Az első 200 sor.
:تـــرجـــمــه و زيــرنــويـــس آرام مـتـيـن
.تو قرار نيست اينجا باشي
.خودت که بهتر ميدوني
.شب قشنگيه
.باهام همراه شو
.ميتوني خودت تنهايي برگردي تو
.تو ديوونهاي
.مرغکم - .منو اينجوري صدا نکن -
.ورزش کردنت رو فراموش کرديم
.ولي ديشب خودت انجامش دادي
...فقط ميخواستم .باهات حرف بزنم
.من علاقه اي به اون بحث ندارم
..."آنا" - .نه -
.اين چيزي رو عوض نميکنه
.سلام
.تو بايد "آنا" باشي
شما کي هستين؟
،اوه، عزيزم
اون بهت نگفت که قراره من بيام؟
.من وکيلـم
.پس برادرتون همهي اينا رو تاييد ميکنه
،اون حواسش به همه چي هست ،حالا که زمانش رسيده
.ديگه تو مجبور نيستي نگران روند قانونيش باشي
.فقط يه امضا لازمه
"آنا"، من اينجام تا کمک کنم "کانراد" .چيزيکه ميخواد رو بدست بياره
.تنها خواستهش هم مراقبت کردن از توئه
.مادر منم اين بيماري رو داشت
...سرطان لوزالمعده نبود، ولي
.ميدونم که چقدر سخته
و تنها گزينهاي که .ميتوني انتخاب کني، قبول کردنِ واقعيته
.پس من انتخابي نميکنم
،پيشنهاد سرآشپز يه شما
:سفارش امروز
.خوراک گوشت
.خوراکش تاييد شدهست گوشتش هم
.امتحان شده ست
:لوبيا سبزها .معطر و خوشبو
و حالا بخش اصلي رو ميخواي؟
:دسر سيب
.شيرين، ترش
...اين
.چقدر عالي
زمان بدي اومدم؟
.نه، ايشون ديگه داشتن ميرفتن
.به محض اينکه امضا رو بگيرم
...خيليخب، چيزي نيست
.دارمت
.خوبه. خوبه. چيزي نيست
.نميدونم بدون تو چجوري قراره ادامه بدم
.من هميشه کنارتم
.تو نميخواي اين چيزا رو باور کني
.من در مورد اين چيزا حرف نميزنم
.دارم درمورد خودمون حرف ميزنم
.درمورد چيزايي که با هم گذرونديم
.بخاطر همينا هم هست که تو قويتر شدي
...هي
.نميشه که تا ابد خودتو اينجا زندوني کني
.بايد بري بيرون و بخشي از دنيا بشي
.ميخوام تو همين حال خودم باشم
.اين راهش نيست
.ديگه وقتشه بابا رو ببخشي
...مرغکم - .بس کن -
.هيچوقت بخاطر کاري که کرد نميبخشمش
..."آنا"
* مــزاحــمــيــن *
.خبراي وحشتناکي دارم
.بيف استرگانوف
.ولي بازم جاي اميد باقيه
!سيب زميني سرخ کرده
.شايد اين خوب باشه
.اون ديگه درد نميکشه
بالاخره بايد يه راه واسه خلاص شدن باشه ديگه، درسته؟
.تو هم توي کُل اين مدت قوي بودي
.هيچوقت شکايت نکردي .حتي يکبار
،يه همچين کاري، باور کن .کم پيدا ميشه
.اين خلاص شدن نيست
،آره... ببخشيد .يهو از دهنم پريد
...کلا منظورم اينه که
.فوق العادهست، ميدوني
.تو فوقالعادهاي
خب، حالا برنامه ت چيه؟
،ميخواي... اين خونه رو نگه داري ...يا
چي؟
ميخواي اين خونه رو نگه داري؟
.آهان، البته
کجا رو دارم که برم؟
نه، منظورم اينه که بعضي آدما واسه صلاحِ .خودشونم که شده لازمه يه تنوعي ايجاد کنن
.ولي... اينجا خونهي منه
.آره، باشه
خودت ميتوني انقدر راحت اينجارو ترک کني؟
،ميدوني .نبايد يه همچين چيزي ازت ميخواستم
نه، ميتوني؟
.خب همه که مث بعضيا به خونههاشون وابسته نيستن
.همه که مث اونا از خودشون خونه ندارن
پس چرا نميخواي بري؟ - .حدس بزن -
.دوست دختر
.نه بابا
من توي اين موضوع .اصلا نميتونم خوب تصميمگيري کنم
.وااي
آخرين دليلت واسه نرفتن از اينجا همينه ديگه، آره؟
...آآآم، من
...من
.من نميتونم اينو قبول کنم
.نه، باور کن، خوب ميدونم دارم چيکار ميکنم
.برش دار
.از اينجا فرار کن
.متاسفم
.من نميتونم
.سلام
.شما با منزل "روک" تماس گرفتين
در حال حاضر .کانراد" و "آنا" قادر به پاسخگويي نيستن"
،لطفا پيام بگذاريد .تا با شما تماس بگيريم
."سلام، "آنا
،شارلوت" هستم" ،داشتم بهت فکر ميکردم
،و ميخواستم بدوني که چقدر بهت افتخار ميکنم
،ميدوني، واسه اينکه داري با ترست مقابله ميکني
ميخواي از خونه بري بيرون و .بري به مراسم تشييع برادرت
.آآآم، پس بنظرم همونجا ميبينمت
.خب ديگه، خدافظ
.سلام، "آنا". "شارلوت" هستم
،ميدونم داري سعيت رو ميکني .ولي اينو بدون که تو ميتوني
.توي مراسم تشييع ميبينمت، عزيزم .قوي باش
آنا"، اونجايي؟"
.آنا"، خواهش ميکنم گوشي رو بردار"
.ببين، مراسم تشييع شروع شده
،اگه تازه ميخواي راه بيوفتي .هنوزم ميتوني خودتو برسوني
.خواهش ميکنم بيا ...واقعا اميدوارم
.هي، برو اون پشت
.نذار کسي تو رو ببينه
.خيليخب، بيايد زود انجامش بديم .ميدوني که بايد دنبال چي بگردي
صداي چيه؟
.دختره رو پيداش کن .تلفن هم قطع کن
!اون طبقه بالاست
چه مرگشه؟
.تو قرار نبود اينجا باشي
.خواهش ميکنم، انقدر بهم زل نزن خواهش ميکنم، باشه؟
.برام توضيح بده ببينم
چرا به مراسم تدفين برادرت نرفتي؟
تو "آنا" هستي، درسته؟
..."خيليخب، "آنا
.ميخوام باهام روراست باشي
ميخوام بدونم پولارو کجا نگه ميداري؟
چيکار ميکني؟
.هميشه بايد آماده باشي
ببخشيد، آمادهي چي؟ ."اينکار ديوونگيه، "جيپي
!لعنتيا، بهتره گورمونو از اينجا گم کنيم
،جرات داري يبار ديگه اسم منو بگو !چرا معطلي؟
!بنال
.هيچي رو صفحه تلفن نبود
.که يعني... اون به کسي زنگ نزده
زدي؟
.تو يه پرندهي عجيبي
.منو نگاه کن
سه تا مرد به زور وارد خونهت شدن اونوقت تو به پليس زنگ نزدي؟
.ترسيده بودم .اصن وقت فکر کردن پيدا نکردم
.من يه راه حل دارم
فقط کافيه يه ضربهي .کوچولو و ماماني بزنيم پشت گوشش
!ما اينکارو نميکنيم !ما اينکارو نميکنيم
.هي - .بعدشم اين آشغال رو ميسوزونيم -
...لعنت بر شيطون .تو بايد جلوي اين گُهکاريو بگيري
.هي، تو برو يکم قهوه درست کن
چي؟ - .برو يکم قهوه درست کن -
.برو
.بذار آدم بزرگا حرفشونو بزنن
.گور باباتون
خب؟
.ما کسيو نميکُشيم
،ميشه بدون اينکه گند بزني به چيزي تو رو باهاش تنها بذارم؟
.البته - .ثابت کن -
.من آرومم - .هي، ثابت کن -
.قسم ميخورم
.اونا اصلا قهوه ندارن
.بيخيالش
.من يه نقشه دارم
عه، جدي؟ .تو هميشه يه نقشه داري
،هميشه هم ازم انتظار داري بخشي از نقشهت باشم
ولي من "پِري" نيستم، فهميدي؟ !من غلام حلقه به گوشت نيستم
،ببين، اگه ميخواي بري .الان وقتشه که بزني به چاک
واقعا؟
خودت چي؟
.هنوز دنبال راه حلم
.ببين، ميتونستم پولو گير بيارم
.اين گند فقط يکم پيچيدهش کرد
.آره، يکم
،ببين، تو هنوز سابقهت پاکه .داداش کوچيکه
بذار همينجوري بمونه، باشه؟
،بيخيال، پسر .ميدوني که منم به اين پول احتياج دارم
يعني تو اين قضيه کنارم ميموني، آره؟
.تا آخرش
.تا آخرش
.پس بزن بريم پيداش کنيم
.خداي من
.عجب آشفته بازاريه
اونموقع چت شد؟
.دست از سرم بردار، خواهش ميکنم
.داشتي ميرفتي
چرا فرار نکردي؟
.جايي نداشتم که برم
.واسه اين نبود
.يه دليل ديگهاي داره
No comments yet. Be the first to leave one.