Line of Duty

Line of Duty

Farsi Persian felirat letöltése

3. évad

Kiadási információk

line of duty s03e01 1080p bluray x264-carved 2347 1758058027
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian Line of Duty زیرنویس فارسی سریال

Címkék

bluray
Közzétéve: 2025-11-27
Letöltések: 13
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

بسیار خوب. ممنون.

عملیات دامسون یک طرح جاریه

که هدفش کشف و جلوگیری از قتل‌های باندی و گانگستریه.

تحت نظر گرفتن یک مظنون

تحت عملیات دامسون در جریانه

تو یه آدرس، کمتر از ۲۴ ساعته، و منابع اطلاعاتی

نشون میده این باور قویه

که مظنون داره آماده میشه تا یه قتل باندی انجام بده.

مظنون یک مجرم شناخته شده با سابقه خشونته.

انتظار میره مسلح باشه...

و فوق‌العاده خطرناک شناخته شده.

افسر ارشد مسلح، بازرس مک‌اَندروئه.

قربان.

شما با چهار تا ماشین کار می‌کنید، هر تیم باید

تو مسیرهای احتمالی رفت‌وآمد مظنون مستقر بشه،

منتظر دستور فرمانده گلد برای رهگیری.

تیم‌ها به شرح زیر تقسیم میشن:

ویکتور چارلی چهار صفر.

مک‌اَندرو. - قربان.

لَمبرت. - قربان.

چَپِل. - قربان.

میلِر. - قربان.

ویکتور چارلی پنج صفر.

والدِرون. - قربان.

همه امضا می‌کنید که قانون رو درک می‌کنید

در مورد استفاده قانونی از زور طبق دستورالعمل اِس‌اِف‌سی.

همه‌تون سلاحتون رو امضا می‌کنید.

همه‌تون نوع مهمات رو امضا می‌کنید

و تعداد فشنگ‌ها رو.

بیاین! بزن بریم، بریم، بریم، بریم!

بریم، بریم، بریم، بریم! عجله کنید!

بریم.

چهار صفر. تست رادیو.

پنج صفر. تست رادیو.

شش صفر. تست رادیو.

هفت صفر. تست رادیو.

چهار صفر. همه ماشین‌ها به مسیرها متفرق بشن. به مسیرها متفرق بشن.

ویکتور چارلی چهار صفر. وقتی مستقر شدین مخابره کنید. تمام.

پنج صفر، مسیر براوو، دریافت شد.

شش صفر، دریافت شد.

هفت صفر، دریافت شد.

ویکتور چارلی پنج صفر تو مسیر براوو مستقره.

دریافت شد.

ویکتور چارلی پنج صفر مستقره، مسیر براوو.

مظنون داره تو خیابون هیل به سمت غرب میره.

داره از مسیر براوو میره. تکرار می‌کنم - مسیر براوو.

ویکتور چارلی پنج صفر، دریافت شد.

تویوتا سلیکا آبی با پلاک...

لیما دلتا صفر چهار ویسکی اکو ویسکی.

بریم. بریم.

پنج صفر، گزارش بده.

هدف رو دارم میبینم، تحت نظر دارم.

ویکتور چارلی پنج صفر، داریم میایم که بهتون ملحق بشیم.

چهار صفر، دستور چیه؟ پنج صفر.

دستور، فارنهایته. تکرار می‌کنم. دستور، فارنهایته.

برو.

چپ! چپ!

چهار صفر. دو دقیقه دیگه می‌رسیم.

تکرار می‌کنم. دو دقیقه دیگه، پنج صفر.

پنج صفر. دریافت شد.

ترمز کن. - بیخیال!

دنی! - ترمز کن.

دنی!

لعنتی.

برید، برید!

پلیس مسلح! - فرمانده! آروم‌تر!

پلیس مسلح! - آروم‌تر!

پلیس!

پلیس مسلح!

اوکی.

عجله کنید! عجله کنید!

پلیس!

فرمانده! - شلیک شد.

کجاست؟ دنی؟

دنی؟

پلیس مسلح! - اوه، لعنتی.

هَری. هَری، رفیق، افتاد.

حاضر نشد سلاحش رو تحویل بده.

یا ابوالفضل، ببین تفنگ کجاست!

چه جوری رفت اونجا؟ - گرفتگی عضله، پرتش کرد.

ولی ببین چه شکلیه، دنی.

نکته خوبیه.

هی، هی، دنی، دنی. - دفاع شخصی بود.

ولی همه‌مون می‌دونیم چه گندی بابتش میخوره به من.

فرمانده، صبر کن. - به خاطر خدا!

داری بدترش می‌کنی.

نمی‌خوام ببینم همه‌تون تو دردسر بیفتید.

ما؟ - ما که کاری نکردیم.

مشکل همینه. پس من واستون سرپوش می‌ذارم

و میگم با هم رسیدیم اینجا، داد زدیم "پلیس مسلح!"

ولی اون تفنگ کشید. - چی داری میگی؟

اگه به موقع رسیده بودید تسلیم می‌شد.

این گزارش منه، مگر اینکه همه‌تون همین الان مرد باشید.

سلاح‌هاتون رو شلیک کنید.

محاله. - بالای بدن مظنون شلیک کنید

تو همون سمتی که باید شلیک می‌کردید

اگه واقعاً تونسته بودید به موقع برسید اینجا.

نه.

همین الان شلیک کن!

شلیک کن.

لعنتی. کم آوردی.

قابل قبوله.

یا خدا!

پنج صفر، گزارش وضعیت. گزارش وضعیت؟

همه تو این قضیه با همیم. بهترین راهه.

کسی آسیب دیده؟ - خوبیم، ممنون قربان.

مظنون از پا افتاد. تکرار می‌کنم. مظنون از پا افتاد!

سلاح‌هاتون رو جمع کنید.

ویکتور چارلی چهار یک،

درخواست اعزام کارشناسان صحنه جرم به محل.

تمام افسران مسلح و سلاح‌ها باید به پایگاه منتقل بشن

برای جمع‌آوری شواهد و گزارش‌گیری.

مطمئنی حالت خوبه؟ - خوبم.

همه وظیفه‌شون رو انجام دادن.

قربان.

بفرمایید. - قربان.

بفرمایید.

قربان.

استیو؟

نظرت چیه پسر؟ این مال ماست؟

آره. مال ماست.

قربان.

بفرمایید.

کارشناسان سلاح‌های گرمتون رو می‌گیرن،

نمونه‌های باقی‌مانده باروت، لباس‌ها، نمونه‌های زیر ناخن‌هاتون رو.

باید تو ایستگاه بمونید تا زمانی که اعلام کنن دیگه

به نمونه‌های بیشتری نیاز ندارن. - قربان.

همگی ۴۸ ساعت حق ریکاوری دارید.

به همگی مشاوره روان‌شناختی بعد از حادثه پیشنهاد میشه.

توصیه من اینه که از این ۴۸ ساعت درست استفاده کنید.

قربان.

برای ثبت، تایید کنید که شما افسری هستید

که از علامت تماس ویکتور چارلی پنج یک استفاده می‌کنید.

بله، همینطوره.

مدرک شماره ۲ تو پوشه‌هاتون.

این فرم FA-1 به افسران مسلح ایستگاه پلیس ساوت فری

در تاریخ ۱۳ ماه مه امسال صادر شد.

این فرم رو می‌شناسید؟ - بله، قربان.

این امضای شماست؟ - بله، قربان.

طبق فرم FA-1، به شما یک کلت گلاک ۱۷

سلاح سازمانی با شماره سریال مایک-نوامبر-۸۷۴۶۵۴۶،

و گلوله‌های ۹ در ۱۹ میلی‌متری پارابلوم داده شد.

بله، همینطوره. - حالا، می‌تونید به ما بگید

چطور شخصاً تو عملیات دامسون درگیر شدید؟

یک عملیات لحظه‌ای بود که توسط SFC مجاز شده بود.

من با خودروی دوم حرکت کردم،

با کد ویکتور چارلی پنج صفر،

که من و بقیه تیمم توش بودیم.

بقیه تیمتون عبارتند از افسر مسلح ویکتور چارلی پنج دو،

افسر مسلح ویکتور چارلی پنج سه

و افسر مسلح ویکتور چارلی پنج چهار.

ما در یک موقعیت کمین، در یکی از چهار

مسیر خروجی مظنون مستقر شدیم و ارتباط رادیویی رو

با افسر مسلح ارشد عملیاتی حفظ کردیم.

لطفاً تایید کنید که این یک بازرس بود که از

علامت تماس ویکتور چارلی چهار یک استفاده می‌کرد.

درسته. ویکتور چارلی چهار یک به من اطلاع داد که مظنون داشت

به سمت ما می‌اومد و به ما مجوز داد

که یک رهگیری لحظه‌ای انجام بدیم.

رهگیری لحظه‌ای، آره.

قضیه اینجا برای من یه ذره مبهم میشه، گروهبان.

شاید بتونی لطف کنی و این مه رو از بین ببری؟

هوم؟

منتظرم.

قربان، منتظر سوال هستم.

چیزی که رئیس ازت می‌پرسه اینه که چطور شد، طبق اظهارات

ویکتور چارلی چهار یک،

به شما دستور داده شد که منتظر پشتیبانی بمونید.

دستور داده نشد. توصیه بود.

اما شما پیش رفتید و به هر حال توقف اضطراری رو انجام دادید.

مظنون داشت با سرعت بالا حرکت می‌کرد

به مقصدی نامعلوم با قصد ارتکاب

یک تسویه حساب گانگستری. - یا حداقل اطلاعات اینطور می‌گفت.

اطلاعات همین رو می‌گفت و اگه اشتباهه، قربان،

خب، به خودشون بگید.

میشه لطفاً فقط به خط سوالاتی بپردازیم

که مربوط به اقدامات ویکتور چارلی پنج یک میشه؟

بفرمایید، گروهبان.

اگه به نقشه تو پوشه‌هامون اشاره کنم، کمک‌کننده خواهد بود.

مدرک شماره ۴.

مظنون که با سرعت بالا در جاده پرینس حرکت می‌کرد،

به یک ردیف ماشین پارک‌شده نزدیک شد در حالی که جاده پیش رویش باز بود.

نگران بودم که اگه توقف اضطراری رو انجام نمی‌دادیم

مظنون فرار می‌کرد.

اوه، و اون تصمیم شما بود، مگه نه؟

نه قربان. این تصمیم فرمانده سلاح‌های استراتژیک بود

که هدف عملیاتی رو جلوگیری از

انجام اقدام مرگبار توسط مظنون تعیین کرده بود.

علاوه بر این، به عنوان افسران پلیس،

وظیفه قطعی ماست که از مردم محافظت کنیم.

حالا می‌تونم به سوال جواب بدم؟

بفرمایید.

از ترس اینکه مظنون فرار کنه

و برای مردم خطر ایجاد کنه،

تصمیم گرفتم راه فرارش رو با

اجرای مانور توقف اضطراری در جاده پرینس ببندم که

ماشین مظنون رو بین ماشین ما و ماشین‌های پارک شده به دام انداخت.

سپس مظنون پیاده فرار کرد

از طریق یک کوچه و من دنبالش کردم.

این تعقیب و گریز پیاده به یک درگیری در پرینس کورت منجر شد.

More Farsi Persian subtitles for Line of Duty

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left