Az első 200 sor.
رابی!
رابی! اینجا آخر خطه!
دستها بالا! بخواب رو زمین!
گفتم دستها بالا!
یعنی چی؟
چی؟ چیه؟
تفنگت رو بنداز، رابی
بندازش!
اسلحهتو بنداز! رابی!
بخواب رو زمین، رابی!
بخواب رو زمین!
خیلیخب، برگردید. همگی برگردید عقب
نه! چه گوهی داری میخوری؟!
رابی!
ببین، پیش خودم بمون، خب؟
- باشه؟ - باشه
گمشید اونور!
یالا! زود!
بجنبید!
برید دنبالشون!
چه غلطی میکنی؟
باید از این جهنمدره بزنیم به چاک!
- جنسها دستشه - بیخیالِ اون جنسای کوفتی!
- بزن به چاک! - عمراً بدون جنسها از اینجا برم!
کیر توش!
بریم، بریم. یالا
ماشینها رو بیارید اینور
اون ماشینهای بیصاحاب رو بیارید!
کیرم توش!
یالا، پاشو، پاشو، پاشو
یالا!
تو اینجا چه غلطی میکنی؟
اسلحهتو بنداز، رابی
عجبا، تام. تو بهم شلیک نمیکنی
- رابی، بندازش - فشنگ نداری
دیدم گلنگدن پرید عقب
چرا حرفم رو گوش ندادی؟ چرا نموندی لب دریاچه؟
داری گند میزنی به همهچی
گوه توش!
کیر توش
هی، بیا. برو اونجا قایم شو
صدا نده
- کجا میری؟ - بهت که گفتم، نقشه دارم
رابی، نباید بری بیرون
رابی
گوه توش
یالا، از اینور
گوه توش!
- شونهم! - کتلین تیر خورده
کسی میتونه خودش رو برسونه به ماشین و کمک خبر کنه؟
الان برمیگردم سمت پُل
آهای، آهای
تو ماشین رو بیار. ما میریم سراغش
بیا
کیرم دهنت!
دخلت رو میارم!
کیر توش
جیسون!
جیسون!
دنبال اینی؟
واسه همین اومدی اینجا؟!
سرتو بدزد! سرتو بدزد!
باشه
برو! برو!
چیزیت نیست
لیزی، همونجا بمون. تکون نخور، باشه؟
سر جات بمون
آخ! کیر توش!
گراسو؟ گراسو؟
بیا ببینم، مادرجنده!
لعنتی!
کس ننهت!
اسلحهتو بنداز! برو عقب!
خیلیخب، بیا. باید بلندت کنم
محکم فشارش بده
برو اونور. خودت رو برسون به ماشینها، باشه؟
- اگه مجبور شم بزنمش… - دست نجست بهش بخوره، میکُشمت
فهمیدی؟ شیرفهم شد؟
همه رو جمع کن. بزنید به چاک!
پِری!
بیا!
- کیر توش - لیزی!
سر جات بمون، باشه؟ دارم میام سراغت
بیحرکت! اسلحهتو بنداز!
لیزی!
- لیزی، وایسا! لیزی! - اسلحهتو بنداز
آروم باش
لیزی، دست نگه دار. تو تیررسمه
- نباید ماشه رو بکشی، جیگر - گفتم تفنگ کوفتیت رو بنداز!
- تفنگ کوفتیت رو بنداز! - آروم باش
- یالا! - خیلیخب
خیلیخب
- یالا! - باشه
درسته
ای کیر…
کیر توش. کیر توش
ای داد بیداد. گوه توش!
نفس بکش
کسی رسید به ماشین که به آمبولانس زنگ بزنه؟
- کسی هنوز میره سمت پُل؟ - آره
آره، من میتونم خودم رو به پُل برسونم
- میتونم کمک خبر کنم - لیزی، وایسا!
لیزی! کیر توش!
برید دیگه!
لیزی!
خیلیخب، باشه
ای خدا!
من برمیگردم سمت ماشین تا اگه شد کمک خبر کنم
باشه، خیلیخب
همینجا بمون
قرار هم نیست جایی برم
لعنتی
اینجا چه خبره؟ گفتن نیروی کمکی میخواید
باید اینو ببرم بیمارستان. هنوز چند تا از بچهها تو جنگلن
کلی مأمور دیگه پشت سر من دارن میان
- اونها غائله رو جمع میکنن - حله؟
آره
برو، برو، برو!
لیزی!
یه مأمور تیر خورده. آمبولانس بفرستید به…
کیر توش! اینجا یه پُل هست
خروجی ۳۶
بیرونِ اتوبان
خانم، یواشتر بگو. دقیقاً کجایید؟
نه، من هیچی نمیشنوم… فقط خواهش میکنم همینالان همه رو بفرستید!
میگم، تا بیمارستان چقدر راهه؟
- یه ربع - یا خدا
میشه تختهگاز بری؟
لیزی!
- لیزی! لیزی! - لیزی!
لیزی!
کیر توش! کیر توش!
دارم میام! نگران نباش!
وای خدا… خوبی؟ لیزی؟
منو ببین. کیر توش. لیزی؟ لیزی؟
طاقت بیار، باشه؟
چشمهات رو نبند، لیزی، باشه؟
تو راهن. دو قدم با اینجا فاصله دارن
همین… الانه که برسن
چیزیت نیست
ببین منو. هیچیت نیست. حالت خوبه
میشه فقط… منو ببین، لیزی؟
ببین، دارن میان
امروز گل کاشتیها، میدونی؟
لیزی؟ لیزی؟
یه مأمور رو زدن، آخرِ پُل
وای! نه!
رابی، چشمهاتو نبند. چیزی نمونده، رابی. مقاومت کن
رابی
رابی
اون موقع بود که من و عمو بیلی اژدهای بزرگ رو دیدیم
و پریدیم روی بالهاش
و…
از کُفر و زِ اِسلام برون صحرائیست ما را به میانِ آن فضا سودائیست - مولانا
« کارگروه »
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و سحر » :. Ali99 & Sahar_frb .:
▷ Instagram: @AliAkbar.1999
کتلین رو تازه از اتاق عمل آوردن بیرون
فردا صبح مرخص میشه
با خانوادۀ لیزی حرف زدی؟
آره. با شوهر سابقش حرف زدم
میاد وسایلش رو ببره
آره
تقصیر تو نبود
نبود
آره
- شب همگی بهخیر - صحیح
- چطوری، تامی؟ - سلام، دِیل
از دیدن همهتون خوشوقتم. من مأمور ویژۀ مسئول هستم، دِیل کارول
ایشون هم مأمور مارکوس تِلفیر هستن
عجب غائلهای بود. اوضاع روبهراهه؟
اگه کسی بخواد صحبت کنه، مشاور حاضره
شبانهروزی دردسترسه
قراره هفتۀ آینده با تکتکتون مصاحبه کنیم
مصاحبه برای چی؟
قتل هر مأموری تو عملیات، خودبهخود پروندۀ تحقیقات رو باز میکنه
آره، منتها من مأمور فدرال نیستم
- من نیروی اعزامی پلیس شهرستانم - فرقی نمیکنه
چون این اتفاق موقعی افتاده که مأمور اداره بودید،
- جزو حوزۀ قضایی ما محسوب میشه - پس قبل از جلسهتون با ما،
حتماً با نمایندهی اتحادیهتون هماهنگ کنید
ما هم با مافوقهاتون تماس میگیریم و بهشون اطلاع میدیم
از این لحظه، مأموریتتون در قالب کارگروه تموم شده
یعنی چی تموم شده؟
جیسون ویلکس و پری دورازو هنوز فراریان
اونها لیزی رو کُشتن
پرونده رو سپردن به واحد امنیت شهری
ساموئل ننس هم تحت نظارت سازمان حمایت از کودکان و جوانانه
مأموریت شما تمومه
برای هماهنگی مصاحبهها باهاتون تماس میگیریم
فعلاً یه ماشین بیرون منتظره تا شما رو ببره خونه
قبل از رفتن، اسلحههاتون رو تحویل بدید
اسمش چی بود؟
لیزی استوور
تو پادگان لیهای پلیس ایالتی بود
چند سالش بود؟
۲۹
یا خدا
خواهشاً بگو باز میری تو بخش کاریابی
اندی کِی میرسه شهر؟
No comments yet. Be the first to leave one.