Oasis

Oasis

Farsi/persian felirat letöltése

1. évad

Kiadási információk

Oasis 2026 S01 NF WEB Abolfazl Fx Fa
Kommentár PersianSUB
« Fx مترجم : ابوالفضل » .:: @PunsiferPv ::.

Címkék

webdl
netflix_synced
Közzétéve: 2026-08-08
Letöltések: 0
Hallássérülteknek: No
FPS: 23.976

Farsi/persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

‫تابستون

‫بهترین فصلِ سال

‫با آفتاب، ساحل‌هاش و پارتی‌هاش

‫با عکس گرفتن‌هاش توی جاهای خفن ‫برای پُز دادن توی اینستاگرام

‫مخصوصا اگه پولدار باشی

‫ولی تابستون به خاطر این چیزا ‫نیست که خوبه

‫به خاطر این خوبه که بهترین زمان ‫برای فراموش کردن دغدغه‌های روزمره‌ست

‫آرزوی می‌کنی بری ‫اون سر دنیا

‫و دیگه برنگردی

‫اگه بخت باهات یار باشه، حس می‌کنی ‫هرچیزی که می‌خوای رو داری

‫تو با کسی که می‌خوای، ‫همون‌جایی هستی که می‌خوای

‫دوست داری تا ابد توی ‫اون لحظه بمونی

‫ولی فقط یک ثانیه طول می‌کشه

‫تا همه‌چی غیبش بزنه

‫تف توش

‫توروخدا تلفن رو بردار. توروخدا

‫یعنی چی آخه؟ تف توش

‫بردار، تلفن رو بردار، توروخدا

‫دنی. دنی، منم. ‫میشه تلفن رو برداری؟

‫نه!

‫بعدش متوجه میشی ‫که قرار نیست اون

‫تابستون رو هیچوقت فراموش کنی

‫ولی نه به خاطر اون دلیلی ‫که توی ذهنت بود

« Fx مترجم : ابوالفضل » .:: @PunsiferPv ::.

‫دریافت شد

‫- تقریبا تمومه. یک دقیقه صبر کن ‫- حله. الان برمی‌گردم

‫رابطه‌ات با سلیا، همون دختری ‫که گُم شده چی بود؟

‫از کجا می‌شناختیش؟

‫طبق اطلاعات هتل،

‫اولین بارته که اومدی ‫اویسیس، درسته؟

‫آره. دو روز پیش اومدم

‫قبلا ندیده بودمش

‫خب چطوریا بود؟

‫عشق توی نگاه اولی چیزی بود؟

‫از اون چیزی که توی ‫دوربینا می‌بینیم،

‫انگاری خیلی باهم صمیمی بودید

‫چی داری میگی؟

‫خب، شاید این پسر دیگه طاقت ‫اون دختر رو نداشته

‫وقتی جواب رد به سینه‌ات ‫می‌زنن، حال نمی‌کنی، درسته؟

‫نه، نه، نه

‫پسر من اینطور آدمی نیست

‫میگل، لطفا، میشه بذاری...

‫دنی، تو حق داری سکوت کنی

‫- ولی دلم نمی‌خواد ‫- بسه

‫نیازی نیست همه‌چی رو ‫به ما بگی،

‫ولی هرچی بیشتر بهمون بگی، بهتره

‫من و سلیا فقط باهم لاس زدیم

‫ولی من اونطور آدمی نیستم که ندونه ‫نه یعنی چی و بره برای خودش سرخود هرکاری می‌خواد بکنه

‫عالیه، دنیل

‫پس هرچی که می‌دونی رو بهمون بگو، ‫چون جون سلیا به حرفای تو بستگی داره

‫« 48 ساعت قبل »

‫دیگه نمی‌تونم صبر کنم!

‫یه قایق بادبانی 15 متری آماده‌ی ماست

‫سرعت وزش باد برای فردا ‫حدود 18 تا 22 کیلومتر بر ساعته

‫محض اطلاعتون

‫خشکی رو تصرف کردی، حالا می‌خوای ‫بری دریا رو تصرف کنی، آره؟

‫عاشقشم

‫خب، چرا وقتی می‌تونی همه‌چی ‫رو داشته باشی به کم قانع بشی؟

‫یه کمک ناخدای درجه یک می‌خوام، دنی

‫- چیزهای پایه‌ش رو سریع یاد می‌گیری ‫- حله حله. ناخدا

‫می‌دونی اونجا می‌تونی چیکارا بکنی؟ می‌تونی ‫اونجا شامپاین پخش کنی

‫فکر نکنم دلم بخواد

‫اگه تن لش‌ات از قایق بیفته بیرون ‫نمی‌تونم خودم رو ببخشم

‫آروم بابا، دنی. این سفر قراره ‫خدا باشه

‫آره، شک ندارم. و می‌دونی ‫چی از اینم بهترش می‌کنه؟

‫اگه اون رفقایی که بابا گفت ‫رو می‌آوردی دیگه نور علی نور میشد

‫هی، رفقای سوفی همه‌شون خوبن

‫مخصوصا اون بلونده که همیشه ‫گندکاری می‌کنــ...

‫مواظب باش!

‫تف توش

‫خیلی‌خب، عجب شروعی

‫خونواده‌ی کاستانیو آلارکون، درسته؟

‫ایشون دخترمه، سوفیا

‫سارا و پسرش، دنیل

‫اگه وارد شدن بهش اینقدر سخته

‫خارج شدن ازش بدتره

‫- می‌تونید برید. بفرمایید ‫- ممنونم

‫یادم رفت ازت بپرسم، اون بازوبندای ‫شنات رو آوردی؟

‫- نه. ولی جلیقه‌ی شنات رو آوردم ‫- میشه بریم یه غذایی بخوریم؟

‫اونجا رو باش. ‫ببین چه چیزایی در انتظارمونه

‫خیلی‌خب!

‫پشمام!

‫ببین، دنیل، اگه پدر مادرمون بخوان اینجا بمونن ‫و نقش خونواده‌ی شاد رو بازی کنن،

‫از نظر من ایرادی نداره

‫ولی تو کار خودت رو بکن ‫منم کار خودم رو می‌کنم

‫- نگران نباش، خودم می‌دونم ‫- خب، فقط محض اینکه گیج شده باشی گفتم

‫نه بابا. مثل همیشه رُک حرفات رو می‌زنی

‫سلام، حالتون چطوره آقای کاستانو؟

‫آقای آلارکون، خوش آمدید

‫لوئیس باسِلگا هستم، مدیر اویسیس اینفینیتی

‫باعث افتخاره. تعریف هتل‌تون رو زیاد شنیدیم

‫پس خوب تونستیم آدم‌ها رو خَر کنیم

‫سلیا، سلیا، نرو...

‫نه، نه، چمدوناتون رو خودمون می‌بریم

‫اگه مراقب نباشی، آّب دهنت می‌ریزه روی تیشرتت

‫هی، همه‌مون یه سری عیب و ایراد داریم، باشه؟ ‫تو کار خودت رو بکن منم کار خودم رو می‌کنم

‫و بذارید شما رو به دخترم، سلیا معرفی کنم

‫خیلی خوشحالم که اینجایید. ‫منتظرتون بودیم

‫- ممنونم ‫- می‌تونی به بچه‌ها اینجا رو نشون بدی؟

‫- مطمئنم از اینی که هستن ذوق‌زده‌تر میشن ‫- به روی چشم. باعث افتخاره

‫- میشه دنبالم بیاید؟ ‫- اوکیه

‫میشه اینو بذارم اینجا؟

‫سفرتون چطور بود؟

‫- عالی بود ‫- بدک نبود

‫اگه مایلید، می‌تونیم از رستوران‌ها شروع کنیم

‫باشه، ولی ببخشید، اگه یه راهنمای ‫تور می‌خواستم، می‌رفتم موزه‌ای چیزی

‫بیخیالش. فکر کنم استخر از این طرفه

‫بله، همونجاست

‫مرسی

‫خواهرت به خاطر چیزی که خودم نمی‌دونم ‫از من بدش میاد یا چی؟

‫نه، اون خواهرم نیست

‫و تازه تقصیر تو نبود، نبودنش بهتر از بودنشه

‫تلافی می‌کنم

‫خیلی‌خب، چی می‌خوای؟

‫گریپ فروت

‫مارگاریتای گریپ فروت. ‫فکر کنم از خودش درآورده

‫- اصلا همچین چیزی نداریم ‫- سلام

‫نه. اصلا امکان نداره

‫- شاید یه مارتینی بزنم ‫- سلام عرض شد

‫- من اینجا نشسته بودم ‫- سلام

‫اینجا پُره

‫ببخشید، ولی می‌گید برای نشستن ‫باید از قبل یه جایی رو رزرو کنم؟

‫تازه اومدی اینجا؟

‫آره

‫ما اینجا یه سری قوانین داریم

‫می‌بینی، اینجا همه می‌دونن ‫باید کجا بشینن،

‫و دوست داریم همینجوری هم بمونه

‫فهمیدم. گرفتم چی میگی

‫اون یکی چطور؟ می‌تونم برم اونجا؟ ‫یا اونجا هم مالِ کسیه؟

‫- برو بشین، می‌تونه؟ نمی‌دونم والا ‫- ولی اون...

‫مطمئن نیستم

‫سوفی؟ حتما شوخی می‌کنی! پشمام

‫- وای خدایا! ‫- باورم نمیشه!

‫- شما همدیگه رو می‌شناسید؟ ‫- آره بابا

‫سوفی تا بهار سالِ پیش ‫هم‌خوابگاهیم توی مدرسه‌ی شبانه‌روزی بود

‫- جدی ‫- درست عین من و تو

‫- کِی رسیدی اینجا؟ ‫- همین تازگی. چند دقیقه بیشتر نمیشه

‫پشمام واقعا. ‫خب، اینا هم لئو و ماکا هستن

‫بهترین دوستام

‫ما هر سال میایم اینجا

‫عالیه

‫- چند سال شده؟ ‫- شیش سالی هست؟ پشمام

‫ما تازه داشتیم باهم آشنا می‌شدیم، درسته خانما؟

‫خیلی باحالن

‫- آره، خیلی ‫- دخترا، دخترا، بیاید یه تازه‌وارد داریم

‫نظرت چیه؟ 8.5 یا 9؟

‫- از جلو که نه. نه تایپم نیست ‫- نه؟

‫هی، سلیا!

‫- استانداردهات خیلی رفته بالا آره؟ ‫- خیلی

‫اصلا نمی‌فهمم واقعا. خیلی سوبره

‫خب، اون پسره هم همینطور

‫مگه می‌شناسیش؟

‫مامانش با بابام رابطه داره

‫آها

‫دیگه چی؟

‫نه، امکان نداره

‫ترجیح میدم بمیرم، امکان نداره

‫و تازه‌شم، اون تایپم نیست ‫بیشتر یکی رو که...

‫یکی مثل اونو ترجیح میدم

‫- سوفی، نه ‫- ماکا، می‌خواد زیدت رو بُر بزنه

‫اگه دلش بخواد می‌تونه ‫امتحان کنه

‫اگه از نزدیک ببینیش، اونقدرا ‫هم خوشگل نیست، باور کن

‫خیلی‌خب، می‌بینمتون

‫- عشق و علاقه می‌باره ازشون ‫- آره. خیلی چندشن

‫حسودیت شده؟

‫- اصلا ‫- درسته

‫- باید برم گلف ‫- جدی؟ ول کن بابا

‫- لورا! ‫- جدی باید بری؟

‫بیخیال گلف نمیشه

‫انگاری مربیش اونقدری خوبه که ‫نمیشه ولش کنی، درسته لورا؟

‫وای خدایا، بس کن

‫نه. قول میدم ‫بعدش دوباره میام پیشت، باشه؟

‫- خداحافظ ‫- می‌بینمت

‫خداحافظ. لورا!

‫سلام

‫اینجا رختکن زنونه‌ست

‫ببخشید، ولی توی رختکن خودمون حوله نداشتیم

‫خب چیکار کنیم پس؟

‫خب، حوله‌ی خودت رو بده بهم، اگه می‌خوای

‫- برای منو می‌خوای؟ ‫- آره

‫حتما. الان میرم درش میارم

‫البته نمی‌دونم بعدش زیدت ‫چه فکری می‌کنه

‫- اسمش ماکا بود، درسته؟ ‫- آره

‫آره. درسته

‫خداییش، خوشگله ولی

‫و اینکه...

‫- سلیقه‌ی خوبی هم داره ‫- جدی؟

‫این یه چیز وجه‌ی مشترکمونه

‫جدی فکر کردی جلوت لخت میشم؟

‫حتما توی ناز و نعمت بزرگ شدی

‫حوله برای خودت، حله؟

‫خیلی‌خب

‫- بد نبود ‫- آره

‫بدک نبود. کم کم داری بهتر میشی

‫قرار نیست همون اولش ‫مثل حرفه‌ای‌ها ضربه بزنی

‫می‌خوای دوباره بزنی؟

‫- آره ‫- خیلی‌خب

‫ببین

‫همین حرکت رو انجام بده

‫اینجوری

More Farsi/persian subtitles for Oasis

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left