Az első 200 sor.
محض رضای خدا یه سکهای، پولی کمک کن
چیزی برای خوردن میخوای؟ آره، گشنمه
بیا، بگیر
اگه زیادی بخوری
شاید حس کنی تا آخر روز دیگه گشنهت نمیشه
ولی قضیه اینجوری نیست
یکی دو ساعت بعد، دوباره شکمت به قار و قور میافته
اشتها
اشتها مثل یه چاهِ بیپایانه
تلاش برای سیر کردنش بیفایدهست
دفعه بعد، ضعفِ گرسنگی شدیدتر میشه و صدای شکمت بلندتر
اشتهای بعضیها از گرسنگیشون قویتره
مثلاً خودِ من
هر چی بدی میخورم، بدغذا نیستم
اما وقتی
پای دخترا وسط میآد
سلیقهم خیلی خاص میشه
سختپسندم. تو همیشه سرت شلوغه، مونتی
دیروز چیکار میکردی؟ بهت گفتم که، سرِ کلاس بودم
پس چرا امروز جواب تماسم رو ندادی؟
مگه دیوونهم که مدام بهت زنگ بزنم؟
تو منو درک نمیکنی
فکر کردی من احمقم؟
برو واسه خودت یه دخترِ زرنگ پیدا کن
این یکی
من از زنهای کلهشق و پررویی مثل این خوشم میآد
دکترای شناختنِ اینجور آدمها رو دارم
من دارم میرم. دنبالم نیا
لاتیکا
برو به جهنم
جلوی پات رو نگاه کن کورِ احمق! ببخشید
مونتی، گفتم که نمیخوام باهات حرف بزنم
سلام خانم
صاحب این گوشی تصادف کرده
شماره شما آخرین شمارهای بود که باهاش تماس گرفته شده، واسه همین زنگ زدم
سرش ضربه خورده، نه؟ بهش بگو اگه جگرش رو داره خودش بهم زنگ بزنه
خانم، من نمیفهمم چی میگید
فقط دارم سعی میکنم کمک کنم
اگه گوشیش رو میخواید بگید، وگرنه قطع کنم
خیلیخب. میتونی گوشی رو برام بیاری؟ کجایی؟
خانم، من توی جادهی نزدیکِ ساختمونِ "ناگار نیگام" هستم
من همونجام. میتونی منو ببینی؟
بله خانم، میبینمتون
یه کیف قرمز دستتونه، درسته؟
میبینمت
برات بوق میزنم
اینم گوشی دوستت. لعنتی... وای خدای من
چه اتفاقی براش افتاده؟
خانم، اون یه موتور سفید داره؟ آره، سفیده
داشت با سرعت میرفت که یه کامیون از پشت زد بهش
سرش بدجوری آسیب دیده
کجاست؟
خانم، گفتن دارن میبرنش بیمارستان جنرال
بیمارستان جنرال؟ بله
باشه. ممنون
خانم، اگه بخواین من میتونم برسونمتون اونجا
نه، خودم یه جوری میرم. ممنون
ببخشید. اگه دارین اونوری میرین، میشه لطفاً منم برسونین؟
این موقع شب به این راحتی ریکشا یا اتوبوس گیرم نمیآد
واسه همین پیشنهاد دادم برسونمتون. خانم، بفرمایین بالا
این راهِ بیمارستان نیست. لطفاً نگه دار
راهش همینه. اون یکی مسیر بهخاطر ترافیکِ عیدِ دوسرا بستهست
نگه میداری یا نه؟
لعنتی
خانم شیوانی
خب، امروز دیگه چی در انتظارمه؟
بیانیهی رسمی رو فردا دریافت میکنین
تحقیقات در جریانه. سرنخهایی هم پیدا کردیم
جای هیند
جای هیند. چه خبره وینای؟
همهچی تحت کنترله. به این میگی «تحت کنترل»؟
آقای شِخاوات اومده اینجا کنفرانس خبری بده یا وظیفهشو انجام بده؟
عاشقِ تو چشم بودنه خانم. واسه همین
یه سؤال خانم. یه لحظه
آقای شخاوات همهچی رو بهتون گفتن. لطفاً برین خونههاتون
یه سؤال خانم
فکر میکنین این قتل جنبهی سیاسی داره؟
تو خبرنگار ورزشی هستی، نه؟ بله
سردبیر فرستادت بخش حوادث؟ خبرنگار حوادثمون مرخصیه
بیانیهی رسمی رو فردا میگیرین
زود باشین. افسر راوات
وینای. بله
به ساگار تو بخش پزشکی قانونی بگو گزارش رو بنویسه
جای هیند! جناب سرهنگ. جای هیند
زردیِ همسرت بهتر شده؟ بله خانم
دیروز مرخص شد. خیلی خوبه
میدونی چیه، از این به بعد خودت براش غذا درست کن
بله خانم. شوخی نمیکنم. برو خونه
همین الان خانم؟ دارم تعلیقت میکنم
مگه چیکار کردم خانم؟ حدس بزن
تو به خبرنگارا گفتی بمونن تا منو ببینن؟
معاون شخاوات اونا رو صدا کرد خانم. - جای هیند خانم
چه خبره جناب معاون؟
این روزا خبرنگار پرورش میدی؟
مواظب باش. یه روز برمیگردن و خودتو گاز میگیرن
حتماً از اینجا تا اونجا روی زمین کشیدتش
خانم. بله؟
ازش ترسیدی؟ واسه همین انداختی گردنِ من؟
چارهی دیگهای داشتم قربان؟
من همیشه بین شما دو نفر گیر میافتم
ببین چه بساطی راه انداخته
مشکل زنها همینه. کار نمیکنن، فقط ادا درمیارن
از اصل و نسبش هم که دیگه نگو
در حالی که اون داره وقت تلف میکنه، من پرونده رو بستم
میدونی کار کی بوده؟ من حتی قاتل رو هم دستگیر کردم
دو تا چک و لگد که بخوره، مثل بلبل همه چی رو اعتراف میکنه
چپدسته. قدشم کوتاهه
بیا. بریم دختره رو معاینه کنیم
هر چی حرص و عقده داشته سر این خالی کرده. حالا بذار من بهش رسیدگی کنم
خانم، اگه الان دیگه خیالتون راحت شد، اجازه هست چیزی بگم؟
لیستِ مفقودیها تازه تهیه شده
شبیه همون دختریه که... روزِ "دوسهرا" غیبش زد
آخرین بار در حالِ دعوا با دوستپسرِ ۱۹ سالهش دیده شده
خانم، دوستپسرش رو از خوابگاهش بازداشت کردم
تا چند ساعت دیگه اعترافش رو میگیرم
ما پلیسیم، نه رسانه که بدون مدرک حکم صادر کنیم
دوستپسرش توی باشگاه کریکت بازی میکنه؛ اون راستدسته
ردِ طناب رو روی پاهاش دیدی؟
این کارِ یه آدمِ چپدسته
روی کمرش جای عمیقِ ضربههای کمربنده که با دستِ چپ زده شده
خانم، منظورم همون آثاریه که گفتم
این یه جنایت از روی نفرته
وقتی به غرور یه مرد بربخوره، دست به هر کاری میزنه
و دخترایی مثل اون
دخترایی مثل اون؟ یعنی چی؟
برای این دخترای امروزی
یه دوستپسر براشون کمه
اگه از من بپرسی، خودشون دنبال این دردسران
عجب رفتارشناسی بلدی! توی درسهای ما که همچین چیزایی نبود
سال سابقه خدمت دارم. بعضی چیزا یاد دادنی نیست ۱۸
کاملاً درست میگی
به جای اینکه صحنه جرم رو بررسی کنن
بعضیا نگران مسائل اخلاقیان
بینیش شکسته بود
علت مرگ بعد از کالبدشکافی مشخص میشه
ولی به نظر من خفه شده
نه با دستاش
از یه کمربند میخدار استفاده کرده
به جای قضاوت کردن در مورد شخصیت دختر، کمربند رو پیدا کنید
ممکنه ما رو به قاتل برسونه
اوضاع خوب به نظر نمیرسه، شیوانی
مورد تجاوز وحشیانهای قرار گرفته. متجاوز اصلاً ناشی نیست
مقدار کمی ایزوفلوران توی خونش پیدا کردیم
برای اینکه بیهوشش کنه
خراشیدگیهای نامنظمی پشت گردن و روی بدنش هست
چون یه مسافتی روی زمین کشیده شده
چندین مورد کوفتگی و بریدگی عمیق روی گردن و کمرش داره
دیدمشون
با یه جسم تیز بهش ضربه زده شده
چون ایزوفلوران زیادی توی خونش نبوده
لابد وقتی داشت میزدش، به هوش اومده
با این حال، ایزوفلوران یه مدتی اثر خودشو گذاشته بوده
وقتی به هوش اومده، احتمالاً دیگه جونی براش نمونده بوده
نه میتونسته مقاومت کنه و نه فرار
اونقدر بد زدتش که
که به هوش بیاد تا بتونه بیشتر شکنجهش کنه
بله، حق با شماست
و بدترین قسمتش هم اینجاست
پارگی ناحیه تناسلی، آسیب شدید به پرده بکارت و چندین جای گازگرفتگی
روی صورت، گردن و بدنش
موقع تجاوز، یه تیکه از گوشت گونهشو با دندون کنده. هیولای کثیف
علت مرگ؟
رد خفگی روی گردنش هست
استخوان لامیش به شدت تحت فشار بوده و جمع شده
به نظر میرسه با کمربند یا یه چیزی شبیه اون خفهش کرده
یه نمونه مایع منی؟ یا بیشتر؟
فقط یکی
گزارش کامل کی آماده میشه؟
فردا
ممنون دکتر
شیوانی
خواهش میکنم، فقط اون حرومزاده رو بگیر
میگیرمش
حواستون رو خوب جمع کنید
اینجا شهر دانشجوهاست
هر سال دانشجوها از کل هند میان تا تو این شهر کوچیک درس بخونن
جنایتی مثل این نه فقط این شهر، بلکه کل هند رو تحت تأثیر قرار میده
همین الان هزاران پدر و مادر جلوی دفتر من تجمع کردن
باید هر چه زودتر یه مظنون پیدا کنیم
بله قربان. من تیم خودم رو میخوام
باشه
به شخاوات بگو، اون یه تیم خوب برات پیدا میکنه
قربان، من تیم رو رهبری میکنم، نه شخاوات
هر کی رو میخوای انتخاب کن. ولی این آشغال رو معطل نکن و بگیرش
چشم قربان
در ضمن، احساساتی نشو
از عقلت استفاده کن
بله قربان
کسی تو دانشگاه پاپیش میشد؟
لاتیکا دخترِ بیپروایی بود
و همین ممکنه باعث شده باشه آدمهای ناجور جذبش بشن
منظورت چیه؟ چی میخوای بگی؟
که یعنی حقش بوده این اتفاق براش بیفته؟
نه، نه، اصلاً منظورم این نبود
ولی آدم باید بیشتر احتیاط کنه
همسرم معتقد بود
که من دخترم رو لوس کردم
دو تا پسر بودن که خیلی کلافهمون کرده بودن
تا اینکه یه روز لاتیکا چند تا تخممرغ آورد
و پرت کرد طرفِ پسرا
No comments yet. Be the first to leave one.