Az első 162 sor.
آه. من جواب میدم.
سلام. یه لحظه. تیش؟
کیه؟ - نمیدونم.
الو؟ - "تیش؟"
بله؟ - "خانم کالنیک هستم."
سلام.
سلام. هنوز اونجایی؟
"داشتم سیگار روشن میکردم."
"مزاحمتون شدم؟"
نه. دارم ساندویچ میخورم. دهنم پره.
"پس بعداً زنگ میزنم."
نه، نه.
"مطمئنین؟"
یه لحظه. مایونز داره میچکه.
حالا. باشه.
سلام. کی این شماره رو بهتون داده؟
"با شارلوت صحبت کردم. چطوری، تیش؟"
گفتم که، خوبم.
"ام... داشتم فکر میکردم،"
"اگه دوست داری بیای اینجا،"
"برای یه فنجون چای این بعدازظهر."
چای هنوز هم ساعت چهار و نیمه؟
"عادتهای من هیچوقت عوض نمیشه."
"یکی هست که میخوام ببینیش."
"ام... یکی که میخواد تو رو ببینه."
"هنوز هم علاقهمند به ملاقات با کسی هستی، درسته؟"
"نظرت عوض نشده؟"
نه. - "خوبه. اینجا میبینمت."
بعداً میبینمت.
خانم کالنیک؟
"بله؟" - سلام. منم.
"مستقیم بیا بالا."
باشه. اومدم.
سلام، عزیزم. - سلام.
چقدر فوقالعاده به نظر میای.
بیا تو.
ایشون تیش هستن. پاتریشیا گری.
و ایشون سوزان. سوزان ویلکاکس.
خانم جی ویلکاکس.
سلام. - سلام.
از آشناییتون خوشبختم.
من همه چیزو در موردت به سوزان گفتم.
پس یه جورایی دستت رو شده.
اجازه بدین، من چای رو آماده کنم
در حالی که شما دو تا، ام... با هم آشنا بشین.
کمکی میخواین؟ - اوه، نه، نه.
ممنون، عزیزم.
فقط بشینین و آشنا بشین.
روز قشنگیه.
لس آنجلس زندگی میکنین؟ - آره.
من شرق آمریکا به دنیا اومدم، ولی حدودا
دوازده ساله که اینجا زندگی میکنیم.
اوه، من فقط تا وگاس بیشتر شرق نرفتم.
"تیش از اون آدمای نادره."
اون واقعاً تو حومه لس آنجلس به دنیا اومده.
وگاس رو دوست دارین؟
هرگز اونجا نبودم. شما چی؟
آره. چند هفتهای اونجا کار کردم.
"اوه، واقعاً؟ چیکار میکردین؟"
تو یه جور کلوپ نیمهعریان تینایجری
تا وقتی که رئیس فهمید کارت شناساییم جعلیه.
"خانم کالنیک که به این اشارهای نکردن، کردن؟"
نه. نه، نکردن.
بفرمایید.
کسی تو چاییش رم میخوره؟
چای لپسنگ سوشونگه.
اوه، تیش عزیزم، میشه رم رو بیاری؟
"اون روی میز دیگه است."
چرا به سوزان نگفتین
که تو وگاس کار میکردم، خانم کالنیک؟
یه رقص عالی روی تاب شیشهای انجام میدادم.
هشت نفرمون، درست بالای سر تماشاگرا.
محشر بود.
ممنون.
بهش چی گفتین؟
اون به من گفت که شما به یوسیالاِی رفتین
و مدرک ادبیات انگلیسی داشتین.
ادبیات آمریکایی بود
و من فقط دو ترم رفتم.
اگه اون به شما گفته
من مدرک ادبیات انگلیسی دارم، پس حتماً خیلی اهل کتابین.
شوهرم خیلی کتاب میخونه.
خب، پس اینطور.
هه، رم؟ - نه، ممنون.
میشه برم سر اصل مطلب و در مورد چیزی که
برای صحبت کردنش اینجا اومدیم، حرف بزنم؟
تیش...
...این جور چیزا ریتم طبیعی خودشون رو دارن.
"میترسم که دارین این ریتم طبیعی رو به هم میزنین."
نه. نه، حق با اونه.
حق با من بود. فکر کردم چشماتون سبزه.
حالا، اول از همه
زندگی مشترک من مشکلی نداره.
دقیقاً برعکسه.
"همه دوستامون میگن من و جِی"
"خوشبختترین زوجی هستیم که میشناسن."
فوقالعاده است.
مواد مخدر مصرف میکنین؟
شما به چی میگین مواد مخدر؟
"اِلاِسدی."
فقط پیوت.
ارگانیکه.
سرخپوستها باهاش زندگی میکنن.
ماریجوانا؟
جدی میگین؟
اوه، اما میتونین ترکش کنین؟
آره، اگه مجبور باشم. حتماً.
البته که میکنه.
خوبه. میخوام با شوهرم آشنا بشین.
آره، خب معلومه.
حالا.
همین الان؟
همین الان.
"شوهرتون چیکاره است؟"
"اون مهندس مدیریته."
"مهندس مدیریت یعنی چی؟"
متخصص بهرهوری.
یعنی چی؟
یعنی وارد شرکتهای تجاری میشه
و چربیهای اضافی، بخشهای غیرمفید تو تولید رو پیدا میکنه
بعد بهشون یاد میده چطور سازماندهی کنن
تا به حداکثر بهرهوری برسن.
عجب!
میبینینش؟ - نه. نه، هنوز نه.
"اونجاست. جِی اونجاست."
کدوم یکی؟
اون یکی. البته که اون خوشتیپه.
باشه.
آره، خیلی کتاب میخونه.
چی؟
داشتم به صفحههاتون نگاه میکردم.
کلی فرانک سیناترا دارین.
جِی؟
سلام عزیزم.
سلام. - "تیش."
میخوام با شوهرم، جِی، آشنا بشین.
سلام تیش. چطورین؟
خوبم.
داشتم به صفحههاتون نگاه میکردم.
کلی فرانک سیناترا دارین.
ما هم همه آلبومهای بیتلز رو داریم.
نوشیدنی میخواین؟ بار بازه.
من یه اسکاچ و سودا میخورم، عزیزم.
برای شام میمونین؟
اوه، باید یه تلفن بزنم.
اوه، یکی روی میزه.
و یکی تو آشپزخونه است.
و یکی هم تو اتاق خوابه.
چی میل دارید بنوشید؟
اوم، شراب دارید؟
قرمز یا سفید؟
سفید.
سفید.
الو.
راه دیگهای نیست؟
عالیه بابا.
بالا که راهش نیست. - بالا اون یکی راهشه.
واندا، تلفنو برمیداری؟
الو؟ - الو، بیلی؟
نه. واندا هستم.
اوه، سلام. - تیش؟ سلام.
این، اوم... هی، کجایی؟
No comments yet. Be the first to leave one.