Az első 118 sor.
مایکل فیلمی از کارل تئودور درایر
انتخاب فیلم تــــــرجــــمــــــه و زيــــــرنويـــــــس
MAZDOSHT / مزدُشت
اکنون میتوانم با آرامش بمیرم چرا که عشق حقیقی را دیده ام
در خانه ی استاد
لطفا از اقای مایکل بخواه
طراحی های الجزیره ی منو بیاره
مایکل ایفای نقش توسط : والتر سلزاک
می خواستم با اقای زورِت صحبت کنم
پیشکار اصلی خانه ایفای نقش توسط : ماکس اوزینگر
کنتس ایفای نقش توسط : نورا گرگور
سوییت : یک ژورنالیست ایفای نقش توسط : رابرت گریسون
کلود زورت : استاد ایفای نقش توسط : بنجامین کریستینسن
من برای این سه تا طرح سی هزار دلار پیشنهاد دادم
ولی دلشو نداشتم ردشون کنم
چرا نه؟
چون قرارنیست زیباترین ِ یادگاری هامونو بفروشیم
لطفا به آقای زورت بگو من قبل از اپرا
سعی میکنم باز باهاشون صحبت کنم
بازم یه پرنسس روس دیگه
که آرزو داره توسط استاد نقاشی بشه
نکنه تو حق انحصاری مدلینگ داری برای استاد؟
دوک مونتیو ایفای نقش : دیدیه اصلان
چیکار کردی که شدی مدل استاد؟
و تقریبا پسرشم شدی؟
چهار سال پیش
طراحی های تو بدردنخورن
وقتی برگرد که یاد گرفته باشی واقعا چطور باید ببینی
ولی مایلم نقاشی ِ ترو بکشم میخوای برام ژست بگیری؟
توخیلی بهش مدیونی مایکل ولی استاد هم خیلی بهت دین داره
فقط اون نقاشی هایی که تومدلش شدی
مُهری شد بر شهرتش
آقای ادلسکولد ایفای نقش : لکساندر مورسکی
خانم ادلسکولد ایفای نقش : گرت موشیم
موقع شام ، موضوع صحبت به سمت مرگ رفت
عجیبه ، من گاهی خیلی از مردن میترسم
نمیدونم کجا باید فرار کنم از این ترس
من از مرگ نمی ترسم
چرا که اون باید یک رسالت کهن رو به انجام برسونه
من نمیتونم پایانی زیباتر تصور کنم از
مردن برای فردی که از همه بیشتر عاشقشی
از نظر من مرگ فقط آخرین فصل از زندگیه
میدونی گفتگو با تو به من الهام داد برای یه نقاشی جدید
میخوام نقاشی قیصرو بکشم درست همونطور که بدست
پسرخوانده ش بروتوس کشته شده
و قراره این بروتوس شبیه کی باشه؟
سوییت داره از اون مکالمه یادداشت بر میداره
برای کتاب فوق العاده ش که درباره ی استاده
دوک ! اون چه رسالتی بود که سر شام ازش حرف میزدی؟
اینکه این آخرین بازمانده ی خاندان مونتیو
شادی بزرگی رو تجربه خواهد کرد
و در اِزای اون شادی جانش را هزینه خواهد کرد
پیشکار همین الان به من خبر داد که کالسکه ی شما رسیده
کنتس زامیکو
متاسفم ولی من هیچوقت نقاشی سفارشی نمی کشم
ولی حالا که اینجایین باشه شما رو هم می کشم
مایکل چراغا رو روشن کن
میگن کنتس داره بی پول میشه شایدم شد
کشیده شدن نقاشیش توسط استاد به اعتبارش کمک میکنه
خب پس این تویی
میشه من برای اولین جلسه ی فردا بیام؟
تابلوی ویکتور بهترین نقاشی منه
اونو به عنوان هدیه میدم به تو
یه زمانی ، همه ش مال تو میشه بهرحال
تا به حال هیچ نقاشی ای اینقدر برای استاد پر از چالش نشده بود
که نقاشی کنتس شد
شما سه شبه نخوابیدی اینکار عاقلانه است؟
وقتی تنهام اونو به همون شکل که زنده بود می بینم
وقتی میشینه اینجا ناپدید میشه
مایکل کجاست؟
اون یه بالرین دوستداشتنی رو
هر شب تو سالن اجرا میبینه
حالا باید بری می خوام کار کنم
بعد از شام دوباره میام
شما داری باعث بی خوابی شبهام میشی کنتس
خواهش میکنم قربان شام باید همین الان صرف بشه
منتظر مایکل نشیم؟
امروز میخوایم با اون گیلاس های انگلیسی مشروب بخوریم
اون بانو و استاد همین الان شام شونو خوردن
بدون من شامو شروع کردین؟
قبلا هیچوقت اینطوری با من رفتار نکرده بود !هیچوقت
این چشماشه که نمی تونم دربیارم
شبیهش نیست؟
تو امتحان کن
بله !حالا این شد چشماش
فقط جوانیه که از این مهارت ها داره
چشماش خوبه
مایکل اونا رو کشیده
چطور اینقدر خوب چشمای منو میشناسی؟
اینهمه مدت کجا بودی؟
خارج شهر بودم
متاسفانه الان باید برم
امشب باید برم به اون سالن اجرا
تو تنها کسی هستی که هنوز تو تاریکی هستی
!نسبت به مایکل و زامیکو
...پس اون
لطفا به پیشکار بگو اون گیلاس های انگلیسی رو بیاره به
آپارتمان من استاد اجازه دادن
لطفا تخته شطرنچ رو ببر
آقای مایکل رفته بیرون
اون پنجره روببند
آن شب باله ی دریاچه ی قوی چایکفسکی بود
آلیس
نمی ببینی چقدر دارم عذاب می کشم؟
...خواهش میکنم دلسوز باش دوست من
میشه بعد از اجرا با ما شام بخوری سوییت؟
تو تماشا کن منم زود میام می بینم
من حالم خوش نیست میخوام برم خونه
لطفا از طرف من از سوییت عذرخواهی کن
مدت هاست باور دارم چیزی هست مثل یه ابدیت
مایکل کمتر و کمتر استاد را ملاقات میکرد
فقط از روی احساس مسئولیتش
اساسا مساله ی خیلی کوچکی هست
آقای مایکل
در مواقع اخیر به دفعات
مبالغ هنگفتی از ما قرض گرفته
جوونی ، هوس بازی های خودشو داره اونام هزینه بر میداره
لطفا بدهی شو از حساب من بپردازین
No comments yet. Be the first to leave one.