Az első 190 sor.
هی
آره
باشه، امتیاز بازی
سه، چهار
پنج، شش، هفت، هشت
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت
آقای بلو، آقای کان
بشین روبن
هرکسی که واقعاً کار میکنه اینجا خوش اومده.
چشه؟
زندگیش هیچ معنیای نداره.
من یه رابطه میخوام.
چرا؟
کسبوکار پدرش رو داره.
با همه دردسرا و مسئولیتایی که باهاشه.
یه سویل جدید، یه خونه توی تپهها.
من خوشحال نیستم.
چرا نیستی؟
فکر میکنی فروش لباس ورزشی زنانه رضایتبخشه؟
من اتوبوس میرونم.
من برای پدرم کار میکنم.
میدونی مشکلت چیه؟ اسمته، ایلای.
شاید اگه اسمت مایک یا بیل بود، شاید...
هیچوقت فکر کردی چرا اسمت رامون نیست؟
مکس ایلای، این اسم پدرته.
و اون اسمت رو چی گذاشت؟
ایلای.
هنوز دیر نشده عوضش کنی، اد.
اسم تو مگه چی خاصی داره؟
بلو.
الو؟
چطور میتونیم این معامله رو انجام بدیم؟
شارلوت، من دو بار رفتم پیش همکارام.
اونا نمیخوان... من میخوام معامله رو انجام بدم.
اونا گفتن حداقل قیمت ۱۰ بود، من راضیشون کردم ۸.
اونا ازم متنفرن.
ترجیح میدم خودمو بکشم. کالا رو میخوای؟
سلام، سید.
ممنون، کندی.
بهت زنگ میزنم.
خداحافظ.
۵۰ تا سورمهای، ۵۰ تا سفید.
مارتا؟
بلیزرها رو نسوزون.
دفعه بعد تو میتونی بالا باشی.
من یه تخت میخوام.
اگه برات یه تخت بگیرم، یه کاناپه میخوای.
خب مشکلش چیه؟
بعدش هم یه کوزینارت.
مسئله این چیزا نیست، بلو.
من ۳۰ سالمه.
من ازت بیشتر میخوام.
این کاریه که من میکنم.
پس من چی؟
تو وقتی اومدی اینجا میدونستی من کی هستم.
هنرمندای دیگه مثل آدم زندگی میکنن.
یکی رو نام ببر.
کینگ.
اون یه هرزهست.
نمایش جدیدش فوقالعادهست.
هنوز باز نشده.
چطور دیدیش؟
با هم ناهار خوردیم.
کی؟
هفته پیش.
کجا؟
وست بیچ، چه فرقی میکنه؟
خب، چرا بهم نگفتی؟
دارم همین الان بهت میگم.
من باهاش ناهار خوردم، باهاش سکس نکردم.
فرقی نمیکنه.
شوخی نمیکنم، بلو.
اگه خوشحال نیستی، برو.
اگه ترکت کنم، از هم میپاشی.
نمیشم.
تو خیلی عوضی هستی.
پرتقال میخوای؟
آره.
به اندازه کافی بهت دست میزنم؟
چی؟
وقتی عشقبازی میکنیم، با هم ارتباط برقرار میکنیم؟
بعد پنج سال از من اینو میپرسی؟
آره.
هی، بلو؟
کجا میری؟
هنوز نیمهشب هم نیست.
دیگه نمیتونم، ماروین.
چی شده، پول لازم داری؟
هی
۱۵ سال هنر خوندم.
تو بهترینی، داداش.
این مزخرفه.
باید برای چاپ این ما رو بندازن زندان.
من چاپچیام، کارم چاپ کردنه.
باید جدی بگیرم.
به سفر اختری اعتقاد داری؟
چیه؟
یه تجربه خروج از بدنِ.
بوی خوبی میدی.
میوهست.
من فقط میوه میخورم.
آها.
بچه میخوای؟
امشب نه.
میخوام وقتی جوونم، بچه دار بشم.
ولی فکر نمیکنم آماده باشم.
باید با کسی که دوستش داری بچه دار بشی.
قراره سکس کنیم؟
تو میخوای؟
اونقدر خوب نمیشناسمت.
خب، فقط اگه خودت راحتی.
هوم
هوم
فکر کنم آره.
به ارگاسم اعتقاد ندارم.
چی؟
من اعتقاد دارم که سکس باید یه تبادل انرژی باشه.
ارضا نمیشی؟
نمیخوام انرژی رو از دست بدم.
اگه من ارضا بشم، ناراحت نمیشی؟
اگه گوشت رو کنار بذاری، دیگه لازم نیست.
سلام
اینجا چی کار میکنی؟
کارمو ول کردم.
چی گفتی؟
باید زندگیمو عوض کنم.
سید از کوره در میره.
من به خاطر اون این کارو کردم.
اون امنیت میخواد.
پس کارتو ول کردی؟
باید شغلمو جدی بگیرم.
شغل اونیه که ازش پول درمیاری.
چرا نقاشیهای من فروش نمیره؟
تو نقاشیهایی میکشی که مردم از آویزون کردنشون
توی خونههاشون خجالت میکشن.
دارم از دستش میدم، ای.
نه، از دستش نمیدی.
داره از دستم درمیره.
سازش، همینه که میخواد.
سازش؟ اون وقت من میشم تو.
خونه عالی، ماشین عالی.
لباسای عالی، زنهای عالی.
حرفای بیمزه، سکس عالی و بعدش هیچی.
شاید یه کم احساس گناه.
با یکی میری بیرون و اون تمام شب رو
داره بهت میگه کیه. خسته کننده.
خب پس آخر شب
تصمیم میگیری ارزش سکس کردن رو داره
یا اینکه کلاً وقتت تلف شده.
میدونی اگه خوب باشه
دیگه هیچوقت ازش خبری نمیشنوی.
چرا؟
اون ترسیده.
از چی؟
درگیر شدن.
نمیدونی چقدر خوش شانسی.
از قرار گذاشتن متنفرم.
سوءتفاهم نشه.
بیا بریم فتبرگر.
نه، باید برم خونه.
به سید زنگ بزن، میریم دنبالش.
باید زود بیدار شه، نمیخوام بیدارش کنم.
پس بذار بخوابه.
نه
باید برم.
سکس همه چیز نیست.
من بلوام.
شاد باش!
کاسه میوه؟
آره.
خب، حالا چی؟
باید یه نمایشگاه جور کنم.
چطور قصد داری این کارو بکنی؟
قراره تهاجمیتر عمل کنم.
مگه میشه؟
چهار سال پیش، بلو یه نمایشگاه داشت.
اون منتقد تایمز رو کتک زد.
من کتکش نزدم
باید به زور جلوتو میگرفتن
اینقدر قضیه رو بزرگ نکن
رفتی زندان
چیکار میکنی؟
درس میدم
ایروبیک، توی یه کلاس باهاش آشنا شدم.
هی، وقت بیشتری میخوای؟
آره، حدود ۳۰ سال.
میدونم چی میخوام.
آره، کمتر مردی اینطوریه.
دو تا چیلی چیزبرگر، سیبزمینی سرخکرده و یه سالاد میوه.
برای نوشیدنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.