The Originals

The Originals

Farsi Persian felirat letöltése

3. évad

Kiadási információk

The Originals S03E01 HDTV x264-LOL
The Originals S03E01 HDTV XviD-AFG
The Originals S03E01 HDTV XviD-FUM
The Originals S03E01 480p HDTV x264-mSD
The Originals S03E01 720p HDTV X264-DIMENSION
The Originals S03E01 1080p HDTV X264-DIMENSION
The Originals S03E01 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Kommentár sinatram
(کاریـ از علیـ پاکباز (جهانـ زیرنویسـ

Címkék

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
x265
HEVC
480p
480
1080
Közzétéve: 2015-10-11
Letöltések: 43
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

وقتی شروع کردیم

خیلی بی عرضه بودیم

مادرمون کاری کرده بود که به حیوون جماعت تبدیل بشیم

که دنبال خون باشیم و تغذیه کنیم

ولی جاودانه شدن از درک و فهم ما بالاتر بود

نفوذ کردن به ذهن رو باید یاد میگرفتیم

همه مون میدونستیم که از شکار شدن ترس داریم

و همینطور حس گرسنه موندن

واسه همینم

عین یه خونواده

وقتی که نیاز داشتیم

خونوادگی و باهم

تغذیه میکردیم

کول،کامل انجام دادی..؟

ببخشین الایژا حالا واقعاً این کارا لازمه..؟

برادر..این یه جاده اصلیه

اگه اثری از یه بدن پیدا کنن بو میبرن کار ما بوده

خبر به مایکل میرسه

داریم اینجوری تو برف و بارون و پاییز

و زمستون به همه جا میریم

واقعاً باید همیشه با ترس از پدرمون زندگی کنیم..؟

متأسفانه باید بگم آره

فین..لطفاً نیکلاوس

هیچ ایده و فکری داریم که بعدش کجا میخوایم بریم..؟

چرا اون کاری رو که هم ماها میخوایم رو انجام ندیم..؟

تقسیم بشیم

ما همه قسم خوردیم

قسم های تو بیشتر از پدر به ذهنم میاد

به هر حال پدر نمیتونه دنبال همه ما راه بیفته که

من میگم که خودمون حق انتخاب داریم

شاید حق با کول باشه

ممنون فین آره من همیشه همینو گفتم

بچه بزرگتر از همه باهوشتره

حرف زدن بسه دیگه

از توافق خودمون خوشم نمیاد

ولی میخوام که رو تخت بگیرم بخوابم

تو یه حمام دوش بگیرم یه غذای حسابی بخورم

اگه جدا بشیم

نه برادر

نیکلاوس راست میگه ما قسم خوردیم

خونواده به همه چی اولویت داره

همیشه

تا آخر

واقعاً واسه همیشه و تا آخر

ربکای عزیزم

امیدوارم موقع گرفتن نامه خوب باشی

واست از موقعیت جدید اوضاع مینویسم

و ازت یه مشاوره میخوام

برادرامون همچنان بر علیه هم هستن

کلاوس هرگز عذرخواهی نمیکنه

نه بخاطر اون خونهایی که ریخته

و نه واسه رنج و دردی که هیلی داره میکشه

و الایژا هم نمیتونه اونو ببخشه

با همه سعی و تلاش من

داریم از هم جدا زندگی میکنیم

البته باید بگم که خبر خوبم دارم

نیکلاوس پای حرف خودش وایساد

منطقه رو مارسل اداره میکنه

اونجا یه باشگاه مبارزه داخل

کلیسای قدیمی "سنت ان" درست کرده

اونجا افرادی که میخوان وارد جامعه

خون آشامی اون بشن رو تست میکنه

الایژا هم واسه تمرین بوکس میره پیش اون

به نظرم واسه کنترل خشم بهش کمک میکنه

و بیش از حدم عصبانیه

در حالیکه هوپ داره رشد میکنه

معلومه که واسه مادرش دلتنگی میکنه

هرچند که نیکلاوس پدر دلسوزش همچنان مونده

ولی هنوزم هیچ درمانی واسه

طلسم هیلی پیدا نکرده

با همه تلاشهایی که کردم

هنوزم واسه از بین بردن طلسمی

که روی گرگ های هلالی شکل اثر گذاشته راهی پیدا نکردم

و خود هیلی هم داره بدجوری تلاش میکنه

اینکه فقط یه بار بچه خودشو اونم وقتی ماه

کامل باشه میتونه ببینه

و تو یه شرایطی هستیم که حتی نمیتونیم درخواست کمک خارجی بکنیم

میشه حالا به حرفام گوش کنی..؟

نه جادوگرا هیچ لطفی به خون آشام ها نمیکنن

عین حلقه های روشنایی روز

اینها قانون هستن

یه عمل با نیت درست باعث بوجود اومدن صلح و آرامش میشه

محفل منطقه نه فکر میکنه که من طرفدار خون آشام ها هستم

کاری نمیکنم که این حرف اونا اثبات بشه

فقط خودتی دیگه

خشم داوینا نسبت به خونواده ما

فقط بیشتر شده

و به عنوان نماینده کل محفل ها

با هیچکس راه نمیاد

تازه نیکلاوس باز داره کمیل رو میبینه

واسه ملاقات هایی که بهشون میگه دردل خیلی کوچیک

یجورایی ادعا میکنه که میخواه راه خودشو عوض کنه

راستش به نظر میاد که اصلاً پشیمون نیست

از خونهایی که ریخته

و اون کارایی که انجام داده

با این کار فقط الایژا رو از خودش دورتر میکنه

توی این فکرم که اگه بتونی واسم یجور مشاوره

درباره اینکه چجوری میتونم این پیوند شکسته رو درست کنم خوب میشه

تا اون موقع خواهر دوست دار تو فریا

کمیل

ممنون که اومدی

واسه چی خواستی که اینجا ببینمت..؟

خب یجورایی امیدوار بودم که یه درد و دل کوچیک باهم بکنیم

و فکر کردم با خودم که اگه جا رو عوض کنم خوشت بیاد

و اجازه بدم تا یه گردش خصوصی

به نمایشگاه داشته باشی

تو اینارو کشیدی..؟

یه قسمت بزرگی از هزاره گذشته اینجوری

گذروندم که نلاش کنم توجه پدرم رو به سمت خودم جلب نکنم

و الانم اون مُرده

و همه اونایی که در مقابل من قرار گرفتن

همه رو شکست دادم

حالا دلیلی نداره که این همه زحمت من

مورد توجه و تقدیر قرار نگیره

من که واسه تقدیر از هنر نیومدم اینجا

اگه میخوای درباره پیشرفت خودت بعنوان

یه کسی که دنبال همدردی بوده خیله خب باشه

وگرنه که من میرم

من بهت توهینی کردم..؟

قبول کردم که تورو واقعاً حرفه ای ببینم

و زمانی که حد و مرزهارو خیلی روشن مشخص کردم

نمایش خصوصی هنری شامل اونها نیست

خب پس شاید ترجیح میدی که

همراه من توی افتتاحیه فردا باشی

خواستی حرف بزنی بهم زنگ بزن

صبر کن

تو نگران اینی که کسی نیاد

ربکا که رفته..مارسل هم از دستت ناراحته

الایژا هم که حتی بهت نگاهم نمیکنه

پس تنها می مونی

ترسیدی بخاطر اینکه آدمایی که دوستشون داری از دستت ناراحتن

شاید لازمه که دربارش فکر کنی

باید برم

باشه..اون چیزی که باید بفهمی

اینه که من و "نولا" باهم رابطه داریم

که همش به اوضاع خرابم با زن سابقم برمیگرده

من کارشناس اون چیزایی که به نظر سری میرسن هستم

و گاهی اوقات که

یجور جادوی سیاه رو پیدا میکنن منو صدا میکنن

این دوست روانشناس توئه..؟

خوبه.."ویل کنی" کارآگاه ویژه قتل

کمی اُکانل متصدی بار

یه روانشناس نیمه وقت

واسه چی من اینجام..؟

وینس جسد رو نشونش بده

ببینم اون کاری رو که گفتی میتونه انجام بده

خب پس پلیس ها یجورایی خصوصیات روانشناختی میخوان

و با اون چیزایی که ما پیدا کردیم

میگم که این در تخصص خودته

همینجور داره بزرگتر میشه

ممنون بخاطر همه چی

فردا ماه کامل میشه

اگه بخوای میتونم کمکت کنم تا هوپ رو ببری پیش هیلی

لازم نیست

حق داری که یه شب استراحت کنی

منم بهت پیشنهاد میدادم که بیام

ولی میترسم این غرور شکننده من نتونه یه طومار

از توهین هایی که شک ندارم هیلی آماده کرده رو تحمل کنه

آره فکر نمیکنم جای خاصی باشه

که بودن تو خیلی خوشایند باشه

برادرم به یه همچین توهین هایی با من برخورد میکنه

تو چی فکر میکنی فریا..؟

هنوز از من بخاطر دست داشتن تو طلسم هیلی ناراحته..؟

باید یادش بیارم که اون کار من بود که اونو زنده نگه داشت

البته..ببخشین

خب پس کاری که کردی یجور کار قهرمانانه بوده

با اینکه از شکنجه کردنش کیف میکنی..؟

شاید من بیشتر همدردی میکردم

اگه هیلی معذرتخواهی میکرد

به هر حال خودش بود که تلاش کرد

یجوری با دخترم فرار کنه

شما دوتا حتماً باید به جون هم بیفتین

میشه ازتون بخوام یه جا دیگه اینکارو بکنین..؟

کار خوبی کردی

با همین روال همه خونواده رو از اینجا دور میکنی

کی واسه سری بعدی آماده ست..؟

همه شماها یه سری عوضی کثیف هستین

و توام تا آخر همینجور نفهم می مونی

اوه چه لباسای خوشگلی

افسوس که بدجوری حیف میشن

ربکا به اندازه کافی درباره این موضوع بحث کردیم

نه تو حرف زدی

هیچکدوم از ما دربارش چیزی نگفته

اینا داشتن یه جایی میرفتن

یه ماشین دارن پر از لباسای ابریشمی و گرون قیمت

اونا 5نفر ما هم 5 نفر هستیم

هرجایی که داشتن میرفتن

واسه چی ما نتونیم جای اونا بریم

لباس یه سری آدم نجیب زاده رو که نمیدونیم مال کجان رو بپوشیم

کسایی که اصلن نمیدونیم چه رسمی دارن

مسخره ست

اون قلعه رو که از ته جاده دیدی

یجور جشن و مهمونیه

خب اگه اینا داشتن میرفتن اونجا پس

اونارو ببین از ما که بهتر نیستن دیگه

میتونیم عین اونا زندگی کنیم حداقل واسه یه مدتی

دربارش فکر کن..الایژا میتونیم راحت بدون جلب توجه کردن آشکارا زندگی کنیم

میتونیم یه زندگی معمولی داشته باشیم

ساکت

خب چه پسر خوشگلی

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left