Az első 134 sor.
شما حیوانات، انسانهای جاهل ...
نمیذارم هیچکدومتون زنده بمونین
چرا، آکنولوگیا ...؟
چرا انسانها و اژدهایان نمیتون ...
... درکنارهم باشن؟
سوخته شدن و بلعیدن شدن ...
اژدهایان تا اینحد از ما متنفرن؟
واقعا به این راحتی مغلوب شدیم؟
از آکنولوگیا متنفرم ...
ازش متنفرم
از اژدهایان متنفرم ...
هیچ کاری ازم برنمیاد
اصلا کاری میتونم بکنم؟
این نفرت، این ترس، این حقارت این احساس درموندگی ...
میخوام اون اژدهای ملعون -- آکنولوگیا رو بفرستم جهنمی شبیه اینجا!
تواناییم کمکی به قطع خونریزیشون نمیکنه
چیزی که نیاز دارم، قدرتیه که خونشونو بریزم!
چیزی که لازم دارم ... جادوی قاتل اژدهاس!
هی ، فهمیدی؟ اون باز پیداش شد!
جادوگر شکارچی اژدها!
اونا میگن تمام اژدهایانو تو کوهستان سلاخی کرده!
شایعه شده که برای کشتنِ مردم هم هیچ تردیدی نمیکنه ...
این روستای ماهیگیری ...
بوی گند اژدها میده
هممم ... بوش مثل روز روشنه
شما روستاییا دارین خودتونو قربانی میکنین؟
به تو مربوط نیست خارجی ما رو تنها بزار
باید هرکاری بکنیم، تا زنده بمونیم
این تنها راهیه که میتونیم همزیستی کنیم
مضخرف نگو. من به شما آدما ذره ای اهمیت نمیدم
اما ...
با کمال میل بهشون غذا میدم ... نمیتونی بیشتر از این مفلوک بشی
تو چی گفتی!؟
م-ما اینکارو نمیکنیم چون دلمون میخواد --!
ساکت باش!
پس ...
تو جادوگری هستی که اخیراً چپ و راست اژدهایانو میکشه؟
اسمت چیه؟
فراموش کردم
باید خون بیشتری بریزی گستاخ، حقه باز کثیف
زمان زیادیه اسممو فراموش کردم
اما اسم اون اژدهای نفرت انگیزو هرگز فراموش نمیکنم
اژدهایان از من خواهند ترسید و من اونا رو مغلوب خواهم کرد
اونا ازم متنفر میشن و من همشونو نابود میکنم
من اسم اژدهایی که ازش متنفرم رو خودم میزارم
اینجوری اونا، هرگز فراموش نمیکنن
با اسم اون، ترس به اندام اژدهایان میندازم
با اسم اون، معروف میشم به ...
... اژدها کُش ...
... آکنولوگیا
ضمناً تضمین میکنم که شما اژدهایان ...
... منقرض میشین!
متاسفم که نتونستم ازت محافظت کنم
بیشتر شکار کنم، بیشتر سیری ناپذیر میشم
بیشتر ...
بیشتر میخوام!
خون بیشتر! نابودی بیشتر!
خون بیشتری میخوام!
با خون بیشتر سیرابم کنین!
میخوام همه چیزو نابود کنم و اینکارو میکنم!
چون من پادشاه اژدها ...
... آکنولوگیام!
This spell we're under
is the real deal, I'm watching closely
Oh, I wonder if we can change this shattered world
Let's keep on journeying and picking up the pieces, every last one
Oh, if we can reach beyond the shattered tears
You think other people are impossible to understand
I'm gonna take away that sad notion
Let's begin
I just can't let it go
because it's just too sad
Your words, more than anyone else's
Your answers, more than anything else
are what I want to know
I want to keep shaking them up
Even if now isn't the time
My words, more than anyone else's
My answers, more than anything else
are what I want to give
So hear them and know
I want to see the same things as you
کشتی ها ...!
--همه نابود شدن!؟ --وای نه!
حتی یکی هم نمونده!؟
--اوضاع خراب شد! --همزمان نابودشون کرد!
طبق نقشه پیش میریم!
من یه کشتی میسازم!
چی --!؟
درسته! جادوی ساختن!
لیون! یه کمکی بده!
میخوایم یه کشتی عظیم یخی بسازیم!
باشه!
منم کمک میکنم!
--روتون حساب میکنیم! --ما حواس آکنولوگیا رو پرت میکنیم!
ما دستامونو میگیریم تا قدرت جادویی بسازیم
تا لوسی برسه و بتونیم طلسمی که میخواد اجرا کنیم!
لوسی ... لطفا عجله کن
"اتصال قلبها"
اوه! اونجا هارجیونه!
بندر آتیش گرفته!؟
امیدوارم کشتیا سالم باشن ...
بیاین به دیگران ایمان داشته باشیم!
ما یه نیایش جادویی عظیم میسازیم!
بقیه ی کارو به تو میسپریم، لو-چان!
!تو هم همینطور، هاپی
موفق باشی!
اطاعت!
--بریم! --باشه!
یادت میاد، هاپی؟
همممم؟
هارجیون جایی بود که تو، من و ناتسو اولین بار همو دیدیم
البته!
از اونجا ماجراجویی من شروع شد!
--لوسی اومد! --اوه!
منتظرت بودیم!
امیدوارم به راز فیری سفیا پی برده باشی!
ما میخوایم ...
... ناتسو رو دوباره اینجا ببینیم!
این بهترین کاریه که میتونی بکنی؟
میگی جادو روت اثری نداره؟
خب که چی؟
-- پس اینقدر میزنیمت ... --... تا صدمه ببینی
از حرفت خوشم اومد!
روی من حساب کن!
جالب شد! بزار فکشو بیاریم پایین!
میتونم اینو بشنوم ...
روحیه ی مبارزه ی همه رو!
بریم جلو!
مبارزه کردنتون بیهوده س ...
... اژدهایان رقت انگیز
--اژدهای آتش ... --اژدهای آهن ...
-- ...غرش! --... غرش!
اشعه ی مقدس!
No comments yet. Be the first to leave one.