Az első 200 sor.
رئیس هونگ، اسمت هونگ دوشیکه؟
چی؟ آره
احیانا تو مدیریت دارایی وای کی کار میکردی؟
کیم گی یون رو میشناسی؟
پدرمو میشناسی، مگه نه؟
هونگ دوشیک حرومزاده
رئیس هونگ؟
چی؟ - چه خبره؟ -
تو...هی
پدرم سالم و سرحال بود و عادت داشت هر روز پیاده روی کنه
اما به خاطر تو فلج شد
من و اون با هم قرار گذاشته بودیم بریم کوهستان جیری
کیم دو ها بسه - تو -
کافیه - حرومزاده -
هی تمومش کن - ولم کن -
چه خبر شده؟ - میکشمش -
ولم کن - نه. این درست نیست -
اون کمتر از یه قاتل نیست
پاهای پدرم رو ازش گرفت و کل خانوادم رو نابود کرد
ولم کن - کیم دو ها -
هی! دوباره داری فرار میکنی؟
...پس اینجا قایم شده بودی
و وانمود میکردی آدم بیگناه و مهربونی هستی
پدرم 6 ماه تموم تو وضعیت نباتی بود
چطور میتونی بیخیال زندگی کنی؟
ولم کن - کیم دو ها -
بیا اینجا - بسه دیگه -
بریم تو - بریم -
تمومش کن. دو ها
بیا اینجا - بسه -
گفتم بیا اینجا
رئیس هونگ
دنبالم نیا
نه میام
نگرانتم رئیس هونگ
...مطمئنم این یه سوء تفاهمه
نیست
ها؟
سوء تفاهم نیست
هر چی شنیدی راسته
ها؟
من کسی هستم که اون بلا رو سر پدر دو ها آورده
باورم نمیشه - تازه همه اش این نیست -
اون خانواده ای رو که توی عکس دیدی هم من نابود کردم
...من
هیونگ رو کشتم
هه جین، خوبی؟
نه نیستم
باورم نمیشه این اتفاق داره میفته
میسون
دیگه نمیفهمم چه خبره
واقعا نمیدونم
...میسون
معذرت میخوام. کسی هست؟
این چند راهی برق میتونه تا 4000 وات رو تحمل کنه
میتونید تعداد زیادی وسیله رو بهش وصل کنید و مشکلی پیش نیاد
دوشیک اینو بهم گفت. یه لحظه
الو؟
سوپرمارکت بورا؟ باشه، الآن میام
میشه 10000 وون. بذاریدش اینجا - حتما -
ببخشید - اشکالی نداره -
نوش جان - ممنونم -
خدای من - ...خانم میشه -
یکم ترشی تربچه بیارید؟ - حتما -
...رستوران کره ای
معذرت میخوام، ولی در حال حاضر سفارشات بیرون برمون با تاخیر انجام میشه
خیلی متاسفم. خداحافظ
چرا اون نامگیوی عوضی بر نمیداره؟
لعنتی - میخوام صورت حساب رو بدم -
حتما. خوشمزه بود؟ - خیلی خوشمزه بود -
خیلی ممنونم
...آیس موکا، آیس لاته وانیلی و اسپرسو ماکیاتو
و آخریش چی بود؟
اینسپانر - درسته. حتما اینو میخواین؟ -
البته - که اینطور -
نمیتونید یه نوشیدنی رو سفارش بدید درسته؟ - نه -
ذائقه هامون متفاوته - داشتم شوخی میکردم -
آقا - ...راستش ما بستیم -
بیخیال. بیاین تو - نوشیدنی هامون چی شد؟ -
چی سفارش دادین؟ - پارافیت* توت فرنگی و شیک شکلاتی -
وای. میشه شماها همتون امروز استثنائا آیس آمریکانو بخورید لطفا؟
بهتون 500 وون تخفیف میدم
چرا انقدر به نظر خسته میای؟
امروز کلی مشتری دارم ولی هیچ کی نیست بیاد کمکم
نگین که چون رئیس هونگ نیومده کمکتون انقدر خسته این
...هستیم
ولی یه مشکل بزرگتر هست
نگرانشیم
امیدوارم حالش خوب باشه
از اون روز دیگه ندیدمش حتی تلفنمم جواب نمیده
یادتون میاد قبلا چی گفتم بهتون؟ ...این که شاید یکی رو کشته
هی - خفه شو -
...تو - چطور جرات میکنی همچین چیزی بگی؟ -
بفهم چی میگی
نمیگم که اون شایعه رو باور کردم فقط کنجکاوم. همین
منم نگرانم. به هرحال اون دوستمه
چجور دوستی همچین حرفی میزنه آخه؟
دوشیک رو نمیشناسی؟
من کاملا بهش اعتماد دارم اون همچین کاری نمیکنه
منم همین طور - ...دقیقا. من توی شخصیت شناسی عالی ام -
و رئیس هونگ هیچ وقت به نظرم مشکوک نیومد
احمق نباش
حالا که دیگه پیداش نیست بدجور دلتنگش شدم
قیافش رو نگاه کن آخه چه چشمای پر احساس و مهربونی داره
و خیلی ام شفافن - دقیقا -
عوضی - چی؟ -
یکی توی مغازه ابزارآلات فروشیه باید برم
آره برو
الو؟ بله حتما
منم باید برم - خداحافظ -
بله نزدیکم - ای کاش فقط یه نوشیدنی میفروختم -
همه ترسیدن
از وقتی رئیس هونگ پیداش نیست همه چی بهم ریخته
امیدوارم حداقل خوب غذا بخوره
هر چی شنیدی راسته
من کسی هستم که اون بلا رو سر پدر دو ها آورده
دکتر یون، خانم یو چو هی اومدن
درسته. امروز میخوایم دندون عقلشون رو بکشیم؟
نویسنده وانگ. اینجا چی کار میکنی؟
اوه کارگردان جی
سلام کارگردان جی. خیلی دربارتون شنیدم
که اینطور
وقت نداری که اینطوری به حرف زدن بگذرونی
چرا؟ مگه چیه؟
نسخه اولیه فیلم همش پاک شده اونجا الان اوضاع داغونه
چی؟ چرا زودتر بهم نگفتی خب؟
مراقب خودتون باشین
حتما
کدوم بخش؟ چی پاک شده؟
چقدر از این رو ویرایش کردی؟
فقط اونقدر
چی؟
فایل کامل و سالمه
انقدر گندست که به این سادگی پاک نمیشه
هوس مردن کردی؟
اصلا بامزه نبود
نویسنده وانگ
ازت ممنون میشدم اگه فقط درباره کار با مردای دیگه حرف نمیزدی
چی؟ - این کار رو نکن -
اگه میتونی نکن
اونوقت میتونم همین طوری باهاشون صحبت کنم؟ درباره یه چیز دیگه؟
سونبه، میشه باهات حرف بزنم؟
حتما. بریم بیرون
باید بری
درباره اون روز متاسفم
متاسفم که مهمونی رو خراب کردم
نگران نباش. میدونم حتما برای کاری که کردی دلیل خودت رو داشتی
یه دفعه از کوره در رفتم. اشتباه از من بود
...میشه بپرسم
چه اتفاقی افتاده؟
...پدرم
تا چندسال پیش به عنوان نگهبان برای شرکت مدیریت دارایی وای کی کار میکرد
...سلام. بیرون گرمه
و دوشیک مدیر صندوق بود
وای
و اون عوضی متقاعدش کرد توی صندوقی که اون مدیریتش میکرد سرمایه گذاری کنه
به این شماره زنگ بزنید و اونا همه چی رو بهتون توضیح میدن
باشه. ممنونم
خداحافظ
...پدرم هم آدم ساده ای بود
همه پس اندازش رو از بانک کشید بیرون و حتی یه وام گرفت
بعدش چند سال قبل حادثه هلدینگ بنجامین اتفاق افتاد
آقای هونگ
تو تمام دنیا بازار سهام سقوط کرد و خب صندوق اونم مستثنی نبود
بابام نتونست باهاش کنار بیاد - بابا چی شده؟ -
خودکشی کرد
وقتی دنبال کار بودم این اتفاق افتاد
بلافاصله بعد اینکه اینجا شروع به کار کردم به هوش اومد
چرا دربارش بهم نگفتی؟
معذرت میخوام
حتما اوضاع خیلی برات سخت بوده ولی من زیاد ازت کار کشیدم
نه اصلا. عاشقش بودم
یعنی، هیچی کی از شب بیداری خوشش نمیاد
اما این فکر باعث میشد ادامه بدم
اون شرکت بهم یه معجزه داد"
"فقط من برای بابام موندم
حتما خیلی سخت بوده
کی فکرش رو میکرد اونجا هونگ دوشیک رو ببینم؟
خیلی بدشانسیم
فقط پدرم نبود که اون عوضی نابودش کرد
شنیدم اون موقع رئیس هونگ دوشیک هم مرد
تو یه تصادف رانندگی
هه جین
...دو دل بودم که اینو بهت بگم
چون نمیخواستم حالت رو بدتر کنم
اما یه چیزی پیدا کردم
...اون خانواده ای رو که توی عکس دیدی هم
من نابود کردم
...من
هیونگ رو کشتم
نونا
سونگ هیون شوهرم
نه
ایجون، اومدی؟
بهم رحم کن
وای ترسیدم
منو ترسوندی
فکر نمیکنی من بیشتر از تو ترسیدم؟
آره خب اول تو باید سلام میکردی
میخواستم رمانتیک بازی در بیارم و از پشت بغلت کنم
No comments yet. Be the first to leave one.