This Is Us

This Is Us

Farsi Persian felirat letöltése

2. évad

Kiadási információk

This Is Us S02E08 HDTV x264-SVA
This Is Us S02E08 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
This Is Us S02E08 720p HDTV x264-AVS
Kommentár AliNiceBoy
█►AliNiceBoy

Címkék

HDTV
hdtv
720p
720
x265
HEVC
HD
2CH
x264
Közzétéve: 2017-11-16
Letöltések: 48
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

‫پدرمون مرده، و این خیلی ناراحت‌کننده‌ست، خب؟

‫آنچه گذشت در ‫این ما هستیم...

‫- بس کن، کو. ‫- تو هیچ‌وقت راجع‌بهش حرف نمی‌زنی.

‫خب، می‌دونی، چون نمی‌خوام ناراحتی این موضوع بر من غلبه کنه،

‫- من مشکل دارم؟ ‫- خب، یه فرقی بین

‫غلبه کردن و در موردش حرف زدن هست.

‫من بازی فوتبالم خوب نبود، توبی. ‫عالی بود.

‫گوش کن، می‌خواستم ببینم میشه

‫دوباره برام دارو تجویز کنی.

‫نمی‌دونم چرا انقدر قضیه رو بزرگش کردی.

‫کوین، تو داری پیچیده‌اش می‌کنی.

‫چی شده؟ ‫قبلاً اینجوری نبودی.

‫وقتی خواب آینده‌مون رو می‌بینم،

‫سوفی، یه کابوس می‌بینم.

‫- خب. ‫- خب، کی انجامش میده؟

‫- اول کی راه میره؟ ‫- کی انجامش میده؟

‫- می‌دونیم که می‌خواین. ‫- یالا. می‌دونیم که بدجور می‌خواین انجامش بدین.

‫زود باشین، رفقا.

‫- شاره 1 بلند شد. بلند شد! ‫- کوین بلند شد.

‫- بالا. ‫- زود باش! بیا اینجا. بیا اینجا، پسر.

‫اونو نگاه کن، کوین پیرسون، اولین نفر به‌دنیا اومد،

‫و اولین نفر هم راه رفت. روی پای خودش ایستاده. ‫نگاه کن چجوری داره مسیر رو طی می‌کنه.

‫- خانم‌ها و آقایون! ‫- آفرین، رفیق!

‫- داره راه میره. راه رفت. ‫- به قدم‌هایی که برمی‌داره نگاه کن!

‫آره! موفق شدی!

‫شماره 1. شماره 1.

‫مگه کاری هست که شماره 1 نتونه انجام بده؟

‫ترجمه: ‫AliNiceBoy - Motahareh

‫دوباره سلام به همه، و به یک بازی بزرگ دیگه

‫در شب فوتبالی یک‌شنبه خوش اومدین.

‫آقای پیرسون؟ اومدم خونه رو تمیز کنم!

‫هستین؟

‫...در چهار شب، وقتی به واشنگتن

‫برای انجام بازی روز شکرگذاری بریم.

‫- آقای پیرسون؟ ‫- ال، مردم می‌تونن کل روز رو غذا بخورن

‫- هستین؟ ‫- و بعد واسه بازی بزرگ آماده بشن...

‫می‌خواین خونه رو تمیز کنم، آقا؟

‫حوله‌های تمیز نمی‌خواین؟

‫علامت "مزاحم نشوید" کل هفته روی در بوده.

‫ولی بازم اومدی!

‫و مزاحم شدی.

‫من... بیا، دارم سربه‌سرت میذارم، مارتینا.

‫مثل ناوراتیلووا، خب؟ ‫همون بازیکن تنیس.

‫آره؟ تنیس بازی می‌کنی؟

‫منم بازی نمی‌کنم. ‫ولی اون تنیس‌باز خوبی بود، نه؟

‫عالی بود. زیاد قیافه نداشت،

‫ولی عالی با پشت دست به راکت ضربه می‌زد.

‫شایدم با روی راکت بود...

‫بذار یادم بیاد.

‫خب، حوله می‌خواین؟

‫آه... نه، می‌دونی چیه، ‫من حوله نیاز ندارم.

‫ولی حالا که اینجایی، مارتینا،

‫و یه‌جورایی مزاحم شدی، ‫بیا داخل.

‫می‌تونی دوباره نوشیدنی الکلی برام بیاری.

‫شاید لازم باشه ملافه‌هاتون رو هم عوض کنم.

‫آره، نه، عوض کن برن.

‫کیت، چند بار باید بهت بگم؟

‫لازم نیست هر 15 ثانیه بهم زنگ بزنی، من خوبم، باشه؟

‫آقای پیرسون؟ ‫سلام. کلی هستم،

‫هماهنگ‌کننده‌ی بازگشت به خانه از دبیرستان مک‌کینلی های.

‫ماه قبل با هم حرف زدیم.

‫- درسته، آره، الان وقت مناسبی نیست. ‫- خدای من.

‫تا حالا پا تلفن با یه آدم معروف حرف نزدم.

‫به‌جز رایان سیکرست

‫همون موقعی که زنگ زدم و بلیط‌های کنسرت زین مالک رو برنده شدم.

‫خودت رو کنترل کن، کلی.

‫من فقط می‌خوام تائید کنم که برای مراسم فردا آماده‌این یا نه؟

‫فردا شب...

‫جشن افتخارات فارغ‌التحصیلان. ایول به تیم لاینز!

‫ولی اون که فردا نیست. ‫اون...

‫تقریباً 2 هفته دیگه‌ست. اون...

‫تاریخش 20اُمه.

‫آره، فردا 20اُمه.

‫مارتینا، فردا چه روزیه؟

‫فردا 20اُمه.

‫فرد...

‫ببخشید، مارتینا، چی...

‫من دارم تلفنی با... ‫اسم‌تون چیه؟

‫اوه، ببخشید. کلی.

‫آقای پیرسون، نمیاین؟

‫چون اینجا همه خوشحالن که

‫قراره این افتخار رو نصیبت‌تون کنن.

‫دبیرستان قدیمی می‌خواد ازم قدردانی کنه.

‫- باید برم؟ ‫- بیرون از این اتاقه؟

‫اگه بیرونه، باید بری.

‫آخه می‌خواستم واسه روز شکرگذاری هم به شرق برم.

‫ببخشید، هنوز دارین با من حرف می‌زنین...

‫- مارتینا. ‫- بله؟

‫نه، داشتم جواب ِ...

‫کلی.

‫شماها می‌خواین از کوین پیرسون قدردانی کنین؟

‫پس ازش قدردانی کنیم.

‫شاید حمومش هم بدن.

‫جک! فیوز پرید!

‫آره! دارم روش کار می‌کنم!

‫میشه یه‌کم سریع‌تر کار کنی؟!

‫هی، دانشجوی نخبه، ‫می‌تونی کمکم کنی که بفهمم

‫کدوم یکی از اینا مال طبقه اوله؟

‫من هنوز دانشجوی نخبه نشدم.

‫داره دیوونه‌ام می‌کنه.

‫شرمنده که شبت رو خراب کردم، اربابم.

‫- تقاضانامه‌ی دانشگاه هاروارد چطور پیش میره؟ ‫- دارم تموم میشه.

‫- خدا رو شکر. ‫- درستش کردم!

‫آفرین، عزیزم!

‫وایسا، وایسا، اینو می‌خوای بپوشی؟

‫مربی دانشگاه پیتسبورگ الانه که برسه.

‫دیگه واقعاً نباید از سوفی پیرهن قرض کنی، کوین.

‫فکر نکنم مربی واسش مهم باشه

‫که چه پیرهنی بپوشم.

‫هرچی تو بگی، بالا ناف.

‫این چه مزه‌ایه؟

‫مزه‌ی پرتقاله. ‫وحشت کردم و دقیقه آخری اضافه‌اش کردم.

‫میشه لطفاً بری و یه پیرهن بلند

‫و یه شلوار قشنگ بپوشی؟

‫به‌نظرت می‌تونیم وسایل جلسه‌ی ترک الکل بابا رو ‫از اینجا برداریم؟

‫آره، می‌تونیم انجامش بدیم.

‫- حدوداً 6 ماه گذشته. ‫- ممم.

‫و خیلی هم طول می‌کشه. ‫عوض کن.

‫- خب، خیلی ضایعه... ‫- نظر منم همینه.

‫برق فعلاً جواب میده.

‫آماده‌ای این مربی رو متعجب کنی، بچه دانشگاهی؟

‫ای خدا، دانشگاه پیتسبورگه، می‌دونی؟

‫من اصلاً نمی‌خواستم باهاش ملاقات کنم.

‫آره. می‌دونیم.

‫ولی برو یه پیرهن بلند و یه شلوار زیپ‌دار بپوش.

‫- دانشگاه پیتسبورگه. ‫- الان.

‫- به پیتسبورگ خوش اومدی، کوین. ‫- ممنونم.

‫ما بدجور عاشق سریال منی هستیم. ‫این ریش رو به‌خاطر فیلم گذاشتی یا...

‫- آره. ‫- میشه یه عکس بگیریم؟

‫عکس خوبی میشه.

‫اومدین به کسی سر بزنین، یا اومدین خونه؟

‫آه... فقط...

‫هیچ‌کدوم.

‫هردو. من‌... من... ‫نمی‌دونم.

‫خب، اگه چیزی لازم داشتین بهم بگین،

‫آب یا شارژر موبایل.

‫قرص‌های مسکنم دارن تموم میشن.

‫می‌تونی چندتا برام بیاری؟

‫من... جداً...آم...

‫شوخی کردم، رفیق. ‫بی‌خیال بابا.

‫باید قیافه‌ی خودت رو می‌دیدی.

‫محشر بود.

‫هی، آه، به‌سمت چپ بپیچ...

‫همینجا به چپ بپیچ.

‫- راستش دبیرستان... ‫- آره، نه، نه. یه میون‌بُره.

‫خیلی‌خب. موردی نیست.

‫وایسا، وایسا، وایسا. همینجا وایسا.

‫...پشت سر مامان. ‫بعدشم الکی توپ رو سمت تو می‌اندازم.

‫خب؟ شماره 1، این واسه توئه.

‫بعد سریع به‌سمت پیاده‌رو برو.

‫باشه؟ خیلی‌خب. این واسه توئه، شماره 1.

‫یک، دو. یک، دو.

‫خب، خب!

‫خیلی‌خب، ایول به 42!

‫ایول به 42!

‫آماده!

‫- آماده‌ی پرتاب! ‫- یک، هزار، دو، هزار، سه!

‫نباید حمله کنی! ‫نباید حمله کنی!

‫دارم می‌دوم! برو، برو، برو! ‫آفرین!

‫آفرین! بگیرش، بگیرش، بگیرش!

‫گرفتش! گرفتش!

‫هی.

‫می‌تونم کمکت کنم؟

‫ببخشید. ببخشید.

‫کیت، می‌تونی ادرارش رو یه جای دیگه تمیز کنی؟

‫یه مربی دانشگاهی قراره روی اون مبل بشینه.

‫خیلی‌خب، باشه، روی مبل نمی‌ریزه.

‫حرف از دانشگاه شد،

‫لیستت رو هنوز آماده نکردی؟

‫مشاور راهنمات گفت که یه لیست از

‫5تا مدرسه‌ی محبوبت درست کن، ‫چون نمی‌خوای تمام تلاشت رو

‫- روی یه هدف... ‫- متمرکز کنم.

‫- اومدش! ‫- خب! خب، خب.

‫من برم.

‫- هی، بتروکن. ‫- سگت رو تمرین بده بابا.

‫اون لیست رو درست کن!

‫خیلی‌خب.

‫- مربی والترینگ. ‫- جک، حالت چطوره؟

‫حالت چطوره؟ بفرما داخل لطفاً.

‫ایشون همسرم ربکا هستن.

‫از دیدن‌تون خوشوقتم.

‫- ممنون که اومدین، آقای مربی. ‫- خواهش می‌کنم.

‫- منم از دیدن‌تون خوشحالم. ‫- سلام.

‫ایناهاش! ‫کوین پیرسون، سوپراستار.

‫حالت چطوره؟ ‫مربی والترینگ هستم.

‫سوفی؟

‫کوین.

‫برگشتی.

‫آقای پیرسون.

‫آقای پیرسون، زود اومدین.

‫خیلی خوشحالیم که اومدین.

‫کلی پیام توی اسنپ‌چت برام فرستادن.

‫اشکالی نداره؟

‫حالا، جشن قدردانی تا

‫چند ساعت دیگه شروع میشه،

‫ولی ما یه اتاق انتظار براتون تدارک دیدیم.

‫شاید فکر کنین تدارک دیدن اتاق انتظار خیلی ضایع باشه.

‫می‌دونم که توی اتاق‌های انتظار واقعی هم بودین.

‫ولی، آه، ما نوشیدنی لاکوا داریم و وای‌فای هم داره.

‫حال‌تون خوبه؟

More Farsi Persian subtitles for This Is Us

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left