Az első 200 sor.
انگار همين ديروز بود
تازه از آمريکا برگشته بودم بعد از تموم کردن تحصيلاتم
بابا حال و روز خوبي نداشت به همين خاطر مشغول چندتا کار فوري ...
براي شرکتمون بود. من بايد ميرفتم به کوتي
هرچند کوتي يه چند ساعتي از دهلي فاصله داره
ولي من نميدونستم سفري که عازمش بودم
منو تا جاهاي خيلي دوري ميبره
که به من معني زندگي و عشق رو ياد ميده
بيا.بيا.از اين جا بزن به چاک
دلم برات سوخت بهت مرخصي ميدم
انگار عادت کردي غذاي مفتي بخوري
يالا.يالا.ازينجا بزن به چاک
ديگه قيافه تو نبينما.افتاد؟
ازينجا برو .بدبخت گدا گدوله
chhotu,ديگه اينورا نبينمش
افتاد؟يالا. گمشو بينم
بفرماييد آقا.چيزي براي ميل کردن بخريد
الان من پول نميخوام
فعلا سيرم
خيلي زمان برده که بياي
خدا رو شکر بالاخره اومدي
خدا رو شکر
اين تويي.تو هموني
. تو انجامش ميدي.فقط تو ميتوني انجامش بدي
تو اونو ميشناسي؟
آره اون بابوه
اون سرايدار گين مانوره
ولي چه بلايي سرش اومد يوهويي دکتر؟
حمله ي قلبي
حمله ي قلبي؟ -آره
مادهاو و دوستاش
اونا بقيه ي خدمتکاراي خونه ان
اونا بابو رو آوردن بيمارستان
مرسي بازرس. من باهاشون حرف ميزنم
مرسي. باشه
سلام آقا. سلام
مادهاو به خاطر اتفاقي که براي بابو افتاده متاسفم
دکترا گفتن بابو به خاطر حمله قلبي فوت کرده
حمله اي در کار نبوده قربان
شيطان دليل مرگشه
شيطان؟-بله قربان.شيطاني که تو اون خونه زندگي ميکنه
ما خيلي سعي کرديم اينو به پدرتونم توضيح بديم
ولي اون به من گوش نداد و ما بايد بهاش رو
با زندگي بابو ميداديم
مادهاو به خاطر حمله قلبي مرد
اين قضيه خيلي روشن تو گزارش اومده
قربان اين گزارشا براي مردم عادي مثل شماست
ولي الان...الان ديگه ما نميتونيم تو اون خونه زندگي کنيم قربان
شانکار کليدا رو بده بهشون
ما رو ببخشيد آقا.زندگيه عزيزان ما
برامون مهمتر از اون پوله
بريم شانکار
همه ميگن تو اين خونه يه روحه
و اون بوده که بابو رو کشته
بچه جون اين اصلا معني نداره
اين بي معنيه پدر
ولي شانکار و مادهاو خيلي ترسيده بودن که
کارشونو بيخيال شدن
ببين پسرم اين ملک ميليون ها تومان مي ارزه
و تو اين روزاي کساد کارو کاسبي
اين بيشترين مقدار پول دلاليه که ميشه واسه شرکت به جيب بزنيم
ممکنه همين الان رقيبتمون
دارن تلاش ميکنن که اين معامله رو ازمون بگيرن
شايدم تو راس بگي پدر
آقاي ميتال اون کسي که اين ملک رو بهش فروختيم
10روز ديگه بهتر ميشه
اگه ايشون احساس کنن يه مشکلي تو اين معامله هست
ميتونن کنسلش کنن-متوجه ام
اين يعني ما فقط 10 روز وقت داريم اين مشکلو حل کنيم
حق با توه پسرم نميتونيم بذاريم اين معامله توش گند بخوره
نگران نباش بابا من حواسم بهش هست
باشه پسرم خداحافظ -خداحافظ بابا
توي کوهستان تو....
توي کوهستان تو....
کيه؟
کيه؟
سلام جوون
من فيلداروس بيليموريا هستم - منم رهانم
سري قبلي بابات اومده بودبراي معامله ي گلن مانور
حالش خيلي خوب نبود . الان اوضاعش چطوره؟
بهتره خدا رو شکر- خوبه
بشين -مرسي
بگو پسرم چيکار ميتونم برات بکنم؟
اگه ايرادي نداره ميخوام در مورد گلن مانور باهاتون حرف بزنم
عيبي نداره بگو
تو جايي مثل کوتي هيشکي با يه ايرانيه ازکار افتاده مثل من حرف نميزنه
واسه همين من هميشه از صحبت کردن استقبال ميکنم
قصه ي گلن مانور چيه؟
خيلي جالب نيست پسرم
حدود 60-70 سال قبل پدرم
اينجا رو از ساب هاروال خريد
بعد از فوت بابام اينجا رسيد به من
و از طريق بنگاه شما من اونو به ميتال فروختم
همين
قصه ي ما به سر رسيد
من در مورد اين قصه حرف نميزنم
من ميخوام در مورد راز مخفي اين خونه بدونم
چي؟ کدوم راز مخفي؟
از چي حرف ميزني جوون؟
شما ميدوني که اون خونه روح زده است؟
نه!نگو که توام اون دري وريا رو قبول داري
من فقط اون چيزي رو که ميبينم باور ميکنم
من فقط اون چيزي رو که تا حالا ديدم باور ميکنم
ميدوني چقدر اسکل به نظر مياي؟
اگه کسي اين حرفاتو بشنوه...
فکر ميکنه يه آدم بي سوادي
مواد مصرف ميکني؟ -نه
من مواد مصرف نميکنم آقاي بيلي موريا
احمقم نيستم من از دانشگاه استنفورد آمريکا...
MBA گرفتم
کل دنيا رو هم تا حالا گشتم
من خيلي خوب فرق بين قصه هاي روح و واقعيتو حاليمه
و ميدونم اونجا يه خبرايي هست
يه چيزايي که شما بهم نميگي
ببين پسرم حرفمو گوش کن
من يه تاجرم توام يه دلال
اين معامله 2ميليارد مي ارزه
سهم توام 40ميليونه
هم من به پولم ميرسم هم تو
تموم شد و رفت
کي گفته که هر ملکي که ما معمله ميکنيم....
نبايد روح زده باشه؟...
حالا اگه فکر ميکني اون خونه روح داره ثابت کن
ثابت کن ديگه
يه قرنه که از غروب گدشته
يه قرنه که از طلوع گذشته
چرا زمان همچنان ادامه داره؟
چرا زمان عوض نميشه؟
چرا اين شب اينقدر گوشه گيره؟
چرا هيچکس بيرون نمياد؟
از زماني که من آخرين نفسمو کشيدم يک قرن ميگدره
يک قرنه که من زندگي ميکنم
چشمان من ديگه از روياها خالي شده
قلب من مثل يه خونه ي قفله
يه زماني من روياهاي بي انتها ميديدم
شب همه ي ستاره ها رو دزديده دوست من
همين طور روز هاي منو که ديگه خيلي وقته مال من نيستن
وايسا
وايسا
تو؟
من يه کبريت ميخوام که چراغو روشن کنم
تو ميتونستي ازم درخواست کني چرا دزديديش؟
فقط يه بهانه بود
حقيقت اينه که ميخواستم از خونه بکشمت بيرون
چي؟
ممکن بود صدامونو بشنوه
ممکن بود صداي حرف زدنمونو بشنوه
کي؟ - ديشب صداي جيغو نشنيدي؟
چه بلايي سر دستت اومده؟ - زخمي شدم
دروغ نگو
تو ديگه کدوم خري هستي؟
تو کي هستي؟
يه روح تو اين خونه است
اعتقاد نداشتن واقعيتو عوض نميکنه
تو بايد قبولش کني
اون جيغ ها از 80سال قبل تو اون خونه گير کردن
ازشون فرار نکن بهشون گوش کن
بهشون با دقت گوش کن
اون جيغا ميخوان يه چيزي بهت بگن
مامان و باباي عزيزم نزديک 1هفته است که شما رفتين
همه چيز بعد رفتن شما عوض شد
هيچي برام نمونده که براش زندگي کنم
تا امروز که تصميم گرفتم زندگيمو تمومش کنم
اين از موقعي شروع شد که شما داشتين به دهلي ميرفتين
تا تو مراسم ازدواج داداش راجيو شرکت کنين
منم ميخواستم باهاتون بيام
ولي با خودم گفتم اگه بيام
نميتونم براي امتحانم آماده بشم
به همين خاطر خونه موندم
کيشن زود باش بيا ببينم
زود کيفا رو بذار تو ماشين - اومدم مامااااان
داره دير ميشه . اينو ايجا نگه دار
تا وقتي مارگارت اونجا حواسش به ما هست
نميخواد نگران چيزي باشي
مراقب خودت باش - و حق با تو بود
باي - باي
مراقب خودتون باشين آقاي سابهاروال باشه - .ميبينمتون.باي
مارگارت از بچگيم مراقب من بوده
باي . وقتي اون اونجاس چه اتفاقي ممکنه برام بيفته؟
ولي اتفاقي که بخواد بيفته مي افته مراقب خودت باش
هيچکس نميتونه سرنوشت رو عوض کنه حتي مارگارت
خيله خوب. خوبه تريشنا
خيلي خوب تموم شد - خيلي خوب
ميرا نوبت توئه
استاد ليير راستش ميخواسم باهاتون صحبت کنم
راستش امروز والدينم براي چند روز رفتن دهلي
واسه همين من زياد نميتونم درساي پيانو گوش کنم
اوه
ميرا تمرين کردن باعث ميشه کارت خوب بشه
و چيزي نمونده که تو خبره بشي
نگران نباش
اگه تو نميتوني بياي خونه ي من
من که ميتونم بيام خونت..مگه نه؟
اوه بله...حتما...نظر خوبيه
باشه پس از فردا ادامه آموزش پيانو رو
تو خونه ي تو انجام مي ديم
مرسي استاد
اون روز وقتي استاد ليير براي آموزش پيانو اومد...
مارگارت بايد براي يه کار مهم ميرفت به شهر
و چون کيشن هم حالش خوب نبود مارگارت اونو فرستاد به درمانگاه
No comments yet. Be the first to leave one.