One Tree Hill

One Tree Hill

Farsi Persian felirat letöltése

8. évad

Kiadási információk

One Tree Hill S08E03 The Space In Between 1080p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-CRFW
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 3 One.Tree.Hill زیرنویس فارسی سریال

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-01-04
Letöltések: 13
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 190 sor.

آنچه گذشت در "وان تری هیل"

چرا امضای من پای این مدارکه؟

عزیزم، تو خودت این اجازه رو به ما دادی

نه، من بهتون اجازه دادم

که یه مدل برای روی جلد مجله انتخاب کنین

نه اینکه منو بفرستین زندان

این تقصیر من نیست

کلی، چه اتفاقی داره می‌افته؟ همش تقصیر منه

هیلی! یه مشکلی پیش اومد

اون نمی‌تونه منو ببینه، ولی من می‌تونم

می‌خوام پیشت بمونم. منم همین رو می‌خوام

ولی نمی‌تونی. چرا؟

هیلی بارداره

اون الان نباید تو رو از دست بده

بهم قول بده که چشماتو باز می‌کنی

قول می‌دم

تا ابدالآباد. تا وقتی که دنیا دنیاست

حالا چشماتو باز کن

لوکاسِ عزیز

خیلی خوش‌شانسم که حالِ کوئین داره بهتر میشه

این یعنی دوباره می‌تونم نفس بکشم

اون تاریکی‌ای که باهاش دست‌ و‌ پنجه نرم می‌کردم

انگار حالا فرسنگ‌ها ازم دور شده و جاشو به نگرانی برای اون داده

قول دادم که اگه حالش خوب بشه

سعی کنم جبران کنم

فکر کردم شاید بتونم یه جایی داوطلب بشم

و به کسایی که با افسردگی مبارزه می‌کنن کمک کنم

یا کسایی که توی زندگیشون با بحران روبرو شدن

حدود یه هفته‌ست که داره دوران نقاهت رو می‌گذرونه

و تمام خانواده اینجا بودن

اما حالا اونا رفتن و فقط من موندم و کوئین

هر روز یه پیروزیِ کوچیکِ دیگه با خودش میاره

و در کنارش این امید که "کلی" هم زودتر بیدار بشه

"حالا که یک هفته از شروع اردوهای تمرینی ان‌بی‌ای می‌گذره..."

"...بازی‌های تدارکاتی به‌زودی شروع میشن."

"لیست بازیکنا به ۱۳ نفرِ اصلی محدود میشه..."

"و رویاها یا به حقیقت می‌پیوندن یا نابود میشن..."

"توی اون سالن‌های تمرینِ خیس از عرق..."

"و آمارهای بازی‌های تدارکاتی."

"تیم شارلوت بابکتس از اضافه شدنِ..."

"جو ترنر حسابی ذوق‌زده شده."

شنیدی رفیق؟

تو همون آدم خفنی هستی که باعث شدی این اتفاق بیفته

تو می‌تونی، کلی

بهش ایمان داشته باش

"تعطیلیِ شرکتِ کلوزد اُوِر بروز"

"بروک دیویس، طراح مد، با اتهامات فساد مالی روبروست."

از این یکی می‌گذریم

بفرما. ممنون

بفرما. ممنون

صبح بخیر دخترم

البته اگه بشه به این گفت صبحِ بخیر

همیشه دنبال درامایی

ببینیم می‌تونیم اون اخماتو باز کنیم یا نه

مشکلاتت تموم شدن. منظورت چیه؟

منظورم اینه که... وکلای ما با وکلای اونا صحبت کردن

اونا هم با نصفِ دولت فدرال حرف زدن

و به یه توافقی رسیدیم

یه جریمه‌ای می‌دیم و ساختار شرکت رو عوض می‌کنیم

قضیه با یه تذکرِ خشک و خالی تموم میشه

و تو هم شرکتت رو نگه می‌داری

و البته آزادیت رو

اما چطوری؟

فقط اینو بدون که من همیشه

صلاحت رو می‌خواستم

و هنوزم می‌خوام

پس یه نفسِ راحت بکش

و، اه، اونو نخور

حالت خوبِ خوب میشه

باورم نمیشه

چی شده، "ممنون" نداره؟

ممنون؟

از من "ممنون" می‌خوای

بابتِ اینکه منو انداختی توی این دردسر؟

نه، بابت اینکه از دردسر کشیدمت بیرون "ممنون" می‌خوام

نظرت در مورد "اخراجی" چیه؟

از اونا هم می‌خوای؟

نیازی به تشکر نیست

و برخلافِ چیزی که ممکنه فکر کنی

متاسفم که باعث شدم این سختی‌ها رو بکشی

متاسفم

بابت اینکه باعث شدم این همه سختی بکشی

خب، دیگه وقتش بود که عذرخواهی کنی

واقعاً خیلی خودخواهی

کلی چطوره؟

تغییری نکرده

ولی وضعش ثابته

نیتن الان پیششه

منو می‌بری ببینمش؟

کوئین، هر روز اینو ازم می‌پرسی

و منم هر روز بهت می‌گم

که دکترا نمی‌خوان فعلاً تکون بخوری

هیلز... قول می‌دم

به محض اینکه بگن موردی نداره، می‌برمت که ببینیش

باشه

جیمی. هی. پاشو رفیق

خاله کوئین بیدار شده

سلام مردِ کوچک

سلام خاله کوئین

ستاره‌ت همین‌جاست، پیشِ من

داره کمک می‌کنه که حالت بهتر بشه

می‌دونم که همین‌طوره

هی، یه کاری برام می‌کنی؟

میشه اینو برای یه مدتی ببری بدی به "کلی"؟

الان اون بهش نیاز داره

باشه

اوه، شریل

مدل مویِ خوبی انتخاب کردی

۳۰۷ پیرمردِ اتاق

پسرت هنوز داره سعی می‌کنه وصیت‌نامه رو عوض کنه

ای بابا. چه بلایی سرت اومده؟

"سگ گازم گرفته."

کی اینو گفت؟

خیلی اوضاع افتضاحیه، نه؟

حالا می‌فهمم چرا به اینجا می‌گن اتاق انتظار

هی، داشتم فکر می‌کردم که، اه

اوناهاش، اومدن

سلام جیمی جم

خوش موقع اومدی. بیدار شده

راستش می‌خواستم ببینم می‌تونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟

اوه پسر، بوفه رو پر کردن

از انواع و اقسام هله‌هوله‌های شیرین

من مهمونت می‌کنم. میای؟ عالیه

واقعاً. مامان، می‌تونم برم؟

هر کاری می‌خوای بکن

ایول

سلام. سلام

کوئین واقعاً بابتِ قضیه "کلی" داغونه

و جیمی هم داره نگران میشه، برای همین امیدوار بودم

که شماها بتونین امروز ببرینش پیش خودتون

حتماً. ممنون

حالشون چطوره؟

کوئین داره بهتر میشه

کلی همون‌طوریه

برای تو چی پیش اومده؟ قضیه شرکتت به کجا رسید؟

فکر کنم درست بشه. واو. عالیه بروک

هی، "ماوث" و "میلی" سلام رسوندن

فقط نمی‌خواستن مزاحم بشن

البته. دوباره با هم راه اومدن؟

نه

خوب خوابیدی؟

آره

تو چی؟

آره، بد نبود

خب، برنامه‌ت برای امروز چیه؟

اوه، مثل دیروز

تقریباً سر و کله زدن با این حقیقت که باعث شدم بروک بازداشت بشه

و نزدیک بود شرکت رو به باد بدم

تو چی؟ اوه، مثل دیروز

تقریباً... هیچ کار

خب، حدس می‌زنم دیشب لابد ما

آره

آره، منم همین‌طور فکر می‌کنم

شاید بهتره دیگه بلند شیم

تو می‌تونی منو ببینی؟ معلومه که می‌تونم ببینمت

در ضمن، قیافت افتضاح شده

حالا، اون دختری که داری کشیکش رو می‌دی

اه، اسمش چی بود... کوئین؟

آره، حالش خوبه. پسر، جدی؟

یه هفته‌ست با هیچ‌کسی حرف نزدم

و تو این‌طوری باهام برخورد می‌کنی؟

خب، فقط داشتم می‌گفتم، می‌دونی که؟

اگه زنده نمونی، من مخِ اون دختره رو می‌زنم

آخ. می‌تونم بزنم تو سرت، نه؟

چی؟ آره

آخ. پسر. فقط داشتم امتحان می‌کردم

خب، اون قضیه چی شد؟ منظورم بخشِ... زنده موندنه

می‌دونی این چیه؟

می‌دونی اصلاً چطوری می‌تونیم برگردیم؟

ما این وسط گیج خوردیم، پسر

با زندگی کردن برمی‌گردیم

وگرنه

امیدوارم این من نباشم

چی؟ می‌تونی... می‌تونی بهش کمک کنی؟

نیست

دستگاه تنفس همیشه نشونه‌ بدیه

جهتِ اطلاع، منم زیرِ دستگاهم

کمکی نمی‌کنه

من نمی‌تونم زیرِ دستگاه باشم

یعنی باید یه راهی برای برگشت پیدا کنم

اصلاً چه اتفاقی برات افتاد؟

تیر خوردم. اوه، چه جالب

چه حسی داره؟

یـ... یـ... یادم نمیاد

خب، اگه این بهت کمک می‌کنه، باید بگم حالت خیلی بهتر شده

نمی‌کنه. بیخیال بابا

هفته‌هاست هیچ‌کسی رو نداشتم که باهاش بگردم

این‌قدر بچه‌بازی درنیار

مامانم قراره یه بچه دیگه بیاره

آره، شنیدم

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left