The Lion Guard

The Lion Guard

Farsi Persian felirat letöltése

1. évad

Kiadási információk

The Lion Guard S01E02 480p hdtv x264
Kommentár DLBR
منصور جشنی

Címkék

HDTV
hdtv
x264
480p
480
HD
Közzétéve: 2016-06-08
Letöltések: 124
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 172 sor.

قسمت دوم

قلمرو شیر شاه

>

صدا از سمت درختزارهای اوکنیه !

چی داریم , اونو ? کفتارا ? شغالها ?

- کرکسها ? - کفتارا , شغالها , کرکسها .

هر چی که هست , محافظین قلمرو از پسش بر میاند !

وایسین ! دارم میبینمش ...

واقعا ?

اونو , گزارش بده !

هیچ چیز وحشتناکی نیست .

فقط یه هایرکسه که بین شاخکها گیر گرده .

- واقعا ? - خیلیم جدی نیست .

یعنی تمام راهو به خاطر این اومدیم?

بانگا , وظیفه محافظین قلمرو دفاع از این چرخه زندگیه.

حتی اگه اون کمک به یک هایرکس برای در آوردنش از شاخکها باشه .

باشه . من اینو انجامش میدم .

زود باش , هایرکس . بدو بیا بیرون از اونجا .

بی کوچیکه , فکر کنم داره سعی میکنه زخمی نشه .

اوه ! کاین !

از غرشت استفاده کن تو میتونی شاخکارو از بین ببری !

اگه کاین بخواد با غرشش اونارو از بین ببره ,

فکر نمیکنی چه اتفاقی سر هایرکس بیاد ?

اوه ... راستش به این موضوع فکر نکرده بودم .

گوش کن . برای از بین بردن اونها احتیاجی به غرش کردن من نداریم .

ما فقط میتونیم اونارو بزنیم کنار .

اوه , آره ! زوکا زاما !

- بیا بیارون , هایرکس ! بجنب ! - من انجامش میدم .

مرسی ,فولی . آفرین , بانگا .

ووو , عجیبه . باید از پوست مار خوشش اومده باشه .

نه , نه , نه . اون داره از بوی پوست مار استفاده میکنه

تا اون بورو مال خودش کنه . اینجوری مارها نمیتونن بهش حمله کنند .

- چه هوشمندانه ! - به شرطی که اون مار پشت سرش نباشه .

هی ! همین الان بود که جونشو نجات دادیم !

بزار ولی بهت بگم ! اون ناهار امروزم بود !

آره ? ولی انگار میخواست بره .

و حالا , این تویی که میری !

وووع !

اوه ... از دست این بانگا ...

بانگا ! بوی تو باید از بوی مار وحشتناکتر باشه !

بعنوان یه تعریف قبولش میکنم !

منکه نه !

همه چیز روبراهه , بشتی ?

گلها که یه خورده چسبندم کردن همین .

چسبنده ? اوه ... اوه ,نه !

گفتم خیلی چسبناک شدم ! هپانا !

- اوه . فکر کنم یه یک حموم احتیاج داشته باشم . -همم ...

چند وقته که حموم نرفتی بانگا ?

اگه آخرین باری که زیر آبشار بودو حساب کنم ?

اونموقع ,اون ...

نمیدونم چند وقته !

تعجبی نداره که هایرکس از دستت فرار کرد .

حق با فولیه , بانگا . متاسفم , ولی بوی خیلی بدی میدی .

اوه , بیخیال . این فقط بویی که بانگا میده .

اون همیشه همین بورو , اوه , میداده .

بد نیست یه آبتنی تو این چشمه بکنی بی کوچیکه .

من مطمئنم که ماهیای داخلش تمیزت میکنن .

ماهی ?

ماهیای داخل این چشمه ها عاشق خوردن چرک و چولای روی بدن اسبهای آبیند !

اونها حتی به سراغ غذاهای روی دندونامونم میرن !ببینید !

اه ه ه .

میبینید ?

اما وقتی تعداد زیادی ماهی داخل چشمه باشه ,

کروکدیلها میان و اونهارو میخورن .

و این نمونه ای از چرحه زندگی در بهترین شرایطه .

تو اینو به من گفتی ,پدر . و حالا من دارم از تمیزی برق میزنم !

- شماها هم سلام . - تو هم میخوای امتحانش کنی ؟ ?

چرا که نه ? امتحانش که ضرر نداره !

زوکا زاما !

خب من اینجام ماهیا !

هی !ماهیا ! کجا دارین میرین ?

بسی ! هفته های زیادی گذشته.

اوضاع ماهیا امروز چطوره ?

بیشتر از آخرین بار , پوآ .

ولی فکر نکنم کافی باشه برای شماها .

- میخوای هفته بعد بیای ? -اگه اینجوری باشه .

حرکت کنین , دوستان من . امروز باید بریم جای دیگه .

وایسین ! پوآ , تو که گفتی ما قراره ماهی بخوریم !

ماکو , ماهی به اندازه کافی نیست .

- شنیدی که بسی چی گفت . - آره شنیدم.

ولی چرا باید ما کروکدیلها به حرف یک اسب آبی گوش کنیم ?

قبلا هم بهت گفته بودم , ماکو .

-این چرخه زندگیه . - ولی این چیزیه که تو میگی .

ولی من فکر میکنم تو به حرف اونا گوش میدی چون احساس ضعف میکینی .

تو از اونها میترسی ! ولی من از هیچکی نمیترسم .

و بخاطر همین موضوع تورو به ماشیندانو دعوت میکنم!

پدر , ماشیندانو چیه دیگه ?

ماشیندانو یه مبارزه ی فیزیکیه

مبارزه ای که تو اون کروکدیلا سردستشونو انتخاب میکنن .

هیوی کپیسا .

-ماشیندانو ? - درست شنیدی !

یا قبولش کن یا واگذار کن فرماندهیتو . فورا !

من مبارزتو قبول میکنم , ماکو . بر طبق رسوم ,

ماشیندانو نزدیک دریاچه ماتوپه در غروب آفتاب اتفاق میفته !

من اصلا چیزایی شبیه به ماشیندانورو دوست ندارم .

چرا باید یه مبارزه تعیین کنه چی کسی فرمانده ی کروکدیلاست ?

فراموش نکن , کاین .

پدر تو هم مجبور بود برای بازپس گیریه ریاست این قلمرو مبارزه کنه .

اون فرق داشت .به نظر من ماکو فقط دنبال یه بهانه برای مبارزه میگرده

هیچ کاری نمیشه کرد , پدر ?

تو سرپرست تمام حیوانات این سرزمینی.

من سرپرستشون هستم . و بعنوان یک سرپرست , من میدونم تمام حیوانات

در این قلمرو هر کدوم قوانین خودشونو دارند .

-و باید به این قوانین احترام گذاشته بشه . - میفهمم .

بانگا الان تو دسته محافظین قلمرو یه.

اینجوری که نمیشه حیوونا از ترس بوی تو فرار کنند !

اگه از من بپرسی , من فکر میکنم بانگا بوی خوبی میده و این بو مال خودشه .

بعله ! و در مورد بانگا , اون یه حیوون با مزه خوشبو یه !

مرسی , عمو تیمون !

اوع

- # بو راه ننداز # - # لطفا بو را ننداز #

- # باید ریلکس باشی # - # احتیاجی به دعوا نیست #

- # و لطفا ... # - # لطفا ... #

- # هی , حق باتوئه # - #به این موضوع فکر نکرده بودم #

اوه , نه !

- # بو راه ننداز # - # لطفا بو را ننداز #

- #باید بذاریم با عقل خودش یا این قضیه کنار بیاد # - # بعد سرانجامشو میبینیم #

- # و لطفا ... # - # لطفا ... #

اووو ! ببینید چقدر حشره !

- شامم سرو شد! - ممم ! خوشمزست !

درست کردن صورتت مثل یه جایگاه برای حشرات

ایده مورد نظر من برای تمیز کردنت نبود

مشکلی نیست , اونو. من واقعا نمی...

فکرشم نکن , بانگا . من میدونم که میتونم یه راه حل براش پیدا کنم ...

بالاخره !

ما - شین - دا - نو !

ما - شین - دا - نو !

ما - شین - دا - نو !

ما - شین - دا - نو !

ما - شین - دا - نو !

ما - شین - دا - نو !

اعتماد به نفست قابل تحسینه , ماکو .

ولی اعتماد به سقفت نه .

تو پیرو ضعیف شدی , پو آ !

امروز آخرین روز فرماندهیته !

اوه , ایول ! اولین امتیاز برای پوآ!

هیچ امتیازی در ماشیندانو وجود نداره , بانگا .

پدرم میگه اونها باید اینقدر باهم بجنگن تا یکیشون از پا بیفته .

اوه ه ه!

مترجم : منصور جشنی Telegram : @Mansourjashni Instagram : 504_essentialwords

عئووو , اون دردش تازه صبح معلوم میشه .

چرا این کروکدیلا همیشه اینقدر خشنند ?

- سوال خوبی بود , اونو . - ساکت ! بچه ها , اونجارو ببینید .

اوه ه ه !

ماکو پو آرو رو داره گاز میگیره !

اوه ه ه! پوآ زیرو خالی میکنه و جاخالی میده وسوار بر حریفه!

سر پنجه هاشو مال خودش کرده ! حالا ماکو به مشکل خورده !

بدو , پوآ . ببرش .

ووو ! عجب حرکتی میزنه !

از تمام قوات استفاده کن , پوآ ?

او-اوه . ممکنه اون برنده شه.

ولی اینجوری که خیلی مسخرست ! چرا پوآ نتونه برنده شه ?

آروم باش . اون خستس . اگرچه پوآ ممکنه بهتر باشه

در تکنیک , ولی ماکو قویتره از اونه و سزاوار اونه .

کجا میخوای بری دیگه , پوآ ? هیچ جا !

پوآ داره ضربشو میزنه ! اون تسلیم شد !

چی ? منظورت اینه که ماکو برنده شد ?

متاسفم , پسرم .

تبریک بهت میگم , ماکو .

تو برنده ماشیندانو هستی .

الان تو فرمانده ی کروکدیلایی

تو برای این کار آماده ای .

پوآ , تو سالهای زیادی رو با قدرت و هوش سرشار فرماندهی کردی .

- به همین سبب , من ازت تشکر میکنم . - مچکرم , سرورم .

مواظب باش کاریت نشه موقع رد شدن از نیزار , پوآ !

بعنوان یک فرمانده شکست خورده , پوآ از شناور بودن در محدوده کروکدیلا منع میشه .

ماکو ! ماکو !

این درسته ! ماکو ! فرمانده کرو کدیلا !

ماکو ! ماکو ! ماکو !

فقط امیدوارم برد شیرین ماکو به تلفات تلخی تو این قلمرو تبدیل نشه .

ماکو ! ماکو ! ماکو !

بذار این آخرین چیزو هم امتحان کنم !

The Lion Guard subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Lion Guard

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left