This Transient Life

This Transient Life (無常)

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

This Transient Life (Mujo)
Kommentár j0seph
ترجمه و زيرنويس از D R . L E C T E R . 7 6 @ G M A I L

Címkék

other
Közzétéve: 2015-12-16
Letöltések: 58
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

زمان گذرا و متغير ....براي کسي صبر نميکند

امروز هوا خيلي خوبه

آره، به همين زودي هوا بهاري شده

ماسائو رو نديدي؟

اينروزا همش عجله داره

امروزم همينطور

پدر امروز برميگرده ...ولي

من پيداش ميکنم

ممنون، لازم نيست

من ميرم قدم بزنم زود برميگردم

ميخوايم جلسه تجديد ديدار دبيرستان رو آوريل برگزار کنيم؟

فکر ميکني بتوني بياي؟

آره، اگه کاري نداشته باشم

از فارغ التحصيليت چقدر ميگذره؟

پنج سال

آقاي اوگينو، شما واقعا راهب اعظم خوبي هستين

حال همسرتون چطوره؟

من هنوز ازدواج نکردم

تو چطور؟

منم همينطور

ولي پدر و مادرم خيلي بهم فشار ميارن

دارم دنبال ماسائو ميگردم بعدا ميبينمتون

اين يکي، اين يکي

چيکار داري ميکني؟

وقتي جوان بودم ورزش کِندو رو ياد گرفتم

يبار ده روز طول کشيد تا تونستم يه نفرو شکست بدم

پدر امروز برميگرده

خيلي منو اذيت ميکنه

وقتي مياد خونه فقط در مورد ازدواج من حرف ميزنه

...اگه ميخواي ازدواج کني

يروز از خونه فرار ميکنم...

چي داري ميگي؟

تو تنها پسر خانواده هينو هستي

بهرحال من يروز ازدواج ميکنم

خواهر

نميتوني فرار کني؟

ببين، ماسائو

اين فکر احمقانه از کجا به ذهنت رسيده؟

بس کنين

حتما پدر وقتي مياد خونه قيافه عبوسي بخودش ميگيره

بهتره که آدم وقتشو با اونا بگذرونه

چي داري ميگي؟ نکنه ميخواي منو نصيحت کني؟

!تو خيلي بدي، ماسائو

همه چي بايد روال خودشو طي کنه

اينو خوب بخاطر بسپار

تو الان 21 سالته

فکر نميکنين خيلي دير شده؟ ...براي همين از اون دلالهاي ازدواج

خواستين براي خواهر يه شوهر پيدا کنن... تا هرچه سريعتر ازدواج کنه؟

واقعا احمقي يا خودتو به احمقي ميزني؟

ماسائو، اين چه حرفيِ؟

چرا پسر باهوشي مثل تو بايد با ازدواج خواهرش مخالف باشه؟

با اينکار فقط براي خواهرت دردسر درست ميکني

براي اينکه نميتونم براي خودم يه مرد پيدا کنم

براي همين ماسائو همچين فکري ميکنه

پدرت گفت قراره با يه نفر آشنات کنه

نميخواي اونو ببيني؟

فقط موضوع خواهر نيست

اينو گفتم چون نميخوام وارد اينجور کارا بشم

براي پول درآوردن جنسها رو از اينجا به اونجا ببرم

از اينکار متنفرم

ديگه نميخوام چيزي بشنوم !برو بيرون

!تو و يوري، بيرون

ماسائو

تو خيلي کله شقي ولي من برنامه هاي خودمو دارم

يه ماه بهت وقت ميدم

اگه نظرت عوض نشد ديگه تو رو عضوي از خانواده نميدونم

من ميخوام برم توکيو

پسر مورياما قراره ازدواج کنه

...پسر مورياما

قبلا خيال داشتم چهار نفري بريم توکيو

ولي حالا فقط خودمون ميريم

که اينطور

شب بخير

ميخواي تو اين يه ماه چيکار کني؟

نميدونم

تا حالا با چند نفر از طريق اون دلالها آشنا شدي؟

سه نفر؟

صد نفر؟

مراقب خودت باش

خداحافظ

ايواشيتا، بهتره چند روزي بري پيش خانواده ات

بسيار خب، ميرم آماده بشم

چرا براي بدرقه شون نيومدي؟

کجا ميخواي بري؟

ميرم کيوتو بايد به يه کتابفروشي برم

اميدوارم زود برگردي

ايواشيتا يه چند روزي ميره مرخصي

نميخوام شب تنها باشم

اوگينوسان

هينوکان

ميخواي بري کيوتو؟

آره

ميخوام از يه کتابفروشي چندتا عکس از مجسمه هاي بودايي تهيه کنم

خيلي عجيبه

هرچند که من تو يه معبد بودايي بزرگ شدم ولي از راهبها خوشم نمياد

با اينحال، پسر يه تاجر به بوديسم علاقه داره

ميخواي هويتمون رو باهم عوض کنيم؟

ولي امکان نداره

ميبينم که يوري قراره ازدواج کنه؟

درسته

چرا نميري کالج؟

خانواده پولداري داري

فرصت خوبي رو داري از دست ميدي

پدرم مدام در اينمورد بهم گير ميده

من علاقه اي به تحصيل ندارم

فهميدنش برام سختِ

کجا ميري، اوگينوسان؟

دو سال پيش يه مجسمه سفارش داديم

حالا ميخوام برم پولشو بدم

اگه دوست داري ميتوني بياي ببيني

ياسوتاکا موري هنرمند مجسمه ساز

بفرماييد

دو سال وقت صرفش کردين؟ - آره -

شايد دارم پير ميشم

کار کردن خيلي داره برام سخت ميشه

استاد موري، شما پشتکار زيادي دارين

ميتونم يه چيزي در مورد مجسمه سازي ازتون بپرسم؟

احتياج به ايمان زيادي داره؟

بله، معلومه

اگه ايمان نداشته باشي نميتوني اينکارو بکني

ساختن هرکدوم از اين مجسمه ها دو تا سه سال وقت ميبره

بايد صبر زيادي داشته باشي

اگه جسارت کردم عذر ميخوام

از وقتي يه مجسمه تمام ميشه ...توي ده سال يا صد سال بعدش

چند آدم مختلف... از خدا آرزوهاي مختلف ميکنن؟

هميشه در اينمورد فکر ميکنم

...با اينحال، هروقت رو يه مجسمه کار ميکنم

احساس ميکنم زندگيم... کم کم به اون رسوخ ميکنه

اون آدمايي که اعتقاد ندارن ...و ميرن به جنگ

مرگشون تو ميدان جنگ خيلي بي معنيِ...

بنظرم کارم تفاوت چنداني با اين نداره

پدر، من به مدت يه هفته اينجا نيستم

خيله خب، مراقب خودت باش

مجبوري کاراي خونه رو خودت انجام بدي

پس بهتره اون مجسمه رو زودتر تمام کني

خداحافظ

ميخواي بري؟ - آره -

شما هم از معبد مياين؟

نه، من دوستشم

واقعا؟ گفتم فرق داري

داري دنبال يه همسر جوان و زيبا ميگردي، درسته؟

من همسر دومشم

حتما خيلي کار داري

آره

ببخشيد - يه لحظه صبر کن -

هتل ياساکا

کجا ميري؟ - خونه -

چرا؟ نميخواي امشبو بموني؟

يعني نميتونم برم؟

از اينجا خوشت نمياد

نه

!پولتو دادم

!تو فقط يه جنسي

اينجور سوالا از جانب تو خيلي مسخره ست

من فقط يه جنسم؟

!هي تو، صبر کن

حرف بدي به خانم زدي؟

چيز خاصي نگفتم

ميخواي اينجا پررو بازي دربياري؟

!حرومزاده عوضي

من برگشتم

ماسائو؟

خوش اومدي

حمام آماده ست

ميتوني اول بري حمام

من تو خونه تنهام

خيلي ترسناکِ

تو اول برو حمام من همينجا منتظر ميشم

تمام شد

چه اتفاقي افتاده؟

از وقتي برگشتي رفتارت عجيب شده

موضوع چيه؟

آب گرم ـه؟

آره

يکم گرمترش ميکنم

ماسائو، ببين چي پيدا کردم

منو ياد قديما ميندازه

يکي تو اتاق پدر بود

آره، پدر اونو ميزد به صورتش و با مادر بازي ميکرد

!ماسائو...نه

!ماسائو...نه

...ماسائو

...ميترسم، ميترسم

چيزي نيست که ازش بترسي

اين طبيعيِ

طبيعيِ که دو نفر اينطوري باشن

خوش اومدين

پدر گفت ميخواد بره اوساکا

منم يراست از توکيو با قطار اومدم

خيلي زود اومدين

جريان چيه؟ رنگت پريده

ديشب بعد از حمام سرما خوردم

جدي؟

به ماسائو ميگم بياد خونه

ماسائو، ماسائو

ماسائو

مادر برگشته

بايد آرامش خودتو حفظ کني

زندگي و مرگ موضوعات مهمي هستن گذرا و قابل تغيير

آرهات، بين بودا و انسان

This Transient Life subtitles in other languages

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left