Az első 200 sor.
وقتی این عکس گرفته شد، هیچکدوم از
این کلاس چهارمیها ازدواج یا نامزد نکرده بودن
یا هیچگونه رابطه بلند مدت نداشتن
ولی همینطور که بزرگ شدن و آدم بالغی شدن
همشون عشق رو پیدا کردن و رابطهای رو شروع کردن
همشون به جز یه نفر
در دنیای زوجهای خوشحال، کسانی هستن
که به نظر نمیدونن قراره چیکار کنن
اونا اغلب باهوشن و جذاب و آدم خوبی هستن
ولی با این حال تنها میمونن
چرا؟
حالا چرا عشق ازشون دوری میکنه؟
و شاید برای همیشه اینطوره
چطوری این اتفاق افتاد؟
مارتی؟
یعنی، واو، ما به دستش آورده بودیم
اون ارتباط جادویی و شگفتانگیز رو داشتیم
...که بعضیها کل زندگیشون رو براش انتظار میکشن، ولی
تو همیشه از صمیمیت وحشت داشتی
مگه نه؟
همون روز اولی که همو دیدیم، از چشمات خوندم
که همین چهارشنبه بود
سعی کردم که احساس امنیت بکنی. واقعا سعی کردم
چهارشنبه سعی کردم، دیروز سعی کردم
و امروزم میخواستم سعی کنم، ولی تو پا شدی
رفتی به اون بازی والیبال. که بعداً فهمیدم
مختلط بود... حالا هر چی
داری اصلا در مورد چی حرف میزنی؟
ما توی قایق نجات مست کردیم و سکس کردیم
دو بار، مارتی
میتونیم روش کار کنیم
وقت داری بریم جلسه مشاورهی زوجها؟
صورتحساب لطفاً - میخواستم دسر سفرش بدم -
چه خبر، رئیس؟ - خبرای بدی برات دارم، استاش -
اخراجی
داری سر به سرم میذاری، درسته؟
نه. تصمیم دونالد بود
ازم خواست بهت بگم
خب، دلیل دونالد چی بود؟
.خب، بیخیال، آدام این مزخرفاته
من 9 ساله که بهترین نماینده فروش اینجام
9سال. دلیلش چی بود؟
گفت نامزدش رو سیخ زدی
...این
این ممکنه
ولی بیخیال، رفیق
،فقط به خاطر یه نفر نمیشه که اخراج بشم درست میگم؟
یعنی، این تقصیر منه که اون دختره وحشیه؟
مگه من اون قرص اکستازیها رو دادم بهش؟
دونالد گفت آره، تو دادی - دختره خودش ازم خواست -
میتونم همه اون پیامکها رو نشونت بدم
تمومه دیگه، استاش
حالا مشکلت چیه؟
توی سن تو، هنوز این شکلی زندگی میکنی
معتاد سکس هستی، یا چیزی تو این مایهها؟
هی، من همونقدر سکس سواری دارم که بقیه دارن
...فقط اون همه سواری رو با یه اسب
دفترتو جمع کن
میدونی چیه؟
زارا؟
میری بیرون، عزیزم؟ - آره -
میرم صبحونه بگیرم
فکر میکنی کی برمیگردی؟
احتمالاً... دور و بر هیچوقت
وایسا ببینم، تو داری از اینجا اسبابکشی میکنی؟
میخواستی بدون گفتن کلمهای از اینجا غیب بشی؟
نه. یه سبد کیک بعداً میاد
من فکر میکردم اوضاع بینمون خیلی خوبه
میدونم این فکر رو میکردی، دیوید
ببین، مثل همه چیز تو این دنیا
عشق هم چرخهی طبیعی خودش رو داره
و بعد، توی یه لحظهی اندوه بار
تموم میشه
و این همون لحظهاس؟
چی، همین الان؟ نه، والا، نه
اگه اشتباه نکنم، حدود ماه آپریل بود
وقتی که اسم منو روی بازوت خالکوبی کردی
تو چه مرگته؟ - این مال منه -
چه جور آدمی میتونه یه روز اینقدر پر احساس و عاشق باشه
و بعد یه دفعه کاملاً خشک و بیروح بشه
چه جور آدمی اینطوریه؟
هیچی بهش نمیدن بزنه
باید باهوش باشه و با چوب توپها رو بزنه
بابا، تو کاملا و به شکل عجیبی اشتباه میکنی
اون باید منتظر پیچش توپ باشه
مامان اگه بود با من موافق بود
آره، اونم اشتباه میکرد
...با چوب ها بزن
...دیدی؟ اون
بابا؟
نه، نه، بابا
!ضربه رو میزنه
Arman333 : مترجم
سلام، مامان. کشتی تفریحی تازه رسید
به خونه خوش اومدی، عزیزم
خب، با کسی آشنا شدی؟
روز اول با یه پسر عالی آشنا شدم
ولی اونقدر که من ازش خوشم اومد، اون ازم خوشش نیومد
و... دوتای دیگه هم همینطور
توی "سفر مجردها" اصلا چیکار میکنی؟
هاوارد مرد عالیای هستش، و دکتر هم هست
،چرا درخواست ازدواجشو قبول نمیکنی
تا این مزخرفات تموم شه؟
نه
تو انتخابای خوبی نمیکنی، کارن
همیشه پسرای بد با جلیقهی طرحدار
و شلوار آبی جین تنگ
میدونی چه فکری میکنم؟
فکر میکنم اونا چیزایین که تو رو... هیجانزده میکنن
خب معلومه دیگه
دیگه بزرگ شو و با هاوارد ازدواج کن
اینم میدونم که با گوشیت داری گیم بازی میکنی
ای عوضی کینهتوز
به خاطر مزاحمت متاسفم، سو
ولی، یه مرد باید بتونه بره داخل خونه خودش، نه؟
اون حرومزادهها میتونن آپارتمانی که
شرکت بهم داده رو پس بگیرن
ولی نمیتونن شأن منو ازم بگیرن
یا ساعتهام رو
.یا کت و شلوارهای ایتالیاییم رو وای، پسر
یا دستگاه درجه یک لایهبرداری پوست رو
خیلی خب
نمیخوای برام آرزوی موفقیت کنی؟
فقط بپر - خیلی خب پس -
میبینمتون
اوه، درست افتاد رو بیضههاش
!تف تو روحت
کارموت تموم شد یا... ؟
وقت برای یه نوشیدنی سریع داری؟
کمک میخوای؟
نه، ممنون. خودم میبرم
من اینجا زندگی میکنم
تو این خونه
آره، تو همونی که عروسک جورابی داره
آره
آره بعضی وقتا نمایش عروسکی رو پلهها راه میندازم
برای بچهها
من هیچوقت بچهای ندیدم
پدرم مرد
چی؟
پدرم مرد
...شنیدم. من فقط
متاسفم
اون آدم خوبی بود
مالی؟
مالی، خونهای؟
تو کی هستی؟
من دیشب اومدم به پارتی
و آخرش با دخترت سکس کردم
کارن، سلام! سفر چطور بود؟
اوه، لوگان، این همخونه/صاحبخونهی من، کارن هستش
از آشناییت خوشوقتم، رفیق
خیلی خب
اون عالی نیستش؟
اون شرت منو پوشیده؟
مال من براش کوچیک بود. من برم دوش بگیرم
و بعدش صد در صد تو تمیز کردن بهت کمک میکنم
هی، خانوم؟
برادر دو قلوی من رو ندیدی؟
ممنون
این چیزا باید دیگه توی زندگی من نباشن
ارسال
شکلک نفرسته، شکلک نفرسته، شکلک نفرسته
ما امروز جمع شدیم تا آخرین احتراممون رو
...برای ملوین
لِ ویندو
لواندوسکی
لوان-داستی
ملوین در سال 1935 به دنیا آمد
در یک شهر کوچک لهستان
...چ... چ
چستاکوفا
چسکا-واوا
اریک؟
...در سال 1963 - پسرعمو استاش -
آره
مدت زیادی گذشته
حالت چطوره؟
عالی
به جز اینکه خبرای بدی برات دارم
پدرم مرد
آره
میدونم. آگهی فوتش رو دیدم
وایسا. باید اینو بشنوی
در دنیایی که
تنها و یکه فرزندش اریک
لوان-داستی
منو میگه
خب، بعد از دبیرستان
یه کار شبانه روی پل پیدا کردم
و همینجا موندم تا از مامان و بابا مراقبت کنم
تقریباً سه سال طول کشید
...و بعدش
بعدش هم همینکارو ادامه دادم
خب اینجا همونطوریه که یادته؟
از سال 89 عوض نشده
حتی یدونه چیز کوچولو
میدونی، دلم برات تنگ شده بود، پسر عمو استاش
واقعاً؟ دلت برای
یه احمق عوضی که گلوله برفی رو مینداخت تو پشتت تنگ شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.