Az első 200 sor.
- صبر کن، وایستا، زویی. - چی شده؟
- مسموم شده. - چی؟
باید فرض کنم منم مبتلا شدم
یه پادزهر داره، ولی دست اوناست
تنها فرصتم...
اینه که بذارم منو بگیرن
معامله بهم خورد. یکی علیه من حرکتی زده
وقت ندارم مشخص کنم...
تو هم بخشی ازش بودی یا نه...
پس فرض میکنم بودی...
و با همین فرض پیش میرم
زویی
هارولد هارپر منو فرستاده. میخواست مطمئن بشه خوبی
میای؟
سلام، ماریون
در مورد کارتل میدونم
در مورد معدن مشبهار میدونم
فراز همزاد از هیچ پیشنهادمون خوشش نمیاومد
برای استفاده از معادن مشبهار...
تا سالها، تا دههها و برای اینکه ثابت نگهش داری...
به یه نوع شریک دیگه نیاز داری
داشتم کمکت میکردم پروانه همزاد رو نجات بدی...
چون میخواستم تو منو به...
پروانه همزاد معرفی کنی
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
بابا؟
بله؟
میشه منو از روی بلندگو برداری؟
آره، اینجام
ازت میخوام یه کاری برام بکنی
چه کاری؟
میخوام بپذیریش
که چرا این اتفاق داره میافته
چرا اتفاق افتاد
اینجا یه چیزی پیدا کردم
این خونواده برام مهمه
تا اینجاش حقیقت داره
و این به معنای پس زدن تو یا مامان نیست
این قسمتش هم حقیقت داره
بهم قول بده یه راهی پیدا میکنی تا اینو بپذیری
باید بدونم که قرار نیست...
بقیه عمرت رو صرف متنفر بودن از این اتفاق بکنی
از من به خاطر این اتفاق بیزار باشی...
یا از این خونواده بیزار باشی
ازت میخوام بپذیری...
این چیزیه که من میخوام
میشه این کار رو برام بکنی؟
میشه لطفا این کار رو برام بکنی؟
لعنتی. لعنتی. نه، صبر کن!
همزاد
همزاد. همزاد
تنها همزاد اینجام منم
همزاد
همزاد
تنها همزاد اینجا منم
تنها همزاد اینجا منم!
همزاد؟
تنها همزاد اینجا منم
تنها همزاد اینجا منم
همزاد...
فراز همزاد مُرده
من دخترشم
کی هستن؟
کسی نیستن که برات مهم باشن
یه خواهر داشت
ولی شما الان کشتینش
پس منم تنها کسیم که زنده مونده و کسب و کارشو میشناخت
کاری به اونا نداشته باش تا بهت کمک کنم
کمکم کنی؟ چطوری؟
در مورد اینجا هر چی بخوای بدونی بهت میگم
چطوری کار میکنه
چیزها کجا پنهان شدن
چیزهایی که نیاز داری بدونی...
که تا ابد طول میکشه پیداشون کنی
بهت میگم
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
دستور دارم خونواده رو جدا کنم
از بین ببریشون
هیچکس نمیفهمه تو اینجایی
اگه دروغ بگی، دیگه هیچکس تو رو نمیبینه
هر چی میدونی رو بنویس
از کجا مطمئن باشم بقیه در امانن؟
ممنونم
روسی بلدی؟
یه کم
چرا تا حالا روسی حرف نزدی؟
گیج شده بودم
ترسیده بودم
اسم من پاول ـه
اینجا اسلحههاشونو قایم میکنن
آمریکایی هستی؟
بله
ولی خونوادهت اینجاست
بله
و با زبونی که متوجه نمیشن بهشون خیانت میکنی
بله
چرا؟
برای محافظت ازشون
چون دوستشون دارم
از طرف سروان ـه
هر چیزی که بهمون گفتی حقیقت داشته
اسلحهها. مخازن
سوابق. همه همونجایی بودن که گفتی
میخواست بدونی که ازت قدردانی میکنه
تشکر کنه؟
یا بیشتر بخواد؟
حالا اسامی رو میخواد
هر کسی که باید نگرانش باشیم...
که نمیشه باهاش صلح کرد، هر کسی که ممکنه تصمیم بگیره دردسر درست کنه
ازم میخوای بهت بگم کی رو بکشی
جایزه نمیخوام
برای این گرفتن جایزه این کار رو نمیکنم
فکر میکنی حاضر میشن تو رو دوباره بین خودشون راه بدن؟
چی؟
اونایی که نجات میدی رو میگم
اونایی که خودتو به خاطرشون به خطر میندازی
اگه وقتی برگردی پیششون...
اینقدر فرق کرده باشی...
زیادی تغییر کرده باشی، زیادی...
زشت شده باشم؟
اگه همیشه اینطوری بمونم چی
و اگه هیچوقت کسی متوجه نشه چی؟
اگه هر کاری از دستم بربیاد چی...
تا آدمهایی که دوست دارم رو حفظ کنم؟
روسها
معدن رو از دست دادن
بله
- به کی؟ - مشخص نیست
خب، شاید، ولی الان چنین حرفی رو بهت نزدن
همهش این نبود
کی معدن رو گرفته؟
یه گروه مصمم خاص از مبارزان محلی...
که به نظر میاد روسهای داخل معدن رو از بین بردن
آره، و؟
شایعه شده که رهبر اونا یه زنه
یه زن آمریکایی
آنجلا
آنجلا زندهس
بله، ولی شاید زیاد زنده نمونه
پاولوویچ داره نیروهای ذخیره تا خود آفریقای مرکزی رو احضار میکنه
هر آدمی که توی ارتششه میاد تا اون منطقه رو پس بگیرن
خب، میتونی جلوی این اتفاق رو بگیری
و چرا باید بخوام چنین کاری بکنم؟
چون میدونی اشتباه بود...
که از اول پای اونو وسط بکشی
میدونی که آنجلا...
در بلند مدت شریک بهتری برات میشه
بهم گفتی که هرگز طرف منو نمیگیره
بهم گفتی هرگز حتی حاضر نبودی بهم اجازه بدی امتحانش کنم
جونش در خطره
فکر کنم جون جانی هم ممکنه در خطر باشه
الان شاید هیچ محدودیتی برای کاری که میکنم وجود نداشته باشه
میدونی، واقعا تیزهوشتر شدی، هارولد
مطمئنم که اینطور نیست، ولی برای یه لحظه...
حرفهاتو باور کردم
کمکم کن تمومش کنم
میتونیم بعدش سر اتفاقی که میافته دعوا کنیم، بعدش
چطوری تمومش کنی؟
فکر میکنی مُرده؟
- دونستنش غیرممکنه - میدونم
ازت میپرسی به نظرت مُرده یا نه
اگه ندونم نظر من چه تفاوتی ایجاد میکنه؟
چون...
یه راه اینه که کمکم کنی پیداش کنم و نجاتش بدم...
و راه دیگه اینه وانمود کنی بهم کمک میکنی...
تا وقتی که بهم نیاز داری تا کمکت کنم پاولوویچ رو بکشی
بهت قول دادم
شاید توی این کار تازهکار باشم...
ولی اینقدر میدونم که بدونم یه قول چه ارزشی داره
پیرمرد اون کار رو باهات کرد، مگه نه؟
کدوم کار؟
همون مزخرف که میگفت به دست گرفتن چاقو...
مثل اینه که همدردی کنی و توی دست دیگهت...
یه چیز دیگه باشه
- بیرحمی - آره، همون
- یعنی میگی اینطور نیست؟ - برای اون؟
زیادی درسته
میدونستم نمیتونم به یه کلمه از حرفهات اعتماد کنم...
یا شاید کلی تمرین لازم داشت...
تا بدونی به کدوم کلمات اعتماد کنی
به هر حال، بازی ازش خواسته بود چنین نقشی رو بازی کنه
افعی کثافت
و هیچکس بهتر از اون نبود
ولی پیرمرد میدونست...
هر کلمهای که من میگم محکم و قطعی ـه
نقش من توی بازی همینه
کمکم کن به پاولوویچ برسم
منم کمکت میکنم دن چیس رو پیدا کنی
بله
فهمیدم
ده دقیقه دیگه میرسیم
هر کاری که میخوای بکنی، سریع انجامش بده
داره به هدف نزدیکتر میشه
میخوای چی کار کنی؟
ازت نمیخوام کاری بکنی...
که تا الان انجامش ندادی
حتی اگه پاولوویچ بتونه خودشو از این مخمصه نجات بده...
چقدر طول میکشه تا مخمصه بعدی...
No comments yet. Be the first to leave one.