Az első 199 sor.
به جای خود
آماده شلیک
یگان به جای خود
گزارش بدین
موجود ناشناخته ای شناسایی شد در وضعیت آماده باش کامل قرار داریم
اومد بیرون قربان- انسانه؟-
نمیتونم تشخیص بدم قربان
بخاطر برف نمیتونم واضح ببینمش
برای دید واضحتر، جلو میریم
شبیه انسانه
دید کاملی نداریم
تا زمانی که دیدتون کامل بشه در وضعیت آماده باش بمونید
داره نزدیکتر میشه قربان چیکار کنیم؟
یگان روی پل آماده باشید
آماده شلیک
نزدیکتر نیا
اگر واینستی شلیک میکنیم
تیم آلفا آماده ، تمام
تک تیرانداز ها در موقعیت
هدف در دیدرس قرار گرفت
آماده شلیک
!شلیک
یه نفر، یه بار بهم گفت
حتی عمیق ترین تاریکی ها هم
با کمترین نوری که بتابه، ناپدید میشن
این داستان درباره ماست
کسایی که سعی میکنن
دلیلی برای زندگی کردن
توی دنیایی که به سختی میشه توش زنده موند
پیدا کنن
=Negarrin, Atimin : مترجمین=
وای خدا، نزدیک بود ها
نمیدونم یهو چجوری پرواز کرد و سر از اونجا در آورد
ببخشید، این وظیفه من نیست
اما بهم گفتن هیچکس دیگه ای توی تعطیلات آخر هفته نیست که بتونه این کارو انجام بده
...مردم فکر میکنن نگهبان ساختمون، برده یا خدمتکارشون
..به هرحال، بگذریم
ببخشید
قبلا اینجا ندیده بودمت
واسه چی اومدی اینجا؟
...تازه اسباب
چی؟ صداتو نمیشنوم میشه یکم بلندتر حرف بزنی؟
تازه اسباب کشی کردم
تازه اومدی؟
شنیده بودم که یکی قراره بیاد واحد 1410 پس تویی
تنها زندگی میکنی؟
بله
چی گفتی؟ صداتو نمیشنوم
تنها زندگی میکنم
آهان
باید خودمو بکشم؟
آجوشی
آیگو، بله بله
همیشه خوابی
اصلا کارم میکنی؟- معذرت میخوام-
تختو ببر بیرون
چی؟
یکی بخاطر این تخت شکایت کرده
بخاطر این تخته که کل روز چرت میزنی
و دل به کار نمیدی
خب، پس چجوری استراحت کنم؟
دارم بهت میگم حق استراحت کردن نداری
فهمیدی؟
چرا زبون آدم حالیش نمیشه؟
خیلی بی فرهنگ و پر سروصدا ست
سلام
بهش توجه نکن اون هیچوقت آدب و احترام یاد نمیگیره
میدونی که من قبلا توی کانگنام زندگی میکردم
نگهبانای ساختمونای اونجا توی اتاقکشون تخت خواب ندارن
چی؟
همینجوری گفتم
برای چی اومدین اینجا؟
آها این، یکی برم ماهی فرستاده
میدونی که من فقط زاغ ماهی زرد میخورم
آجوشی میتونی اینارو ببری
واقعا لازم نبود خیلی ممنونم
کلمه "سخاوتمندی" رو شنیدی دیگه؟
روز خوبی داشته باشی- ممنونم خانوم-
ازشون لذت میبرم ممنون
این چه کوفتیه دیگه
لعنت
هی
کار تو بود؟
نه
شاید اون یارو گانگستره بوده
دیدی کار کی بود؟
نه
یکی میخوای؟
نه
اجتماع گریزی؟
فکر نمیکردم پسرای خوش قیافه از آدما فراری باشن
شایدم از اون پسرای عوضی
اینجا نمیر
اگه اینجا بمیری فقط برای کسایی که اینجا زندگی میکنن دردسر درست میکنی
برو یه جای دیگه رو واسه مردن پیدا کن
چیکار دارین میکنین؟
ازت خواستم بیای اتاقکم بهم سر بزنی اما مثل اینکه فراموش کردی
باید اطلاعاتت رو توی دفتر ساختمون ثبت کنی
بعدا میام
به خاطر اتفاقی که اون موقع افتاد معذرت میخوام
بیا بگیر
باشه
بله
اگه توی تست قبول نشدم برمیگردم
چند بار باید بهت بگم؟ این دفعه آخره
زیر حرفت نزن
مطمئنم که این دفعه قبول میشم
حامی مالی؟
قرار نیست که مثل دخترای هرزه رفتار کنم دارم قطع میکنم
سلام- اره سلام-
خیلی گشنمه
دارم این همه جون میکنم که خرج زندگیمو در بیارم ولی آخرش، بازم کم مونده که از گشنگی بمیرم
چی؟ چرا یهویی خون دماغ شدم؟
چطوره؟- افتضاحه-
واقعا میخوای اونجا اجرا کنی؟ غرور نداری؟
با غرور که نمیتونم شکممو سیر کنم
و اونام قراره کلی پول بهم بدن
برای همچین پولی من حتی حاضرم روحمم بفروشم
هی، باید برم سر کار، خداحافظ
فکر کنم تازه اومدی اینجا
بله، هفته پیش اومدم
ببخشید که زودتر خودمو معرفی نکردم من توی واحد 1510 زندگی میکنم
از آشنایی باهاتون خوشوقتم
آخی عزیزم، دایون نترس
اونی همسایه مونه
ببخشید
فکر کنم زیادی سروصدا راه انداختم
در آینده ممکنه چیزای بیشتری هم باشه که مجبور بشم براشون عذرخواهی کنم
اشکالی نداره
بچه تون چند سالشه؟
این پرنسس کوچولو فقط یک سالشه
سلام
خوشگل نیست؟
بله، خوشگله
نمیخوای بیای؟
...عه من
کیف پولمو توی خونه جا گذاشتم
منتظرت میمونم
نه لازم نیست، شما بفرمایید
چه مرگشه اون؟
مشکلی نداره، اون آدم مهربونیه
بچه شو پارسال از دست داده
میگن وقتی حواسش نبوده
کالسکه بچه راه افتاده و رفته وسط خیابون
چقدر ناراحت کننده
خدا بعضی وقتا بلاهایی رو سر بنده هاش نازل میکنه که کنار اومدن باهاشون واقعا کار سختیه
اما اگر نتونی با این مشکلات کنار بیای
به این معنی نیست که بقیه حق دارن سرزنشت کنن
با ازت بترسن
بله، درسته
همه چیز خواست و مصلحت خداست
از آشنایی باهات خوشحال شدم
من جونگ جه هون هستم، توی واحد 1506 زندگی میکنم
خیلی زود پسر خاله شدم باهات، نه؟
نه، من فقط
دستم بوی سیگار میده
باشه اشکالی نداره
من یون جی سو ام
فکر کنم گیتار میزنی
بیس میزنم
درسته
شما چیکار میکنین؟
من معلم زبان کره ایم
امروز یکشنبه ست و منم دارم میرم کلیسا واسه همین کتاب انجیل دستمه
خیلی هم خوبه- بله-
مُبلغ دینی یا همچین چیزی نیستم
بله متوجه شدم
فعلا خدانگهدار- خداحافظ-
نیا تو
پول کلاسات- پولشونو قبلا دادم-
پول از کجا آوردی؟- یه آجوشی خرپول به تورم خورد-
راستشو بگو
اگه راستشو بگم
چیزی تغییر میکنه؟
چرا انقدر فضولی؟
من فقط سبیلاشو کندم
و بعدم با چاقوم پوستشو کندم
ببین، ایناهاش
دیدی؟
مار هم گرفتی؟
چی داری میگی؟- اون چیه؟-
ماره
چیکار داری میکنی؟
هی- چی؟ این ماره؟-
چی؟- آجوشی-
وای خدا
هی، آماده بشین
چرا اینکارو باهام میکنی؟
من کاری نکردم که
هی، این خطرناکه- نمیدونم چیه کار اشتباهی کردم-
اما معذرت میخوام
به پلیس گزارش نمیدم
درباره ش به هیچکس حرفی نمیزنم
واقعا میخوای بری؟
یادت نمیاد؟
...وقتی کلاس چهارم بودی
چی؟ این چیه؟
لطفا منو نکش
دارم سعی میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.