Oasis

Oasis

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Oasis 2026 S01 1080p WEB h264-EDITH lang persian
A Commentary by shine021
سریال بهشتِ دروغین فصل اول کامل

Tags

webdl
Published on: 2026-07-02
Downloads: 23
Hearing Impaired: No
FPS: 25

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

زيرنويس از مهدي shine021

تابستون.

بهترین فصل سال.

آفتاب، ساحل، پارتی.

عکس تو جاهای نفس‌گیر که بذاری تو اینستاگرام.

مخصوصاً اگه پول داشته باشی.

ولی تابستون به خاطر اینا عالی نیست.

عالیه چون بهترین وقت واسه فراموش کردن همه مزخرفات روزمره‌ست.

خواب سفر به اونور دنیا رو می‌بینی

و این که دیگه هیچوقت برنگردی.

اگه خوش‌شانس باشی، حس می‌کنی هرچی لازم داری داری.

جایی که می‌خوای هستی، با کسی که می‌خوای.

دلت می‌خواد تا ابد همون‌جا بمونی.

اما فقط یه لحظه کافیه…

تا هرچی داری ناپدید بشه.

گند.

لطفاً تلفنو بردار. لطفاً.

این دیگه چه کوفتیه؟ گند.

فقط تلفنو بردار، لطفاً، لطفاً.

دنی. دنی، منم. میشه لطفاً تلفنو برداری؟

این… نه!

بعدش می‌فهمی که قراره اون تابستون یادت بمونه

تا آخر عمرت.

اما نه به دلیلی که فکرشو می‌کردی.

«بهشتِ دروغین»

چشم.

- اینجا تقریباً تمومه. یه دقیقه. - عالیه. زود برمی‌گردم.

رابطه‌ات با سلیا، دختر گمشده چی بود؟

از کجا می‌شناختیش؟

با توجه به سوابق هتل،

این اولین باریه که اینجا تو اُی‌سیس اقامت داری، درسته؟

آره. دو روز پیش رسیدم.

قبل از اون هیچوقت ندیده بودمش.

خب پس چی بود؟

عشق در نگاه اول بود یا یه چیزی؟

از اون چیزی که تو دوربین‌ها می‌بینیم،

شما دو نفر به نظر خیلی صمیمی می‌رسیدین.

منظورت چیه؟

خب، شاید پسر با اون کم‌طاقت شده.

اگه بگن نه، دوست نداری، اینطور نیست؟

نه، نه، نه.

پسر من اینطوری نیست.

میگل، لطفاً، اجازه بده من…

دنی، تو حق داری سکوت کنی.

- اما نمی‌خوام. - کافیه.

لازم نیست همه جزئیات رو بگی،

اما هرچی کمتر پنهان کنی، بهتره.

من و سلیا فقط همدیگه رو بوسیدیم.

اما من از اون آدما نیستم که معنای 'نه' رو نمی‌فهمه و هر کاری می‌کنه.

خوبه، دنیل.

پس هرچی می‌دونی بهمون بگو چون جون سلیا در خطره.

۴۸ ساعت قبل

بی‌صبرانه منتظرم!

قایق بادبانی ۱۵ متری خوشگل همه‌چیزش آماده‌ست برامون.

قراره باد فردا ده تا دوازده نات باشه.

فقط دارم می‌گم.

تو خشکی رو فتح کردی، حالا باید دریا رو هم فتح کنی، نه؟

عاشقشم.

خب، وقتی می‌تونی همه رو داشته باشی چرا به یکی قانع بشی؟

من یه جفت خوب لازم دارم، دنی. می‌بینی.

- اصول رو سریع یاد می‌گیری. - چشم کاپیتان.

می‌دونی اونجا چی می‌تونی بکنی؟ می‌تونی شامپاین سرو کنی.

همم… اینطور فکر نکنم.

نمیتونم خودمو ببخشم اگه اون تن خرابت بیفته تو آب. پس…

آروم باش، دنی. این سفر قراره محشر بشه.

آره، مطمئنم. و می‌دونی چی می‌تونه از این بهترش کنه؟

اگه اون دوستای محشر که بابا ازشون گفت رو آورده بودی.

هی، دوستای سوفی همشون عالین.

مخصوصاً اون بلوندش که همه جا رو به هم می‌ریزه…

حواست باشه!

لعنتی لعنتی.

باشه، چه شروع خوبی.

خانواده کاستانیو-آلارکون، درسته؟

این دختر منه، سوفیا.

سارا و پسرش، دنیل.

اگه وارد شدن اینقدر سخته…

بیرون رفتن سخت‌تره.

- خوب شد، برو تو. - ممنون.

اوه، یادم رفت بپرسم، اون بازوبندای بادی کوچیکتو آوردی؟

- نه. اما جلیقه نجاتتو آوردم. - می‌تونیم یه جای غذا بگردیم؟

آه! ببین. ببین چی منتظرمونه.

باشه!

واو. خوبه!

ببین، دنیل، اگه والدینمون می‌خوان اینجا بمونن و خوشبخت بازی دربیارن،

از نظر من اشکالی نداره.

اما تو کار خودتو بکن، منم کار خودمو.

- اوه، نگران نباش، می‌دونم. - خب، فقط برای این بود که اشتباه نکنی.

اوه، نه. تو مثل همیشه رُک هستی.

امم… سلام، حالتون چطوره، آقای کاستانیو؟

خانم آلارکون، خوش اومدین.

لوییز بازلگا، مدیر اُی‌سیس اینفینیتی.

خوشوقتم. چیزای محشری درباره هتلتون شنیدیم.

یعنی تونستیم یکی رو گول بزنیم.

سلیا. سلیا، لطفاً…

نه، نه، ما مواظب چمدوناتون هستیم. حتماً.

اگه حواست نباشه، آب دهنت می‌ریزه رو پیراهنت.

هی، همه ما عیبایی داریم، نه؟ 'من کار خودمو می‌کنم، تو کار خودتو.' باشه؟

و بذار دخترم رو معرفی کنم، سلیا.

خوشحالیم که اینجایین. منتظرتون بودیم.

- ممنون. - می‌تونی بچه‌ها رو ببری یه گشتی بزنی؟

- مطمئنم اون‌ها رو بیشتر هیجان‌زده می‌کنه. - حتماً. باعث افتخاره.

- می‌تونین دنبالم بیاین؟ - خوبه.

می‌تونم این رو بذارم اینجا؟

سفر چطور بود؟

- عالی بود. - بد نبود.

اگه دوست دارین، می‌تونیم با رستورانا شروع کنیم.

باشه، ببخشید. اگه تور با راهنما می‌خواستم، می‌رفتم موزه هنرای مدرن.

ولش کن. فکر کنم استخر از این طرفه.

آره، اون طرف.

ممنونم. تشکر.

خواهرت به دلیلی که من نمی‌دونم از دست من ناراحته؟

اوه، نه، اون خواهرم نیست.

و این تقصیر تو نبود. وقتی اینجا نیست می‌تونه عالی باشه.

تلافی این رو سرت درمیارم.

خب، چی می‌خوایم؟

گریپ‌فروت.

مارگاریتای گریپ‌فروت. فکر کنم خودش درستش کرده.

- غیرممکنه وجود داشته باشه. - سلام.

نه. اصلاً.

- شاید یه مارتینی. - سلام.

- من اینجا نشسته بودم. - اوه، سلام.

اون صندلی رزرو شده.

خب… ببخشید، یعنی من باید جا رزرو کنم؟

اولین باره اینجا اقامت داری؟

آره. آره.

ما اینجا یه سری قانون داریم.

ببین، همه اینجا جای خودشون رو می‌دونن،

و ما همینطور حفظش می‌کنیم.

گرفتم. الان فهمیدم.

و اون یکی؟ می‌تونم؟ یا اونم رزروئه؟

- بشین. نه؟ نمی‌دونم. - اما اون…

مطمئن نیستم.

سوفی؟ شوخی می‌کنی! محاله!

- وای خدای من! - باور نمی‌کنم.

- همدیگه رو می‌شناسین؟ - آره.

سوفی تا بهار گذشته هم‌اتاقی من تو مدرسه شبانه‌روزی بود.

- محاله. - یه جورایی مثل من و تو.

- کی رسیدی؟ - همین الان. یه لحظه پیش.

محاله. خب، این لئو و ماکا هستن.

بهترین دوستام.

هر سال می‌ریم اونجا.

عالیه.

- چند ساله؟ - شیش سال؟ این دیوانگیه.

و ما تازه داشتیم با هم آشنا می‌شدیم، درسته خانما؟

اونا خیلی خوبن.

- یعنی، واقعاً خوبن. - دخترا، دخترا، یه تازه‌وارد هست.

همم…

نظرت چیه؟ ۸.۵، یا ۹؟

- نه از روبرو. تیپ من نیست. نه. - نه؟

هوی، سلیا!

- نشونه گرفتن بلنده، ها؟ - خیلی بالا.

نمی‌فهمم. اونقدر کسل‌کننده‌س.

خب، اونم همینطور.

اون یارو رو می‌شناسی؟

مامانش و بابام با همن.

آهان…

و…؟

اصلاً و ابداً، نه، هرگز.

مُردن برام بهتره. امکان نداره.

علاوه بر این، تیپ من نیست. من یکی رو ترجیح می‌دم که بیشتر شبیه…

یکی مثل اون.

- سوفی، نه. - ماکا! داره سعی می‌کنه یارتو بقاپه.

اگه بخواد می‌تونه امتحان کنه.

اما وقتی از نزدیک ببینیش، اونقدرم خوش‌تیپ نیست، به من اعتماد کن.

باشه، می‌بینمت.

- آخ. - آخ…

- چقدر عشق. - آره، حال آدمو به هم می‌زنن.

حسودی؟

- ذره‌ای. - حتماً.

- من باید برم، دیرم شده برای گلف. - جدی؟ نه.

- لائورا! - واقعاً باید بری؟

اون گلف رو از دست نمی‌ده.

ظاهراً مربیش به این راحتیا از دست نمیره، درسته لائورا؟

وای خدای من، ولش کن.

نه. قول می‌دم بعداً دور هم جمع بشیم، باشه؟

- خداحافظ. - می‌بینمت.

خداحافظ لائورا!

سلام.

اینجا اتاق رختکن زنونه‌ست.

ببخشید، ما تو رختکنمون حوله تموم شده.

خب چیکار باید بکنیم؟

خب، می‌تونی حوله خودتو به من بدی، اگه می‌خوای.

- حوله منو می‌خوای؟ - آره.

- البته. می‌تونم درش بیارم. - امهم.

البته نمی‌دونم دوست‌دخترت چی فکر می‌کنه.

- ماکا، درسته؟ - آره.

آره. درسته.

راستی، خیلی خوشگله.

و…

- سلیقه خیلی خوبی داره. - داره؟

تو این زمینه شبیه هم هستیم.

واقعاً باور کردی واست لخت می‌شم؟

باید یه پسر ننر باشی.

حوله رو می‌تونی نگه داری، باشه؟

باشه.

- خوب شد. - آره.

بد نیست. کم‌کم داری بهتر می‌شی.

قرار نیست دفعه اول درست انجام بشه.

دوباره امتحان کنیم؟

- حتماً. - باشه.

More Farsi/persian subtitles for Oasis

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left