Az első 144 sor.
من عاشق دخترتون هستم
«دیوانهوار عاشقشم.»
میشه ازش بخواین بهم زنگ بزنه، لطفا؟
خب، تا دیروقت اینجایی. آره
رقابت هیچوقت نمیخوابه
پیامی نداشتم؟
اوه، نه
چیز مهمی نبود
«اشکالی نداره.»
«هی.»
اشکالی نداره. چیزی نیست
هیس
هیس
بابا اینجاست
چیزی نیست، بابا اینجاست
میدونی
اگه همینطوری بذاری این میلکشیکهای روتبیر حروم بشن
مجبور میشم خودم همهشون رو بخورم
شوخی میکنم
وقتی بیدار بشی همینجا منتظرتن
میدونی دیگه کی وقتی بیدار بشی اینجاست؟
خدای من، دختر قشنگمون
اون... اِم
باید ببینیش. فوقالعادهست پیتن
«اما اون بهت نیاز داره.»
«منم بهت نیاز دارم.»
یالا. تو قول داده بودی
قول داده بودی
باید بری خونه، بروک
بیشترِ این چهار روزِ گذشته رو
بیدار بودی و این برای سلامتیت خوب نیست
باید وقتی بیدار میشه اینجا باشم
اینا چیه؟
تمام مجلههای مُدی که تونستم پیدا کنم
اما تو که همین الان گفتی
آره، ولی وقتی گفتم باید بری خونه، میدونستم
که میگی وقتی پیتن بیدار شد باید اینجا باشی
چون تو بروک دیویسِ لجبازی
تو منو نمیشناسی
فکر کنم میشناسم
اون باید بیدار بشه
میدونم
همهچیز درست میشه
ببین، اگه خبری شد بهم زنگ بزن، باشه؟
ممنون، هیلی
خبری نشد؟
خبری نیست
لوکاس حتما خیلی داغونه
پیتن خیلی سرسخته
حالش خوب میشه
«اونجا چی داری؟»
آلبومِ جدیدم. بذار ببینمش
«دخترم واقعاً یه ستارهی راکه.»
عالی کار کردی، میا کاتالانو
ما عالی کار کردیم
من و هیلی و پیتن
پیتن واقعا باید برای این لحظه اینجا میبود
استودیو "رد بِدروم". چطور میتونم کمکتون کنم؟
اوم، پیتن فعلا اینجا نیست، ولی
زود برمیگرده
میدونی، من... اِم
یکم تو
یکم تو هچل افتادم، از پسش برنمیآم
آوردمش خونه و
هر کاری از دستم بربیاد انجام میدم ولی اون به مامانش نیاز داره
من به مامانش نیاز دارم
اون حتی اسم هم نداره
قرار بود با هم این کار رو بکنیم
بدون تو از پسش برنمیآم
و من فقط
میترسم
که تو رو از دست بدیم و فقط
ما دوتا بمونیم
و اون حتی اسم هم نداره
«سایر.»
اسمش سایر هست، باشه؟
باشه
سایر اسکات. خدای من، زهرهترکم کردی
وای خدای من
پیتن
گفتی اگه بدون اجازه برم عاقم میکنی
آره
دارم میشم عزیزِ دومِ دلت
وقتی اون یکی عزیزت رو ببینی
حالش خوبه؟ خیلی خوشگله
میتونم ببینمش؟ همین بیرونِ اتاقه. یه لحظه صبر کن
باید برم دکتر رو خبر کنم. نه
فقط میخوام برای چند لحظه من و تو و دخترمون
با هم باشیم
باشه
خب، خب
مامان. بچهام بچهدار شده
و اون خیلی خوشگله
هی
سلام، سایر
منو یادت میاد؟
دلم برات تنگ شده بود
تا ابد عاشقت میمونم
اوه
اون بینظیره
سلام
هی بابا، وقتی برگشتی چارلستون
به نینو بگو اینقدر شوت نزنه، باشه؟
نینو دیگه اونجا نیست پسرم. چطور مگه؟
اخراجش کردن؟
الان تو تیم "کلیپرز" بازی میکنه
دعوتش کردن به لیگ بالاتر
کِی تو رو دعوت میکنن بابا؟
نمیدونم جیمی. شاید هیچوقت
اشکالی نداره
حداقل هنوز "رئیس" هستی
آره
بسیار خب. همهچیز حاضره
من میبرمش
ممنون پسرم
اوه
اون چیه؟
خونهی جدید "سَم"
دلم برای اون دختر تنگ شده
آره
اِم
پس فکر کنم دیگه باید برگردی لسآنجلس
آره، یعنی خب، داریم مقدمات فیلم جدید رو میچینیم
آره، من حتی نپرسیدم موضوعش چیه
میدونی، پسره دختره رو میبینه
پسره دختره رو از دست میده
«به هر حال، خیلی خوب بود که تونستم وقتم رو با تو بگذرونم، بروک»
حتی با وجودِ این شرایط
«آره، منم همینطور.»
ممنون که پیشم موندی
آره، خب، میخواستم مطمئن بشم حالِ پیتن خوب میشه
البته
خب
دوستت دارم، بروک دیویس
خیلی زیاد دوستت دارم. هیس
چیزی نگو. فقط منو ببوس
میخوای بگیرمش تا بتونی یکم استراحت کنی؟
نه
میخوام تا ابد تو بغلم نگهش دارم
هی کارن، ممنونم
به خاطر شکلی که لوکاس رو بزرگ کردی
و مردی که یادش دادی باشه
خواهش میکنم
اما من فقط داشتم مادری میکردم
No comments yet. Be the first to leave one.