Az első 200 sor.
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
لمس انسان
اولین شکل برقراری ارتباط ما
امنیت، حفاظت، آرامش
همهاش توی نوازش آرام یه انگشته
یا گذاشتن لبها روی یه گونهی نرم.
وقتی خوشحالیم ما رو به هم وصل میکنه،
در زمانهای ترس بهمون اتکا میده،
در زمانهای شور و عشق،
بهمون هیجان میده.
اون لمس رو از طرف کسی که دوست داریم لازم داریم،
تقریباً همونقدر که برای تنفس به هوا نیاز داریم.
ولی هیچوقت اهمیت لمس رو نفهمیدم.
لمس اون.
تا وقتی دیگه نداشتمش.
«یک و نیم متر دورتر»
ترجمه از ناصر اسماعیلی و آرمان اسدی
اوه!
اوه آره
اوه آره. این یکی عالیه
راستش، خطهای آفتابسوختگی شاید فوقالعاده باشن.
وای خدا. اون حتی نصف سینهت رو هم نمیپوشونه.
...نه، تو یه چیزی میخوای
- این خیلی سکسیه - واقعاً سکسیه
آره. بذار ببینم
خوشم اومد
آره، راستش خیلی خوشگله
ولی نمیدونم زیادی هرزهایه یا کم؟
سلام!
پیش مایی؟
خیلیخب، بگین چی شده
تیلور و میسون صبح تو فرودگاه میان دنبالمون
این قیافه برا چیه؟
- وای خدا! - چی؟
- میدونم میدونم میدونم! - چی؟ چی شده؟
رفیق، میسون و برک با هم بهم زدن
- نه نزدن - چرا زدن
وای خدای من! مایا!
میخوای اونکارو بکنی!
ایکاش میتونستم اونجا باشم تا شخصاً اون صحنه رو ببینم.
خیلی بده که امسال برنامهش رو ریختی و حتی نمیتونی بری.
خب،
میتونین با نرمافزارهای فتوشاپتون منو تو عکسها اضافه کنین.
دربارهی چی حرف میزنین؟
- میدونی دربارهی چی حرف میزنم - چرا میخندین؟ نه نمیدونم
به جایی که توش آکنه میزنی و الکی صورتت رو سرخ میکنی.
خفه شو.
مژههات! مژههات تو واقعیت اونقدرا بلند نیستن.
خیلی بدین.
خیلیخب بجنبین. ممنون بابت همبرگرها.
راستش، شما قراره خیلی بهتون خوش بگذره
باشه؟
خدافظ. دوستت دارم
من بیشتر
دوستت دارم
دلم برات تنگ میشه. خدافظ
کاندوم استفاده کنی
ممنون مامان
سلام به همگی
خب، برای به بازیابی دیگه برگشتم به بیمارستان.
برای این گلودردم یه مقدار دیگه هم باید آنتیبیوتیک بخورم...
سلام بارب!
گلودرد؟
اونم با تب 102؟
من بدترش رو داشتم. سلام کن!
استلا، اونو تو روی من نگیر
چه خوشگل شدی!
بعد اینکه استلا رو آماده کردیم برمیگرده
شنیدین خانم رئیس چی گفت
فکر کنم این بهترین کارش هست
سلام استلا
وای
وای. خیلی چیزا تو این شش ماه عوض شده
آره
زایمانش تو ماه مارس هست
لطفاً دستت رو خم کن
- پو تو کدوم اتاقه؟ - ۳۱۰
و باز کن
خیلیخب
آمادهای
یکم دیگه میبینمت
ممنون جولی
مطمئنی این موردی نداره؟
من بازم حواسم بهت هست
و بله، موردی نداره
بدون تو چیکار کنم؟
میمیری
واقعیته
خب، بارب بهم اجازه میده ایندفعه چرخ داروهام رو تو اتاقم نگه دارم.
و یه مشت قرص برام گذاشت،
یکم جیجوس
وای! اون یه مادهی غذایی مایع هست که از راه لولهی بینیم مستقیم میره به معدهم.
پس، هر کدوم از شما دخترا که میخواین روزی ۵۰۰۰ کالری غذا بخورین،
و یک کیلو هم اضاف نکنین،
هر روز خواستین جام رو باهاتون عوض میکنم.
امروز احتمالاً این چیز رو دوباره سازماندهی میکنم،
چون همونطور که خیلیهاتون میدونین، من یکم وسواسیام.
از یکم وسواسیام، منظورم اینه که اختلال وسواس اجباری دارم.
پس، شاد باشید خدافظ بروبچ
طبقه بالا یه بچهی جدید دنیا اومد
پونزده دقیقه دیگه بیا سراغم
سلام سینتیا
سلام استلا
سلام
من برنامهی پرستارها رو ریختم، پس اگه دکمهی احضار پرستار رو نزنی،
هیچکس تا یه ساعت دیگه سراغت نمیاد.
هی. من باید رو اون تخت بخوابم، باشه؟
واو. بابا حیوون نیستیم که
نگران نباش، اصلاً اونقدرا طول نمیکشه
هی! این چه حرفیه میزنی ویلیس؟
دیدن داشتی وسایلات رو میبردی داخل
چیزه...
وسایلات زیاد بود
قراره یه مدت اینجا باشی؟
سلام؟
تو کَری
تو نباید جاکِشی اتاقت رو برا مهمونات بکنی؟
ساعتی اجاره میدی یا چطوری؟
پس تو بودی تو راهرو منو دید میزدی
من دید نمیزنم، و تو تا اینجا دنبالم اومدی
میخواستم خودم رو معرفی کنم،
ولی این رفتاری که ازت میبینم...
بذار من بگم. تو از اون پسرایی...
که به قوانین توجهی ندارن، چون باعث میشن فکر میکنی تحت کنترلت دارن. درسته؟
اشتباه نمیکنی
فکر میکنی جذابه؟
تو فکر میکنی جذابه؟
اینکه اجازه بدی دوستات اتاقت رو برای سکس قرض بگیرن حالبهم زنه، پس نه.
تو از سکس خوشت نمیاد؟
نه، خوشم...
میاد. از سکس خوشم میاد.
سکس خوبه
"خوب" دقیقاً با نظر من یکی نیست، ولی یه اشتراکاتی با نظر من داره.
ما هیچ وجه اشتراکی با هم نداریم.
اوه، چه بد
تو... تو این بالا چیکار میکنی؟
فاصلهی همیشگی حداقل ۱.۸ متر. جفتتون مقررات رو میدونین.
ویل، برگرد به اتاقت
بفرما
یه اسم کوچیک برای پروفایل روانشناختیت.
من ویل نیومن هستم.
و تو؟
کَر
استلا، ممنون که ماسکت رو دوباره گذاشتی
استلا
باید آسون بگیری
زندگیه دیگه
چشم به هم بزنی تموم شده
پس، اون بیماری فیبروز کیستیک داره؟
باکتری بیسیپیشا
بخشی از یه آزمایش دارویی جدید به اسم سوافلومالین هست.
اگه به این آزمایش بپیوندی ممکنه...
ریههای جدید بهت نخوره.
از اون باکتری نمیشه قسر در رفت.
ازش دور بمون
سلام دنیا
خیلیخب، «افلووست» تا سی دقیقه، بعدش کاملاً آمادهای.
قبل اینکه شروع کنیم چیز دیگهای لازم داری؟
پودینگ شکلاتی برا دو نفر؟
خب چی؟ الان شدم خدمتکار؟
باید ازت استفاده کنم دیگه
خیلیخب
دختر خوب. دختر خوب
خیلیخب، خوبه. درسته
خوبه عزیزم
فردا میبینمت
- خدافظ بارب - فعلاً
مثل تمام بچههایی که با بیماری فیبروز کیستیک به دنیا میان،
بیماری منم لاعلاج بود،
که لزوماً به این معنا نیست که فردا میمیرم،
ولی ممکنه فردا بمیرم.
هر کسی ممکنه فردا بمیره.
من فقط از بقیه وقت کمتری دارم.
ریههام الان به پنجاه درصد حداکثر تواناییشون رسیدن.
پس با این وضع،
دکتر حمید میگه اول دبیرستان که رسیدم باید پیوند ریه انجام بدم.
باحال میشه.
سلام بچهها! ششش!
ما تو «نیکو» هستیم،
چون من خیلی عشق بچه هستم.
و بارب...
بارب خوشگله بهم اجازه میده تا تنهایی بیام اینجا.
فیبروز کیستیک، همونطور که میدونید، یه بیماری ژنتیکیه،
که اساساً باعث میشه بدنم یه عالمه مخاط تولید کنه.
جالبش اینه، من باید کنار بقیهی کسایی که فیبروز کیستیک دارن، حسابی مراقب باشم.
قانونش اینه که ما نباید در فاصلهی ۱.۸ متری هم قرار بگیریم،
چون ممکنه باکتریهای همدیگه رو بگیریم.
خیلی از مردم نمیدونن که ریههای جدید غالباً فقط تقریباً پنج سال دووم میارن،
که راستش موردی نداره، چون بیشترمون فقط میخوایم اونقدری زنده بمونیم،
تا یه درمان جدید پیدا بشه.
سلام بچهها
اینجا تو افلووست خودم دارم حال میکنم،
که خیلی باحاله، چون لازم نیست از یه دیوار آویزون بشم،
که خب قطعاً نیستم چون از تختم آویزون هستم.
راستش این کار برای اینکه مخاط بالا بیاد و این چیزا خوبه.
میدونم، سکسیه، نه؟
هی دختر
چه داغونی
طرف کیه؟
میشناسمش؟
No comments yet. Be the first to leave one.