهمه بگیرم ‫و جوابشو اینجوری بدم

‫گفتم خنده دار میشه

‫تصویری سرگرم کننده از ناامیدی

‫واقعا میخواستی سلفی بگیری؟

‫آره، گوشیم تو دستم بود دیگه

‫نمیخواستی استارت بزنی؟

‫اونوقت برم کجا؟ جایی نمیتونم برم

‫اومدم اینجا و بوی گاراژ و موتور رو حس کردم

‫و بوش... به دلایلی ناراحتم کرد

‫اونجا نفتیه، پشتت نفتی میشه

‫- محض رضای خدا، عجب روزیه! ‫- بد؟

‫نه، مربوط به کاره. ‫یه خبر بد بهم دادن

‫ولی در مقایسه با بقیه چیزا هیچی نیست

‫راستی، واقعا میخواستم سلفی بگیرم

‫«راستی»، «محض اطلاعت» ‫«محض اینکه نگران باشی»

‫یه بازی کوچیک بود

‫یا تمرین

‫من... لطفا فکر نکن قصدی داشتم

‫میدونی ماریا زنگ زد ‫و گفت که عاشقمه؟

‫- چی؟ ‫- میدونم

‫اسرار نادرست آشکار میشن

‫کلید داری بیای تو؟

‫- نه ‫- درو برات باز نگه میدارم

‫چی شده؟

‫تو با شلنگ و اگزوز بازی میکنی

‫و ما جوری ادامه میدیم که انگار ‫همه چی عادیه

‫این اواخر عادی نبودم، اینو میدونم

‫چند وقته اصلا نمیخوابم

‫هیچوقت عادی نبودم ولی...

‫قبلا بهش افتخار میکردم ولی الان...

‫- الان چی؟ ‫- چه میدونم

‫به طور شدیدی از ناراحتی‌ای که ایجاد میکنه آگاهم

‫سوپر آنالیزم از هر چیز جزئی‌ای

‫از هر کلمه

‫قرنطینه بدترش میکنه

‫باید یه راهی پیدا کنیم که ‫این دوره رو جدا از هم بگذرونیم

‫فقط واسه این باهمیم که ‫تو یه خونه‌ایم

‫میتونیم قیافه همدیگه رو تحمل کنیم ‫تا آزاد بشیم...

‫- چیه؟ جریان چیه؟ ‫- هیچی

‫شب بخیر

‫یه دکور کریسمسیه

‫از کریسمس اونجا مونده

‫دکترم میگه باید سعی کنم تحملش کنم

‫به عنوان یه امتحان ازش استفاده کنم

‫تا الان میتونستم تحملش کنم

‫به عنوان یه امتحان برای اثبات پیشرفتم

‫خب، لعنت به پیشرفت

‫- چرا پایین نمیاریش؟ ‫- نه، دکترم میگه...

‫- دکترتو گاییدم. پکستون... ‫- تو تقریبا این کارو کردی

‫بزرگ شو، بیارش پایین

‫اگه اذیتت میکنه بیارش پایین، خب؟

‫کریسمس هم در هر حال خاطره خوبی نیست، هست؟

‫کریسمس خاطره خوبی نیست. ‫باهات موافقم

‫شروع پایان ما بود، نه؟

‫برای من خیلی قبل تر از کریسمس بود

‫متاسفم

‫چرا مردم فکر میکنن صدافت خوبه؟

‫اصلا برای درمانت چیکار میکنی؟

More Farsi Persian subtitles for Locked Down

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left