The Diplomat

The Diplomat

Farsi Persian felirat letöltése

4. évad

Kiadási információk

The Diplomat S03E01 Soul
Kommentár Soul
🔥 Soul | t.me/cinemaeticket 🔥

Címkék

other
_the_diplomat
Közzétéve: 2025-10-16
Letöltések: 29
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

‫Soul ‫ با افتخار تقدیم می‌کند

‫"مقامات دیپلماتیک"

‫گوش کن هال

‫- چیزی نگو ‫- کیتی مُرد‍ ‍ه

‫هیچی بهشون نگو

‫میدونن من اونجا بودم

‫- داشتم با دکترا حرف میزدم ‫- چی بهشون گفتی؟

‫- یه لیوان آب میخواست ‫- آب بدنش کم شده بود؟

‫- تشنه‌ش بود ‫- قیافه‌ش دهیدره (زمانی که بدن کم آبه) بود. همینو بگو

‫آره قیافه‌ش دهیدره بود

‫- تا جایی که میتونی خلاصه کن فهمیدی؟ ‫- باشه

‫- تا جایی که میتونی خلاصه‌ش کن ‫- باشه

‫اتاق امن

‫استوارت رو بیار سفارت ‫و محوطه رو ببند بایرون

‫اطاعت قربان

‫- چی شده؟ ‫- وضعیت امنیتی فرماندهی...

‫به بیلی زنگ بزن

‫این خط امن نیست. اینجا یه اتاق امنه ‫نه یه اتاق جلسات سرّی

‫مکان پاکسازی شده

‫فوت کرده؟ چی شده؟

‫تکرار کن چی گفتی؟

‫رئیس جمهور ریبرن ‫چهار دقیقه پیش فوت کرد قربان

‫- امنیت رئیس مجلس رو برقرار کردن؟ ‫- بله قربان

‫اینجا امکانات ارتباطات رمزنگاری شده نداره

‫داریم اطراف ساختمون رو چک میکنیم ‫که مطمئن شیم امنه

‫بعدش یه اتاق جلسات سرّی سیار ‫تو یه جای بزرگتر راه میندازیم

‫- باشه ‫- صحبت کن

‫- دریافت شد. "پیکان" در حال انتقاله ‫- وضعیت جدید رو تایید کن

‫- تایید میشه. بیرون ساختمون امنه ‫- بیرون ساختمون امنه

‫آقای هیفورد

‫- سلام ‫- دارم میام سفارت

‫دارن یه اتاق جلسات سرّی آماده میکنن

‫- به محض اینکه اومد تو به بِرت زنگ بزن ‫- چشم

‫پشت خط نگهش دار تا مطمئن شیم...

‫گوشی‌ها لطفاً

‫ببخشید قربان

‫تیم امنیتی داره با پلیس هماهنگ میکنه

‫ولی باید هر چه زودتر بیاد اینجا

‫باهاشونه؟

‫آره

‫کیت هستم بِرت نیروی پلیس بیشتری ‫اطراف سفارت و اقامتگاه میخوایم

‫خانم رئیس جمهور

‫"خونه وینفیلد"

‫- سکته قلبی؟ ‫- اینطور فکر میکنن

‫لطفاً همگی بشینین

‫دو هفته پیش دوباره پریکاردیتش ‫(نوعی بیماری قلبی) عود کرده بود

‫با... تماس بگیر

‫فکر میکردیم خوب شده ولی نه خواب داشت ‫نه آب میخورد تازه کلی هم نمک مصرف میکرد

‫- درد قفسه سینه داشت؟ ‫- نمیدونم

‫- تو دفتر بیضی جلسه داشت و... ‫- جلسه‌ش اینجا بود

‫- تو اتاق وضعیت؟ ‫- رفته بود دفتر بیضی یه تلفن بزنه

‫- تنها بود؟ ‫- مامورا بیرون دفترش دیدن که افتاد زمین

‫وضعیت پکیج امنیتی ویژه الان چطوره؟

‫پلیس خیابونای اطراف اقامتگاه رو بسته

‫نیروهای خودمونو میخوام نه نیروهای اونا رو

‫هر دوتاشون با ما هستن. ‫یه تیم هم داره از رُم میاد

‫- چقدر طول میکشه؟ ‫- خیلی زیاد. سوار هواپیماش کن

‫- با کی حرف میزد؟ ‫- نمیدونم. تو برنامه‌ش نبود

‫- داریم به مرکز تلفن زنگ میزنیم ‫- صبر کن

‫جواب نمیدن؟

‫- الان سرشون خیلی شلوغه ‫- ما هم همینطور

‫- محافظش میدونه. کریگ اونجاست؟ ‫- دارن ازش بازجویی میکنن

‫- فکر کنم بتونیم بکشیمش بیرون ‫- داشت با شوهر من حرف میزد

‫رئیس جمهور ریبرن ‫داشت با هال تلفنی حرف میزد

‫میخوام رئیس جمهور رو از اینجا ببرم

‫- میخوام بهش زنگ بزنم ‫- که حرفاتونو یکی کنین؟

‫دارن با نصف کاخ سفید ازش بازجویی میکنن ‫فکر کنم بهتره فعلاً ساکت بمونه

‫نظرت چیه باهاش حرف نزنم؟

‫من به رئیس مرکز اطلاعات زنگ میزنم

‫به رئیس مرکز اطلاعات زنگ بزن

‫- خودم زنگ میزنم ‫- نه تو زنگ نمیزنی

‫رئیس مرکز اطلاعات اینجاست؟

‫نمیتونیم رئیس جمهور رو ‫سوار هواپیمایی که اینجاست بکنیم

‫- چی؟ ‫- سیستم‌های ارتباطی لازم رو نداره

‫داریم یه بوئینگ 747-9000 آماده میکنیم

‫- تو... ‫- واشنگتنه

‫- بیلی ‫- 14 ساعت طول میکشه برگرده؟

‫- حدوداً 16 ساعت ‫- این غیرقابل قبوله

‫باید همین الان مراسم تحلیف رو برگزار کنیم

‫- نه تو خاک یه کشور خارجی ‫- تو هواپیما؟

‫- هواپیما خاک آمریکا حساب میشه؟ ‫- نمیشه

‫- پس وقتی وارد حریم هوایی آمریکا شدیم ‫- اونم 12 ساعت دیگه‌ست

‫- خاک سفارت که آمریکاییه درسته؟ ‫- نه نیست

‫مردم میان تو سفارت پناهنده شن ‫چون خاک آمریکاست

‫بعدم درخواستشون رد میشه چون آمریکایی نیست

‫اون همین الانم رئیس جمهوره ‫از لحظه‌ای که رئیس جمهور فوت کرد

‫که نمیخوای متمم 25 قانون اساسی رو ‫برای کره شمالی توضیح بدی

‫باید عکسش در بیاد که یه دستش بالاست ‫و اون یکی دستش روی انجیل

‫- باید همینجا انجامش بدین ‫- بدم نمیاد شما دهنتو ببندی

‫راست میگه. باید تا یه ساعت دیگه انجامش بدیم

‫- تو وینفیلد ‫- یا سفارت

‫اونجا یه جای رسمی و تشریفاتیه

‫با یه تریبون و دو تا پرچم ‫میتونیم سر و تهشو هم بیاریم

‫- یا سفارت ‫- جابجایی خطرناکه

‫ساختمون سفارت یه قلعه‌ست که ‫تفنگدار دریایی و خندق آب داره

‫ایشون بر اساس تحلیل امنیتی که از من کرده ‫ترجیح میده جابجا نشیم

‫سفارت دیوارهای گرانیتی داره ‫و سقف‌های بلند

‫و یه عقاب تقریباً 4 متری رو دیوار

‫یه نماد کاملاً برجسته از قدرت آمریکاست

‫قربان نمیشه که جلوی یه کاغذ دیواری عهد بوقی ‫که با دست کشیدن قسم بخورین

‫شبیه مادربزرگا میشین

‫مراسم تحلیف رو تو سفارت برگزار میکنیم

‫داشت...

‫- یقه‌شو میکشید؟ ‫- آره

‫- به سختی نفس میکشید؟ ‫- آره. حتماً

‫- ولی این مال اوایل صحبتتون بود ‫- یادم نمیاد دقیقاً کی بود ولی...

‫آقای وایلر ‫من لایل گاویتس از وزارت دادگستری هستم

‫آیا رئیس جمهور اول تماس ‫چیزی در مورد وضعیت جسمانیش گفت؟

‫- مثلاً "خسته‌م"؟ ‫- نه

‫"سرم درد میکنه"؟

‫دارم فکر میکنم. فکر نکنم گفته باشه

‫شما قبلاً به دکتر کولسکو گفتین

‫که رئیس جمهور از کم آبی بدنش شکایت میکرد

‫بله

‫بله

‫- ایدرا ‫- یه تهدید نامشخص داریم

‫میخوایم سطح آماده باش رو بالا ببرین

‫و تا جایی که میتونین نظارت روی ‫وینفیلد و سفارت رو شدیدتر کنین

‫برای تو نامشخصه یا داری از من قایمش میکنی؟

‫دومی

‫دارن میان اینجا

‫- کی؟ ‫- همین الان سفیر هم پشت خطه

‫- باید قطع کنم. میتونی... ‫- آره

‫- هر وقت تونستم بیشتر بهت میگم ‫- باشه برو

‫- کیت ‫- کجاست؟

‫تو اتاق جلسات سرّی ‫داره با دکترا و اف‌بی‌آی حرف میزنه

‫- از اونجا بکشش بیرون ‫- بازجویی مهمیه

‫- به محض اینکه... میگم بهت زنگ بزنه ‫- نمیخوام باهاش حرف بزنم

‫اصلاً نباید با هیچکس حرف بزنه

‫من نمیتونم تو بازجویی از آخرین نفری که... ‫مداخله کنم

‫چطوری تونسته با رئیس جمهور تلفنی حرف بزنه؟

‫هاوارد تماس رو برقرار کرد

‫من بهت گفتم به وزیر امور خارجه وصلش کنی

‫تو اتاق جلسات سرّی تو بود ‫چطور به رئیس جمهور زنگ زد؟

‫منم مثل تو عصبانیم

‫- امروز آفتابی نمیشه ‫- دنی کجاست؟

‫رئیس جمهور پِن داره ‫جابجا میشه و هنوز امن نیست

‫هال حالش خوب نیست ‫ممکنه حرفی بزنه که برای رئیس جمهور بد بشه

‫- مگه چی میخواد بگه... ‫- اون تلفن لعنتی رو قطع کن

‫هاوارد

‫تماس رو قطع کن

‫- کی به مردم خبر میده؟ ‫- تو

‫بیلی

‫- اون رئیس جمهوره ‫- ولی تو صحنه نیست

‫تو یه قصر لوکس تو پایتخت ‫یه کشور خارجی پناه گرفته

‫خودم انجامش میدم

‫یا لیز انجامش میده

‫مشاور امنیت ملی یه شخصیت کمتر حزبیه

‫فکر نکنم کسی این اعلام ‫خبر رو حزبی برداشت کنه

‫از تو خوشش نمیومد ‫میگل. تو خبرو اعلام نمیکنی

‫میشه این کارو به مشاور امنیت ملی بسپریم؟

‫بیلی از همه بهش نزدیکتر بود

‫من به عنوان یه شهروند ‫میخوام خبر رو از اون بشنوم

‫اونجا بوده ‫با دکترا حرف زده جنازه رو دیده

‫- خودت ‫- باشه

‫همین الان وگرنه کلی تئوری توطئه در میاد ‫که چرا صبر کردیم

‫- باشه ‫- نه قبل از اینکه منتقلش کنیم

‫راست میگه. الان هیچکس حواسش بهت نیست

‫- چطوری میخواین برین؟ ‫- با هلیکوپتر

‫- چندتا؟ ‫- آره

‫رسید؟

‫برو

‫لعنتی

‫بله قربان

‫راجع به چی باهاش حرف میزدی؟

‫یه مسئله شخصی بود

‫- دیگه شخصی نیست ‫- مهم نیست. چیزی که مهمه...

‫برای همه مردم دنیا مهمه

‫من یکی از اون 400 هزار نفرم که ازت میپرسن

‫تا آخر عمرت

‫وقتی رئیس جمهور مُرد داشتی ‫در مورد چی باهاش حرف میزدی؟

‫باشه. تو به من گفتی ‫که میخواستی به وزیر خارجه زنگ بزنی

‫آره

‫رئیس جمهور بهت زنگ زد؟

‫- نه ‫- به وزیر خارجه زنگ نزد

‫ازم خواست به مرکز تلفن ‫کاخ سفید زنگ بزنم

‫- تو هم زدی؟ ‫- به اون ربطی نداره

‫چرا داره

‫فکر نمیکردم بتونیم باهاش حرف بزنیم

‫ایدرا پارک

‫قربان

‫آره. به کاخ سفید بگو ‫همین الان دارن به ساختمون نزدیک میشن

‫هلیکوپتر اول ‫هلیکوپتر "پیکان" نشست. الان امنه

‫خانم رئیس جمهور ‫کاخ سفید میخواد اعلامیه رو شروع کنه

‫ببریمش یه جایی که بتونه ببینه

‫30 ثانیه به ما وقت بدین تا منتقلش کنیم

‫صبر کن

‫- در مورد چی حرف میزنیم؟ ‫- تماس رو حالت تعلیقه. آماده باشین

‫گری این مال محوطه‌ست یا داخل ساختمون؟

‫منتظر رفع مشکل امنیتی تماس هستیم

‫آره میخوایم رئیس جمهور اعلامیه رو ببینه

‫ایدرا پارک؟

‫نه فکر کنم دارن دوباره چک میکنن ‫ولی نمیخوایم کسی رو هول کنیم

‫- ساختمونو ببندین ‫- داخل ساختمونه

‫تو یه جای امن داخل سفارته

‫آره

‫کاخ سفید میخواد شروع کنه

‫- دستور شروع صادر شد ‫- ایدرا

‫قربان

‫"فوری نشست اضطراری کاخ سفید"

More Farsi Persian subtitles for The Diplomat

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left