Az első 181 sor.
سلام، لوک
نیتن امروز رفت اردو
و خونه خیلی سوت و کوره
باید وقت بیشتری برای نوشتن داشته باشم
این اواخر حالم بهتر بوده، اما
هنوز خیلی به فکر مامانم هستم
هنوز بعضی وقتا حسش میکنم
صداشو میشنوم
و لبخندشو میبینم
حقیقتش اینه که دلم براش تنگ شده
دلم برای تو و پیتون تنگ شده
و کیت... و کارن
و نیتن، حالا که نیست
اما اینکه "کوئینی" پیشمه بهم کمک میکنه
"سلام، من کوئینم، اینم صدای بوق."
سلام، کوئینی. بازم منم
نیتن گفت یه سری بهتون زده ولی انگار جواب ندادین، واسه همین
وقتی اینو شنیدی بهم زنگ بزن
داری یهکم نگرانم میکنی
یه چیزی هم هست که میخوام بهت بگم
پس... بهم زنگ بزن
خرخون
حقیقتش اینه که وقتی همهجا خیلی ساکت میشه
وقتی صدای سکوت خیلی بلند میشه
و واقعاً دلم برای همه تنگ میشه
همش یه چیزو با خودم تکرار میکنم
نمیبینمت، ولی میدونم که اونجایی
واو
انگار روز بدی رو برای کار پیدا کردن انتخاب کردم
"دقیقاً اتهاممون چیه؟"
"یک مورد تبانی برای کلاهبرداری در اوراق بهادار."
"یک مورد تبانی برای کلاهبرداری اینترنتی."
و سه مورد دیگه کلاهبرداری اینترنتی
خیلی خب، میشه اینو طوری برام توضیح بدین
که انگار مثلاً ۱۲ سالمه؟
"اتهامات کلاهبرداری اوراق بهادار مدعی هستن که..."
"ارائه اطلاعات غلطِ آگاهانه..."
"در مورد سودهایی که در گزارشهای فصلی و سالانه ثبت شدن..."
"به کمیسیون بورس و اوراق بهادار"
از طرف شرکت "کلوز اور بروز"
درسته. حالا فرض کن هشت سالمه، چی؟
متهم شدیم که به سرمایهگذارهای احتمالی دروغ گفتیم
در مورد ارزش شرکتمون
تا ترغیبشون کنیم توی خط تولید لباس مردونه سرمایهگذاری کنن
به این کار افتخار نمیکنیم
فرقی هم میکنه اگه من کاملاً
از همهی اینا بیخبر بوده باشم؟
خب، متأسفانه اونا مدارک امضا شدهای دارن
که خلافش رو ثابت میکنه
مدارک توسط کی امضا شده؟
خب، توسط شما امضا شده خانم دیویس
آهان
لانگ آیلند آیس تی، فردی فادپاکر، سالتی داگ
مسکو میول و یه برین بلستر
واو! داری سعی میکنی مستم کنی؟
بله، و در عین حال دارم مهارتهای بارتندریام رو ثابت میکنم
به رئیسِ نه چندان ریاستطلبم
اومم. برین بلستر؟
بیخیال. چطوری مال تو انقدر خوبه؟
چون من یه جورایی معرکهام
تازه، ترکیباتش رو هم عوض کردم
اوه، و... نگاه کن
ما هنوز باز نکردیم
هی، این همون باریه که الکس دوپری توش کار میکنه؟
آره! ولی هنوز باز نکردیم
اشکالی نداره! منتظر میمونیم
شاید چندتا توئیت زده باشم
کوئین؟ کلی؟
خواب نبود. تو رفتی بخوابی
یادت میآد؟ رفتی توی اتاق خواب
آره، ولی بعدش برگشتم! نه، برنگشتی
فقط سعی کن یادت بیاد
تو رفتی توی اتاق خواب
من رفتم توی اتاق خواب
و من... من چراغو روشن کردم و
کیتی اونجا بود
تو هم همون چیزی رو دیدی که من دیدم؟
اون اسلحه داشت
کلی، من برنگشتم. وای خدای من
کلی، چه اتفاقی داره میافته؟ همش تقصیر منه
"دو تا مصدوم دارن میآن، حال هردوشون وخیمه."
"مصدوم اول، مرد، حدوداً ۲۵ ساله."
"یک مورد اصابت گلوله به قفسه سینه."
"مصدوم دوم، زن، حدوداً ۲۰ و چند ساله."
"یک مورد اصابت گلوله به شکم."
"هردو بیهوش، زمان حادثه نامشخص"
"با خونریزی شدید."
چی داریم؟ دو تا تیرخورده
زمان حادثه معلوم نیست. حداقل ۱۲ ساعت گذشته
چطور ممکنه هنوز زنده باشه؟ خیلی خب، اتاق عمل، یالا
کوئین. هی
کمکش کنید. کوئین
هی، خواهش میکنم کمکش کنید
همش تقصیر منه
همهاش تقصیر منه
چرا امضای من پای این مدارکه؟
چون تو توی "تری هیل" با دوستات زندگی میکنی
ول میچرخی و میری جشنواره فیلم و اینجور جاها
مراقب حرف زدنت باش مامان. "بروک."
ما کلی چیزای مختلف رو جای تو امضا میکنیم
ولی تو میدونستی این کار غیرقانونیه
و حالا مثلاً امضای من پای همهچیز هست
عزیزم، خودت این اجازه رو به ما دادی
نه، من بهت اجازه دادم برای مجله مدلِ روی جلد انتخاب کنی
نه اینکه منو بفرستی زندان
این تقصیر من نیست
هیچکسی قرار نیست بره زندان
من زیاد در این مورد مطمئن نیستم
ولی بذار یه چیزی رو بهت بگم
اگه قرار باشه کسی بره، اون من نیستم
تو این کارو کردی، و تو هم بهش کمک کردی
و من مسئولیت این کارو گردن نمیگیرم
سلام هیلز. سلام، اوم
بد شد که دارم اینو میپرسم ولی میخواستم بدونم
میتونی بری دنبال جیمی و بیاریش؟
"به بروک زنگ زدم ولی نتونستم پیداش کنم."
حتماً. همهچیز مرتبه؟
"خب، الان واقعاً نمیتونم حرف بزنم"
ولی اگه میشه فقط... اوم
جیمی رو بیار و سرگرمش کن
تا وقتی ازم خبری بشه، عالی میشه
اون توی پارکِ "کندی"ئه، باشه؟
مشکلی نیست. میرم دنبالش
هروقت تونستی بهم زنگ بزن، باشه؟
"باشه. ممنون." خداحافظ
هی. این... این چیزی نیست که
خیلی خب، همونه ولی... میشه ماشینت رو قرض بگیرم؟
حتماً. همهچیز روبهراهه؟
همهچیز خیلی داغونه
راستش، یه فکر دیگه کردم
بهتره تو رانندگی کنی. من یهکم نوشیدم
هی، جیمی
چطوری رفیق؟
من شما رو میشناسم؟
پسر، مگه تو کی هستی؟ ویکتوریا دیویس؟
منم، چیس
بارتندرِ کلوپ "تریک". خب، در واقع مدیر بار
من اون قلعهی برفی رو توی یوتا برات ساختم
آهان، درسته. سلام
خب، گوش کن... اوم... برای مامانت یه کاری پیش اومد
واسه همین قرار شد من بیام دنبالت
آمادهای؟ آره، فکر نکنم
"نه، جدی مامانت به میا زنگ زد"
و قرار شد ما بیایم دنبالت
خب، من یهکم گشنمه
خوراکی چیزی داری؟ اوم
توی ماشین آدامس دارم
خب، پس توقع داری سوار ماشینت بشم
و از یه غریبه شکلات بگیرم؟
آره، شرمنده، من نیستم
"چه خبر؟"
نمیخواد بیاد
هی، جیمی، منو یادت میآد؟ من میام
توی "رد بدرووم رکوردز" کار میکنم. اوه، آره. سلام
تو با مامانم خیلی رفیقی، نه؟
آره، درسته. من با مامانت خیلی صمیمیام
خب اگه با مامانم خیلی رفیقی
پس چطور توی یوتا نبودی؟
نکتهی خوبی بود
ناراحت نشی ولی با توجه به سابقهام
باید پیشنهاد تو رو هم رد کنم
جیمی اسکات. پسر، مامانت برام پیغام گذاشت که بیام دنبالت
آمادهای؟ آره، حتماً. بریم
هی
پسر، این بچه از من متنفره
من حتی به یوتا دعوت هم نشدم
نمیفهمم چه اتفاقی داره میافته
منظورم اینه که، این باید یه خواب باشه
فکر نکنم
میشه یه لحظه وایسی و باهام حرف بزنی؟
دنبال چی میگردی؟ خودمون
هیلی
اوه، خداروشکر که اینجایی. "وای خدای من!"
خیلی متأسفم. تا پیغامت رو گرفتم سریع اومدم
جولیان داره میره دنبال جیمی. حالشون چطوره؟
هیلی، من همینجام. اوم، جراحیِ کوئین تموم شد
هیلز. ولی برای کلی نه
هیلی! وحشتناک بود، بروک
"و تو پیداشون کردی؟" اون نمیتونه منو ببینه
من میتونم
دمت گرم پسر
No comments yet. Be the first to leave one.