Az első 200 sor.
« ماه ها قبل »
ممنونم کدیر
عالیه
لطفا به همسرت بگو حتی از اونی که
توی قسطنطنیه درست میکنن، بهتره
فکر کنم منظورتون استانبول باشه، خانوم
قسطنطنیه اسم باستانی ـشه
البته
«ترجمه از «رضـا بـلالي و حــامــد « HaMeD , Reza.potter »
بلک اسکای
گرفتیمش
چقدر منتظر بودی؟
خیلی زیاد
آخرین ذخایرمون برای انجام این کار مصرف میشه
مطمئنی که به ریسکش میارزه؟
تاحالا توی هیچچیز اینقدر مطمئن نبودم
میدونم که ترسیدی، ولی میگذره
همینطور دردِت
هیس، چیزی نیست
چیزی نیست
عقب وایسین
اینجا دیگه خونهی توئه
ما خانوادهی تو هستیم
من خیلی وقته منتظر بودم تا ببینمت
آروم
آروم فرزندم، آروم
آروم
بخور
باید قوی باشی
حرف زدنت برمیگرده
همینطور غریزههات
...ولی باقی چیزا
متاسفانه باید بگم ارزش نگه داشتن نداشت
...تو
...تو
اسم من الکساندراست
تو متولد شدی
زندگی کردی و مُردی
...و چیزی که توی اون دنیا دیدی
...تاریکی، غیاب همهچی
هولناکه، مگه نه؟
منم دیدمش
بیشتر از یکبار
،و تنها چیزی که توی این زندگی میخوام اینه که هرگز دیگه نبینمش
ولی حالا که ما به هم رسیدیم
دیگه نباید نگران این باشیم
کی؟
کی؟
...فرزندم
.تو... همهچیزی
.تو همه چیزی
مهم نیست چه چیزی انتخاب میکنی
تو بلک اسکای هستی
در نهایت، خودِ تو، سلاح هستی
واکیزاشی
انتخاب خوبیه
،اونا نمیدونن چی در انتظارشونه تا اینکه دیگه دیر بشه
اون آمادهست
ببرید پیشش
تو ازم یه سوال پرسیدی
این پاسخـشه
تو این هستی
آماده دیدنته
،استیک، جنگی که تمام عمرت داشتی توی اون میجنگیدی تموم شده
تا وقتی که آیرون فیست زنده هست، هیچی تموم نشده
کجاست؟
من از کجا بدونم
نمیخوام با شکنجه تو رو برقصونم
دیگه نه
حیف شد
از اون بخش خوشم اومده بود
دنی رند ماههاست که برای خودش یکهتازی میکنه
فکر میکنه یه ارتش یک نفره هست
آدم تواناییه
بهتر از اون رو هم دیدم
همچنان، باقی عمرت باید حواست به پشت سرت باشه
...و با چیزایی که من شنیدم
از باقی عمرت خیلی هم نمونده
...حالا
این شد الکساندرایی که من میشناسم - توجه کن -
دوست جدید پیدا کردی؟
.نه، استیک با یکی از دوستای تو دوست شدم
الکترا - ستونی که فکر میکردی از بین رفته -
فقط بلک اسکای زنده هست
،گوش بده بهم بچه اون چرت و پرت میگه
...باید تو رو ببریم - آیرون فیست کجاست؟ -
باید از روی جسد من رد بشی تا اون به ارتش تو بپیونده
فکر کردی میخوام برای من بجنگه؟
اون یک اسلحهست، تو یه هیولا. بس نیست؟
بعد از یک عمر خدمت به کان لان
همچنان اونو نمیشناسی
نه
ولی خودمو میشناسم
خودت خواستی... الکترا
امشب اینجا میمیری، پیرمرد
بالاخره - خیلی مطمئن نباش -
حرومزاده
وکیل تسخیری هستی؟ - آه، نه -
پس اینجا چیکار میکنی؟ - ...یه دوست منو فرستاده. اون واسه -
بذار حدس بزنم، واسه جری هوگارت کار میکنه - درسته -
نمیدونستم سفیدپوستا رو هم استخدام میکنه
.آه، من مستقل کار میکنم برای شرکت اون کار نمیکنم
خب من بهت پولی نمیدم - لازم نیست -
چون اون پولتو داده؟ - آره -
،و من یک کاتولیک هستم من برای کمک به فقرا آماده هستم
شوخی بدی بود، ببخشید - اصلا شوخی نبود -
،آم، خانوم جونز میشه بپرسم چه مدت کارآگاه خصوصی بودین؟
نه
همیشه جلوی کسایی که میخوان کمکت کنن، اینقدر بی ادبی؟
میدونی چیه؟ خودم میرم وکیل پیدا کنم، ممنون
باشه، خب، در واقعیت، به وکیل لازم نداری
بعد از اینکه بیرون با مسئول پرونده صحبت کردم
...معلوم شد که فارغ از دردسری که خودت رو توش انداختی
...پلیس نیویورک، مدرکی علیه تو نداره، پس
پس میتونم برم؟ - اوهوم -
هرچند که همچنان خونه و دفترت صحنه جرم به حساب میان
و باید بعدا برای پاسخگوی به سوالات به اداره پلیس بیای
...تا اون موقع - از شهر خارج نشم -
روند کار رو میدونم
...خانوم جونز، میشه... من... آه
ببین، راه آسونی برای گفتنش نیست
پروندهات رو خوندم میدونم کی هستی
چه توانایی هایی داری
...میدونم که کیلگریو چی شد، پس
این هیچ ربطی به اون نداره - ...خیله خب، عالیه، پس -
...ببین... فقط دارم میگم که، قانونا
،اگر چیزی هست ...این بین ما میمونه
اگر چیزی... چیز غیرعادی درباره این پرونده وجود داره
کدوم بخش از "روند کار رو میدونم" رو نفهمیدی؟
هیچ اتفاقی نیفتاد
مشکلی ندارم
عالیه. پس فکر کنم میتونی بری
مالکوم؟ آره الان اظهارنامهام رو نوشتم
تو خوبی؟ دقیقا چی بهشون گفتی؟
سلام
چی شد؟ - سلام -
بچهها توی خیابون توسط مردی که به وایت هَت معروفه به خدمت گرفته میشن
نمیدونم میخواد چیکار کنه
ولی، دارن یه جور تمیزکاری انجام میدن
تمیزکاری چی؟ - ...نتونستم ببینم، ولی -
چی شده؟
...اون بچه، کول
همین الان پلیسا بردنش
احتمالا الان توی زندانه
من اونو جا گذاشتم، کلر - عیبی نداره -
چرا داره
تو بیرون از زندان جات بهتره
دوست دارم اینجا باشی
چیشد؟
کتک خوردم
وایت هت زد؟ - نه، نمیدونم کی بود -
ولی احساس کردم با چکش خوردم
...یه دستی داشت... دستش
فکر کنم میدرخشید
چجوری میدرخشید؟
نمیدونم. یه بچه لاغرِ سفیدپوست بود
...یه مشتی داشت و
به کی زنگ میزنی؟ - یکی هست که باید ببینیش -
اون بهم مشت زد - تو اول مشت زدی -
واقعا؟
چرا اون هیچیش نمیشه؟ - جریان اون مشت چیه؟ -
بدستش آوردم - چی؟ -
بدستش آورد
...یه جای جادویی هست به اسم کان لان، و
خودم میتونم جواب بدم
...یه جای جادویی هست به اسم کان لان - داری شوخی میکنی، بیخیال -
پدر و مادر من توی سقوط یه هواپیما مردن
گروهی از راهبهها منو به سرپرستی گرفتن
اونجا یاد گرفتم که چجوری "چیِ" درونم رو احضار کنم
من آیرون فیستِ فناناپذیر هستم
برای این رفته بودی به چین؟
...هرچیزی که دیشب دیدی، اون یارو وایت هت
ممکنه به آدمایی که دنی و کالین باهاشون میجنگن، ربط داشته باشه
همونایی که به بیمارستان کلر حمله کرده بودن
تو میگی میدونی که وایت هت کیه؟
نه. ولی فکر کنم همدست هَند باشه
یه سازمان جنایی هستن
لازم نیست بگم که چقدر قدیمی هستن
.و اینکه چقدر نفوذ دارن اونا همهجا هستن
توی همهچی
تمام قدرتشون ریشه از تواناییشون در زنده کردن مردههاست
خیله خب، نمیدونم چقدر میتونم باور کنم
حرفاتون غیرمنطقیه - همچنین ضدگلوله بودن -
،جفتتون به من اعتماد دارین پس لطفا گوش بدین که چی میگم
شما یه طرف هستین
،و حالا میخوایم تنهاتون بذاریم تا باهام حرف بزنین
فقط حرف بزنین
دوماه پیش، برنامه یه سفر ریخته بودیم
میخواست که از اینجا بره
با عقل جور درنمیاد
...اومدم سراغ تو
...تا جواب بگیرم. و حالا
...خب، پلیس پیگیر پرونده هست، ولی
،بین خودمون بمونه من میخوام به تحقیقات ادامه بدم
یعنی بدون دونستن پلیس؟ - آره -
نمیدونم چقدر میتونم پول بدم - الان نگران اونش نباش -
باشه. خیله خب
حالا، چیزی هست که بهم نگفته باشی؟
مواد؟ میدونی، قمار، عادات عجیب سکس؟ ...هیچ ماجرایی که
اون بخشی ازش باشه؟ - نه، نه -
No comments yet. Be the first to leave one.