This Is Us

This Is Us

Farsi Persian felirat letöltése

2. évad

Kiadási információk

This Is Us S02E04 HDTV x264-SVA
This Is Us S02E04 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
This Is Us S02E04 720p HDTV x264-AVS
Kommentár AliNiceBoy
█►AliNiceBoy

Címkék

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
x265
HEVC
2CH
Közzétéve: 2017-10-20
Letöltések: 51
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

‫آنچه گذشت در ‫این ما هستیم...

‫بیا یه صحنه به یاد پدرت انجام بدیم.

‫یه دستیار با بچه‌های سه‌قلو.

‫اون سرکارگر ساختمونیه،

‫و آدم پولداریه.

‫به اندازه‌ی کافی پولدار نیست.

‫نمی‌تونه از پس سه‌تا بچه بربیاد.

‫اگه یه بچه گیرمون بیاد که مشکلات حادی داشته باشه

‫و ما آمادگیش رو نداشته باشیم؟

‫- اینا مال من هستن. ‫- لباس‌هات رو اینجا میذارم.

‫- پس‌شون بده، جنده! ‫- هی.

‫بث؟

‫حال‌مون خوبه. ‫همه حال‌شون خوبه.

‫نه، همه‌چی... آره.

‫5 دقیقه، آقایون.

‫قبل از اینکه برف بباره

‫باید به سوپرمارکت بریم.

‫فیلم پخش اخبار چطوره؟

‫همیشه مجبورم می‌کنی فیلم پخش اخبار رو تماشا کنم.

‫تا حالا هم تماشاش کردی؟

‫ها.

‫- فیلم مهمان‌خانه؟ ‫- اوه.

‫من از پاتریک سویز خوشم میاد. ‫(بازیگر آمریکایی)

‫و من به فیلم مهمان‌خانه رای مخالف میدم.

‫هی، رندال. چیزی پیدا نکردی؟

‫نه. اگه توی برف‌ها گیر بیفتیم،

‫روی دستگاه روب گلدبرگم تمرکز می‌کنم.

‫نمایشگاه علمی 3 هفته دیگه‌ست.

‫دیگه راجع‌به نمایشگاه علمی حرف نزن، رندال!

‫- هی، کو، آروم بگیر. ‫- مال خودم رو برداشتم.

‫در مورد یه بچه‌ست که می‌تونه حرف بزنه.

‫جان تراوُلتا. ‫ایول.

‫- امروز چت شده؟ ‫- چیه؟

‫نه! یکی قبلاً سه‌تا قسمت پسر کاراته‌باز رو کرایه کرده!

‫وای نه. ‫پسرم چجوری می‌خواد از تراژدی

‫تایتانیکی جون سالم به‌در ببره؟

‫- انقدر منو مسخره نکن. ‫- چت شده؟

‫فقط می‌خوام برم خونه.

‫- آره. ‫- اینجا فیلمی نیست،

‫- و هوا اینجا خیلی گرمه. ‫- چته؟

‫هی، جک؟

‫داره آتیش می‌گیره.

‫مامان، وقتش رو ندارم که در مورد

‫ماشین جدید دختر خانم کورزن حرف بزنم.

‫فقط می‌خوام بدونم موقعی که بچه بودم ‫آبله مرغون گرفتم یا نه.

‫- خیلی خارش دارم، بابا. قراره بمیرم. ‫- بهت قول میدم،

‫بچه جون، هیچکی تا حالا از آبله مرغون

‫نمرده.

‫- خب، راس... ‫- خیلی‌خب.

‫آره. بچه‌هام مریض هستن.

‫مامان، باید برم. خب، خداحافظ.

‫موقعی که 3 سال بودم داشتم. ‫و مادرم خیلی خسته‌کننده‌ست.

‫خوبه. حالا که دوتاتون آبله مرغون داشتین،

‫لازم نیست نگران این باشی که دوباره مریض بشی.

‫که مایه‌ی آسودگیه، ‫چون یه آدم بزرگ آبله مرغون بگیره خیلی سخت خوب میشه.

‫حالا، رندال تب یا

‫علائم کوین و کیت رو نداره.

‫سیستم ایمنی بدنم خیلی قویه.

‫چیز خیلی خوبیه، آقا.

‫ولی همیشه توصیه می‌کنم

‫بچه‌های یه خانواده سعی کنن با هم این مریضی رو بگیرن.

‫باید یهویی زد ناکارش کرد.

‫شماها دیوونه شدین؟

‫و بعدش بابابزرگ ویلیامز هلیکوپتر رو به پرواز درآورد.

‫بعدش بستنی آب‌نباتی خریدیم،

‫و بیدار شدم.

‫عجب خوابی بود.

‫تو چی، دژا؟

‫هیچ‌کدوم از خواب‌هات رو یادت میاد؟

‫آره، منم همینطور، معمولاً.

‫خب. تموم شد، خوشگل خانم.

‫- ممنون. ‫- خواهش می‌کنم.

‫آم...

‫دژا، اگه می‌خوای، می‌تونم موهای تو رو هم درست کنم.

‫چندتا سنجاق سر خریدم.

‫رنگ‌های قشنگی دارن.

‫دخترا بهم اعتماد می‌کنن. ‫من هرگز موها رو سفت نمی‌کِشم.

‫- من نمره‌ی B منفی بهت میدم. ‫- آره.

‫نه، نمی‌خوام.

‫باشه.

‫خیلی‌خب، کوچولوها،

‫چطوره برید وسایل مدرسه‌تون رو آماده کنید؟

‫برو که رفتی.

‫چند دقیقه دیگه می‌بینم‌تون.

‫نمی‌دونم چیکار کنم.

‫این هفته مدل موی انی رو 4 بار عوض کردم

‫فقط واسه خاطر اینکه موهاش جالب باشه.

‫مدل موی افرو پاف قشنگه،

‫ولی دژا موضوع رو نگرفته.

‫2 هفته گذشته. ‫باید موهاش رو بشوره.

‫خب، داره حد و مرزش رو آزمایش می‌کنه.

‫می‌خواد ما رو دور نگه‌داره. ‫می‌دونستیم قراره همچین اتفاقی بیفته.

‫آشپزخونه پر شده از بوی پوست فرق سر.

‫به‌نظرم باید بشینیم اساسی در مورد این موضوع حرف بزنیم.

‫ببین، اون همینجوریشم از اینجا خوشش نمیاد، بث.

‫به‌نظرت اگه بهش بگیم، ‫"هی، ما با هم حرف زدیم

‫و موافقت کردیم که موهات بوی بدی میدن"، ‫قراره کاری کنه که از اینجا خوشش بیاد؟

‫آره، چون من باشم همینجوری میگم.

‫بس کن، رندال.

‫مشکل بهداشتیه، باید در موردش بحث کنیم.

‫می‌دونم، ولی من...

‫ببین، به‌مدت 9 سال، ‫تو والده‌ی اصلی بودی...

‫"والده‌ی اصلی"؟

‫موقعی که من توی اون دفتر نشسته بودم،

‫و در مورد الگوهای آب و هوایی حرف می‌زدم.

‫ولی الان داری تمام‌وقت کار می‌کنی ‫و لازمه بگم که با اون

‫- کفش‌های چرم پاشنه‌دار جذاب شدی. ‫- می‌دونم.

‫می‌دونم که می‌دونی.

‫ببین، انی زانوش رو زخم کرد،

‫و هنوزم اول پیش تو میره که زخمش رو ببوسی.

‫الان جدی جدی داریم در مورد اینکه اول چه کسی

‫زخم انی رو باید ببوسه، بحث می‌کنیم؟

‫میشه من رهبری رو به عهده بگیرم؟ ‫لطفاً؟

‫فقط می‌خوام احساس کنه که ‫از همون اول اینجا جا باز کنه

‫قبل از اینکه چیزی بگیم که منزوی‌تر بشه.

‫خدا رو چه دیدی.

‫شاید وقتی با ما راحت‌تر بشه،

‫احتمالاً خودش بخواد موهاش رو بشوره.

‫خیلی‌خب.

‫بهتره که زود احساس راحتی کنه،

‫چون دخترت داره به سن بلوغ می‌رسه.

‫بذارید بسوزن.

‫تا عضله‌ها خوب دربیان.

‫اگه می‌خوای کیک بخوری،

‫- پس کیک رو بخور. ‫- نمی‌خوام.

‫خب، درستش نکردم که نشان تلویزیون زینتی باشه.

‫اون سالم‌ترین کیک مغزداریه که

‫تو عمرت خوردی.

‫با آرد گندم درستش کردم،

‫شیر بادام غیر شیرین و روغن دانه‌ی انگور.

‫راستش، از بس سالمه، ‫که به‌سختی میشه اسم کیک رو روش گذاشت.

‫سعی نکن مجبورم کنی کیک رو بخورم.

‫باشه.

‫خب، پس، یه لحظه بهش خیره نشو و منو نگاه کن.

‫تو چند هفته‌ی اخیر خیلی تمرین کردی.

‫- ممنون. ‫- ولی انگار... عقده‌ای شدی.

‫تو همین الانشم نصف غذاهای آشپزخونه‌مون رو دور انداختی.

‫اُرگانیک نبود.

‫تو هر روز به گروه وزنی میری. ‫(گروهی که چند نفر برای وزن‌کم کردن دور هم جمع میشن و راجع‌به چاقی حرف می‌زنن)

‫دیشب، فکر کنم داشتی توی خواب تردمیل می‌زدی.

‫و می‌دونی، ما همچینم با هم...

‫ارتباط برقرار نکردیم.

‫- دو روز پیش با هم سکس کردیم. ‫- می‌دونم، و حین سکس

‫مدام داشتی کالری سوخته‌ات رو با ساعت فیت‌بیت چک می‌کردی.

‫خیلی‌خب. ببخشید.

‫آخه این اولین اتفاق بزرگیه که

‫بابتش بهم پول دادن تا آواز بخونم، ‫و باید عالی پیش بره،

‫- و باید اون لباس اندازه‌ام بشه. ‫- می‌دونم، و اندازه‌ات میشه.

‫و با اون لباس خوشتیپ میشی.

‫همه‌ی پسرای 13 ساله‌ی بات میتزوا ‫(جشن بالغ‌شدن دختران یهودی)

‫با اون لباسی که قراره بپوشی، عاشقت میشن.

‫مرسی. خب، می‌تونی دوباره ویدیو رو پخش کنی؟

‫- آه... ‫- هنوز 15 دقیقه از تمرینم مونده.

‫- خب. ‫- ممنون.

‫اون عضله‌های دلتوید رو درگیر کنید.

‫هی، کوین.

‫- براین، سلام. چطوری؟ ‫- سلام.

‫آره، خوبم. ‫هی، یه لحظه وقت داری؟

‫آره، شوخی می‌کنی؟ ‫من همیشه برات وقت دارم،

‫تهیه‌کننده‌ی مورد علاقه‌ی همیشگیم.

‫فقط به دین نگو این حرف رو زدم

‫چون یه‌کم...

‫- حسودیش میشه. ‫- آره. می‌تونم پات رو ببینم؟

‫می‌تونی پاچه‌ی شلوارت رو بالا بدی؟

‫آه، بالاتر.

‫- جدی؟ ‫- بالاتر.

‫معمولاً باید به طرف شام بدی

‫- قبل از اینکه بخوای... ‫- آره. نه.

‫جدی میگم.

‫خیلی‌خب.

‫- کوین. وای خدای من. ‫- می‌دونم.

‫گوش کن، این... ظاهرش بدتر از چیزیه که هست.

‫می‌دونی، من یه‌کم توی صحنه‌ای که با استالونه انجام دادم

‫آسیب دیدم، ولی در کل خوبم.

‫پس به‌نظرت چرا

‫- یه دکتر توی صحنه داریم؟ ‫- نه، می‌دونم.

‫- نمی‌خواستم کار تولید رو عقب بندازم. ‫- یه دلیلی داره.

‫- می‌دونی، چون... ببین. ‫- آه، هی.

‫میشه دیلینی رو سریع برام پیدا کنی...

‫- نه. براین. ‫- تا بتونم برنامه‌ی امروز رو باهاش در میون بذارم؟

‫براین، من پادشاه قدرت‌گرفتن تو همچین چیزایی هستم.

‫کوین،‌ازت درخواست نکردم. ‫درخواست نکردم.

‫آخ. خیلی درد دارن، بابا.

‫آره، می‌دونم درد داری، رفیق،

‫ولی خواهرت، اونم همین درد رو داره،

‫و مثل یه قهرمان داره تحملش می‌کنه.

‫- خب؟ ‫- خب، به‌نظرم اگه یه‌کم جربزه نشون بدی

‫حالت بهتر میشه.

‫یه‌کم دیگه می‌خوام شما رو

‫توی آب یولاف حموم بدم،

‫- باشه؟ ‫- رندال، چیکار می‌کنی؟

‫آره، چی پوشیدی، رفیق؟

‫بیرون دمای هوا 20 درجه‌ست.

‫می‌خوام خودم رو در معرض آبله مرغون قرار بدم، ‫همونطوری که دکتر گریدر گفت.

‫باید قبل از نمایشگاه علمی این بیماری رو بگیرم

‫- و خوب بشم. ‫- نه، اینجوری یا سرمازده میشی

‫یا سینه‌پهلو می‌کنی، خب؟ ‫فقط برو بالا

‫و لباست رو بپوش.

‫مامان؟

‫اوه، صدات از پشت تلفن

More Farsi Persian subtitles for This Is Us

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left