Five Feet Apart

Five Feet Apart

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

Five Feet Apart 2019 1080p WEB-DL DD5 1 H264-FGT
Five Feet Apart 2019 720p WEB-DL XviD AC3-FGT
Five Feet Apart 2019 WEB-DL x264-FGT
Five Feet Apart 2019 720p WEB-DL x264-MkvCage
Five Feet Apart 2019 720p WEB-DL H264 AC3-EVO
Five Feet Apart 2019 WEB-DL XviD AC3-FGT
Five Feet Apart 2019 WEB-DL XviD MP3-FGT
Five Feet Apart 2019 WEBRip 720p x264-RARBG
Five Feet Apart 2019 HDRip AC3 X264-CMRG
Five Feet Apart 2019 HDRip XviD AC3-EVO
Kommentár arman333
💢 ناصر اسماعیلی و آرمان اسدی 💢 DibaMoviez.com

Címkék

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
XviD
AC3
x264
hdrip
HDRip
HD
720p
720
mkv
MkvCage
1080
webrip
BRip
Közzétéve: 2019-05-25
Letöltések: 181
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

‫ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

‫لمس انسان

‫اولین شکل برقراری ارتباط ما

امنیت، حفاظت، آرامش

همه‌اش توی نوازش آرام یه انگشته

‫یا گذاشتن لب‌ها روی یه گونه‌ی نرم.

‫وقتی خوشحالیم ما رو به هم وصل میکنه،

‫در زمان‌های ترس بهمون اتکا میده،

‫در زمان‌های شور و عشق،

‫بهمون هیجان میده.

‫اون لمس رو از طرف ‫کسی که دوست داریم لازم داریم،

‫تقریباً همونقدر که برای تنفس به هوا نیاز داریم.

‫ولی هیچوقت اهمیت لمس رو نفهمیدم.

‫لمس اون.

‫تا وقتی دیگه نداشتمش.

«یک و نیم متر دورتر»

ترجمه از ناصر اسماعیلی و آرمان اسدی

‫اوه!

‫اوه آره

‫اوه آره. این یکی عالیه

‫راستش، خط‌های آفتاب‌سوختگی شاید فوق‌العاده باشن.

‫وای خدا. اون حتی نصف سینه‌ت رو هم نمی‌پوشونه.

...نه، تو یه چیزی میخوای

‫- این خیلی سکسیه ‫- واقعاً سکسیه

‫آره. بذار ببینم

‫خوشم اومد

‫آره، راستش خیلی خوشگله

‫ولی نمیدونم زیادی هرزه‌ایه یا کم؟

‫سلام!

‫پیش مایی؟

‫خیلی‌خب، بگین چی شده

‫تیلور و میسون صبح تو فرودگاه میان دنبالمون

‫این قیافه برا چیه؟

‫- وای خدا! ‫- چی؟

‫- می‌دونم می‌دونم می‌دونم! ‫- چی؟ چی شده؟

‫رفیق، میسون و برک با هم بهم زدن

‫- نه نزدن ‫- چرا زدن

‫وای خدای من! مایا!

‫میخوای اونکارو بکنی!

‫ایکاش می‌تونستم اونجا باشم ‫تا شخصاً اون صحنه رو ببینم.

‫خیلی بده که امسال برنامه‌ش رو ریختی ‫و حتی نمی‌تونی بری.

‫خب،

‫می‌تونین با نرم‌افزارهای فتوشاپ‌تون ‫منو تو عکس‌ها اضافه کنین.

‫درباره‌ی چی حرف میزنین؟

‫- می‌دونی درباره‌ی چی حرف میزنم ‫- چرا می‌خندین؟ نه نمی‌دونم

‫به جایی که توش آکنه میزنی ‫و الکی صورتت رو سرخ میکنی.

‫خفه شو.

‫مژه‌هات! مژه‌هات تو واقعیت اونقدرا بلند نیستن.

‫خیلی بدین.

‫خیلی‌خب بجنبین. ممنون بابت همبرگرها.

‫راستش، شما قراره خیلی بهتون خوش بگذره

‫باشه؟

‫خدافظ. دوستت دارم

‫من بیشتر

‫دوستت دارم

‫دلم برات تنگ میشه. خدافظ

‫کاندوم استفاده کنی

‫ممنون مامان

سلام به همگی

‫خب، برای به بازیابی دیگه برگشتم به بیمارستان.

‫برای این گلودردم یه مقدار دیگه هم ‫باید آنتی‌بیوتیک بخورم...

‫سلام بارب!

‫گلودرد؟

‫اونم با تب 102؟

‫من بدترش رو داشتم. سلام کن!

‫استلا، اونو تو روی من نگیر

‫چه خوشگل شدی!

‫بعد اینکه استلا رو آماده کردیم برمی‌گرده

‫شنیدین خانم رئیس چی گفت

‫فکر کنم این بهترین کارش هست

سلام استلا

‫وای

‫وای. خیلی چیزا تو این شش ماه عوض شده

‫آره

‫زایمانش تو ماه مارس هست

‫لطفاً دستت رو خم کن

‫- پو تو کدوم اتاقه؟ ‫- ۳۱۰

‫و باز کن

‫خیلی‌خب

‫آماده‌ای

‫یکم دیگه می‌بینمت

‫ممنون جولی

‫مطمئنی این موردی نداره؟

‫من بازم حواسم بهت هست

‫و بله، موردی نداره

‫بدون تو چیکار کنم؟

‫می‌میری

‫واقعیته

‫خب، بارب بهم اجازه میده ایندفعه ‫چرخ داروهام رو تو اتاقم نگه دارم.

‫و یه مشت قرص برام گذاشت،

‫یکم جی‌جوس

‫وای! اون یه ماده‌ی غذایی مایع هست که ‫از راه لوله‌ی بینیم مستقیم میره به معده‌م.

‫پس، هر کدوم از شما دخترا که میخواین ‫روزی ۵۰۰۰ کالری غذا بخورین،

‫و یک کیلو هم اضاف نکنین،

‫هر روز خواستین جام رو باهاتون عوض میکنم.

‫امروز احتمالاً این چیز رو دوباره سازماندهی میکنم،

‫چون همونطور که خیلی‌هاتون می‌دونین، ‫من یکم وسواسی‌ام.

‫از یکم وسواسی‌ام، منظورم اینه ‫که اختلال وسواس اجباری دارم.

‫پس، شاد باشید ‫خدافظ بروبچ

‫طبقه بالا یه بچه‌ی جدید دنیا اومد

‫پونزده دقیقه دیگه بیا سراغم

‫سلام سینتیا

‫سلام استلا

‫سلام

‫من برنامه‌ی پرستارها رو ریختم، ‫پس اگه دکمه‌ی احضار پرستار رو نزنی،

‫هیچکس تا یه ساعت دیگه سراغت نمیاد.

‫هی. من باید رو اون تخت بخوابم، باشه؟

‫واو. بابا حیوون نیستیم که

‫نگران نباش، اصلاً اونقدرا طول نمیکشه

‫هی! این چه حرفیه میزنی ویلیس؟

‫دیدن داشتی وسایلات رو می‌بردی داخل

‫چیزه...

‫وسایلات زیاد بود

‫قراره یه مدت اینجا باشی؟

‫سلام؟

‫تو کَری

‫تو نباید جاکِشی اتاقت رو برا مهمونات بکنی؟

‫ساعتی اجاره میدی یا چطوری؟

‫پس تو بودی تو راهرو منو دید میزدی

‫من دید نمی‌زنم، و تو تا اینجا دنبالم اومدی

‫می‌خواستم خودم رو معرفی کنم،

‫ولی این رفتاری که ازت می‌بینم...

‫بذار من بگم. تو از اون پسرایی...

‫که به قوانین توجهی ندارن، چون باعث میشن ‫فکر میکنی تحت کنترلت دارن. درسته؟

‫اشتباه نمیکنی

‫فکر میکنی جذابه؟

‫تو فکر میکنی جذابه؟

‫اینکه اجازه بدی دوستات اتاقت رو برای سکس ‫قرض بگیرن حال‌بهم زنه، پس نه.

‫تو از سکس خوشت نمیاد؟

‫نه، خوشم...

‫میاد. از سکس خوشم میاد.

‫سکس خوبه

‫"خوب" دقیقاً با نظر من یکی نیست، ‫ولی یه اشتراکاتی با نظر من داره.

‫ما هیچ وجه اشتراکی با هم نداریم.

‫اوه، چه بد

‫تو... تو این بالا چیکار میکنی؟

‫فاصله‌ی همیشگی حداقل ۱.۸ متر. ‫جفت‌تون مقررات رو می‌دونین.

‫ویل، برگرد به اتاقت

‫بفرما

‫یه اسم کوچیک برای پروفایل روان‌شناختیت.

‫من ویل نیومن هستم.

‫و تو؟

‫کَر

‫استلا، ممنون که ماسکت رو دوباره گذاشتی

‫استلا

‫باید آسون بگیری

‫زندگیه دیگه

‫چشم به هم بزنی تموم شده

‫پس، اون بیماری فیبروز کیستیک داره؟

‫باکتری بی‌سیپیشا

‫بخشی از یه آزمایش دارویی جدید ‫به اسم سوافلومالین هست.

‫اگه به این آزمایش بپیوندی ممکنه...

‫ریه‌های جدید بهت نخوره.

‫از اون باکتری نمیشه قسر در رفت.

‫ازش دور بمون

‫سلام دنیا

‫خیلی‌خب، «افلووست» تا سی دقیقه، ‫بعدش کاملاً آماده‌ای.

‫قبل اینکه شروع کنیم چیز دیگه‌ای لازم داری؟

‫پودینگ شکلاتی برا دو نفر؟

‫خب چی؟ الان شدم خدمتکار؟

‫باید ازت استفاده کنم دیگه

‫خیلی‌خب

‫دختر خوب. دختر خوب

‫خیلی‌خب، خوبه. درسته

‫خوبه عزیزم

‫فردا می‌بینمت

‫- خدافظ بارب ‫- فعلاً

‫مثل تمام بچه‌هایی که با بیماری ‫فیبروز کیستیک به دنیا میان،

‫بیماری منم لاعلاج بود،

‫که لزوماً به این معنا نیست که فردا می‌میرم،

‫ولی ممکنه فردا بمیرم.

‫هر کسی ممکنه فردا بمیره.

‫من فقط از بقیه وقت کمتری دارم.

‫ریه‌هام الان به پنجاه درصد ‫حداکثر توانایی‌شون رسیدن.

‫پس با این وضع،

‫دکتر حمید میگه اول دبیرستان که رسیدم ‫باید پیوند ریه انجام بدم.

‫باحال میشه.

‫سلام بچه‌ها! ششش!

‫ما تو «نیکو» هستیم،

‫چون من خیلی عشق بچه هستم.

‫و بارب...

‫بارب خوشگله بهم اجازه میده تا تنهایی بیام اینجا.

‫فیبروز کیستیک، همونطور که می‌دونید، ‫یه بیماری ژنتیکیه،

‫که اساساً باعث میشه بدنم یه عالمه مخاط تولید کنه.

‫جالبش اینه، من باید کنار بقیه‌ی کسایی که ‫فیبروز کیستیک دارن، حسابی مراقب باشم.

‫قانونش اینه که ما نباید ‫در فاصله‌ی ۱.۸ متری هم قرار بگیریم،

‫چون ممکنه باکتری‌های همدیگه رو بگیریم.

‫خیلی از مردم نمی‌دونن که ریه‌های جدید ‫غالباً فقط تقریباً پنج سال دووم میارن،

‫که راستش موردی نداره، چون بیشترمون ‫فقط میخوایم اونقدری زنده بمونیم،

‫تا یه درمان جدید پیدا بشه.

سلام بچه‌ها

‫اینجا تو افلووست خودم دارم حال میکنم،

‫که خیلی باحاله، چون لازم نیست ‫از یه دیوار آویزون بشم،

‫که خب قطعاً نیستم چون از تختم آویزون هستم.

‫راستش این کار برای اینکه ‫مخاط بالا بیاد و این چیزا خوبه.

‫می‌دونم، سکسیه، نه؟

‫هی دختر

‫چه داغونی

‫طرف کیه؟

‫می‌شناسمش؟

More Farsi Persian subtitles for Five Feet Apart

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left