Task

Task

Farsi Persian felirat letöltése

1. évad

Kiadási információk

Task S01E07 1080p WEB H264-ETHEL
Kommentár behzad2008

Címkék

webdl
Közzétéve: 2025-10-20
Letöltések: 119
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

‫« آنتونی گراسو »

‫« مدرکی یافت نشد » ‫« رئیس‌پلیس دورسی »

‫- گراسو؟ ‫- آره

‫طبق این فقط یه شکایت علیه‌ش شده

‫اون هم وقتی که عضو یه کارگروه دیگه بوده

‫- بیخیال، یه‌سری چیزها تکرار شده ‫- ولی مدرکی در کار نیست

‫حتی اگه گراسو کلیف رو کشونده باشه اونجا، ‫که به نظر من همین‌طوره،

‫هیچ پیامی توی اسنپ‌چت ‫بینشون ردوبدل نشده

‫- قابل‌بازیابی نیستن ‫- نه، گندش بزنن

‫- نه، آلیا، شرمنده‌، ولی این… ‫- نمیشه که همین‌جوری

‫- قسر در بره ‫- این پرونده

‫الان دست واحد تخلفاته

‫نه، ولی یه بار پیچوندتشون، ‫چه‌بسا بیشتر

‫آره

‫حداقل بریم پارک ویساهیکون ‫یه نگاهی بندازیم

‫این رو به لیزی مدیونیم

‫تام؟

‫میشه پیشم بمونی تا خوابم ببره؟

‫چرا که نه

‫موقته

‫ببین، نصفه‌شبی که کاری از دستمون برنمیاد

‫فردا صبح زود میریم پارک،

‫ببینیم چی دستگیرمون میشه، خب؟

« کارگروه »

‫« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و سحر » ‫:. Ali99 & Sahar_frb .:

▷ Instagram: @Aliakbar.1999

‫دیر اومدی

‫شورای اصلی امروز صبح جلسه داشت

‫یه مأمور فدرال کُشته شده

‫باید ارتباطمون رو ‫با هر کس و ناکسی که می‌تونه

‫ما رو به این فاجعه ربط بده، قطع کنیم

‫مأمورهای فدرال دیروز اومدن ‫راجع‌به گراسو پرس‌وجو کردن

‫بهشون گفتم این اواخر ‫رفتارش عجیب شده و قاتی کرده

‫که وقتی کارش ساخته شد، ‫کسی تعجب نکنه

‫یه خبر دیگه هم امروز صبح رسید

‫یه قاچاقچى به اسم لی وایت‌هِد هست ‫که تو ردینگ کار می‌کنه

‫دیشب ۱۱ کیلو جنس ‫ به یه کارتل کلمبیایی فروخته

‫منابعم میگن جنس‌ها رو ‫از یه دختر جوون گرفته

‫بیخیال پول شو. ‫قضیه دیگه فراتر از پوله

‫همین‌الان باید این گَند رو جمع کنیم

‫نمیشه از همچین پولی گذشت، وینسنت

‫ببین، حرفم اینه که تو ‫توی ردینگ منبع داری

‫حداقل می‌ارزه یه زنگ بزنی ‫و آمار اون دختره رو بگیری، نه؟

‫آره

‫همین کارو می‌کنم

‫سلام

‫خودتی؟

‫تکلیف من چیه، وینسنت؟

‫جیسون هنوز پیشته؟

‫- آره ‫- خب، پیشنهادم اینه

‫به‌خاطر برادرهات ‫تا همه‌مونو زمین نزده

‫کلک اون بچه رو بِکَن

‫اگه تا فردا صبح شرش رو کم کرده باشی، ‫کاری به کارت ندارم

‫پِر؟

‫پری؟

‫میگم، دوش خرابه

‫مجبور شدم تو روشویی خودمو بشورم

‫چته تو؟

‫هیچی

‫دوش رو درست می‌کنم

‫خب

‫نظرت چیه؟

‫جوراب‌ها رو بذاریم تو این کشو، یا…

‫نمی‌دونم

‫خیلی‌خب، پس شد لباس‌زیر، ‫جوراب، لباس‌خواب و تی‌شرت

‫- چی از قلم افتاده؟ ‫- مسواک

‫یه مایو، شاید یهو خواستیم ببریمش استخر

‫و…

‫بذاریم چندتا چیز هم ‫برای اتاق‌خوابش انتخاب کنه

‫مثلاً چی‌ها؟

‫پوستر، استیکر ‫چه‌می‌دونم، هر چی خودش خواست

‫وقتی ایتن و امیلی ‫اولین بار اومدن خونه

‫مددکار اجتماعی بهمون گفت ‫بذاریم خودشون اتاقشون رو بچینن

‫تا احساس غریبگی نکنن

‫تا کِی می‌خوای اینجا نگهش داری؟

‫والا قیمش گفت به‌محض اینکه

‫یه خونۀ دائمی براش پیدا کردن خبر میدن

‫شاید ۳ هفته طول بکِشه ‫شاید هم ۶ ماه. معلوم نیست

‫باید اینو بپرسم؛ ‫چون فکرم رو مشغول کرده

‫و من هم خوشم نمیاد ‫چیزی رو تو دلم نگه دارم

‫درجریانم

‫- از این اخلاقت خبر دارم ‫- سم رو آوردی اینجا

‫تا به‌نوعی ماجرای ایتن رو جبران کنی؟

‫چی؟ نه

‫- مثلاً می‌خوای تعادل کائنات رو برگردونی یا… ‫- نه

‫نه، هیچ ربطی به برادرت نداره

‫اصلاً و ابداً

‫خوبه

‫باز منم

‫صبح‌به‌خیر، ما تو آشپزخونه‌ایم

‫صبح‌به‌خیر

‫بذار حدس بزنم، شما دوتا…

‫قرار نیست برید نمایشگاه کاریابی

‫من خودم رو قاتی این ماجرا نمی‌کنم

‫نه نمایشگاه کاریابی، نه کارگروه

چند تا خرده‌کاری آخرش مونده

‫باشه، اگر در حین رسیدگی به خرده‌کاری‌ها ‫دوباره زمین خورد

‫یا اسم خودشو یادش رفت، بهم خبر بده

‫حتماً

‫روز خوش

‫- ایگلز-کاوبویز، ۲۰-۲۰ ‫- ای بابا! تو رو خدا،

‫- برید بالا وسایلتون رو جمع کنید ‫- جیک الیوت، یه شوت ۵۵ متری برای برد

‫دیرمون میشه

‫- آهای ‫- آهای!

‫- مساوی شد. وای ‫- مامان!

‫از اخلاق باباتون که خبر دارید

‫هر وقت عشقش بکِشه شما رو میاره. ‫ولی اگه من یه ثانیه دیر کنم،

‫دمار از روزگارم درمیاره

‫- سلام، دایی آنت ‫- سلام!

‫- سلام، رفیق ‫- سلام، دایی آنت

‫هی، موهام رو خراب نکن

‫اینجا چیکار می‌کنی؟

‫این طرف‌ها کار داشتم، ‫گفتم یه سری هم به شما بزنم

‫بچه‌ها، برید بالا وسایلتون رو جمع کنید

‫- یالا ‫- نه، نه، نه

‫- روبه‌راهی؟ ‫- آره

‫- خودت رو که نمیندازی تو هچل؟ ‫- سعیم رو می‌کنم

‫بیا اینجا. می‌خوام صورتت رو ببینم

‫چه خبرها؟

‫هیچی. دارم لحظه‌شماری می‌کنم ‫تا وقت خوش‌گذرونی برسه

‫کجا بودی؟ چهارشنبه بهت زنگ زدم

‫آره می‌دونم، شرمنده…

‫گیر مأموریت کوفتی کارگروه بودم

‫راستی، با کسی دوست شدی؟

‫تو باشگاه با یه دختری آشنا شدم ‫به اسم کلوئی

‫- اون… ‫- فرنکی، دیگه عمراً

‫- یادت رفته دفعۀ پیش کیو برام جور کردی؟ ‫- کیو؟

‫همون که عاشق گربه بود

‫عاشق گربه؟ کدوم دختر؟

‫خودت خوب می‌دونی

‫خب، کلوئی از گربه متنفره

‫اولین سؤالم ازش این بود: ‫«از گربه‌ها خوشت میاد؟»

‫چرا این‌جوری می‌کنی؟

‫می‌خوای تا آخر عمرت تنها بمونی؟

‫تنها نیستم که؛ تو رو دارم، پسرهات هم هستن

‫تو تنها آدم زندگیم هستی که از سکس فراریه

‫آره

‫چی شده؟

‫ببین، یه…

‫یه سری مسائل قراره رو بشه

‫درمورد من

‫بعد از این همه سال، مشخص شده که

‫تو از صندوق اعانات کلیسا دزدی می‌کردی؟

‫نه

‫خدایا، آنت، چی شده؟

‫یادته وقتی مامان مریض شد؟

‫می‌خواستیم از اون آسایشگاه خراب‌شده ‫تو کروم‌لین بیاریمش بیرون؟

‫بعد اونجا رو تو ردنر پیدا کردیم ‫که چشم‌اندازش رو به باغ بود

‫آره، که دوستت آشنا سراغ داشت؟

‫آره، ولی دوستی در کار نبود. ‫خودم پولش رو دادم

‫درست مثل وقتی که این خونه ‫واسه فروش گذاشته شد

‫و تو و بچه‌ها باید ‫از دست کریس فرار می‌کردید

‫پای همکار و معامله‌ای درمیون نبود. ‫خودم پولش رو دادم

‫پوله ثمرۀ همکاری با آدم‌هایی بود ‫که نباید باهاشون قاتی می‌شدم

‫بعد حالا به‌خاطر من…

‫یه دختره کشته شده

‫وای، خدایا

‫یعنی…

‫میگی پلیس فهمیده؟

‫نه، خبر ندارن. من خودم می‌خوام…

‫می‌خوام بهشون بگم

‫خب، فقط… اگه میشه دست نگه‌دار

‫نمی‌تونم، فرنکی

‫عذاب وجدان پدرم رو درآورده

‫دارم خفه میشم، متوجهی؟

‫مامان، حاضری؟

‫شما برید تو ماشین. ‫من الان میام

‫مگه نمی‌گفتی دیرمون شده؟

‫برو تو ماشین! عجبا

‫برو پیش بچه‌ها

‫بعداً میام پیشت

‫آنتونی…

‫من تو رو خوب می‌شناسم

‫باشه؟ هر چی هم که بگن، من می‌شناسمت

‫کسی بعد از ساعت کاری اینجا می‌مونه؟

‫نه، ما حوالی غروب، ساعت ۸ یا ۹ میریم

‫بعد از تماس امروز صبحتون، ‫چندتا از بچه‌ها رو فرستادم بگردن

‫کیسی پیداش کرد

‫چطور تا الان از زیر دستمون در رفته بود؟

‫اینجا بالای ۸۰ کیلومتر جاده داریم

‫اگه دنبال چیزی نگردی، پیداش نمی‌کنی

‫استعلام پلاکش رو گرفتید؟

‫آره، مال یه ماشینیه که ‫همون شب دزدیده شده

‫خیلی‌خب

‫تام؟

‫انگار بهش شلیک شده

‫بعیده چیزی ازش دربیاد

‫میگم، گفتی چند هکتار زمین اینجا هست؟

‫۱۴۰۰ هکتار

‫اون وقتِ شب تو این ناکجاآباد؟

‫به‌نظرت اون‌موقع چندتا گوشی ‫به این دکل‌ها وصل بوده؟

‫تک‌وتوک

‫بیا سوابقش رو دربیاریم، ‫ببینیم چی پیدا میشه

‫کارآگاه، بهتره یه نگاهی به این بندازید

‫نقشه چیه، پِر؟

‫سلام

‫فکر نکنم عاقلانه باشه زیاد اینجا بمونیم

‫داشتم به اون ساکه فکر می‌کردم

‫رابی جنس‌ها رو قبل از اینکه ‫بیاد اونجا فروخته

‫منطقیه، نه؟

More Farsi Persian subtitles for Task

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left